تاریخ انتشار : ۰۵ دی ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۰  ، 
کد خبر : ۶۷۹۸۸

عسگراولادی از دیروز تا فردا

مقدمه: حبیب‌الله عسگراولادی که اصلیتش دماوندی است در سال 1312 در تهران چشم به جهان گشود و پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی، درس طلبگی را همراه با کار در بازار شروع کرد. نخستین تجربه او در عرصه فعالیت‌های سیاسی، حضور در راهپیمایی بر ضدغصب فلسطین در سال 1327 و در 15 سالگی بود که پس از آن دستگیر شد. عسگراولادی به پیروی از مراجع تقلید و علمایی چون آیت‌الله سیدمحمدتقی خوانساری و آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی در مبارزات ملی شدن صنعت نفت شرکت کرد و در واقع نخستین فعالیت سیاسی و اجتماعی او شرکت در مبارزه برای ملی شدن صنعت نفت بود. وی جزو فعالان سیاسی روز 30 تیر برای بازگرداندن حکومت ملی دکتر مصدق و آیت‌الله کاشانی بوده است و از آن زمان این سفارش را به نسل جوان می‌کند که مراقبت کنند تا تعصب‌ها، نیروهای اصیل را از هم جدا نکند و در مقابل هم قرار ندهد؛ چرا که در این صورت دشمن براحتی وارد می‌شود و در هر دو طرف نفوذ می‌کند. عسگر اولادی با انفعالی که پس از کودتای 28 مرداد بر فضای سیاسی کشور حاکم شد، صندوق خیریه‌ای را تاسیس و به همراه دوستانش فعالیت جدیدی را در هیاتی به نام هیات موید شروع کرد. او ایستادگی آیت‌الله بروجردی در مقابل محمدرضا پهلوی را در سال 1339 سرآغاز کارهای جدید می‌داند و معتقد است با این حرکت و ادامه آن به رهبری حاج‌آقا روح‌الله امام خمینی(ره) مبارزان طاغوت از یاس خارج شدند و امید تازه‌ای میان آنان به وجود آمد. عسگراولادی به سال 1341 که هیاتهای موتلفه اسلامی با راهنمایی حضرت امام خمینی(ره) تشکیل شد اشاره می‌کند و خود را جزیی از این مجموعه می‌داند که به صورت مردمی و مخفی در سراسر کشور شروع به کار کرد. حبیب‌الله عسگراولادی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ابتدا با حکم امام خمینی(ره) در 14 اسفند 57 عضو شورای کمیته امداد شد و در حکمی دیگر به همراه شهید محلاتی و محسن دوامی، صندوق تعاونی صنفی را تحویل گرفت تا باز هم برای خدمت‌رسانی به محرومان گام بردارد. ریاست سازمان اوقاف سومین سمت عسگراولادی بوده است و پس از آن نماینده مردم در دوره اول مجلس شورای اسلامی شد. او حدود 2 سال در دولتهای شهید رجایی و باهنر، آیت‌الله مهدوی‌کنی و مهندس میرحسین موسوی، وزیر بازرگانی بوده است و هم‌اکنون علاوه بر عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، نمایندگی ولی فقیه در کمیته امداد امام خمینی(ره) تهران را عهده‌دار است. حبیب‌الله عسگراولادی در گفتگو با واحد مرکزی خبر از نیم قرن تجربه سیاسی خود می‌گوید:

* اسم شما با نام جمعیت موتلفه عجین شده است. از چه زمانی با جمعیت موتلفه شروع به کار کردید و کی به دبیرکلی رسیدید؟

** مساله دبیرکلی پیش از انقلاب و شروع انقلاب هم مطرح نبود؛ اما وقتی در جریان 15 خرداد 42 در واقع در 13 خرداد، ما آن راهپیمایی را باید ترتیب می‌دادیم، شهید عراقی فرمانده ما بود اما عنوان دبیرکل نداشت و هر وظیفه‌ای که در شورای مرکزی موتلفه مطرح می‌شد کسی مسوولیتی می‌پذیرفت و اجرا می‌کرد، ولی فرمان اصلی و انصافا اقتدار فرماندهی را شهید عراقی داشت.

