ابوالقاسم قاسمزاده
پایان جملات نوشته قبل (19/آذر/85) درباره پرسش اصلی مخالفین دولت کنونی در لبنان و به اصطلاح صورت مساله مناقشه کنونی در این کشور با دو محور شرح داده شد، که عبارت است از:
1- تقاضای تشکیل دولت وحدت ملی بر اساس آراء عمومی و اکثریت در انتخاباتی آزاد و یا ترمیم ترکیب اعضاء در هیئت دولت کنونی به افزایش تعداد وزراء بر اساس نسبت به اکثریت آراء طوایف که در گروه موسوم به 8 مارس شهرت یافتهاند.
2- فسادزدایی از دولت و اصلاح فساد مالی و اداری در این دولت که بدهکاریهای خارجی آن از مرز چهلوپنج میلیارد دلار گذشته است. دولت آقای سینیوره در جنگ اخیر و پس از آن بیش از صد میلیون دلار وام و کمک دلاری از دولتهای خارج از لبنان دریافت کرده است و کسی نمیداند که این کمکهای دلاری چگونه هزینه شده است. مخالفین خواهان ارائه گزارش درباره عملکرد مالی دولت در لبنان هستند.
اکنون نگاهی به ترکیب جمعیت در لبنان میکنیم. لبنان پس از کسب استقلال از فرانسه، بر اساس سنت نانوشتهای که فرانسویها آن را به میراث گذاشتهاند، هرم قدرت حاکمیت را با تعیین رئیسجمهور از مسیحیان مارونی، نخستوزیر از مسلمانان اهل سنت و رئیس مجلس از مسلمانان شیعه تقسیم کردهاند. در مجموع هیجده طایقه در این کشور وجود دارد که هفتتای آنها بزرگتر و مابقی را طوایف کوچک تشکیل دادهاند. در لبنان نسبت جمعیت و چگونگی شرکت آنها در اداره کشور، همواره مورد مناقشه و اختلاف بوده است. حمایت فرانسویها از مسیحیان و در اقلیت قرار دادن مسلمانان، بخصوص شیعیان این کشور از سابقه دیرینه برخوردار است. اختلاف طوایف در پی جنگهای داخلی 1975 تا 1990 در این کشور که پانزده سال طول کشید، منجر به نشستی در طایف عربستان شد که قرار داد مشهور «طایف» مورد توافق همه طوایف و احزاب لبنانی قرار گرفت. بر اساس قرار داد طایف مسیحیان لبنانی پذیرفتند تا از بخشی از امتیازهای سیاسی که در اختیار داشتند، به سود مسلمانان عقبنشینی کنند که از آنجمله کاسته شدن دامنه اختیارات رئیسجمهور (مارونی) و افزایش اختیارات نخستوزیر (سنی) و رئیس مجلس (شیعه) بود. بر اساس این تغییر، مرکز اصلی تصمیمگیری و اداره کشور از کاخ ریاستجمهوری (مارونی) به دولت که ترکیبی از همه طوایف است. چرخش پیدا کرد. در قرار داد طایف همچنین توافق شد که تعداد کرسیهای نمایندگی مجلس، از نمایندگان مسیحی و مسلمان، برابر گردد. آمارهای جمعیتی در سالهای اخیر نشان از اکثریت بسیار بالای تعداد مسلمانان نسبت به مسیحیان در لبنان دارد. برخی از این آمارها، از پنج تا هفت میلیون جمعیت لبنانی که در داخل کشور زندگی میکنند، جمعیت لبنانی مقیم خارج از لبنان در آفریقا، کشورهای عربی و مسلمان، در اروپا و آمریکایی لاتین و آمریکای شمالی و مرکزی را برابر با جمعیت داخل لبنان دانستهاند. اغلب آمارها نشان میدهد که بزرگترین طایفه در لبنان به لحاظ جمعیتی، مسلمانان شیعه هستند.
