ـ * چرا آقای متکی نسبت به هرگونه مذاکره کشورهای غربی با شورشیان طالبان در افغانستان هشدار داده اند؟
** خبر مذاکره با طالبان غیررسمی است. بنابراین تا هنگامی که این خبر رسمی نشده، نباید چندان جدی گرفته شود. اما هشدار آقای متکی به مفهوم این است که اگر طالبان بخواهند بخشی از واقعیت افغانستان باشند، نگران کننده است و در واقع آنان را به عنوان یک نیروی ضدایرانی تلقی می کنند.
ـ * چرا پترائوس فرمانده جدید نیروهای امریکایی در خاورمیانه دستور بازبینی کل استراتژی نظامی امریکا در منطقه را همزمان با هشدار وخیم تر شدن اوضاع در افغانستان صادر کرده است، ضمن اینکه ایشان قبلاً به همراه آقای کروکر در کنگره امریکا اعلام کردند گروه های تروریستی القاعده و طالبان در افغانستان نگران کننده تر از عراق هستند؟
** در مورد عراق، امریکایی ها به این نتیجه رسیده اند که باید جمعیت عرب علیه القاعده متحد شوند و این امر از طریق تشکیل شوراهای بیداری در استان های سنی نشین صورت عملی به خود گرفت و سبب بازگشت آرامش به برخی از استان های عراق به ویژه استان الانبار شد. بنابراین برخی از امریکایی ها می گویند این استراتژی باید در افغانستان هم به کار گرفته شود. اما واقعیت این است که برخلاف حضور القاعده در عراق که از نیروهای خارجی و بیگانه هستند، طالبان بخشی از مردم افغانستان به شمار می روند. در واقع آنچه امروزه به عنوان طالبان مطرح می شود، صرفاً یک گروه جنگجوی چریکی در آن منطقه نیست بلکه این جنگجویان از حمایت قابل توجه بسیاری از قبیله های پشتون برخوردارند. از این رو مصالحه با نیروهای میانه رو آنان از سوی دولت افغانستان امری اجتناب ناپذیر است و مخالفت ایران با این مذاکره هم به نظر می رسد باعث نگرانی دولت افغانستان و متحدان آن شود.
ـ * در خبرهای چند ماه گذشته می توان موافقت ناتو را برای مذاکره دولت افغانستان با طالبان مشاهده کرد. در کنار آن نیز خبرهایی از تمایل کشورهای آلمان، انگلستان و فرانسه برای این مذاکره وجود دارد؛ به این دلیل که آنان به این نتیجه رسیده اند که دیگر ابزار نظامی در افغانستان کاربردی ندارد و باید از ابزار مذاکره و... برای حل بحران طالبان در افغانستان بهره برداری کرد. نظر شما در این خصوص چیست؟
** همان طور که گفتم طالبان یک گروه صرفاً جنگجو نیست بلکه دارای پایگاه هایی در جنوب افغانستان و در ایالت وزیرستان پاکستان است. نابودی آنان از طریق جنگ امکان پذیر نیست. بنابراین راهی جز جلب مشارکت نیروهای میانه رو آنان برای افغانستان و کشورهای عضو ناتو وجود ندارد. از این رو، از این به بعد امکان یک مذاکره رسمی بین دو طرف وجود دارد. در این مساله خواه ناخواه سعودی ها نقش مهمی ایفا خواهند کرد و احتمالاً همین طور اماراتی ها و برخی از کشورهای عربی که بالاخره حکومت طالبان در افغانستان را در زمان تسلط شان بر این کشور به گونه یی به رسمیت شناختند. به هر حال این اتفاقی است که خواهد افتاد.
ـ * به عقیده برخی تحلیلگران هنگام حمله نیروهای ائتلاف به افغانستان و سپس حمله امریکا و انگلستان به عراق دو خطر طالبان و صدام حسین برای ایران رفع شدند، ضمن اینکه ایران و امریکا در مورد افغانستان به مذاکرات پنهانی پرداختند اما نتیجه آن منجر به این شد که به طور آشکار و پس از ۲۷ سال قطع رابطه به مذاکره رسمی در مورد مسائل امنیتی عراق بپردازند. آیا نگرانی و هشدار فعلی آقای متکی در خصوص مذاکره با طالبان را نمی توان بر این اساس ارزیابی کرد؟
** اگر آقای متکی این نوع نگرانی را داشته باشد، قاعدتاً این نگرانی موجهی نیست، به دلیل اینکه طالبان نمی خواهند بر افغانستان حاکم شوند بلکه می خواهند به عنوان بخشی از واقعیت افغانستان با دولت مرکزی این کشور کنار بیایند و اسلحه را زمین بگذارند. بنابراین آنها در حالی که حکومت را در دست ندارند، تهدیدی علیه ایران به حساب نمی آیند. همان طور که آن دسته از بعثی های معتدلی که جذب ارتش عراق شده اند، لزوماً تهدیدی علیه ایران محسوب نمی شوند. در واقع آنان در ترکیب جدیدی به ایفای نقش می پردازند که شباهتی به وضعیت گذشته ندارد.