دکتر علیآصغر شعردوست
شب یخبندان زمین بود. جهان را غباری از جهل و نومیدی فراگرفته و اندیشههای گمراه در زمین روان بودند. بتها در هیبتهای گوناگون سربلند میکردند. انسانها، بسان رمههای بیشبان در کژراهههای بیمقصود زمین سرگردان بودند. بیش از همه سرزمین سوخته حجاز بود که در آتش آیینهای پوسیده جاهلیت میسوخت. آسمان را خورشیدی دوباره میبایست تا ذوب کند شب یخبندان زمین را.
کی خواهد آمد آن پیامآور اخلاق و سعادت تا جانهای تشنه را با فرمانهای زلال آسمانیاش سیراب کند؟ همان رسولی که پیامبران پیشین وعده آمدنش را داده بودند.
... و شب در راه رسیدن به طلوع صبح جمعه، هفدهم ربیعالاول بود _ مصادف با همان سالی که اصحاب فیل قصد ویرانی کعبه کردند و به سنگ سجّیل معذب شدند _ که ناگهان زمین لرزید. جهان تیره و تار شد. گویی زمین خسته از ستم در تلاطم تولدی بزرگ بود. ابلیس قصد رفتن بکرد تا خبر از این دگرگونی بگیرد که با شهاب تیرهای نورانی رانده شد و ندا آمد که دیگر جایی در هیچ یک از هفت آسمان ندارد. ابلیس که پیش از تولد حضرت عیسی(ع) آزادانه به هفت آسمان میرفت و پس از تولد آن حضرت، از سه آسمان منع شده بود. به یارانش گفت تا بگردند در زمین و علت این دگرگونی را که باعث منع او از چهار آسمان دیگر شده بود، بیابند. چون برفتند و بیخبر بازگشتند؛ خود در پی آن حادثه بزرگ برفت.
و در آن صبح درخشان بود که بتها در هر جای زمین به رو افتادند. ایوان کسری بلرزید و چهارده کنگره آن سرنگون شد. آتشکده فارس از پس هزار سال افروختن به خاموشی گرایید. دریاچه ساوه که دوران درازی مورد پرستش بود. فرو رفت و خشکید وادی خشک و برهوت «سماوه» را آب گرفت. پادشاهان اقالیم زمین لال شدند و تختهایشان واژگون شد. علم کاهنان سرنگون شد و سحر ساحران باطل، ندایی از آسمان در گوش زمینیان طنین انداخت: جاءالحق و زهقالباطل. ان الباطل کان زهوقا.
و سرانجام چشم انتظاری به سر رسید و محمد(ص) پایان پیامبران برگزیده متولد شد. شب یخبندان زمین از خورشید وجودش گرم شد. اندیشههای یخبن ذوب شدند و مالک مهربان هستی، پراکندههای زمین را جمع کرد تا شاءن انسانی در چاه جاهلیت سقوط نکند.
وحدت، پیام آسمانی حضرت حق است و رمز کامکاری و پیروزی رسول مکرم اسلام(ص)، دروازههای ایران و روم را بر لشکریان توحید، وحدت گشود و تمدن عظیم اسلامی را همدلی و وحدت مسلمین بنا کرد. دست خداوند یاریگر جمع است و ابلیس راهزن آن که راه تفرقه میپیماید. در عصر حاضر، تفکر اسلامی از آن زمان سیادت و سروری از دست رفته را بازیافت که امام امت و به تبع معظمله، روحانیت معظم شیعه مردم را به یکدلی و اتحاد و به شعار و هدفی واحد فراخواندند و آنان را سازماندهی کردند. جمعیت تقریب که با همدلی و همراهی روحانیت دل آگاه شیعه و همراهی اهل سنت پا گرفت. حاصل کوششهایی بود که از نسل قبل زمینه آن فراهم آمده بود و در هنگامه طوفانخیز عصر ما توانست موجد آثار مهم شود. تیغهایی که مسلمین طی قرنها روی یکدیگر آخته بودند، به سمت دشمنان نشانه رفت و تنازعات و پراکندگیها به وحدت و همدلی منجر شد. روزگارانی دراز. دستهای پنهان و آشکار در کار سنگ تفرقه افکندن در جامعه مسلمین بود. این دستها گاه از آستین افرادی به در آمدند که در جامعه مسلمین نشو و نما یافته بودند و به نام مومن شناخته میشدند. اما، هویپرستی و کجاندیشی و بداندیشی آنان را به سنگلاخ هولانگیزی کشاند که حاصل آن سلطه اجنبی و به غارت رفتن بنیادهای فرهنگی و اقتصادی و نظامی بود و دستهای تفرقهافکن چند صباحی بر سریر قدرت تکیه زدند. حاصل کار آنان ایجاد وهن و سستی در جامعه مسلمین و آب به آسیاب دشمنان اسلام ریختن بود.
پیام عزتآفرین وحدت، مبلغان قابل توجهی داشته است و آنان که سلسله وحدت را جنباندند. کسانی بودند که جان پاک خویش را با آموزههای راستین دینی و تعالیم نبوی(ص) پیوند زده بودند و اندیشه روشن آنان در امواج اشراق اتحاد مسلمین تطهیر شده بود اما، این پیام آسمانی در دوران حیات عزتآفرین انقلاب اسلامی ایران نمودی برتر دارد. به نحوی که میتوان و باید امام خمینی(ره) بزرگترین منادی وحدت مسلمین دانست. پژواک کلام آسمانی امام، روحهای بیدار را به خود آورد و آنان که به سرنوشت جامعه مسلمین فراتر از اختلافهای ظاهری میاندیشیدند. به صلای امام امت پاسخ مثبت دادند و حاصل کار، تجدید حیات دوباره اسلام در دوران انقلاب اسلامی ایران بود. پژواک ندای حیاتبخش امام راحل و رهبر معظم انقلاب اسلامی در سراسر قلمرو ممالک اسلامی مبشر حیات مجدد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جدید بود. به نحوی که اسلام ناب محمدی(ص) به منزله اندیشهای نیرومند، پرتحرک و زندگیساز در عرصه حیات بشر این قرن ظاهر شد و بسیاری از رفتارهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی گذشته که حاصل تفرقهافکنی دروغزنان و نااهلان بود، به فراموشی سپرده شد و روشنی و نور بر عرصه حیات مسلمین پرتوافکن گردید.