تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۲  ، 
کد خبر : ۶۷۰۵۸

جنگ سرد جدید و فرصت‌های راهبردی ناشی از آن


نویسنده : مصطفی ملکوتیان
روی کارآمدن دیمیتری مدودف به عنوان رییس جمهور فدراسیون روسیه به نقطه ی عطفی درتحولات روابط آمریکا - روسیه وبه زبان دیگر غرب و شرق جدید تبدیل شده است .در دوره ی ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین، روسیه با نوعی خوش بینی نسبت به غرب و یا به دلیل شرایط نا مساعد اقتصادی و لزوم بهره‌‌گیری از تکنولوژی غربی راه تعامل با کشورهای غربی را در پیش گرفت و با توجه به نیاز آمریکا به موافقت روسها با حضور نظامی این کشور در آسیای مرکزی و قفقاز به بهانه مبارزه با تروریسم ، درقبال برخی هدایای آمریکا به روسیه ،آمریکا به فرصت‌ها‌یی برای اجرای راهبرد جهانی خود یعنی فراهم کردن شرایط برای گسترش ناتو به شرق دست یافته بود.
اما روسیه پس از آن الزامات یا خوشبینی های اولیه نسبت به ادعاها و مطالع غرب، از حالت گیجی خارج گردید و در حالی که مخالفتش با تلاش های امریکا برای حضور در سرزمین‌های قبلا در اختیار خود ابتدا تنها جنبه اعلام و مخالفت لفظی داشت ، باروی کارآمدن آقای مدودف این مخالفت ها در مقابل آمریکا و مجموعه‌ی غرب جدی گردیده روابط آمریکا - روسیه به یک بحران بزرگ تبدیل شد. اینک روس‌ها به تلاش‌های آمریکا برای حضور در مرز های جنوبی و غربی فدراسیون روسیه به عنوان تلاشی برای متلاشی کردن این کشور می نگرند که البته غرب همواره آن را در نظر داشته است؛ زیرا به نظر غرب روسیه با این میزان گسترده وسعت و حضور در مناطق مختلف ، همیشه خطرناک خواهد بود به ویژه اگر با کشورهایی مانند: چین، ایران، هند، قزاقستان وغیره متحد گردد.
در زمان جنگ سرد پیشین میان غرب و شرق یعنی تا پیش از فروپاشی اتحاد شوروی و بلوک شرق کمونیست مشهور بود که دو ابر قدرت آمریکا و شوروی آنقدر سلاح هسته‌ای انبار کرده‌اند که روس‌ها می‌توانند با سلاح‌های خود 4 بار و آمریکایی‌ها 3 بار کره زمین را ویران کنند.به علاوه در آن جنگ سرد که نقاط اوج آن جنگ کره ، مسئله برلین و جنگ ویتنام بود ، گفته می‌شد که روسها از نظر قدرت تخریب و آمریکایی ها از نظر دقت سلاح‌ها بر رقیب پیشی دارند.با توجه به این که روس‌ها امروزه از نظر اقتصادی قوی‌تر شده و تا حدود زیادی بر بحران‌های داخلی خود مانند مشکلات اقلیتی در قفقاز نیز فایق آمده‌اند، جنگ سرد جدید نتایج عمده‌ا‌ی بر مسائل جهانی خواهد گذارد. در این راستا ، اولین قدم عملی فدراسیون روسیه در مقابل غرب، وتو کردن قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در تحریم زیمبابوه در سال جاری بود. آمریکا که از مخالفان رابرت موگابه- رهبر سیاهان در جنبش علیه نژادپرستی در زیمبابوه حمایت می کند، نتوانست شرایط سیاسی را در این کشور به نفع خود تغییر دهد. بنابراین طبق معمول ، با عصبانیت به سوی بهره‌گیری از اهرم شورای امنیت رفت ، اما روس‌ها دریافتند که اگر در این رابطه در مقابل غرب کوتاه بیایند قاره آفریقا و سیاهان را به خود بدبین خواهند کرد، آنها همراه با چینی‌ها قطعنامه را وتو کردند.
اشتباه فاحش گرجستان:
در این شرایط آقای ساکاشویلی رییس جمهور گرجستان که به مهره آمریکا شهرت دارد و طی به اصطلاح یک انقلاب رنگی مورد حمایت این کشور و با پول و تبلیغات آمریکا - که اسناد آن موجود است -قدرت را بدست گرفت، دست به یک اشتباه فاحش یعنی حمله به سرزمین استقلال طلب اوستیای جنوبی و اشغال آن برخلاف قرارداد قبلی خود با روسیه مبنی بر حضور ارتش صلح بان روسیه در این سرزمین زد . آن چه شرایط را به سرعت بدتر کرد کشته شدن 10 سرباز روس در آغاز این نبرد بود. اشتباه فاحش در سیاست برای سیاستمداران بسیار خطرناک است و گاه ممکن است باعث نابودی هویت سیاسی آنان گردد. ساکاشویلی نتوانسته بود در انتخابات بعدی ریاست جمهوری آرای دوره اول را بدست آورد و اینک تصور میکرد با کسب پیروزی در اوستیای جنوبی که قبلا وعده آن را داده بود بتواند قدری موقعیت خود را بهبود بخشد.به علاوه، غرب او و رهبران کشورهایی مانند اوکراین را به ایستادگی در مقابل روسیه تشویق می‌کرد و به آن ها وعده ورود به پیمان ناتو را می‌داد ؛ هرچند کشورهای اروپایی در اجلاس اخیر سران ناتو با آمریکا در پذیرش کشورهایی مانند گرجستان در ناتو همراه نشدند و حساسیت روسیه را در شرایط حاضر جدی تلقی کرده موضوع را به تصور خود به فراهم شدن شرایط در آینده موکول نمودند.
عکس العمل قاطع و غیرقابل پیش بینی روسیه :
پس از حمله گرجستان به اوستیای جنوبی که در روز افتتاحیه بازی های المپیک پکن صورت گرفت، روسیه بلافاصله به مخالفت برخاسته و با مطرح کردن کشته شدن 10 نظامی خود و لزوم دفاع از نظامیان این کشور در اوستیای جنوبی ارتش خود را وارد اوستیای جنوبی ، آبخازیا و گرجستان نمود. روس ها به سرعت اوستیا را آزاد کرده و حتی برخی از شهرهای بزرگ گرجستان را اشغال کردند. در این شرایط، ساکاشویلی رییس جمهور گرجستان و حامیان غربی آن که قبل از حمله تصور چنین اقدامی را از روسها نداشتند به اشتباه خود پی برده درخواست آتش بس کردند. با ادامه اقدامات ارتش روسیه در گرجستان ساکاشویلی به التماس افتاد و از مجموعه غرب به ویژه آمریکا خواست به حمایت از وی دست به اقدام عملی بزنند. با وخامت بیشتر اوضاع، آمریکایی ها با دستپاچگی به دفاع از گرجستان پرداختند و برای اینکه در مقابل رقیب یعنی روسیه و از نظر پرستیژ جهانی ضربه بیشتری نبینند به سرعت قرارداد استقرار پایگاه های ضدموشکی خود در لهستان را به امضا رساندند. روسها نیز بلافاصله و پس از تصویب مجلس دومای روسیه استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا را به رسمیت شناختند.آمریکا به ارسال اسلحه به گرجستان پرداخت و روسیه نیز هواپیماهای استراتژیک جاسوسی خود رادر ونزوئلا مستقر نمود.روسها همچنین پیش از آن درسفر بشار اسد رئیس جمهور سوریه به مسکو سخن از ارتقای سطح روابط سیاسی و نظامی خود با این کشور بر زبان راندند که این امر به معنی هشداری نسبت به امنیت رژیم صهیونیستی یعنی دوست درجه یک غرب در خاور میانه بود.
فرصت‌های راهبردی ناشی از تیرگی روابط آمریکا - روسیه :
نبرد اوستیا نقطه آغازی بر جنگ سرد جدید روسیه - آمریکا میباشد و احتمالا تیر خلاصی بر راهبرد غرب در گسترش ناتو به شرق خواهد بود.به نظر می‌رسد جدی شدن تصمیم روسها به ایستادگی عملی در مقابل راهبرد غرب در گسترش ناتو به شرق، چند فرصت راهبردی تعیین کننده در مسائل جهانی و مناطق مختلف جهان در اختیار بازیگران ذیربط قرار داده است که عبارتند از :
1 - غرب و به ویژه آمریکا به دلیل مشغول شدن به جنگ سرد با روسیه، هرچند همچنان به مخالفت با برنامه هسته ای ایران ادامه می دهد ،اما فعلا مجبور شده است به این موضوع و همچنین موضوع صدور قطعنامه دیگری علیه جمهوری اسلامی ایران به مسئله ای دارای درجه دوم اهمیت بنگرد.ضمن اینکه به دلیل درگیری با روسیه شانس موفقیتش در صدور قطعنامه جدید نیز خیلی کمتر شده است.غرب در موضوع اوستیای جنوبی به اشتباهی بزرگ دچار شده است و اشتباه در ادامه این بحران نیز ممکن است حتی جهان را به لبه پرتگاه جنگ هسته ای هدایت کند.
2 - هرچند در زمان اتحاد شوروی سابق این کشور در کمک به مسلمانان و اعراب در مقابل رژیم صهیونیستی کارنامه خوبی نداشت (به عنوان مثال اگر اتحاد شوروی در زمان جنگ های 1967 و 1973اقلام نظامی مورد نیاز کشورهای عربی را به سرعت ارسال می کرد نتیجه دیگری از این جنگ ها بدست می آمد)،اما با توجه به شرایط جدید و با توجه به اینکه دیگر اتحاد شوروی وجود ندارد، اکنون روس ها مایلند در مسائل مربوط به خاورمیانه نقشی قویتر به عهده بگیرند.رژیم صهیونیستی پاشنه آشیل غرب در این منطقه است و از این طریق می توان برای آمریکا و اروپا بحران های بزرگ آفرید.
3 - در سال های گذشته و با مشخص شدن فریب و نیرنگ آمریکا و سرمایه داران غربی در کمک به کشورهای آمریکای لاتین - یعنی جایی که آمریکا آن را حیاط خلوت خود می داند- پیدایش رژیم های ضد غربی که با آرای ملت در این منطقه قدرت را به دست گرفته اند آشکارا رو به افزایش بوده است .آمریکای لاتین برای آمریکا همان اهمیت را می تواند داشته باشد که مناطق قفقاز و آسیای مرکزی برای روسیه دارد. روسها به عنوان اولین گام در رویاروئی با آمریکا در آمریکای لاتین، هواپیماهای استراتژیک جاسوسی خود را در ونزوئلا مستقر گردانیدند.اخراج سفیر آمریکا از بولیوی نیز احتمالا بی‌ارتباط با این مسائل نبوده است. قابل ذکر است که پس از فروپاشی اتحاد شوروی و شکست مارکسیسم در حقیقت یکی از حامیان اصلی حرکت‌های رهایی بخش ضد غربی در آمریکای لاتین محو شده بود ؛ اما اینک روسیه می‌تواند تا حدودی این خلا را پر کند.
4 - با ادامه تشنج در روابط روسیه - آمریکا، شرایط در افغانستان و عراق برای آمریکا ومجموعه غرب نیز بدتر خواهد شد. حملات علیه نیروهای ناتو در افغانستان در هفته‌های گذشته افزایش یافته و یکی از دلایل این امر می تواند مشغول شدن غرب به موضوع روسیه و ناتوانیش در تلاش های جدی موازی باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات