علیاصغر محمدی
دولت ضعیف شده صدام پس از عقب رانده شدن از کویت در سال 1991، دیگر قادر به ایفای نقش تعیینکننده در امنیت منطقه و حفظ ثبات آن نبود. در چنین شرایطی وزرای خارجه سه همسایه مهم عراق یعنی ترکیه، سوریه و ایران گرد هم آمدند تا به طور مشترک تحولات آن کشور و تأثیر آن بر صلح، ثبات و امنیت منطقه را مورد بررسی قرار دهند و سیاستهای خود را با یکدیگر هماهنگ کنند. با سقوط رژیم صدام و اشغال عراق توسط نیروهای آمریکایی علاوه بر این سه کشور، دیگر کشورهای منطقه نیز دلمشغول تحولات عراق و تأثیر آن بر سرنوشت خویش شدند. بدین ترتیب ضرورت گردهمآیی وزرای خارجه کشورهای همسایه عراق به همراه مصر بیش از هر زمانی به یک ضرورت مبدل شد. اینک پس از مدتی رکود بار دیگر این اجلاس در تهران برگزار میشود.
شاید امنیت منطقه و تأثیر تحولات عراق به آن اصلیترین عنوانی باشد که توجه مشترک این کشورها را به خود معطوف داشته است. گرچه روند حوادث به گونهای است که نمیتوان به پایان درگیریها در عراق امیدوار بود، لیکن روند دولتسازی و تلاش برای هرچه مقتدر کردن آن میتواند بحران امنیتی در عراق را تا حد زیادی به کنترل درآورد. با توجه به ویژگیهای حاکم بر جامعه عراق، آمریکائیها نمیتوانند هرچه را که میخواهند عملی سازند، لذا رفته رفته روند دولتسازی در عراق هویتی مستقل یافته و میرود که به یک واقعیت ملی تبدیل شود.
برخی کشورهای عربی که در ابتدا پذیرش این روند برایشان دشوار مینمود، اینک گویی واقعیتها را پذیرفتهاند. سفر اخیر مالکی نخستوزیر عراق به برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و اعلام آمادگی آن کشورها برای حمایت از استقرار امنیت در عراق و همکاری با دولت قانونی آن بیانگر این مهم است.
برگزاری این اجلاس که دبیران کل سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب نیز در آن حضور دارند فرصت مناسبی است تا همکاری این کشورها با یکدیگر و همچنین همکاری همه آنها با دولت عراق در زمینههای امنیتی، سیاسی و اقتصادی شتاب بیشتری بیابد.
اما حقیقت این است که سرنوشت کشورهای منطقه چنان با هم پیوند دارد که تفکیک مسائل آنان از یکدیگر غیرممکن است. به همین دلیل این اجلاس علاوه بر مسائل عراق باید به سرنوشت ملت مظلوم فلسطین که تحت فشار شدید رژیم صهیونیستی قرار دارد توجه نموده و از همه ابزارهای سیاسی برای ممانعت از تجاوزات اسرائیل به ملت فلسطینی بهره جوید.