ماه گذشته گزارشی را کمیته روابط حارجی کنگره آمریکا منشتر کرد که در آن شیعیان را بزرگترین طایفه مذهبی در این کشور معرفی کرده است.
در این گزارش جمعیت طوایف لبنان را چنین آورده است:
1- شیعه: یک میلیون و 192 هزار نفر، برابر 34 درصد کل جمعیت لبنان.
2- سنی: 700 هزار نفر، برابر با 20 درصد کل جمعیت لبنان.
3- مسیحی مارونی: 666 هزار نفر برابر 19 درصد کل جمعیت لبنان.
4- مسلمان دروز: 280 هزار نفر، برابر 8 درصد کل جمعیت لبنان
5- مسیحی ارتدکس: 210 هزار نفر، برابر 6 درصد کل جمعیت لبنان.
6- مسیحی کاتولیک: 75 هزار نفر، برابر 5 درصد کل جمعیت لبنان.
7- دیگر طوایف: 70 هزار نفر ، برابر 2 درصد کل جمعیت لبنان.
این آمار را کنگره آمریکا داده است، در حالیکه آمارهای دیگر درصد و ترکیب جمعیتی شیعیان در لبنان را تا 40 درصد آوردهاند. با آمار آمریکائیها نیز جمعیت مسلمانان در این کشور 62 درصد و جمعیت مسیحیان نزدیک به 36 درصد از کل جمعیت لبنان است. در چنین حالتی از ترکیب جمعیتی، هنوز هم اصلیترین و وسیعترین امتیازهای اقتصادی و سیاسی در اختیار مارونیها است و جمعیت اکثریتی شیعه، همچنان از محرومترین اقشار جامعه هستند.
اکنون در لبنان، طایفه شیعه با رهبری دو حزب که از احزاب فراگیر در این کشور شدهاند. حزب (جنبش حزبالله) و (جنبش امل) خواهان دگرگونی در ترکیب ساختاری حکومت و مهمتر از آن عبور از تقسیم هرم قدرت بر اساس طایفهگری به کسب قدرت با ارائه برنامه برای سازندگی کشور و مقبولیت اکثریت از طریق انتخاب آزاد شدهاند. تبلیغات وسیع صهیونیستها و فرانسویها و آمریکائیها که دولتهای وابسته به آن در منطقه نیز با آنها همکاری میکنند، در مقابله با این درخواست دمکراتیک به مخالفت برخاستهاند. جرج بوش که شعار خاورمیانه بزرگ بر اساس دمکراسی را میدهد، در لبنان پرچمدار مخالفت با آراء مردم شده است و از دولت سینیوره که فساد مالی آن آشکار شده است، حمایت همه جانبه میکند. تروریسم دولتی رژیم صهیونیستی به صورت علنی و رسمی، ترور سیدحسن نصرالله را اعلام کرده است و نه فرانسویها و نه دولت حسنی مبارک در مصر و نه هیچ کشور غربی و شرقی و سازمان ملل هنوز به محکومیت آن، حتی در حد اعلام نظر، اقدام نکردهاند. دمکراسی در لبنان با شعار تشکیل دولت وحدت ملی اکنون مشکل آمریکا و دوستان او در برخی از دولتهای عربی شده است، زیرا انتخابات آزاد، یعنی بیرون آمدن از قیومیت آمریکا، و دیگر کشورهای غربی و اسرائیل. این شعار را نه آمریکا و نه اسرائیل برنمیتابد. اما مقاومت، همانگونه که پیروزی خود را در دفاع 33 روز علیه رژیم صهیونیستی و تهاجم وحشیانه و جنگطلبانه او، تثبیت کرد، اکنون با حضور تودههای میلیونی از لبنانیها در تشکیل دولت وحدت ملی که نماینده اکثریت مردم باشد و فسادزدایی را از دولتی که متهم به فساد مالی است به نتیجه مطلوب میرساند.