محمدعلی برزنونی
مفهوم کلی «امنیت» به عنوان، اساسیترین و فراگیرترین نیازهای فطری بشر و آرمان والای انسانی، رهایی انسان از هرگونه ترس، خطر، تعرض و احساس ایمنی از هر نوع تهدید است. در اهمیت امنیت برای انسان، همین بس که رشد و شکوفایی انسان و بروز همه استعدادهای نهفته در نهاد بشری و در نتیجه دستیابی به کمال مختارانه و شایسته انسانی، در سایه آن است.
تأمین بالاترین حد امنیت، یکی از نگرانیهای عمده دولتها و یکی از پایههای اصلی سیاست خارجی آنها در گذشته و حال تلقی میشود. در یک نظام سیاسی مردمسالار، یکی از وظایف اساسی دولت، تأمین امنیت ملی به مفهوم امنیت تمامی افراد جامعه و ارزشهای مثبت در آن جامعه است که برآیند تمامی وظایف و کارکردهای دولت در آن نظام شمرده میشود. نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که نام دیگر آن به تعبیر رهبر فرزانه، «مردمسالاری دینی» است، یکی از وظایف اصلی خود را تأمین امنیت مردم در تمامی ابعاد آن میداند.
این نگاه، ریشه در تاریخ اسلام دارد. پیامبر اعظم(ص) پس از هجرت تاریخساز از مکه به مدینه و برعهده گرفتن ولایت دینی و دنیایی جامعه اسلامی آن روز، یکی از مهمترین اقداماتی که انجام داد، تلاش برای تأمین امنیت جامعه مدینه و قبایل همپیمان خویش بود. از سوی دیگر، برای تأمین امنیت حکومت دینی و تحکیم پایههای دولت نبوی(ص)، تکیه بر آحاد مردم و اطلاعات امنیتی مردمی در صدر اسلام دیده میشود. در واقع، وظیفه امنیتی و اطلاعاتی متقابل میان حاکم و عموم مردم در اسلام در جایجای سیره نبوی و متون علوی(ع) پیداست.
مفهومشناسی امنیت
مفهوم لغوی امنیت، آرامش، اطمینانخاطر، نبود نگرانی، آسودگی، ایمن شدن و در امان بودن است. امنیت به حالتی اطلاق میشود که انسان در آرامش باشد. گاه نیز بر چیزهایی اطلاق میشود که انسان بر آن امانتدار و امین است. در وضعیت امنیت، آدمی، خود در معرض خطر نیست، از تردیدها رهاست، از اضطراب و بیمناکی آزاد است. فرد ایمن، نوعی اعتماد و اطمینان موجه و مستند دارد که برای او آرامش و احساس راحتی پدید میآورد. نتیجه آن که امنیت، نوعی احساس ایمنی یا امنیت ذهنی برای آدمی میآورد که به موجب آن، از تردیدها رهایی مییابد و به دریافتهای شخصی خویش در باب ایمنی اعتماد میورزد. نتیجه آن، آسایش از تهدیدها نسبت به موجودیت خویش و آنچه متعلق به او است.
جوهره امنیت مواردی نظیر حفظ جان، مال و ناموس مردم، حفظ فرهنگ و ارزشهای مورد قبول عام در جامعه، حفظ تمامیت ارضی و سرزمینی، حفظ نظام سیاسی و استقلال آن، حفظ استقلال اقتصادی و خودکفایی و نیز حفظ استقلال و اقتدار حاکمیت کشور و عزت در عرصههای داخلی و خارجی را در بر میگیرد.
اهمیت مشارکت مردمی در فرایند امنیت عمومی جامعه
احیای فرهنگ مشارکت مردمی در فرایند امنیت ملی، ضرورت انکارناپذیر در نظام مردمی است که از شیوههای مختلف، مانند امر به معروف و نهی از منکر، ارشاد جاهل، شورا و مشورت، تعاون، احسان و نیکی کردن به افراد صورت میپذیرد.
در صورت رعایت این وظایف توسط تمام شهروندان، امنیت ملی پاس داشته خواهد شد. «اطلاعات مردمی» یکی از رایجترین راههای مشارکت و از مهمترین آنها است. منظور از «اطلاعات مردمی»، خبررسانی عمومی آحاد جامعه در خصوص تهدیدهای نرم، نیمهسخت و سخت در عرصههای گوناگون است. میتوان از آن تحت عنوان «بسیج عمومی اطلاعاتی» نیز یاد کرد که طی آن، شناسایی خرابکاریها، هنجارشکنیها، آسیبها، ضدارزشها، انحرافها و آشفتگیهای اجتماعی در همه عرصهها و ابعاد به عنوان تکلیف همگانی و نظارت عمومی است.
امنیت، محصول تعامل دولت و ملت است. مشارکت مثبت، سازنده، کنترل شده و البته فعال، قانونی و مقدس آحاد جامعه در این فرایند ظریف و پیچیده الزامی است.
از یک سو، امنیت کشور، حفظ استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور و پاسداشت ارزشها به عنوان مسایل کلان امنیت جمعی مطرح است و از سوی دیگر، لزوم توجه به امنیت اجتماعی شهروندان، حفظ حریم خصوصی زندگی آنها، دفاع از حقوق و آزادیهای قانونی و دینی آنها به عنوان بخشی از وظایف اصلی حکومت اسلامی در تأمین امنیت فردی به شمار میرود. طرح راهبردی کلان امنیت ملی، یافتن نقطه بهینه و مشترک برای جمع میان این دو مسأله با تعامل و همکاری دوسویه میان نظام حاکم و نهادهای عمومی و مردمی است.
افزایش ایمنی عمومی، موجب اعتماد بیشتر به نظام، حضور در سرنوشت جامعه و تعامل سازنده با دیگران است. در جامعه مدنی نبوی(ص) نمیتوان ارتباط و احساس مقدس «اجتماعی بودن» مبتنی بر «تکلیف دینی» را نادیده گرفت.
امنیت مردم، مبنای اصلی امنیت حاکمیت
در واقع، «امنیت مردم» و «امنیت حاکمیت» دو روی یک سکهاند. تأکید بر افزایش اعتماد متقابل میان مردم و دولت و تقویت احساس مسئولیت عمومی، نوعی مشارکت عمومی و «مسئولیت همگانی» است. پیامبر خاتم(ص) فرمود: «همه نسبت به هم مسئول هستید». بر این اساس، باید نسبت به ناهنجاریهای اجتماعی با فرهنگسازی شایسته به نحو ظریف و حساس فعال بود.
اساساً در نظام مردمسالار دینی، همه وظایف بر دوش مردم است و دلیل آن، مقام والای انسان است. حتی برپایی حکومت و حاکمیت برعهده خود آدمیان است. سپس بر حسب نیازها، مصلحتها، سیاستها و متناسب با مقتضیات، زمانی و مکانی، بر دوش مجموعههایی خاص و هماهنگ به نام قوای مجریه، مقننه و قضائیه تحت زعامت ولیفقیه گذاشته شده است.
واژه «الناس» به معنای «جمهور مردم»، بیش از 240 بار در قرآن مجید، نقطه مقابل برخی از مجموعههای خاصتر در جامعه مثل «ملک»، «ملا»، «مترف» و... قرار میگیرد. بیشترین تکیه پیامبر اعظم(ص) و امیرمؤمنان(ع) نیز در دوران حکومت ظاهری خویش، بر مردم بوده است.
شکل مردمی و مشارکت مردمی در انجام امور مهم اجتماعی مسلمانان با انواع مشاورهها در جنگها و پذیرش نظریات جمعی و... در تاریخ اسلام بسیار است.
به تعبیر قرآن کریم، رابطه پیامبران با مردم، رابطه برادری است. تعبیر «اخاهم صالحا» و «اخاهم هودا» و... در قرآن مجید همین انس، الفت، برادری و صمیمیت را میان قاطبه پیامبران با مردم زمان رسالتشان نشان میدهد.
جالب این است که حضرت علی(ع) در خطبهها، نامهها و حکمتهای نهجالبلاغه با متن مردم سخن میگوید؛ نه فقط با خواص. در واقع، نادیده گرفتن مردم، نفی اصل و متن جامعه است. کنار نهادن مردم، هرگز مورد توصیه دین اسلام نیست.
پایههای امنیت ملی و موانع تحقق آن
پایههای امنیت ملی به شرح زیر است:
الف) وحدت ملی، همدلی و همجهتی مردمی در مسایل مهم سیاسی و اجتماعی و پرهیز از بیتفاوتی
ب) پشتوانه اعتقادی مشترک و ایمان راسخ و فراگیر مردمی به ذات اقدس الهی برای ایجاد امنیت ایمانی
ج) امادگی دفاعی همگانی با حداکثر توان و تقویت بنیه دفاعی مناسب با فناوریهای روز برای جلوگیری از تعرض دشمنان
د) نظارت همگانی و مسئولیت عمومی با امر به معروف و نهی از منکر
ه) توجه به نظام اطلاعاتی قوی، امین، کارآمد و کارساز با مشارکت اطلاعاتی مردمی و احیای فرهنگ مقدس مشارکتی، مسئولیتشناسی و مسئولیتپذیری در جامعه اسلامی.
همچنین موانع تحقق امنیت را میتوان موارد زیر برشمرد:
1) بیتوجهی به حقوق متقابل حاکمیت و مردم و مسئولیت و نظارت متقابل حکومت و مردم
2) بیتوجهی عمومی نسبت به امر به معروف و نهی از منکر و سستی، تنبلی و بیتفاوتی آحاد مردم جامعه در دفاع ملی
3) مشورتناپذیری یا بیتوجهی به «النصیحة الائمة المسلمین»
4) بیتوجهی به فرهنگ «شایستهگزینی» و «شایستهسالاری».
5) عدمتبعیت از رهبری و حرمتشکنی نسبت به رهبر یا روحیه مقدم بر رهبری داشتن
6) بیتقوایی و بیعدالتی در ارکان نظام اسلامی و کارگزاران آن و کمرنگ شدن ایمان و تعهد دینی و مسئولیتی مسلمانان و فساد کارگزاران و عاملان امور
7) بیتوجهی به کرامت و عزت نفس انسانها
8) غفلت از وجود دشمن و توطئههای بسیار آنان در ابعاد گوناگون
9) بیتوجهی نسبت به گسترش اختلافها و کشمکشهای داخلی
10) فراقانونی عمل کردن یا قانونشکنی گسترده توسط برخی از مسئولان با مردم برخوردار از رانت آگاهی، سیاسی، اقتصادی، قضایی و...
امنیت و اطلاعات در عصر پیامبر اعظم(ص)
پس از هجرت تاریخساز پیامبر اعظم(ص) از مکه به مدینه، نوعی تشکل اطلاعاتی و امنیتی ایجاد شد که وظیفه آن، دریافت و دستیابی به همه اخبار و اطلاعات همه امور مربوط به دشمن با به کارگیری تمامی شیوهها و ابزارهای گوناگون اطلاعاتی در سطح امکانات و تواناییهای آن عصر برای جلوگیری از «آسیب امنیتی» بود.
پس از دریافت این اخبار، با دقت و بررسی اطلاعات دریافتی، تجزیه و تحلیل و نیز تطبیق و تأکید بر صحت محتوای آنها انجام میشد تا در نتیجه، «اطلاعات پرورشیافته» حاصل شود؛ اطلاعاتی که از جمعآوری، ارزیابی، تجزیه و تحلیل، ترکیب و تفسیر اطلاعات خام به دست میآید.
هدف پیامبر اعظم(ص)، حفظ امنیت جامعه نوپای اسلامی بود. در آن عصر عموم مردم، وظیفه اطلاعاتی خود را با نگاه تکلیفی، به عنوان مسئولیتی دینی انجام میدادند. با این حال، پیامبر(ص) مأموران زیادی را به نواحی مختلف حجاز آن روز برای کسب اخبار و اطلاعات امنیتی لازم مربوط به قبایل دشمن اعزام میکرد.
مراد از «اخبار و اطلاعات امنیتی» در عصر پیامبر(ص) آن دسته از اطلاعات در خصوص تواناییها، هدفها و هویت افراد یا قبایلی است که ممکن است در زمینه جاسوسی در سرزمین مدینه و خرابکاری علیه جامعه نوپای اسلامی فعالیت داشتند. به همین منظور، پیامبر(ص) تلاش وافری داشتند تا دشمن به اطلاعات امنیتی درباره مدینه پی نبرد و از تهدید مدینه و مسلمانان توسط نیروهای دشمن جلوگیری نماید.
بر همین اساس، افراد زیادی، محورهای ورودی و خروجی مکه را برای جلوگیری از نفوذ غیرخودیها زیر نظر داشتند. جمعآوری اطلاعات از دشمن غیرمسلمان از طرق مختلف و خبریابی درباره هدفها و اقدامهای آنان و با ارسال گشتیهای اطلاعاتی در موارد متعددی انجام میشد. از جمله:
الف) هنگام جنگ اعم از وقوع حتمی یا احتمال وقوع
ب) پدیدار شدن نشانههای دشمنی به منظور تقویت سپاه خودی و جلوگیری از ضرر دشمن
ج) آمادگی و داشتن طرح درست برای مقابله با تهاجم دشمن با جمعآوری اطلاعات از طریق گروههای اطلاعاتی
د) هوشیاری و احتیاط دایمی در برابر دشمن داخلی و خارجی با بهکارگیری احتیاطات امنیتی
ه) کسب خبر ابتدایی از مراکز مختلف و نیروهای بیطرف.
