تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۶  ، 
کد خبر : ۶۷۷۹۲
قدس تبعات کاهش بهای طلای سیاه را بررسی می‌کند

خماری اقتصاد ایران در سایه اعتیاد نفتی


گروه اقتصادی - محمد هرمزی: زمانی که طلای سیاه (نفت) در بازارهای جهانی یکه تازی می کرد و رکوردهای خیره کننده ای را در قیمت می زد، کمتر کسی فکر می کرد که با همان شدتی که صعود می کند، در مدت کوتاهی سقوط کند. البته باز خورد حباب قیمتی برای صادر کنندگان آن سرازیر شدن دلارهای نفتی را به همراه داشت. در آن زمان یک پرسش اساسی از سوی مردم مطرح می شد که سرانجام این افزایش درآمدهای ارزی روی رفاه مردم و اقتصاد این کشورها چه اثری دارد.
دکتر احمدی نژاد، رئیس جمهور کشورمان 4 ماه پیش و در دوران طلایی قیمت نفت به این موضوع بصورت تلویحی پرداخته بود.
وی تأکید کرده بود: برخی انتظار دارند وقتی قیمت نفت بالا می رود بلافاصله در عملکرد دولت دیده شود، در حالی که واقعیت آن است که این پول به جیب دولت نمی رود و دولت براساس قانون مصوب در بودجه از پول نفت استفاده می کند.
البته در همان روزهایی که قیمت نفت رکورد می زد، رئیس جمهور به نکته دیگری درباره ارزش واقعی نفت نیز اشاره کرد.
وی تصریح کرده بود، قیمت واقعی (و نه اسمی) نفت از سال 1380 تا کنون (سال 87) کمتر از ده درصد اضافه شده است.
برآیند این اظهارات حکایت از این نکات داشت که رشد قیمت اسمی نفت متأثر از سقوط ارزش دلار است، به طوری که اگر چه در وهله نخست این رشد قیمتی به نفع کشورهای صادر کننده ارزیابی می شود اما به دلیل وابستگی شدید این کشورها به واردات و محصولات کشورهای صنعتی دلارها به خاستگاه اولیه آنها برمی گردد.
در ایران نیز حجم واردات حتی طبق اظهارات رئیس جمهور که رقم صادرات و واردات را 70 میلیارد دلار اعلام کرده بود، برهمین نکته تأکید می کرد.
بنابراین گزارش، اگر چه طی 6 ماهه نخست سال، درآمد ارزی حاصل از صادرات نفت خام 60 میلیارد دلار برآورد شد، اما تورم وارداتی حاصل از همین نفت گران نیز به کشور تحمیل شد گرچه نسبت میان تورم وارداتی و درآمدهای نفتی هنوز مشخص نشده است.
با این حال، در حالی که مسؤولان در زمان میدان داری قیمت نفت تلاش می کردند که با رویکرد علمی ثابت کنند که حباب قیمتی به نفع اقتصاد ما نیست، این روزها نیز کارشناسان و حتی مسؤولان نسبت به کاهش قیمت نفت و وابستگی شدید اقتصاد به دلارهای حاصل از فروش آن هشدار می دهند.
با چنین رویکردی این پرسش مطرح می شود، اگر افزایش قیمت نفت به ضرر اقتصاد ایران است آیا کاهش قیمت آن به نفع کشور است یا اساساً اقتصاد بیمار نمی تواند سیگنال درستی نسبت به افزایش یا کاهش قیمت نفت ارایه کند.
شروط اثر گذار
دکتر تقوی، کارشناس ارشد اقتصادی در این باره به خبرنگار ما می گوید:گرانی یا ارزانی نفت به نفع یا ضرر اقتصاد ایران با شرایطی قابل توضیح است. نفت گران به نفع اقتصاد است، مشروط به اینکه از این درآمدهای اضافی درست استفاده کنیم، ضمن اینکه ما می دانیم که کشور وارد کننده هستیم. اگر قیمت کالاهای وارداتی افزایش کمتری نسبت به افزایش قیمت نفت داشته باشد، این گرانی نفت به نفع ماست.
وی می افزاید: باید مشخص شود که کشش هزینه نسبت به قیمت نفت برای محصولات وارداتی چقدر است.
این استاد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه می دهد: وقتی قیمت نفت افزایش می یابد، بدین معنی است که یک محصول خام صادر می شود، اما درآمدهای آن را در داخل هزینه می کنیم، این هزینه کردن در کشور تورم ایجاد می کند، به طوری که هزینه کالای صادراتی دیگر را با توجه به افزایش حقوق و دیگر عامل ها بشدت بالا می برد، این وضعیت سبب می شود که با افزایش قیمت کالاهای صادراتی از قدرت رقابت در بازارهای بین المللی کاسته شود که پیامد آن بیماری هلندی است.
وی در خصوص کاهش قیمت نفت و آثار آن بر اقتصاد ایران نیز اظهار داشت: این ارزانی قیمت در حالی قابل قبول است که کشور دارای ذخایر ارزی کلان باشد، یعنی برای مدتی بتواند واردات اساسی خود را انجام دهد، در غیر این صورت و بدون داشتن ذخایر کافی توان واردات کشور کاهش می یابد که این به تورم در کشور دامن می زند.
مدیریت راهگشا
به گفته وی چنانچه قیمت نفت نوسان معقولی داشته باشد و همه درآمدهای ناشی از آن در اقتصاد هزینه نشود، سپس قیمت نفت کاهش یابد، به اقتصاد آسیبی وارد نمی شود، اما اگر این درآمدهای مازاد در زمان گرانی نفت هزینه شود در زمان کاهش قیمت نفت، اقتصاد آسیب خواهد دید.
وی با این ارزیابی رکود در بازارهای بین المللی که اینک در جهان سایه افکنده است می گوید: قیمت محصولات اساسی واردات در پی رکود جهانی و افت قیمت نفت کاهش یافته است، یعنی تقاضا برای برخی محصولات مثل آهن، مس و ... نیز کم شده است که البته این کاهش قیمت محصولات وارداتی به نفع اقتصاد ماست، اما کاهش قیمت نفت به خودی خود به ضرر اقتصاد ایران است، البته این نکته هم اهمیت دارد که آیا کاهش قیمت کالاهای وارداتی بیشتر به نفع ماست یا کاهش قیمت نفت که به نظر می رسد آسیبهای کاهش قیمت نفت بیش از ره آوردهای واردات ارزان است.
وی خاطرنشان می کند: موضوع مهم، مدیریت اقتصاد کشور است یعنی با افزایش قیمت نفت می توان سرمایه گذاری را توسعه داد، به طوری که درآمدها از محل سرمایه گذاری به دست بیاید، ضمن اینکه درآمدهای مازاد و نفتی را باید برای نسل های بعدی نیز سرمایه گذاری کرد.
وی در پایان تأکید می کند: اگر اقتصاد درست مدیریت شود، افزایش قیمت نفت نعمت است، اما اگر درست مدیریت نشود دیگر نعمت نیست اما کاهش قیمت آن نیز به ضرر اقتصاد کشور است.
7 پیش شرط منافع نفت
در همین حال مخبر کمیسیون اقتصادی مجلس 7 شرط را پیش نیاز اقتصاد ایران برای کنترل تورم و منافع حاصل از افزایش قیمت نفت دانست که در صورت عدم تحقق آنها افزایش قیمت نفت نفعی برای کشور ندارد.
محمدرضا خباز به خبرنگار ما اظهار داشت: اولین محور انضباط مالی از طریق کاهش هزینه های دولت و ایجاد توازن در بودجه کشور است که به کاهش تورم می انجامد، زیرا علامت وضعیت خوب یا نامناسب اقتصاد یک کشور شاخص تورم آن است.
وی حمایت از تولید و رفع مشکلات این بخش، وفاداری به اهداف حساب ذخیره ارزی را دو محور دیگر یاد کرد و افزود: متأسفانه هیچ کدام از این سه محورهای یاد شده (انضباط مالی، حمایت از تولید و وفاداری به صندوق ذخیره ارزی) طی 4 سال گذشته رعایت نشده است.
وی عدم خنثی سازی تبعات رشد انبساطی پول توسط ابزارهای انقباضی مثل اوراق مشارکت و عدم تقویت فرآیند حقوق سازی را محورهای چهارم و پنجم دانست و افزود: کاهش سقف تسهیلات دولت به بخش دولتی محور ششم کاهش نرخ تورم است که متأسفانه در جهت عکس رفتار شد، یعنی به جای اینکه تسهیلات به مردم داده شود بیشتر به دستگاههای دولتی پرداخت شده است.
وی محور هفتم را تجدیدنظر در نرخ ارز ارزیابی کرد و افزود: نرخ ارز در کشور صوری و زوری است که در یک فرآیند زمانبندی باید اجازه داده شود تا جایگاه خود را پیدا کند.
وی در ارزیابی خود تأکید می کند: اگر این 7 محور کنترل کننده تورم انجام شود افزایش قیمت نفت برای ما یک مزیت است.
زیان از دو سر
در همین حال یک نماینده مجلس نیز می گوید: در مواقعی که نفت خیلی گران می شود، سر ایران کلاه رفته است و وقتی هم ارزان می شود، حق ایران ضایع شده است.
سیدحسین حسینی می افزاید: ما در شش ماهه نخست سال جاری نفت را با میانگین 110 دلار در هر بشکه فرو خته ایم، حالا به 50 دلار رسیده است.
وی تأکید می کند: موضوع مهمتر از ارزانی یا گرانی نفت مدیریت اقتصاد کشور است که چنانچه در هر دو شرایط فوق اقتصاد بدرستی مدیریت شود، آثار منفی آنها کمتر پدیدار می شود.
وی اضافه می کند: در شرایطی که دلارهای مازاد داریم، نباید آن را بدون حساب و کتاب هزینه کرد، اما اگر با کارهای کارشناسی هزینه شود، از بروز تورم جلوگیری می شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات