احمد ابراهیم - احمد ملحم
«زیپی لیونی»، نامی که باید خوب به خاطر داشته باشیم و هرگز به سادگی از کنار حرفها و اظهاراتش نگذریم؛ به ویژه بعد از آن که در انتخابات ریاست حزب کادیما پیروز شد و رسما به عنوان جانشین نخست وزیر برکنار شده از قدرت اسرائیل معرفی شد.
ما همانگونه که تاکید زیادی بر آگاهی نسبت به ویژگیهای رئیس جمهور سالهای آتی آمریکا داریم، باید با خصلتهای فردی که کرسی نخست وزیری را در تل آویو از آن خود میکند، نیز آشنا باشیم.
با وجود آنکه گوش ساکنان منطقه به حرف <شین> و ذکر نام افرادی همچون <شامیر، شارون و شیمون> عادت کرده و اخیرا نیز نام <شائول> (موفاز) که در 5آگوست 2008 از منصب خود به عنوان معاون نخست وزیر کنارهگیری و خود را به عنوان نامزد تصدی ریاست کادیما معرفی کرد، عادت کرده بود ؛ ولی نتیجه انتخابات این بار با گذشته تفاوت داشت و رایدهندگان عضو حزب کادیما از ریاست زنی استقبال کردند که از موساد به کابینه راه یافته بود.
این زن 50 ساله (زیپی لیونی) که در اراضی اشغالی متولد و ریشههایی اروپایی دارد، موفق شد در رقابت با مردی 59 ساله که در زمان کودکی و در دهه پنجاه میلادی تهران را به مقصد اسرائیل ترک گفته بود، پیروز شود. البته اگر رقابت بر سر کسب ریاست کادیما به نفع موفاز تمام میشد، وی اولین نخست وزیر اسرائیلی بود که به جای اروپا، ریشه در خاورمیانه داشت، یعنی همان خاورمیانهای که کاندولیزا رایس در ایجاد نسخه جدیدش میکوشید.
زیپی لیونی، مزدور سابق موساد و از چهرههای کهنه کار در زمینه مسائل اطلاعاتی و نیز حقوقی است و پیش از آنکه با سیاست شناخته شود، به عنوان وکیل متخصص در امور بازرگانی و تجاری شهرت داشت و فعالیت سیاسی خود را بعد از امضای توافقنامه اسلو آغاز کرد. حال با توصیفاتی که از این چهره صهیونیست صورت گرفت، آیا او میتواند دومین نخست وزیر زن رژیم صهیونیستی بعد از گذشت سی سال از ریاست گلدامایر باشد و آیا میتواند کاری را در زمینه پیشبرد صلح در منطقه انجام دهد، یا آنکه تمام اینها یک مد جدید سیاسی است که هر وقت سیاستمداران خود را در تنگنا احساس میکنند دست به دامن یک زن میشوند یعنی همان وضعیتی که امروز در آمریکا حاکم است و سناتور مک کین برای آنکه بتواند در آخرین لحظات باقی مانده تا انتخابات، روحی در کالبد جمهوری خواهان بدمد، یک بانو به نام سارا پالین را به عنوان معاون خود انتخاب کرده است؟
با وجود آنکه برخی معتقدند بعد از شکست تانکها، جنگندهها و موشکهای رژیم صهیونیستی در تغییر واقعیتهای موجود و ناکامی اسرائیل در تحقق اهداف از پیش تعیین شده از راهگذار استفاده از قدرت نظامی و اقدامات تجاوزکارانه، دیگر دولت و جامعه صهیونیستی به دنبال صلح میرود؛ ولی حقیقت خلاف این تصور است.
کسانی که چشم به پیروزی موفاز در رقابتش با زیپی لیونی بسته بودند، امید به گذشته نظامی و مواضع خونبار این فرد داشتند. موفاز یکی از خشنترین چهرهها در مقابله با انتفاضه الاقصی (2000) بود و بههمین خاطر به منصب ریاست ستاد مشترک ارتش و بعد از آن وزارت جنگ رسید.
کسانی که چشم به پیروزی موفاز داشتند، امیدشان بهتندرویهای وی، خصومتش در قبال ایران و اصرارش بر حمله به این کشور بود ؛ ولی وقتی دیدند چهره مذکور با اعلام این مطلب که <تنها صلح را برای منطقه میخواهم> مواضع خود را تغییر داده است، هوادارانش نیز به تغییر تصمیم شان مبادرت ورزیدند.
به هر حال این نکته را نباید از یاد برد که نخست وزیر آتی رژیم صهیونیستی در ظاهر اینگونه وانمود میکند که پرچم صلح را در دست دارد تا مگر از این طریق در جهان به عنوان مبلغ صلح شناخته شود و حال آنکه در مغز خوداندیشههایی مشابه سلف خود دارد. ادامه دارد...