مهدی علیخانی
پس از آن که موسسه «نشنال جئوگرافیک» با داشتن 118 سال قدمت و بیش از 250 میلیون مخاطب جهانی، یکی از بزرگترین سازمانهای علمی و آموزشی در جهان به حساب میآید، در اقدامی تعجببرانگیز در نسخه 416 صفحهای اطلس جدید خود که در (اول اکتبر 2004) منتشر کرد، از نام مجعول «خلیج عربی» استفاده نمود، برخی از کارشناسان سیاسی فشار غرب در خصوص فعالیت هستهای ایران و همزمان با آن تغییر نام خلیج فارس در یک موسسه مطالعاتی غیرعربی را معنادار دانستند.
اگر چه با اعتراضات شدید ایرانیان داخل و خارج کشور، با عذرخواهی ساده نشنال جئوگرافی و قول اصلاح این اشتباه، ظاهراً این اقدام هدفمند پایان یافت، اما موج زنجیرهای جدیدی از این پروسه از سال 2005 در خبرگزاریهای غربی که مخاطبین جهانی دارند آغاز شد.
این خبرگزاریها با هماهنگی دقیقی ابتدا در اخبار و گزارشهای هنری و ورزشی و در ادامه در رویدادها و تحلیلهای اقتصادی خود واژه دو پهلوی «خلیج» را استعمال کردند و اخیراً در کمال جسارت و آشکار نام «خلیج عربی» (2) را به کار میبرند.
آغازگران این موج خزنده، خبرگزاریهای (رویترز و سی.ان.ان) بودند. این دو خبرگزاری بر اساس روند فوق، اخیراً در انعکاس وضعیت بورس امارات و دیگر کشورهای عربی بر روی خروجی خود نام خلیج عربی را منتشر میکنند.
در تداوم این تحریم آشکار، اخیراً شبکه (ZDF آلمان) و شبکه (DRI دانمارک) نیز در بخشهای مختلف، واژه خلیج عربی را به کار میبرند!
این اقدامات در حالی صورت میپذیرد که در دیدار سال گذشته گروهی از روزنامهنگاران و خبرنگاران ایرانی از خبرگزاری رویترز، هنگام سخنرانی معاون این خبرگزاری، وی واژه خلیج را به کار میبرد و در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران ایرانی که چرا به رغم استنادات جهانی و حتی استفاده از نام (خلیج فارس) در اظهارات مقامات آمریکایی، شما واژه خلیج را به کار میبرید، میگوید: از آن جایی که نام خلیج فارس، به ایرانی بودن این خلیج اشاره میکند ما در این رابطه سعی میکنیم، بیطرفی را رعایت کنیم!!
در این راستا، توجیه فوق، در جهانی که بسیاری از تنگهها و خلیجهای بینالمللی بر اساس عرف تاریخی با نام برخی کشورها شناخته میشوند مضحک و غیرحرفهای مینماید و چنین به نظر میرسد که در راستای طرح تغییرات در منطقه خاورمیانه و وابستگی شدید اعراب به غرب، این پروسه با استفاده از نام خلیج عرب، در صدد تقویت حاکمیت اعراب بر منطقه خلیج فارس و جزایر سهگانه ایرانی و نهایتاً تغییر ژئوپولیتیک و استراتژیهای سیاسی ـ امنیتی این منطقه حساس و مهم میباشد.
پروسهای که در ادامه راه را برای ادعای حاکمیت کشورهای حاشیه خلیج فارس بر ذخایر سرشار نفت و گاز منطقه و چپاول سهم ایران میگشاید، که با محدودیت حاکمیت ایران، منافع غرب را بیش از پیش تامین میکند.
آنچه مبرهن است غرب در به کارگیری استراتژی بیطرفی دچار پارادوکس اجرایی متمایل به اعراب شده، که نگارنده در ادامه به نقد آن میپردازد.
واقعیتی به نام خلیج عربی
بیتردید همان طور که نمیتوان به پیشینه تاریخی خلیج فارس شک کرد، نمیتوان به زمینههای تاریخی خلیج عربی نیز اشاره نکرد، چرا که خلیج عربی واقعیتی تاریخی است، اما ضاهراً در جا نمایی آن خلط جغرافیایی صورت گرفته است!
خلیج عربی که به رومی آن را «سینوس آرابیکوس» یعنی خلیج عربها میگفتند، در تاریخ و جغرافیای قدیم آن را به بحر احمر که بین تنگه باب المندب و آبراه سوئز قرار دارد نسبت میدادند که به مناسبت شنهای سرخ ساحل آن، آن را به یونانی «اریتره» و به زبان لاتین «ماره روبروم» یعنی دریای سرخ نیز میخواندند و بحر قلزم نیز به آن اطلاق میشد.
«هکاتایوس ملطی» از علمای قدیم یونان و ملقب به پدر چغرافیا در گذشته و در 475 قبل از میلاد بحر احمر را «خلیج عرب» یاد کرده است.
هرودت مورخ مشهور یونانی در سال 425 قبل از میلاد نیز در تاریخ معروف خود نام بحر احمر را مکرر خلیج عربی نوشته است.
در کتاب «حدود العالممنالمشرق الی المغرب» که در سال 372 هجری تالیف شده است، از بحر احمر با عنوان «خلیج عربی» نیز یاد شده است.
بنابراین با اندک تاملی میتوان نتیجه گرفت که نخست، نام خلیجی که در جنوب ایران است از دو هزارو پانصد سال پیش خلیج فارس، یا بحر پارس نام داشته و خلیج عربی به بحر احمر اطلاق میشده است.
دوم این که، این نامها را نخستین بار یونانیان بر این دو دریا یعنی خلیج فارس و بحراحمر نهادند و خلیج فارس و خلیج عرب گفتند.
سوم این که، جغرافیدانان عرب و مسلمان این دو نام را از یونانیان و رومیان آموخته و این دو اصطلاح رادر آثار خود به کار بردهاند، به خصوص که دریای پارس را به اتفاق خلیج فارس یا بحرفارس یاد کردهاند.
چهارم این که، نام خلیج فارس در همه زبانهای زنده دنیا از قدیمیترین زمان تاکنون پذیرفته شده و همه ملل جهان این دریای ایرانی را به زبان خود خلیج فارس میخوانند.
لذا مبرهن است بدون آن که کشورهای عربی در تسمیه خلیجی به نام خود محتاج به تغییر نام خلیج فارس باشند، از 2500 سال پیش، خلیجی به نام ایشان که فعلاً بحراحمر نام دارد در تاریخ و جغرافیای قدیم آمده و در ماخذ یونانی از 500 قبل از میلاد خلیج عربی خوانده شده است.
خشت اول تحریف
اولین جرقه تغییر نام «خلیج فارس» به «خلیج عربی» در سال 1916 زده شد. این مساله توسط تعدادی از نقشهبرداران غربی با گرفتن رشوه از برخی شیوخ عرب همراه بود و این موضوع نیز از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس در «خلیج فارس» به نام «سرچار لزبلگریو» مجدداً به قصد تفرقه بین ایران و کشورهای عرب مطرح شد.
اما درباره نام خلیج فارس، تا اوایل دهه 1960 میلادی هیچ گونه بحثی در میان نبود و در تمام منابع اروپایی و آسیایی و آمریکایی و دایره المعارف و نقشههای جغرافیایی این کشورها نام خلیجفارس در تمام زبانها به همین نام ذکر شده است، تا این که سرچارلزبلگریو که بیش از 30 سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیجفارس بود، بعد از مراجعت به انگلستان در سال 1966 کتابی درباره سواحل جنوبی خلیجفارس منتشر کرد و در آن برای اولین بار نوشت که «عربها ترجیح میدهند خلیجفارس را خلیجعرب بنامند.»
این نماینده قطعاً قبل از انتشار کتاب و مراجعت به انگلستان در تماس با مقامات امارات جنوبی خلیج فارس این فکر را در آنها القا کرده است و تصادفی نیست که بلافاصله پس از انتشار کتاب سرچارلزبلگریو که نام قبلی سواحل جنوبی خلیجفارس یعنی «ساحل دزدان» را بر روی کتاب خود نهاده، اصطلاح «الخلیجالعربی» در مطبوعات کشورهای عربی رواج پیدا کند و در مکاتبات رسمی به زبان انگلیسی نیز اصطلاح «اربینگولف» جایگزین اصطلاح معمول و رایج قدیمی «پرشین گولف» میشود.
دولت وقت ایران در همان زمان در برابر این نام مجعول عکسالعمل نشان داد و گمرک و پست ایران از قبول محمولههایی که به جای «خلیج فارس» نام خلیج عربی بر روی آن نوشته شده بود، خودداری کرد.
ایران همچنین در مجامع و کنفرانسهای بینالمللی نیز در صورت به کار بردن این اصطلاح ساختگی از سوی نمایندگان کشورهای عرب عکسالعمل نشان میداد. در این زمان بعضی از کشورهای عربی حتی اعتبار هنگفتی از محل درآمدهای کلان نفتی خود را در اختیار بعضی از ماموران سیاسی در خارج میگذاردند تا با تطمیع مطبوعات خارجی نام مجعول خلیجعربی را به جای خلیجفارس رواج بدهند.
در سال 1968، «جمال عبدالناصر» در مصر، در اوج جنجال پان عربیستی خود این مساله را دوباره مطرح کرد، اما فراموش کرده بود که دو سال قبل از این اقدام، در مقدمه کتاب خود نقشه خلیج فارس را آورده بود و علاوه بر آن سرزمین اعراب را از اقیانوس اطلس تا خلیجفارس عنوان کرده بود. وی با این اقدام، خود را مورد تمسخر دنیای عرب قرار داد.
همچنین در نیمه نخست بهمن ماه سال 1370 شمسی سر ویراستار سازمان ملل متحد با اشاره به اعتراضهای پیایی نمایندگان ایران در آن سازمان به استفاده از نام ساختگی خلیج عربی در اسناد این سازمان از کارکنان سازمان ملل خواست تا اعتراض دولت ایران را همیشه در نظر داشته باشند. در یازدهم شهریور 1371 هنگامی که حیدر ابوبکر العطاس، نخستوزیر جمهوری یمن در اجلاس سران جنبش عدم تعهد که در جاکارتا، پایتخت اندونزی برگزار میشد، از نام سوختگی خلیجعربی استفاده کرد، با اعتراض شدید نمایندگان ایرانی رو به رو شد. او سرانجام از نمایندگان ایران عذرخواهی کرد و این عمل را غیرعمد خواند.
همچنین در سال 1377 شمسی در روز 13 مرداد دولت ایران به عراق مبنی بر تغییر دادن نام خلیجفارس به خلیجعربی اعتراض کرد.
انسجام ملی و ضعف دیپلماتیک ایران
بیتردید پس از اقدام خصمانه و تعجب برانگیز موسسه نشنال جئوگرافی در سال 2004، حرکت جمعی و منسجم ایرانیان در دفاع از نام خلیج فارس صد در صد به صورت خودجوش به راه افتاد و بدون آن که سازماندهی شود و امکاناتی از سوی دولت و مراجع رسمی به آن تزریق شود راه خودش را طی کرد و به نتیجه رسید.
«فرانک رویلنس» از واکنشهای ایرانیان در سراسر جهان نسبت به تحریف نام خلیج فارس گزارش مفصل و جالبی برای روزنامه «بالتیمورسان» چاپ آمریکا نگاشته که بخشهایی از آن بدین شرح است: «از هزاران سال پیش، مردم در پارس باستان و فرزندان آنها در ایران امروز، این منطقه را خلیج فارس نامیدهاند، ولی نقشهسازان موسسه نشنال جئوگرافیک دریافتهاند که برخی از عوامل نظامی آمریکا و برخی دیگر از نقشهسازان، از عنوان خلیج عربی نیز برای آبهای جنوب غربی ایران استفاده میکنند. این اقدام، آنها را با ایرانیان در تمام نقاط دنیا درگیر کرده است. این احساسات نمایانگر افتخار عمیق ایرانیان به تاریخ و فرهنگ باستانیشان و همچنین انزجار از قدرتهای عرب منطقه همچون عراق است...»
اما به موازات این انسجام ملی که به تصحیح اطلس نشنال جئوگرافی منجر شد، انتظار میرفت دستگاه دیپلماسی ایران و وزارت خارجه نیز اقدامات سازمان یافته و دیپلماتیک را بیشتر از توقف فعالیت نشنال جئوگرافی در ایران (که در جهان تنها 250 میلیون مخاطب دارد) انجام دهد تا امروز شاهد موج نویی از این تحریم آشکار در رسانههای غربی از قبیل «رویترز و سی.ان.ان» با مخاطبین میلیاردی و معرفی کردن جزایر کیش و لاوان با نامهای عربی، «قیس» و «شیخشعیب» و همچنین معرفی ایران به عنوان اشغالکننده جزایر سهگانه تنگ بزرگ و کوچک و ابوموسی نباشیم!
البته این نکته را نیز نباید نادیده انگاشت که نامگذاری 10 اردیبهشت ماه به نام روز ملی خلیجفارس اقدامی قابل تحسین است که ضرورت آن به خوبی احساس میشد.
اما دکتر مجتهدزاده ضعف دیپلماسی را یک مساله عمومی میداند که گریبانگیر زندگی بینالمللی کشور ماست و معتقد است: «یکی از مواردی که قدرتهای دیگر را تشویق میکند تا از کشور ما سوء استفاده کنند ساختار اشتباه دیپلماسی و عملکرد ضعیف آن است، همچنین بیدفاعی ایران در روابط بینالملل از دیگر موارد این ضعف به شمار میرود.»
دکتر خیراندیش نیز دیپلماسی ایران را در واکنش به تحریف نام خلیج فارس ضعیف توصیف میکند و معتقد است: «دستگاه دیپلماسی به عنوان دستگاهی مسئول، در فعالیتها و روابط با خارج از کشور اهتمام جدی نداشته است و لازم است نسبت به از بین بردن این ضعف با دقت و سرعت بیشتری اقدام شود.»
دکتر کشاورز نیز در این خصوص میگوید: «دولت در قبال این فشارها باید سیاست غیرقابل انعطافی در پیش بگیرد، چون کوچکترین عقبنشینی، عقبنشینیهای بزرگ بعدی را در پی خواهد داشت. انزوای ایران در عرصه بینالمللی و عدم توانایی کافی نظامی در خلیج فارس موجب میشود کشورهایی که در پی مطامع اقتصادی خود هستند از این فرصت سوء استفاده کنند، که این عوامل به ضعف دیپلماتیک ایران بستگی دارد.
در این راستا و با توجه به آنچه ذکر شد به نظر میرسد ضعف آشکار دیپلماتیک ایران در واکنش به تحریف نام خلیج فارس تبعات سنگینی را به تمامیت ارضی کشور وارد خواهد ساخت و لذا همه ارگانها میتوانند در این زمینه گامی موثر بردارند و میبایست در این رابطه در کشور اجماعی به وجود آید که بتواند این ضعف را از بین ببرد.
جایگاه حقوقی
از کنفرانس ژنو (18)، تا کنوانسیون سازمان ملل متحد برای حقوق دریاها (19) و تاکنون، ضوابطی بینالمللی در زمینه دریاها، آبراهها، خلیجها و مسایل مرتبط با آن مدون شده است.
در آستانه دهه 60 میلادی تنها 20 منطقه در جهان مشمول تعریف حقوق بینالملل دریاها شناخته شده بودند که یکی از آنها «خلیج فارس» بود.
نام فارس برای خلیج فارس نامی است که حق مالکیت برای آن ایجاد کرده و مورد شناسایی بینالمللی قرار گرفته و حقوق متعلق به آن مربوط به ایران است و بیشک این اصل حقوق بینالملل قابل اغماض و تردید نیست.
بر این اساس و بر طبق قوانین حقوق بینالملل و عرف بینالملل نمیتوان تعداد کشورها و وسعت مرزهای جغرافیایی را دلیلی برای تغییر نام دریاها و خلیجها دانست و بر اساس عرف تاریخی، نامی که در طول تاریخ بر آن قرار داشته مورد پذیرش میباشد.
همان طور که خلیج بنگال در کنار هند است ولی خلیج هند خوانده نمیشود و یا خلیج مکزیک در کنار آمریکا است اما خلیج مکزیک نامیده میشود و بسیاری از جاهای دیگر با عنوانهای مختلف یاد میشوند. همچنین بسیاری از حقوقدانان، اندیشمندان و روشنفکران عرب نیز در آثارشان به طور صریح از خلیج فارس یاد میکنند. به طوری که علی حمیدان در کتاب خود به نام (شاهزادگان طلای سیاه) نام خلیج فارس را استفاده کرده است و دکتر سلیم واکیم نیز در کتاب روابط ایران و اعراب نام صحیح خلیج فارس را استفاده کرده است.
دکتر محمد موصل، حقوقدان مصری نیز معتقد است، تلاشهایی که از سوی عدهای در مورد تغییر نام خلیج فارس میشود نادرست است و باید از نام صحیح آن استفاده شود.
اسامی جغرافیایی بر اساس زمینههای فرهنگی و تاریخی و در طول زمان شکل میگیرند و تثبیت میشوند، در واقع این اسامی بر مبنای ملاحظات سیاسی و نژادی به وجود نمیآیند که به واسطه این ملاحظات تغییر کنند.
از سوی دیگر در هیچیک از نشستهای سالانه «کمیسیون سازمان ملل برای وحدت در اسامی جغرافیایی» به رغم تلاشهای مستمر کشورهای عربی، نام خلیج فارس دستخوش هیچ تغییری نشده است. بنابراین بدیهی است خبرگزاریهای یاد شده باید توضیح دهند با استناد به چه منابعی، برخلاف اعلام رسمی کمیسیون سازمان ملل عمل کردهاند.
خاتمه
در پایان این نوشتار، نگارنده معتقد است اگرچه عزم و اراده و بسیج ملی ایرانیان در سالهای گذشته باعث شده است جاعلان تاریخ، در بیان ادعاهای کذب خود ظاهراً عقبنشینی کنند، اما بیتفاوتی و سادهانگاری موج جدید تحریف نام خلیجفارس، بدون شک به قیمت تمامیت ارضی و منافع ملی ایران خواهد بود.
دکتر «حسن عباس نصرالله» تاریخنگار و استاد تاریخ دانشگاه لبنان نیز با تاکید بر این که نام خلیجفارس در همه اسناد و کتابهای تاریخی ذکر شده است میگوید: امام خمینی با سرنگون کردن ژاندارم آمریکا در منطقه خلیج فارس، خواهان استقلال خاورمیانه، کشورهای عرب و مسلمان و خودداری آنها از وابستگی به آمریکا شدند، اما برخی حاکمان امیرنشین حاشیه خلیجفارس برخوردی منفی با ایران داشتند.
وی معتقد است: موضع غیردوستانه برخی رسانههای کشورهای عرب در برابر ایران مانند تحریم نام خلیجفارس ناشی از فشارهای آمریکا است که با همه امکانات به جنگ انقلاب اسلامی آمده است.
نصرالله اضافه میکند: کسانی که میخواهند ماهیت عربی خود را حفظ کنند باید با جمهوری اسلامی ایران به تفاهم برسند تا بتوانند با کشورهای بزرگی که به مال و ثروت آنها چشم دوختهاند رویارویی کنند.
همچنین با توجه به آنچه ذکر شد، به نظر میرسد که دولت نیز باید برای مقابله با اقداماتی که هویت ایرانیان را به چالش میطلبد، به اقدامات حقوقی ویژهای دست بزند.
هر چند واقعیت این است که خلیج فارس یک نام کهن تاریخی است که از بدو تاریخ بر روی این خلیج گذاشته شده است و اکنون در بیشتر موزهها و مراکز تحقیقاتی و نظامی جهان بیش از 1800 نقشه وجود دارد که در همه آنها نام خلیجفارس درج شده است و انگیزه این تلاش حساب شده برای تغییر نام جز ایجاد فتنه چیز دیگری نیست، اما مغرضان باید بدانند که «درخت کهن ایرانزمین ریشه در آبهای خروشان خلیج فارس دارد» و این واقعیت هیچگاه تحریف شدنی نیست.