مهدی گیوهکی
خبر کوتاه و گویا بود «محاکمه دیکتاتور عراق صدام حسین به پایان رسید.» این خبر برای ایرانیان نیز بسیار خوشحالکننده بود «صدام حسین التکریتی» از آن تیپ چهرههایی است که هیچ ایرانی نمیتواند او را فراموش کند. در طول 33 سالی که نام او برای ایرانیان آشنا شده بیش از هر چهره سیاسی برای ایرانیان خبر ساخته است. این خوشحالی برای ملت ایران مضاعف است زیرا طی هشت سال جنگ تحمیلی به اجبار در جنگی که خواسته صدام و ابرقدرتهای حامی آن بود گرفتار بودند.
همانقدر که سقوط رژیم عراق در 3 سال پیش بدون هیچ مقاومت از سوی صدام و یارانش یک واقعه مهم در منطقه بود دستگیری صدام با آن وضعیت در گودالی نمور و بدون هیچ مقاومتی توسط سربازان لشکر 4 پیاده ارتش آمریکا میتواند مهم و بازگوکننده بسیاری از ناگفتهها باشد. از جمله این واقعیت که صدام پس از سی سال دیگر برای آمریکا و همدستانش کارایی لازم را ندارد و پس از 9 ماه بازی موش و گربه ساختگی توسط آمریکاییها دستگیر میشود. پس از گذشت چندین جلسه از برگزاری جلسات محاکمه صدام و پایان محاکمه وی، بد نیست تا زندگی سیاسی صدام و اقداماتش در صحنه سیاسی و اجتماعی عراق را طی بیش از دو دهه حکومتش بررسی نماییم.
منطقه خاورمیانه به ویژه در پیرامون کشورهای نفتخیز بعد از جنگ جهانی دوم همیشه در ناآرامی سیاسی و عدم ثبات اقتصادی حاکم بوده است. کودتاهای نظامی و یا حملات نظامی و لشکرکشی در این منطقه متداول بوده است. حکومتهای خودکامه و نظامهای وابسته متعلق به قدرتهای نو استعماری هم و غم خود را برای حفظ منافع قدرتهای جهانی و کشورهای صنعتی غرب به کار گرفته و حافظ منافع قشر کوچک دزد و تبهکار و حاضر به اعمال هر نوع جنایت بودهاند. در منطقه خاورمیانه حکومت فاسد و توتالیتر و جنایتکار بعث عراق از سال 1958 با کودتای نظامی عبدالکریم قاسم بر سر کار آمد و کودتاهای متعددی آن هم از نوع نظامیاش در این کشور به وقوع پیوسته است که تمامی کودتاچیها برای هموار کردن حکومت خود اعضا و یا هواداران حکومتهای برانداخته شده را حذف فیزیکی کردهاند و اکثرا به کشتار جمعی دست زدهاند.
حکومتهای نظامی و کودتاچی بعد از کودتای «عبدالکریم قاسم» هرگز به مناسبات حقوق مدنی و قانونی به خصوص قوانین اساسی اعتنایی نداشتهاند. قوانین اساسی که دولتهای کودتاچی عراق تدوین کردهاند اکثرا فاقد اراده مردم بوده و هموارکننده منافع قشر و طبقه حکومتی بوده است. با این وسیله به حقوق حقه مردم عراق تجاوز میگردید و کسی را هم جرات مخالفت و اعتراض به نظام فاسد بعثی نبود چرا که رژیم پلیسی ـ نظامی بعثها مخالفان را به سلاخخانههای حکومتی برده و آنها را به قتل میرساندند.
صدام برای ثبات نظام حکومت بعثی و برای کسب حمایت کشورهای غربی و گرفتن امتیاز از آنها امکانات تجارت و روابط اقتصادی را آزاد گذاشته بود از این رو کشورهای صنعتی برای حفظ منافعشان به نقض حقوق بشر در این کشور اعتنایی نداشتند و این مهم را دولتهای اروپایی و ایالات متحده آمریکا که به ظاهر سینه چاکان حقوق بشر و آزادی هستند در عراق نادیده میگرفتند. کشورهای غربی متحد سیاسی و منافع اقتصادی خود را در منطقه خاورمیانه بعد از سرنگونی رژیم شاه در حکومت بعثی عراق میدیدند.
در سال 1359 پس از گذشت کمتر از دو سال از سقوط شاه دیکتاتور ایران حکومت و دستگاه حاکمه عراق به سود کشورهای غربی و به خواست آنها با برنامه قبلی جنگ ایران و عراق را برافروخت. برای منافع کشورهای صنعتی جهان صدام حسین تخیل تجدید داستان قادسیه و فتح ایران را به دست اعراب را در سر میپروراند غافل از آنکه مردم ایران در مقابل ارتش تجاوزگر و عامل قدرتهای جهانی خواهند ایستاد و هرگز اجازه تصرف و اشغال کشورشان را نخواهند داد. اما باید پرسید صدام حسین را چه کسی در طول جنگ با ایران با سلاحهای کشتار جمعی و شیمیایی تجهیز کرد آمریکا که برنامه جنگ ایران و عراق را در پنتاگون ریخته بود آن را با کمک صدام به مرحله اجرا گذاشت و در سال 1983 رامسفلد را به پیش صدام میفرستند تا در مذاکرات مخفی برای جنگ با ایران سلاح کشتار جمعی در اختیار او بگذارد.
با کمکهای ایالات متحده آمریکا و اروپا عراق به تولید و بهکارگیری بمب شیمیایی علیه ایران اقدام میکند. از همین بمب شیمیایی علیه مردم بیدفاع حلبچه کردستان استفاده میکند و باعث مرگ بیش از 5000 نفر به ویژه کودکان و زنان میشود. آنچه مسلم است کشورهای صنعتی غرب به جنگافروزان و جنایتکاران بغداد تمامی امکانات صنعتی تولید ابزار کشتار جمعی را دادند.
فرآیند سیاست کمکهای تسلیحاتی کشورهای غربی به صدام حسین تولیدات دهها تن مواد سیاهزخم و دیگر مواد باکتریل بود که بنا به گزارش ماموران سازمان ملل عراق انواع و اقسام مواد شیمایی برای استعمال در جنگ را تولید کرده است. تولید مواد بیولوژی و شیمیایی در راستای حفاظت از منافع کشورهای صنعتی جهان در منطقه به وسیله صدام و حمایت کشورهای غربی انجام میگرفت. نقش صدام در منطقه خاورمیانه به ویژه منطقه خلیج فارس حفظ منافع کشورهای صنعتی اروپا و آمریکا بود و کشورهای ارتجاعی عرب در منطقه خلیج فارس 8 سال از او علیه جمهوری اسلامی ایران آن هم به دستور مستقیم آمریکا در جنگ علیه ایران حمایت بدون قید و شرط میکردند.
جنگ تحمیلی عراق علیه ایران هشت سال به طول انجامید و جان میلیونها نفر از هر دو کشور را گرفت. آمریکا به طور غیرعلنی از جنگ صدام علیه ایران حمایت میکرد. آمریکاییها که همواره پز حقوق بشر را برای مخالفان خود میدهند کارنامه حقوق بشر حکومت صدام را نادیده گرفتند و در مقابل فجایعی مانند بمباران شیمیایی شهرها و روستاهای ایران سکوت اختیار کردند.
جنگ با ایران اقتصاد عراق را فلج ساخته بود و رهبر بعثی عراق سخت تقلا میکرد درآمد نفتی کشور را افزایش دهد. او پس از متهم کردن کویت به پایین آوردن قیمتهای نفت به این کشور حمله و آن را بخشی از عراق اعلام کرد. ارتش آمریکا عراق را از کویت بیرون راند. این جنگ هم تبعات فاجعهباری برای عراق داشت. چندین هفته بمباران توسط نیروهای تحت رهبری آمریکا که صدام حسین آن را مادر همه جنگها نامید تاسیسات زیربنایی عراق را ویران کرد. رژیم فاسد حاکم در عراق هرچه آمریکا میخواست به آن تن میداد. دولت بعث عراق به خاطر توسعهطلبیاش با توصیه آمریکا نخست برای اشغال ایران و بعد اشغال کویت دو جنگ را برافروخت و گام به گام بر اثر ضربات جنگ و تحریمهای اقتصادی آنچنان تضعیف گردید که عنکبوتی چون آمریکا که برای بعثیها تارزده بود تا آنها را گرفتار کند هماکنون با حمله به عراق تارهای این عنکبوت ابرقدرت هر روز تنگتر کشیده میشود و عراق امروز طعمه این عنکبوت شده است.