از جمله اقدامهای پیامبر(ص) برای کسب اطلاعات امنیتی، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
الف) پیمان بستن با برخی قبایل برای نظارت بر مرزهای دولت همجوار
ب) کسب اخبار مهم از تجار و کاروانهای تجاری و نیز مسافران،
ج) پرسوجو از اسرا
د) نفوذ دادن نیروهای اطلاعاتی و سکونت دادن آنان در سرزمین دشمن و تکیه بر اطلاعت و اخبار آنان
ه) بررسی تحرکات و جابهجاییهای آنان در وقت مناسب
و) استفاده از مخبران داوطلب مردمی
ز) استفاده از تحلیلهای کارشناسان اطلاعاتی و امنیتی
ح) ترتیب اثر دادن به اخبار رسیده و پرورش آنها.
پیامبر اکرم(ص) با به کارگیری شیوههای گوناگون اطلاعاتی، از تمامی مسایل مربوط به سازماندهی و روشهای جنگی دشمن، هدف، سلاح، فرماندهان و نیز نقشههای آنان آگاه بود.
اطلاعاتی را که برای ایشان ارسال میشد، مورد بررسی، دقت، پیرایش و تحلیل عملی و دقیق قرار داده و با واقعیت و موقعیت جنگی طرف مقابل خود هماهنگ میکرد. تلاش زیادی داشت تا اطلاعات امنیتی به دست آمده به صورت بسیار فعال و پویا بوده و با عمل فرمانده و گروههای مأمور همراه و هماهنگ باشد تا استفاده لازم و به موقع از آن ممکن شود. اهتمام جدی و دایم پیامبر(ص) برای کسب اطلاعات در همه مواقع و همه حالات، قبل، حین و حتی بعد از نبرد و نیز در هوای سخت دیده میشود.
ضمناً روش امنیتی پیامبر(ص) این بود که «هر کسی آنقدر میدانست که باید میدانست و نه بیشتر». اقداماتی انجام میگرفت تا اخبار مربوط به جامعه اسلامی و سپاه مسلمانان، از دشمن مخفی ماند. برای این منظور تلاش مؤثر برای ممانعت از کسب خبر توسط دشمن و ابطال اطلاعات آنان صورت میگرفت. برای مثال، میتوان از مواردی مانند عملیات استتار و کاربرد اختفا، کنترل حرکت سپاه، سرعت عمل هنگام اجرا، استفاده از راههای کوتاه، میانبر و غیراصلی، مخفی نگاه داشتن آمادگی و بسیج اولیه سپاهیان مسلمان، کنترل ارتباطات و استفاده از حروف رمز و شناسایی برای برقراری ارتباطات میان خودیها، علنی کردن اطلاعات گمراهکننده برای فریب دشمن، دستور حفظ اسرار و مخفی نگاه داشتن اطلاعات جنگی و به کار بردن زبان رمزی، برنامههای فریب و گمراه ساختن دشمن از مقاصد هجومی با عملیات تاکتیکی و سرگردانکننده، دستگیری جاسوسان و نیروهای اطلاعاتی دشمن و ممانعت از رسانیدن اطلاعات، جلوگیری از تکروی افراد، گمراه کردن جاسوسان و ارائه اطلاعات غلط برای رد گم کردن دشمن نام برد.
اقدامهای غیرجنگی پیامبر اعظم(ص) در مقابل دشمن
الف) تلاش برای ایجاد شکاف در صفوف دشمن و در مقابل، تحکیم وحدت میان خودیها
ب) جنگ روانی، مانند ایجاد رعب و وحشت و از بین بردن روحیه دشمن، با شیوههای تبلیغات جهتدار، نمایش توان نظامی و آشکار ساختن جلوههای توان ذاتی و زیاد جلوه دادن نفرات خودی
ج) اشاعه اطلاعات جعلی
د) جلوگیری و مراقبت از شایعات در جامعه و برخورد جدی با آن
ه) استفاده از ابزارهای مختلف و از راههای گوناگون اطلاعاتی برای آگاهی از دشمن و تحرکات آنها.