یک مسئول عالیرتبه فرانسوی میگوید: <به نظرم او اهل ابتکار است و مدام هم مدرنیته را مطرح میکند.> <اولگ کوتافین> رئیس آکادمی حقوق مسکو و آشنای قدیمی مدودف میگوید: <غرب اشتباه میکند. او میتواند سختتر از پوتین باشد. خط سیاسی عوض نخواهد شد.>
آزادی مطبوعات؟ مدودف از هر فرصتی استفاده میکند تا از حرفهای بودن تلویزیون روسیه تمجید کند. آیا این به معنای پایان استیلای دولت بر شرکتهای رسانهای است؟ پرتو کوچکی است. همه صاحبمنصبان رژیم روسیه در راس شوراهای اداری گروههای بزرگ قرار گرفتهاند. هیئت مدیره انگلیسی شرکت نفتی <تی.ان.کا، بی.پی> در پاسخ به آزارهای مقامات روسی ناچار شدند که کشور را ترک کنند.انتخابات زیمبابوه؟ او با مجازات این کشور از سوی سازمان ملل مخالفت کرد. او در واقع پوتین دوم است. مدودف در اواسط ماه ژوئیه به سفیران روسیه که روی زمین نشسته بودند، میگوید: <به کسانی که از شما انتقاد میکنند، پاسخ دهید!>
قضیه خود و رکوفسکی، آزمونی برای منتخب جدید است. یک آزمون سمبولیک برای اینکه نشان دهند مدودف نقش دوم را بازی نمیکند. آیا او به آزادی زودرس میلیاردر سابق که در سیبری زندانی است، چراغ سبز خواهد داد؟ اطرافیانش گفتهاند <او در شک و تردید قرار دارد.> در سال 2003 او با بازداشت مدیر شرکت نفتی <یوکاس>، در مقابل پوتین انعطافناپذیر، مخالفت کرده بود و بیمیل نبود که یک رقیب سیاسی بالقوه را حذف کند. ولی هواداران <رئیس> مراقب هستند. <سرگئی ناریچکین> که امروز در راس تشکیلات اداری ریاست جمهوری قرار دارد، در محافل خصوصی گفته است: <فکر نکنید که پوتین نقش گرگ وحشی و مدودف نقش فرشته نجات را بازی خواهد کرد.>
آزادسازی خودورکوفسکی؟ ایگور بونین از مرکز فناوری سیاسی تاکید میکند: <این امر نوعی درگیری مستقیم با پوتین و پذیرش خودکشی سیاسی است.> معهذا، وکلای زندانی به آن باور دارند و به این امید دلبستهاند که خودورکوفسکی در قبال بخشودگی، از هرگونه فعالیت سیاسی دست بردارد. میخائیل کاسیانوف، نخستوزیر سابق در این مورد میگوید: <مدودف هنوز چند ماهی فرصت دارد که نشان دهد از روحیه باز برخوردار است، اما بعد از آن دیگر ما باور نخواهیم کرد.>
بحران گرجستان؛ مدودف در سایه
<تصمیم گرفتم عملیات را متوقف کنم، زیرا به وظیفهمان عمل کردهایم.> یک علامت اقتدارگرایانه! ولی فقط همین یکی است... از زمان آغاز بحران گرجستان، دمیتری مدودف به زحمت میتواند در مقابل ولادیمیر پوتین اظهار وجود کند. 12 اوت، چهار روز بعد از آغاز مخاصمه، رئیس جمهوری خواستار عقبنشینی نیروهای روسیه از گرجستان میشود. سخنرانی او نیز یک ساعت قبل از صرف صبحانه با نیکلا سارکوزی، که برای پیشنهاد توافقنامه آتشبس آمده بود، تمام میشود. ولی همه اینها به نحوی حفظ ظاهر است. زیرا تنها یک نفر، سکان را در دست دارد: پوتین نخستوزیر کنونی، این اوست که 8 ساعت بعد از تجاوز گرجستان، دستور میدهد هواپیماهای شکاری به پرواز درآیند و لشکر پنجاه و هشتم به سوی اوستیای جنوبی حرکت کند. این اوست که سفر خود به چین، به مناسبت آغاز بازیهای المپیک را ناتمام میگذارد تا به <ولادی قفقاز> در 150 کیلومتری صحنه نبرد برود و ضد حمله روسیه را هماهنگ کند. باز این اوست که کارزار تبلیغاتی را سامان میدهد: <آنچه که روی داده یک نسلکشی قومی است> و به مدودف توصیه میکند: <فکر میکنم، بهتر است که رئیس جمهوری، دادگاه نظامی را از این امر آگاه کند.> مخاطب با فرمانبرداری میگوید: <البته، این کار را خواهیم کرد.> و البته دردناک برای مدودف، کار تمام نشده است. رئیس جمهوری روسیه در حال مذاکره با سارکوزی به عنوان میانجیگر است که در میانه خوردن غذا، پوتین ظاهر میشود. واضح است که برای بحث درباره عبارات به کار رفته در مصالحه آمده است. تردید نیست که فرمانده عالی نیروهای مسلح او است و نه رئیس کرملین که به هر جهت، قانون اساسی این عنوان را به او داده است. اول سپتامبر، در بروکسل، یک چهره و تنها یک چهره در مذاکرات 25 رئیس کشور و دولت اتحادیه اروپا، که برای بحث درباره پرونده گرجستان آمدهاند، میدرخشد: <چهره افسر سابق کا.گ.ب>.