وحید نمازی
هفت روز از آخرین مناظره باراک اوباما و جان مک کین نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری امریکا گذشته است. نظرسنجی ها از پیشی گرفتن ۵ تا ۱۰ درصدی باراک اوبامای دموکرات از رقیب سالخورده جمهوریخواهش حکایت می کند ولی هنوز هم مشخص نیست رای های آزاد و مستقل به سود کدام یک به صندوق ها واریز خواهد شد.
در این نوشته سعی داریم ضمن مقایسه تطبیقی حرف های این دو سناتور در هر مناظره، به فراز و نشیب های آنان در سه مناظره رودررویشان هم بپردازیم و ببینیم آنها در هر مناظره و با توجه به شرایط و موضوع جلسه، از چه واژه هایی بیشتر استفاده کرده اند.
در این مقایسه ۲۰ واژه ایران، صلح، نفت، بهداشت و رفاه، جنگ، مالیات، مردم، هسته یی، بحران، بمب، اقتصاد، پول، درآمد، القاعده، بن لادن، جمهوریخواه، دموکرات، اسرائیل، جرج بوش و سرگرمی و ورزش در سخنان اوباما و مک کین مورد بررسی قرار گرفته اند که نتایج هر بررسی را در جدولی جداگانه می بینید.
ایران و مالیات، محورهای مناظره اول
قرار بود سیاست خارجی و امنیت ملی، موضوع بحث مناظره اول باشد ولی بحران جهانی اقتصاد و به هم ریختن وال استریت و سقوط بازار سهام باعث شد نیمی از وقت جلسه اول به درگیری اقتصادی و به چالش کشیده شدن برنامه های اقتصادی دو کاندیدا توسط یکدیگر اختصاص یابد. برنامه کاهش مالیاتی بوش و ادامه اش توسط مک کین و انتقاد اوباما از این طرح و دفاع او از طرح ویژه اش بر مبنای افزایش مالیات قشرهای پردرآمد، محور این مناظره اقتصادی بود. پس از آن رابطه با ایران، برنامه هسته یی کشورمان و ارتباط آن با رئیس جمهور آینده ایالات متحده محور بحث نامزدها شد البته اوباما در این مناظره بخشی از برنامه هایش برای گسترش و همه گیر شدن رفاه و بهداشت عمومی در امریکا را هم باز کرد و در حالی که ۱۰ بار از جرج بوش نام برد، مک کین هرگز نام بوش را نیاورد، جالب اینجا است هیچ کدام از نامزدها در این مناظره جدی حرفی از برنامه هایشان برای گسترش ورزش و برنامه های ورزشی و سرگرم شدن مردم امریکا به میان نیاوردند. شاید این دو واژه در چنین برنامه جدی و حساسی اصلاً جایی نداشته باشد.
برنامههای اقتصادی و مالیاتی در مناظره دوم
دومین مناظره نامزدها در حالی برگزار شد که آنها در این مناظره با سوالات مردم که حضوری یا از طریق سوالات اینترنتی به اطلاع شان می رسید، به مصاف هم رفتند. اوضاع بد اقتصادی باعث بیشتر شدن توجه آنها به برنامه های اقتصادی، مالیاتی و اجتماعی شد و موضوع ایران، جنگ و انرژی هسته یی در حاشیه قرار گرفت.
اوباما در این مناظره بیش از پیش به ارائه برنامه گسترش رفاه و بهداشت عمومی اش(که مساله مورد توجه اصلی دموکرات ها است و بیل کلینتون هم همین برنامه را دنبال می کرد) پرداخت و تا توانست از برنامه کاهش مالیات ها در دولت بوش و پیگیری اش توسط مک کین ایراد گرفت و از برنامه خودش دفاع کرد. توجه آنها در این مناظره به القاعده، بن لادن و جنگ هم کمتر شده بود ولی صلح مثل مناظره اول، ۹ بار در حرف های آنها به کار رفت. ورزش و سرگرمی هم که اصلاً جایی در بین حرف های سیاستمداران بزرگ ندارد،
بحران اقتصادی محور مناظره سوم
آنها برای سومین بار در حالی به مصاف هم رفتند که مک کین گفته بود می خواهد پته اوباما را روی آب بریزد و از رابطه او با تروریست ها حرف بزند. افراط اوباما در به کار بردن مجدد واژه جرج بوش و مقایسه شخصیت و برنامه های مک کین با او و دنباله روی مک کین از جرج بوش، پیرمرد را از کوره به در برد تا به شدت بر شخصیت رقیب جوانش بتازد.
بحث کاهش یا افزایش مالیات، باز هم محور اصلی این مناظره شد. مردم هم پیشرفت فراوانی در واژه های به کار گرفته شده در مناظره آخر داشتند. اوباما باز هم از برنامه گسترش رفاه اجتماعی و بهداشتی اش دفاع کرد و از بهتر شدن وضع مردم امریکا گفت.
جالب اینجا است که واژه های ایران، اسرائیل، القاعده و بن لادن هرگز در این مناظره از سوی این دو نفر استفاده نشدند. صلح هم فقط یک بار توسط هر کدام شان استفاده شد. جنگ و بمب هم به شدت از رونق افتاده بودند. سرگرمی و ورزش هم که اصلاً محلی از اعراب نداشتند. بنابراین به نظر می رسد با رسیدن به پایان روزهای تبلیغات، توجه به مردم و حل بحران اقتصادی فعلی امریکا بیش از موضوعات جنگ طلبانه و مردم ترسان همیشگی یانکی ها اهمیت پیدا کرده است.
گرچه این کاملاً ساده انگاری است که امریکایی ها موضوعاتی چون ایران و اسرائیل را فراموش کنند ولی باتلاق بحران اقتصادی و سقوط وال استریت بدجوری آنها را به تکاپو انداخته است. اصلاً بگذارید چند وقتی هم ما را فراموش کنند!