تاریخنگاران قدمت مناطق سیرف و عسلویه را پیش از ساسانیان میدانند: اصطخری، صاحب کتاب <المسالک و الممالک> در نیمه اول قرن چهارم هجری مینویسد: سیراف از حیث و سعت به اندازه شیراز است. خانههای آنجا از چوبهای ساج ساخته شده و دارای چندین طبقه است. شهر مزبور در ساحل دریا واقع شده و دارای ابنیه قشنگ و جمعیت زیادی است. ساکنان سیراف به قدری به خانههای ظریف و خوش ساخت علاقه دارند که گاهی مبالغ زیادی را برای ساختمانها و عمارتها خرج میکنند و این کار را اصراف نمی پندارند.
مقدسی، یکی دیگر از تاریخنگاران معتقد است: در میان بلاد اسلام از جهت منظرههای شگفت و زیبایی بناها، هیچ جا خانههایی مثل خانههای سیراف ندیدهام. این خانهها از چوب ساج و آجر بر روی بلندی ساخته شده و قیمت خانه در آنجا گاهی از صد هزار درهم تجاوز میکند.
پس از زمین لرزهای شدید در سال 366 هجری، منطقه سیراف روبه ویرانی کشید و مردم به دریا گریختند. پس از آن <نابند> تا مدتها مرکز تجاری شد. و کشتیهای فراوان در آن جا لنگر میانداختند. این بندر از آن جهت <به نابند> مشهور شد که توقفگاه و محل بستن کشتیهای بزرگ تجاری بوده است.
منطقه عسلویه، نام منطقهای است که تا سالهای اخیر ناشناخته مانده بود، و حتی نیازی به شناخت آن وجود نداشت. منطقهای بکر و طبیعی و دست نخورده، به گونهای که یکی از نادرترین شرایط طبیعی در طول سواحل خلیج فارس به شمار میرود و مردم آن با پیشه صیادی و کشاورزی، روزگار خود را در آرامش میگذراندند.
اصولا روحیه افراد دریانورد و ماهیگیر، پاک و بیریا است و آنان افرادی سختی کشیدهاند.
نویسنده <فارسنامه ناصری> که به گونهای تاریخ معاصر عسلویه را بر زبان رانده است، مینویسد: به عسلویه <تمیمی> نیز گویند و تمیمی و مالکی، و این در جانب جنوب شیراز است، درازای آن از قصر کنار تا بندر عسلویه7 فرسخ نگذرد.
محدود است از جانب مشرق نواحی فومستان لارستان وبلوک گله دار و از طرف شمال ، باز به بلوک گله دار و از سمت مغرب و جنوب به فارس و قصبه این بلوک عسلویه است. نزدیک به 67 فرسخ از شیراز دور است.
در قدیم قصبه این بلوک، بندر <نابند> بود، پس طایفه آل حرم...، بندر عسلویه را تصاحب نمودهاند و آبادی را از بندر نابند، نقل به عسلویه کردند. در قدیم <نابند> تجارتخانه و جای معامله مروارید بوده است که صدفهای درست از دریا آورده و شکسته، مرواریدها را به تجار میفروختند و صدفها را در کنار گمرک خانه <نابند> میریختند.
در سالهای گذشته برخی از اهالی این سامان تلهای صدف را به انگلیسیها میفروختند و تمامی آنها را حمل به جهازات کرده بردند و حاکم این بلوک در خانواده مشایخ آل حرم بود. در سال 1200 و اند، شیخ خلفان آل حرم حاکم این بلوک گردید. و بعد از وفات او، پسرش شیخ عبدالله خان به جای پدر نشست و بعد از وفات او، حکومت این بلوک به شیخ احمد خان، پسر دیگر شیخ خلفان رسید و بعد از وفات او، پسرش شیخ ابراهیم خان عسلویه آل حرم به جای پدر نشست و در سال 1284 شیخ مذکور لشکری آورد و به قهر و غلبه بندر عسلویه را بگرفت و شیخ ابراهیم خان و بنی اعمام و قبیله او را، مجازات کرد.
شیخ احمد خان عسلویه آل حرم، پسر شیخ سیف، از بنی اعمام شیخ ابراهیم خان متفرقهای آل حرم را جمع نمود و در بندر عسلویه بنای آبادی را گذاشت و ضابط بلوک گردید.
کشت و زرع ونخلستان این بلوک همه دیمی است و از آب چاه جالیز به عمل میآورند و در تمام سواحل دریای فارس، آب شیرین گوارا یافت نمیشود، مگر چشمه آب <بیدخون> که از کوهستان گله دار و از بلندی کوه در دره ریخته وبه مسافت نیم فرسخی از دره درمی آید و باغستان لیمو و انار و نخلستان <بیدخون> را آب داده، چنانچه بماند بعد از باغستان، زراعت گندم و جو و پنبه کنند.