بهخاطر سیاستهای توسعهطلبی جنونآمیز دولتمردان بعثی و با اشغال کویت توسط عراق ورق سیاست مناسبات آمریکا در مقابل عراق از نو بور میخورد و بازی جدیدی توسط آنها میشود و از سال 91 به بعد در راستای اهداف خودشان و نه به خاطر نجات مردم عراق سیاست جدیدی را البته با هماهنگی صدام به اجرا درمیآورند. عراق بعد از تسلیم شدن به قوای متفقین در جنگ 1991 موظف میگردد که خلع سلاح شود و میبایست تمامی سلاحهای کشتار جمعی را نابود کند. قطعنامههایی در شورای امنیت برای خلع سلاح شدن عراق تصویب شد که هیچکدام مورد توجه رژیم قرار نگرفت.
پس از جنگ با کویت اشتباهات فاحش و احمقانه دیکتاتور عراق به تبعات گسترده داخلی در خود عراق منجر شد. شیعیان جنوب عراق علیه او شورش کردند اما در حالی که صدام حسین با بیرحمی تمام شیعیان را سرکوب میکرد تا بار دیگر مهار قدرت در جنوب کشور را در دست گیرد قدرتهای غربی تنها شاهد این حوادث فاجعهبار بودند و با این طرز رفتار نشان دادند صدام مهرهای است که هنوز برای آنها کارایی دارد. پس از شیعیان در شمال صدام به کردها حمله کرد. میلیونها نفر به کوهستانهای سرد گریختند و نیروهای غربی مجبور شدند بخشی از شمال عراق را «ناحیه حفاظت شده» اعلام کنند که به وسیله نیروهای هوایی آمریکا و انگلیس اعمال میشد.
...و اما امروز
هرچه قدر که از بحث عراق و صدام و آمریکا میگذرد مسائل پیچیدهتر میشود. همانطور که 3 سال قبل همگان دیدند در عراق جنگی به آن معنا اتفاق نیفتاد که این نشان از تبانی بعثیها با اشغالگران بود. ظاهر امر نشان میدهد که آمریکاییها از جای صدام مطلع بودهاند. به هر حال صدام یک جنایتکار جنگی است و به غیر از جنایات در عراق از آغاز ورودش به حزب بعث در جنگ 8 ساله علیه ایران جنایتهای بزرگی را مرتکب شد که باید در سطح بینالمللی به جنایتاتش رسیدگی شود که نمیتوان از آن گذشت و یکی از بزرگترین مدعیان محاکمه صدام مردم ایران و خانوادههای شهدا، جانبازان و آزادگان هستند.
صدامی که در دادگاه با عنوان اتهامی رسیدگی به قتلعام روستائیان دجیل محاکمه شد و اکنون در انتظار اجرای حکم است به عنوان رییسجمهوری است که به دو دهه دیکتاتوری در صحنه سیاسی عراق مشهور شده بود و پس از دستگیری از رفتار گذشته خود نه تنها ابراز ندامت نکرد بلکه با افتخار از آنها یاد کرده و تمامی کسانی را که کشته بود مزدور ایرانیان خواند. هنوز هم دیر نیست وی باید در یک دادگاه صالحه محاکمه شود تا بگوید طی این سالها چه کسانی او را تجهیز کردند. چه کسانی سلاحهای شیمیایی به او دادند. کدام یک از دولتها او را در برابر مردم ایران و نظام جمهوری اسلامی یاری کردند و چرا سه دهه با دادن پز دموکراسی و حقوق بشر و... در مقابل این جنایات ساکت بودند تا آنکه صرفا براساس منافع خود این زمان تصمیم به سرنگونی و دستگیری او گرفتند.
وی مؤثرترین فردی است که میتواند تصویر واقعی را از جنایاتی که در جنگ عراق علیه ایران اتفاق افتاد نشان دهد و دستگیری صدام میتواند سند مظلومیت ایران را یک بار دیگر از زبان مسبب اصلیاش بازگو کند. هرچند به نظر میرسد قدرتهای مستولی بر این دادگاه همانطور که جنایات عراق علیه ایران را نگذاشتند در دادگاه مطرح شود از بیم افشا شدن نقش خود در کمک به صدام باز هم نخواهند گذاشت چنین اتفاقی بیفتد.