تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۹  ، 
کد خبر : ۶۷۹۰۳
آیا آمریکا در شرف تغییر است؟

ما مى‌توانیم


دکتر ابراهیم فیاض / عضو هیأت علمى دانشکده جامعه‌شناسى دانشگاه تهران
«اوباما» به عنوان یک کاندیدا پدیده خاصى در امریکا محسوب مى شود. او سیاهپوست است در کشورى که نژاد همواره موضوع حساسى بوده و هست. طبیعتاً مى بایست از سوى دموکرات ها معرفى مى شد و از این حیث احساس مردم امریکا اهمیت داشت. طبق آخرین نظرسنجى ها میزان محبوبیت افراد به ترتیب زن سیاهپوست، مرد سیاهپوست، زن سفیدپوست و آخر از همه مرد سفیدپوست است. مرد سفید نماد عقلانیت انعطاف ناپذیر، ابزار انگار و جنگ طلب به حساب مى آید و زن سیاه نماد صلح گرایى و عطوفت است. به این ترتیب حضور همسر سیاهپوست اوباما در کنار او نشانه معنادارى مى شود. او برخلاف پدر خود (که با زنى سفیدپوست ازدواج کرد) در کنار همسرش نمونه اى از تفوق حاشیه بر مرکز است. این موضوع در مورد محل تولد وى یعنى هاوایى که خارج از امریکا است صدق مى کند که خود انقلابى در حیات امریکایى از محافظه کارى به سمت نوعى اصلاح طلبى است. محافظه کاران عمیقاً سنتى (به معنى امریکایى کلمه) هستند و اغلب حضور ایشان قرین جنگ و خشونتى جهانى بود. شاید امریکا در حال غیرامریکایى شدن باشد. به سال هاى اخیر ساختار سیاسى آنها خانواده گرا شده بود. ریگان، پدر بوش، کلینتون و پسر بوش قدرت را به سمت خویشاوندگرایى سوق مى دادند. پدر بوش سعى داشت پسر بعدى خود را به عنوان نماینده محافظه کاران معرفى کند و حتى وقتى موفق نشد گریست. او مى خواست رکورد تازه اى را بشکند. در عین حال در زمان حیات بوش پسر، بسیارى از عواملى که در پشت صحنه سیاسى حضور داشتند براى تسلط بیشتر و هدایت از نزدیک به روى صحنه آمده و گونه اى اشرافیت حکومتى را قوام دادند. چنانچه اوباما پیروز شود ساختار فامیلى که در قدرت به تمامیت خویش رسیده بود خواهد شکست و از آنجا که ساختارهاى سیاسى در امریکا از اهمیت ویژه اى برخوردار هستند تحولى اساسى روى مى دهد. چند سال پیش «ال گور» با ۲۱۶ هزار رأى مردمى بیشتر از بوش از جانب هیأت هاى سیاسى دخیل در انتخابات کنار گذاشته شد تا روشن شود قدرت در آن کشور تا چه پایه ساختارى، درون نهادى و دور از دسترس مردم است. حال اگر چنین ساختارى به سمت اوباما متمایل باشد، نشانه خاصى ظهور مى کند.
در ایران نیز پس از تثبیت قدرت در بعضى از گروه هاى خاص ناگهان دکتر احمدى نژاد که ناشناخته بود مورد اقبال عمومى قرار گرفت. در حالى که رقباى جا افتاده اى داشت به صورتى که حتى کاندیداهاى تکرارى معرفى مى کردند. این ساختارشکنى سیاسى موج تازه اى را ایجاد کرد که حاصل آن چرخشى به سمت نخبگان خاموش بود. نیروهایى که در حاشیه بودند و امکان داشت تبدیل به موج هاى مخرب شوند، به ناگاه وارد عرصه سیاسى شد و با خود انرژى تازه اى را به سرعت سازندگى در ایران بخشیدند. دولتى که به هر حال در تهران محصور نشد و فعالیت هاى خود را تا نقاط دوردست گسترش داد. اجرایى کردن گروهى از نخبگان خاموش خود یک پروژه اصلاحاتى بود که از بحران هاى احتمالى جلوگیرى کرد. این فعالین تازه نفس در آینده نیز نقش خواهند داشت؛ اما در طى همین سال ها نوعى «انسجام باز» در سطح دولت به وجود آمد که اثر آن در دیپلماسى فعال ایران رخ نمود. یک دیپلماسى غیرمحافظه کارانه که حوزه هاى مختلفى را پیش برد. دیپلماسى فرهنگى، دیپلماسى نفتى، دیپلماسى عمومى و اخیراً دیپلماسى انرژى و البته گاز که تا حدودى با اوپک گاز مى تواند به ثمر برسد. تحرک درونى در ساختارهاى سیاسى ایران نهادهایى را کوچک، متفاوت و یا به هر شکلى متغیر ساخت و هنجارشکنى در سطح روابط بین المللى باعث دیده شدن ایران نزد گروه هاى مختلف بود. ممکن است ما بعضى از آن شمار را مثل نامه هاى سرگشاده به بعضى رؤساى جمهور بى اهمیت بدانیم ولى اخیراً نوآم چامسکى گفته است که بعضى مردم امریکا طرفدار احمدى نژاد هستند. این الگویى در سطح جهان بود که پیشنهاد مى داد کسانى که حرف هاى دیگرى دارند به سمت پست هاى اجرایى بیایند تا به جاى کسانى که از طریق حزب هاى سیاسى به صحنه آمده اند بنشینند. یکى از نمونه هاى جهانى این جابه جایى مى تواند جایگزینى اوباما باشد، این در حالى است که شعارهاى او حول جمله هایى چون «باید تغییر کرد»، «ما مى توانیم تغییر کنیم» و این قبیل چرخ مى زند. این تغییر چیست آیا امکان دارد که امریکاى جنگ طلب خاطرات و روش خود از جنگ جهانى تا امروز را کنار بگذارد و به سمت ایفاى نقش در صلح جهانى برود در این صورت مى توان گفت اوباما بازتولید رویه احمدى نژاد در امریکا است. کسى که توانست با سرعت از شبکه قدرت بسته عبور کند شاید او بتواند با ایجاد نوعى انسجام ساختارى تازه نقش هاى جدیدى به امریکا ببخشد.
دولت ایران نیز در تلاش بود تا به یک انسجام باز برسد. نشانه هایى در همین راستا مى توان سراغ گرفت. براى مثال رئیس جمهور دستور داد تا روزنامه نگارانى که علیه دولت فعالیت مى کنند آزاد بمانند تا جایى که کار به توهین کشید. از سویى دیگر بعضى از معاونان و مشاوران او با وى مخالفت کردند که گزندى به آنها نرسید. تحول دیگرى که در سطوح سیاسى ایران رخ داد، تحول مجلس بود. تشکیل کمیسیون هاى تخصصى در مجلس نشان از تغییر رویه مجلس از میل به ایجاد تشکل هاى سیاسى به ایجاد تشکل هاى صنفى بود. این امر که به نوعى با رفتارهاى دولت شباهت دارد مشارکت هیأت هاى علمى را بالا مى برد. انجام چنین تغییرى در امریکا مى تواند از تحول در سیر مطالعاتى آنها شروع شود. اگر نگاه آرمانگرایانه امریکایى ها که تنها در پى تفوق بر جهان است با دیدگاه هاى واقعى و بدون عینک خشونت عوض شود امید به صلح جهانى را بالا مى برد. قدرت گرفتن یک سیاه پوست و به سخن در آمدن قشرهاى خاموش نشانه اى معنادار و جدى به شمار مى آید. در این راستا تحولات دانشگاهى در امریکا بسیار مهم جلوه مى کند. یک ساختار قدرت - دانش جدیدکه تمایلات استعمارگرایانه را بزداید و تعریف هاى قدیمى شمال - جنوب را بى اعتبار کند. در این صورت تئوریها عوض خواهند شد. زیرا زمانى که اقتصاد جهانى شکل دیگرى بگیرد، سیاست جهانى تغییر مى کند و به دنبال آن فرهنگ و منطق ارتباطات دستخوش تحول مى شوند. در صورت انتخاب اوباما، ما در ایران و جهان با احتمالات تازه اى مواجه مى شویم که مى بایست خود را براى گمانه زنى هاى تئوریک در مورد آن آماده کنیم. احمدى نژاد اخیراً طى نامه اى به اساتید حوزه و دانشگاه خواسته است بحث هاى جدیدى را براى ورود به این شرایط احتمالى آغاز کنند. ترکیب این دانش ها به سود ما خواهد بود، اگر به صورتى جدى و به دور از وحشت غربزدگى به آن بنگریم در یک افق خوشبینانه ایران مى تواند با امریکاى جدید گفت وگو کند زیرا به هر روى هر کدام در مقیاس خود براى آینده جهان مؤثر هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات