رسول موسوی/مدیر کل دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی
شرایط سیاسی و امنیتی حاکم بر مناطق پیرامونی جمهوری اسلامی ایران، شرایطی پیچیده و غیر قابل پیشبینی است. آنچه در افغانستان رخ میدهد، بیارتباط با مسائل عراق نیست و آنچه در عراق اتفاق میافتد، متاثر و تاثیرگذار در شرایط لبنان و فلسطین است و در میان این خط خمیده کشیده شده از هندوکش تا نیل، دماوندی قرار دارد که تصمیم صاحبانش تعیینکننده سرنوشت این خط خمیده است. دولتمردان چند کشور غربی در عینحال که کارگردان صحنههای تراژیک منطقه ما و دیگر نقاط جهان هستند، همچنان به بازیهای کمدی خود ادامه میدهند تا عمق فجایعی که خالق آن هستند، درک نشود.
صاحبان زرادخانههای اتمی و استفادهکنندگان از سلاحهای کشتار جمعی علیه مردمان عادی و کسانی که هر روز دهها عراقی، افغانی و فلسطینی را به خاک و خون میکشند، چرکنویس قطعنامهای را به شورای امنیت میآورند تا چند دانشمند ایرانی که پس از سالها میتوانند در کشور خود به تحقیق و مطالعه مشغول شوند، این فرصت را از دست بدهند و راهی مراکز تحقیقی موجود در آن کشورها شوند.
فرانسه چرکنویس قطعنامه جدیدی را برای ارائه به شورای امنیت آماده میکند که هیچ تفاوتی با چرکنویس بیحاصل قبلی ندارد و هیچ نتیجهای برای آن جز دچار شدن به سرنوشت قبلی متصور نیست. دلیل این که به این صراحت و شفافیت، چنین گزارهای را مینویسد، آن است که ایران از بازیهای مقدماتی و نیمهنهایی پیروز بیرون آمده و الان در بازی نهایی قرار دارد، در حالی که طراحان چرکنویس به بازیهای ردهبندی مشغولاند.
سه سال پیش، زمانی که آمریکا در تدارک حمله به عراق بود، نکته ظریفی بین ایرانیان شوخطبع مطرح بود مبنی بر آن که میگفتند اگر آمریکا عراق را بزند چه میشود؟ پاسخ میدادند ایران و آمریکا به فینال میروند!
واقعیت آن است که ظرافت و شوخطبعی ایرانیان، ریشه در تجارب تاریخی آنان دارد و خوب میفهمند که چگونه میتوانند در یک بیت شعر یا یک لطیفه، دریایی از معانی را جای دهند و به اصطلاح چگونه بحر را در کوزه قرار دهند.
آمریکا تلاش دارد در بعضی از بازیها خود شرکت کند و در دیگر بازیها دیگران را به جای خود به میدان بفرستد که این کار نمیتواند از جانب کشورمان مورد پذیرش قرار گیرد و جمهوری اسلامی ایران با اتکاء به نفس کامل، آماده شرکت و حضور در تمامی بازیها و در یک مجموعه کامل است، زیرا هیچ دلیلی نمیبیند صحنه و میدان و نوع بازی را به حریف واگذار نماید. اگر آمریکا تصور میکند ایران را در میدان شورای امنیت سازمان ملل گرفتار ساخته، ایران مطمئن است که آمریکا در باتلاق عراق در حال غرق شدن است، بنابراین دلیلی نمیبیند غریقی را از باتلاق عراق نجات دهد، در حالی که آن غریق، نیت ضربه زدن به او را دارد.
راهحل معقول برای آمریکا و انگلیس برای خروج نسبتا آبرومندانه از عراق، اتخاذ تصمیم جدی برای انتقال پرونده عراق به دولت منتخب مردم این کشور و مذاکره صادقانه و هدفمند با همسایگان عراق برای ثبات و امنیت منطقه است.
آرامش و ثبات عراق، منافع مشترک محسوب میشود، اما مساله خروج آبرومندانه آمریکا و انگلیس از عراق، نیاز این دو کشور محسوب میشود. در حال حاضر، مهمترین گرفتاری بوش در ارتباط با توصیههای کمیته موسوم به بیکر ـ همیلتون، آن است که در افکار عمومی آمریکائیان، توصیههای این گروه لازمالاجرا به نظر میرسد. یکی از دیپلماتهای ارشد آمریکا به نیویورکتایمز گفته است: به نظر من این نگرانی وجود دارد که هر چیزی را که این گروه بگوید، به نظر اینگونه برسد که نوشتهای روی سنگ است (غیرقابل تغییر است). این موضوع برای بوش دشوار خواهد بود که اعلام کند نتیجهگیریهای این گروه که تا این درجه متخصص و دو حزبی است، اشتباه بوده است.
در این جا لازم است نقلقول دیگری هم از شماره هفتههای اخیر هفتهنامه آمریکایی تایم داشته باشیم. این هفتهنامه در مطلبی تحت عنوان «دولت بوش باید بدون هیچ پیششرطی سریعا با ایران مذاکره کند» مینویسد: «...غرور کنونی آمریکا مبنی بر این که ایران نباید تا قبل از توقف غنیسازی اورانیوم، مفتخر به مذاکره مستقیم با آمریکا گردد، بیش از آنکه به ایران ضرر برساند به آمریکاییها آسیب میزند... برای 27 سال ما دلخوش به تحریمهای یک طرفه و سردی روابط دیپلماتیک بودیم تا شاید به این ترتیب، ایران را متقاعد سازیم که رفتار خود را تعدیل کرده و از بلندپروازیهای هستهای خود دست بکشد. باید گفت که این روش تاکنون جواب نداده است.»
به نوشته این هفتهنامه حتی مذاکرات مستقیم هم ایران را متقاعد نخواهد ساخت که بلافاصله از رویاهای هستهای خود دست بکشد و این سیاست، صرفا سیاست احمدینژاد نیست، چرا که دیگر روسای جمهور ایران نیز همین راه را پیمودهاند. نویسنده تایم اضافه میکند: با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی ارزشمند ایران و انگیزههای آن، من به جرات میگویم که حتی دوست پیشین ما یعنی شاه نیز همین مسیر را برای هستهای شدن در پیش میگرفت. دولتمردان آمریکایی با آگاهی کامل از شرایط سخت خود در عراق و منطقه و شرایط خاصی که در دو سال آینده در داخل کشور خود به لحاظ انتخاب ریاست جمهوری در پیش دارند، موضوع مربوط به مذاکره با ایران و سوریه را در قالب نتایج کمیته بیکر ـ همیلتون مطرح میکنند، اما هنوز یک مساله را اعتراف نمیکنند که ایران توانایی درک این مهم را دارد که آمریکا نتواند نیاز خود را به عنوان امتیاز به او بفروشد.
همه میدانند که بین قبول ضرورت انجام مذاکره از سوی اصحاب رسانه تا پذیرش آن توسط مسئولین کشور و همچنین آغاز مذاکره و پیشرفت در آن و حلوفصل اختلافات، فاصلهای طولانی وجود دارد. طی این مراحل با رفتار دقیق دولتمردان آمریکا که رفتار خصمانهای با ایران داشتهاند میسر خواهد بود.
در چنین شرایطی است که به نظر میرسد ضروری باشد آمریکا که قبلا متحدین خود را تحریک مینمود تا بانی قطعنامه علیه فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران در شورای امنیت شوند، این بار به آنان گوشزد کند که وقت چنین کاری نیست، چرا که هیچ دلیلی ندارد ایرانی که از جانب این قدرتها به تحریم تهدید میشود، مشارکت سازندهای در حلوفصل مشکلات امنیتی آنان در منطقه داشته باشد. البته شاید بازی جالبتری هم در شرف وقوع باشد آن هم بازی بازیگران ردهبندی است که بخواهند برای تغییر نتایج بازی، کارهایی خلاف میل بازیگران نهایی انجام دهند. مسلما برخی از کشورهای عضو دائم شورای امنیت و برخی دیگر از کشورهای منطقه و فرانسه، تمایلی به نتایج بازی نهایی به خصوص اگر نتیجه آن مساوی و برد ـ برد باشد، ندارند و هر کاری که بتوانند انجام میدهند تا شرایط را دگرگون سازند.