تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۰  ، 
کد خبر : ۶۷۵۰۲

نیاز اقتصاد آمریکا به منابع انرژى آفریقا


بحران مالى بوجود آمده در کشور آمریکا که خود از بنیانگذاران اقتصاد جهانى بوده به حدى است که اقتصاد کل جهان را با خود همراه کرده و تمامى کشورهاى جهان از این مشکل بى نصیب نمانده اند. به گزارش ایرنا، مدتى است که خبر مشکلات اقتصادى موسسات مالى جهان سردمداران، کارشناسان ارشد مالى، بانکداران، بورسها، سهام داران و مردم کشورهاى جهان را نگران و به خود مشغول کرده است. این بحران اقتصادى به حدى است که کشورهاى بزرگ اقتصادى متاثر از آن از جمله ژاپن، آلمان، فرانسه، آمریکا، انگلیس، ایتالیا و بسیارى از کشورهاى اروپایى را به چاره اندیشى واداشته است. رئیس جمهورى آمریکا چند روز پیش به دنبال نشستى با مقامهاى ارشد اقتصادى کشورهاى عضو گروه هفت سرانجام اعتراف کرد که بحران کنونى آمریکا، بحرانى جدى است و از شش کشور ثروتمند جهان بخاطر تلاش براى رفع این بحران قدردانى کرد.
جورج بوش کشورهاى ثروتمند جهان را در رویارویى با بحران اخیر یاران متحدى خواند و گفت ما همگى در مقابل این خطرى که رفاه ما را مورد تهدید قرار داده با هم خواهیم بود و هرچه را که ضرورت داشته باشد براى از میان بردن آن انجام خواهیم داد و تردیدى نیست که اقتصاد جهان سر انجام نیرومندتر از گذشته از این ورطه سر بیرون خواهد آورد. رئیس جمهورى آمریکا اظهار داشت: در گذشته بحران هایى وجود داشته که طى آن کشورهاى بزرگ تمام انرژى خود را علیه یکدیگر بکار گرفته اند و یا دیوارى میان خود و دیگران کشیده اند ولى این بار فرق مى کند این بار تمام رهبرانى که امروز در واشنگتن گرد هم آمده اند در راستاى یک هدف تلاش مى کنند. بسیارى معتقدند این سونامى اقتصادى را «جورج بوش» رئیس جمهورى آمریکا و سیاستهاى او به وجود آورده است. این سونامى مالى به حدى است که «جیمى کارتر» رئیس جمهورى پیشین آمریکا، سیاست هاى اقتصادى دولت جورج بوش را عامل بدترین بحران مالى جهان پس از رکود عظیم اقتصادى جهان در دهه ۱۹۳۰ دانسته است. کارتر در این زمینه گفته است: بى بند و بارى در هزینه کردها، وام گرفتن هاى گسترده و کاهش مالیات پس از روى کار آمدن بوش در سال ،۲۰۰۱ در این بحران اقتصادى و اغتشاش بازار دخیل است. به اعتقاد کارتر، این بحران نتیجه سیاست هاى اقتصادى دولت بوش است و پیروز انتخابات ماه آینده وارث مشکلات اقتصادى خواهد بود که وى را وادار خواهد کرد که اجراى برخى اصلاحات پیشنهادى اش را به تعویق اندازد. در پى شدت گرفتن بحران اقتصادى، بالا رفتن رقم خانه هاى مصادره اى و پایین آمدن ارزش سهام در آمریکا، بر تعداد خبرهاى مربوط به خودکشى کسانى که خانه و کاشانه یا سرمایه سالیان خود را از دست داده اند، افزوده مى شود.
خبرهاى مربوط به خودکشى کسانى که یا خانه هاى خود را بدلیل ناتوانى در پرداخت اقساط ماهانه از دست داده اند و یا با سقوط بى سابقه بهاى سهام، مختصر پس انداز سالیان عمر آنها در یک چشم بهم زدن از میان رفته، هر روز بیش از پیش صفحات روزنامه ها و یا رسانه هاى تصویرى آمریکا را پر مى کنند. اخبارى از این دست در سراسر خاک بحران زده آمریکا، مقامات این کشور را بیش از پیش نگران کرده است و بى وقفه از مردم مى خواهند تا براى گرفتن کمک هاى روانى به موسسات روان درمانى مراجعه کنند. در اکثر شهرهاى این کشور خطوط تلفنى ویژه اى براى آنان که به کمک هاى فورى روانى نیاز دارند، اختصاص داده شده است. بسیارى از مردم آمریکا از این که دولت این کشور مالیات پرداخت شده آنها را به بانکها و شرکتهاى بزرگ بدهد ناراضى هستند. آنها مى دانند که تا دهها سال آینده حتى فرزندان آنها هم مقروض هستند و باید قرض ملى را بپردازند. مطمئنا از دلایل مشکلات اخیر اقتصادى آمریکا و جهانى شدن آن، تهاجم آمریکا با همراهى کشورهاى غربى به افغانستان و عراق و در کل، سیاستهاى تهاجمى است. آمریکا و غربى ها در این دو جنگ خانمان سوز از بودجه و مالیات چه کسانى هزینه کردند؟ کشورهاى غربى از جمله انگلیس، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، پرتغال و برخى دیگر از کشورهاى غربى به ویژه در دو سده اخیر که با استعمار مستقیم همراه بود منابع و ثروتهاى برخى کشورهاى جهان سوم را به منظور رفاه مردم خود به تاراج بردند و مردم کشورهاى جهان سوم در دهه هاى اخیر با زحمات و رنج فراوان و دادن کشته هاى بسیار توانستند خود را از زیر یوغ استعمار رهایى دهند. کشورهاى استعمارى با تاراج ثروتهاى کشورهاى جهان سوم توانستند اقتصاد و وضعیت معیشت و رفاه کشور و مردم خود را سر وسامان داده و براى آنها با پول مردم دیگر کشورها رفاه به ارمغان بیاورند ولى به قول یک مثل معروف «کفگیر ته دیگ خورده» و پولها تمام شده است و بحران مالى کشورهاى غربى از همین امر ناشى مى شود. این مطلب نکته اى است که در نوشته هاى امروزى دیگر یادى از آن نمى شود. نکته مهمى که در این چند روز برخى رسانه هاى جهان بدان اشاره کردند حضور شرکتهاى نفتى آمریکا در کشورهاى نفتى آفریقایى به منظور دستیابى به منابع حیاتى این قاره است.
ایالات متحده یکبار در سال ۱۹۹۱ و یکبار هم در سال ۲۰۰۳ به کشور عراق حمله کرد و در دو حمله خود دفاع از مردم منطقه و جنگ با تروریسم را شعار و دلیل خود عنوان کرد. در صورتى که هدف اصلى آمریکا از این تجاوزات دستیابى به نفت کشورهاى عربى خلیج فارس و سرو سامان دادن به اوضاع اقتصادى ایالات متحده بود. آمریکا در قرارد داد محرمانه اى که با کشورهاى عربى حوزه خلیج فارس از سال ۱۹۹۱ منعقد کرده در ازاى ایستادگى در مقابل حمله صدام رئیس جمهور وقت عراق و عقب راندن ارتش صدام از سرزمین هاى عربى به مقدار نامشخصى در طى سالها نفت مجانى دریافت مى کند. جنگى که به گفته برخى از تحلیلگران در یک زدو بند بین سردمداران آمریکا و صدام به منظور دستیابى آمریکایى ها به نفت کشورهاى عربى خلیج فارس صورت گرفت.
توجه جدید و جدى آمریکا اینک به آفریقا جلب شده است، جایى که در دهه هاى گذشته مورد تاخت و تاز کشورهاى استعمارى غربى بود و امروز با پیدا شدن منابع عظیم نفتى آمریکایى ها بدان دوخته شده است. آمریکایى ها اکنون به این سخن «هارى ترومن» رئیس جمهور دهه ۴۰ ایالات متحده رسیده اند که گفته بود: «آفریقا نجات دهنده آمریکاست» و اکنون شرکتهاى بزرگ نفتى آمریکا و سیاستمداران این کشور دریافته اند که آفریقا راحت ترین و مطمئن ترین منبع تامین انرژى آمریکا بشمار مى رود و این کشور مى تواند با استفاده از ذخایر نفتى غنى این قاره در بازار نفتى جهان و در اقتصاد ورشکسته و بحران مالى خود توازن ایجاد کند. دستیابى به ذخایر نفتى آفریقا آنقدر براى دولتمردان ایالات متحده با اهمیت است که «اد رویس» سناتور جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا در این زمینه مى گوید: پس از حادثه ۱۱ سپتامبر و ناامنى در خاورمیانه، تنها راهکار باقى مانده براى ایالات متحده، دستیابى به ذخایر نفتى آفریقاست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات