رضا هنرمند
انجمن اسلامی به عنوان تشکلی دانشجویی که برخاسته از فکر و اندیشه نشأت گرفته از آرمانهای بلند انسانی و اسلامی قشر روشنفکر جامعه و مظهر پیشروی حرکتهای آزادیخواهی و عدالتطلبی از بدو تاسیس و تا واقعه دردناک 18 تیر در کشور ایران بوده است، بر هیچ کس تقش تعیین کننده این تشکل در به ثمر رسیدن انقلاب و سالهای بعد از آن پوشیده نیست.
فعالیتهای دانشجویی در ایران، بیش از نیم قرن سابقه دارد و در این سالها انجمنهای اسلامی دانشجویان نقش تعیین کنندهای در تحولات سیاسی- اجتماعی ایران بر عهده داشتهاند. شکلگیری انقلاب اسلامی، وقوع انقلاب فرهنگی و بسیج نیروها به منظور حضور در جبهههای جنگ از ثمرات فعالیتهای تشکیلاتی انجمنهای اسلامی در دانشگاهها بود که بعد از پایان جنگ فعالیتهای خود را بیشتر در عرصه سیاسی پیگیری نموده و در قالب تشکیلات گسترده دانشجویی پیام آرمانخواهانه و انذاردهنده خود را به گوش مردم میرساندند.
ولی در فضای کنونی جامعه و در رکود حاکم بر عرصه مناسبات سیاسی و حزبی و همچنین به حاشیه افتادن جریان اصلاحطلبی، طبیعتاً سوالی که به ذهن تمامی دوستان و دانشجویان خطور میکند، این است که استراتژی جنبش دانشجویی در این باب چگونه است؟ همواره گروهی با انگشت نهادن بر رادیکالیزم حاکم بر جنبش دانشجویی؛ رویه جنبش دانشجویی و مسیر حرکتی این جنبش را به سمت و سوی براندازی نظام سیاسی و همچنین در جهت تفابل با مردمسالاری دینی «جمهوری اسلامی» برآورد نمودهاند، که صاحب این قلم این گونه برآورد نمودن از جریانسازی جنبش دانشجویی را اجحاف در حق دانشگاه و دانشجو تلقی میکند، چرا که جهتگیری جنبش دانشجویی، در چارچوب نظامی سیاسی جمهوری اسلامی بوده و هیچگونه منافاتی با روح حاکم بر جامعه نداشته و ندارد. به صورت صربح و شفاف، جنبش دانشجویی در جهت تقویت و تعمیق جریان اصلاحطلبی بر اساس گرایش نواندیشانه حرکت مینماید چرا که اصلاحات پشتوانه و ضمانت کننده حیات نظام جمهوری اسلامی و خواست و نظر صاحبان این انقلاب «مردم» به زعم حضرت امام خمینی(ره) است. اگر صاحبان قدرت این چرتکهاندازان سیاست نپسندند و صاحبان ثروت برنتابند، اکنون استراتژی جنبش دانشجویی، برداشتن موانع پیش روی جریان اصلاحطلبی و رفع رکود سیاسی حاکم بر آن است و میبایست این جنبش مدنی از سوی تمامی جریانات سیاسی به عنوان تنها پشتوانه جریان اصلاحطلبی مورد نظر حضرت امام(ره) و ملت ایران مورد حمایت قرار گیرد. ولی در چند سال اخیر شرایط و دلایلی باعث شده که این چشم همیشه بیدار جامعه به حالت خماری کامل رفته و جز برای چشمک زدن به اربابان و سینهچاکان ریز و درشت قدرت باز نشود که به طور کلی میتوان به 2 علت اصلی اشاره کرد.
یکی از مهمترین علل، حکام شدن جو کنونی بر جنبشهای دانشجویی ناشی از نفوذ و نقش تعیین کننده این تشکل در بیدارسازی و آگاهی بخشی به جامعه و قد علم کردن در مقابل ظلم و استبداد و تبعیض در هر لباس و شکل و دورهای بوده است که کسانی که به هر نحوی مقام و قدرت خود را در برابر این رویه جنبش دانشجویی به چالش کشیده میبینند را مجبور کرده تا با راهاندازی و اجرای سیاست کهنه تفرقهبینداز حکومت کن را در سراسر دانشگاههای کشور پیداه کرده و با این راهکار پتانسیل اجرایی و فکری را از جنبش دانشجویی سلب و آنها را به رقابت و جنگهای درون گروهی سرگرم نمایند و با استفاده از اهرمهای رسانهای و غیررسانهای دست به موازیسازی و انشقاق در جنبش دانشجویی زده و به حمایت از آنان بپردازند. دلیل دوم که شاید مهمترین دلیل تاثیرگذار بر شرایط جاری میباشد و به عنوان مکمل مورد فوق عمل کرده رفتار روزخواران و سیاستبازانی است که عقدههای سرکوفت شده خود را به دست گرفتن زمام حرکتهای دانشجویی میبینند. سیاستزدههای در سایز 24×20 با تعقیب حرکتهای دانشجویی به عنوان پروژه کارآموزی چند واحد سیاست، برای رسیدن به قدرت، با نفوذ خویش در فضای آکادمیک جامعه محیط مقدس دانشگاهی را با قواعد زشت و ریاکاریهای سیاسی آلوده کردهاند و عواطف پاک هزاران دانشجو را به سخره گرفتهاند.
و از سوی دیگر عدهای دانشجونما با وارد شدن در بده بستانهای سیاسی و تاثیر از شخصیتها و احزاب سیاسی سازوکار حزبی پیدا کرده و در برابر شرایط درونی و بیرونی دست به محافظهکاریهای سیاسی و مصالحه با قدرتمندان زند که این امر عدول از آرمانهای مقدس و بلند جنبش دانشجویی بوده است.
اکنون که جنبش بالنده و با طراوت دانشجویی به میدان تاخت و تاز بزمچههای سیاست زده و تشنگان نان، نام و قدرت کسانی که هر شب تا صبح خواب دهها صندلی قرمز را میبینند که اگر این روال ادامه یابد چند صباحی دیگر باید خود را برای شرکت در تشییع و مراسم ختم جنبش دانشجویی و ذکر و الحمدی آماده کرد ولی دانشجو از آنجا که ایدهآلنگر و آرمانخواه است بایستی در چارچوب منطقی خاص خویش حرکت نماید و همه ما دانشجویان نپسندیم دهانهای بسته شده، چراغهای مردم، فکرهای خاموش و قلمهای شکسته را، چرا که دانشجویان امروز سازندگان فردای جامعه اسلامیاند.
به این امید که جنبش خودجوش دانشجویی با حضور چشمگیر خویش در تمامی عرصهها به ویژه در انتخابات آتی به همه افراط و تفریطهای حال حاضر پاسخی در خور و منطقی بدهند.