طه یاسینی
مردم در انتخابات روز جمعه 24 آذر بار دیگر به عهد خود با نظام جمهوری اسلامی ایران مهر تایید زدند و با حضور حداکثری خود در سه انتخابات، دشمنان را رسوا ساختند.
متفاوت بودن جنس هر سه انتخابات (مجلس خبرگان رهبری، شوراهای اسلامی شهر و روستا و میاندورهای مجلس) پیامهای حضور مردم و اثرات و برکات آن را صد چندان کرده است که در این مجال به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1- بیش از بیستوهشت میلیون ایرانی در انتخابات شرکت کردند. این رقم در انتخابات مجلس خبرگان، بینظیر بوده و رکود مشارکت را شکسته است. بیشک اولین پیام مشارکت 28 میلیونی (62درصدی) مردم در انتخابات خبرگان، تقویت و افزایش «مقبولیت» جایگاه ولیفقیه و رهبری در نظام حکومتی ایران است. همچنین تشکیل مجلس خبرگان با پشتوانه آرای اکثریت واجدین حق دادن رای، نفوذ تصمیمات و فعالیتهای این نهاد بسیار مهم و حساس در کشور را بیش از پیش میکند که همین باعث تثبیت آن میشود.
2- توجه به رفتار رأی دهندگی مردم در انتخابات مجلس خبرگان هم درس آموز است. مردم در انتخابات شانزدهگانه خود به اکثریت فهرست ارائه شده از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم رای دادند اما در عین حال علمای شناخته شده را هم که در این فهرست به دلایلی حضور نداشتهاند، برگزیدهاند که این از انتخاب آگاهانه مردم حکایت دارد.
همچنین انتخاب دو گزینه «هاشمی و مصباح یزدی» از سوی اکثریت مردم تهران گواهی بر خواست آنها برای حضور همه نیروهای دلسوز نظام در مجلس خبرگان و همکاری و همدلی آنها برای صیانت از جایگاه ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران است.
3- اگر چه در دوره پیشین به خاطر عملکرد منفی و ضد مردمی جریان سیاسی دوم خرداد، انتخابات شوراها با مشارکت حداقلی مردم به خصوص در شهرهای بزرگ مواجه شد، اما در انتخابات روز جمعه، مردم با امید و اعتماد به شتاب گرفتن و سازندگی در شهرها به پای صندوقها آمدند و رقم مشارکت شصتوپنج درصدی را که در نوع خود برای انتخاب نهاد شوراها در دنیا کمنظیر است، خلق کردند.
نتیجه تشکیل چنین شوراهایی در کشور، افزایش قدرت مردمی این نهادهای مدیریت شهری است که باید اثرش را در بهبود کیفیت زندگی روزمره مردم در آینده نزدیک دید.
4- رجوع مجدد مردم به «جبهه فراگیر اصولگرایی» و سپردن سکان مدیریت شوراها و شهرداریها به آنها حاکی از اعتماد روز افزون مردم به خدمتگزاری و کارآمدی نیروهای اصولگرا میباشد. در واقع رایدهندگان پس از انتخابات ریاستجمهوری سال گذشته، عزم و اراده اصولگرایان و آقای احمدینژاد در فوران خدمترسانی به مردم سراسر کشور را شاهد بودهاند و مجدداً رای خود را تقدیم جبهه اصولگرایی کردهاند و از همین رو اصولگرایان راه یافته به شوراها در سراسر کشور به نوعی رای خود را مدیون عملکرد دولت در یک سال اخیر هستند.
5- شکست جبهه دوم خرداد در انتخابات شوراها که در خوشبینانهترین وضعیت، «حداقلی مطلق» را در شورای کلانشهرها و شهرهای متوسط به خود اختصاص دادهاند، باید از سوی این جناح سیاسی پذیرفته شود و هر گونه فرافکنی و خود فریبی و یا جالبتر، ادعای پیروزی(!) حز نشانه انفعال و غیر واقعبینی آنها نخواهد بود که ادامه آن با افراط کاریهای سیاسی همچون حرکات اخیر، در افکار عمومی به «خودزنی سیاسی» تعبیر خواهند شد.
6- انتخاب ترکیبی اغلب شوراها در شهرهای بزرگ از طیف شاخههای متقاوت جبهه اصولگرایی ، یک پیام بزرگ از سوی مردم دارد و آن اینکه اگر در جبهه اصولگرایی ائتلاف یکپارچه شکل نگیرد، خود رای دهندگان - اگر چه باعث پراکندگی آرا شود- به بهترینها رای میدهند و در عوض این انتظار را دارند که در شوراها نیروهای اصولگرا به رقابت سیاسی رو نیاورند و دست در دست یکدیگر به همافزایی قدرت و انرژی خود برای سرعت بخشیدن به حل مشکلات مردم و شهرها بپردازند.