او از نوجوانی در خدمت شهید نواب صفوی و فداییان اسلام بود و زندان‌ها رفته و تبعیدها دیده بود و در طول زندان هم فرماندهی او را قبول داشتیم.

پس از تشکیل حزب جمهوری اسلامی از امام پرسیدیم که ما موتلفه بمانیم یا به درون حزب جمهوری اسلامی برویم که ایشان فرمودند: بهتر این است که همراه شوید. گفتم اگر اجازه بدهید فردا می‌رویم ثبت‌نام می‌کنیم و همه رفتیم و ثبت‌نام کردیم.

وقتی حزب جمهوری اسلامی روی شمعک رفت ما از امام استدعا کردیم که آیا انسجام موتلفه را شروع کنیم؟ و ایشان فرمودند: این کار را بکنید. سپس با فاصله‌ای از امام اجازه گرفتیم تا فرزندان و جوانان خود و نیروهایی را که شناسایی کرده بودیم عضو کنیم و در نهایت با اجازه ایشان و در سال آخر حیاتشان موتلفه اسلامی را به عنوان یک حزب ثبت کردیم.

بحث دبیرکلی از اینجا شروع شد و تقریبا از نظر عنوان نخستین دبیرکل حزب موتلفه اسلامی هستم، چند دوره که گذشت استدعا کردم برای این که دبیرکلی موتلفه مادام‌العمری نشود من دیگر نامزد دبیرکلی نباشم و خودم را داوطلبانه از دبیرکلی کنار کشیدم، اما عضو شورای مرکزی هستم.

* پس تقریبا حدود 15 سال دبیرکل بودید؟

** بله، حدود 15 سال.

* اگر بخواهید نقد کوتاهی بر عملکرد موتلفه داشته باشید چه می‌گویید؟

** به نظر من حزبی که در ریشه‌های خود یعنی در نخستین  اساسنامه‌اش به نام هیات‌های موتلفه اسلامی شناخته شد واین عنوان هست که ما برای تشکیل جامعه نمونه اسلامی شروع به کار کرده‌ایم هر روز کوشیده است در پاکی و یافتن آهنگ ولایت و هماهنگ شدن با آهنگ ولایت عمل کند، اما اگر بخواهیم نقد کرده باشیم این است که موتلفه در گذشته در جوانگرایی ضعیف عمل کرده و گرایش آن در میان بانوان هم ضعیف بوده است؛ زیرا معیارها برای گرفتن عضو، معیارهای بسیار حساب شده اما سختگیرانه‌ای بود.

امام توصیه فرموده بودند که شما به جانب عضو‌گیری نروید شما به جانب برادریابی بروید، برادران و گروهایی را که می‌شناسید دعوت کنید.

از نظر جوانگرایی تا 6 سال پیش موتلفه مشکلاتی داشت در دوره قبل موتلفه توانست این مشکل را در بازنگری اساسنامه‌اش برطرف کند و امروز ما شاید در بیشتر استان‌هایی که حضور داریم بیشتر جوانان هستند و رشد بانوان هم در حزب موتلفه اسلامی هم‌اکنون رشد قابل قبولی دارد.

* سال 81 تعاملی را با احزاب رقیب شروع کردید، با نامه‌نگاری‌هایی که با دبیرکل مشارکت داشتید، چرا آن زمان را برای این کار انتخاب کردید و زودتر شروع نکردید و چرا با آن حزب شروع کردید؟

** پس از این که در دوره ششم مجلس شورای اسلامی احزاب به قول خودشان اصلاح‌طلب اکثریت یافتند در گفته‌ها و نوشته‌های خود به اصولگراها و کسانی که در خط امام و رهبری بودند گفتند: شما محلی از اعراب ندارید و نباید اصلا فعالیتی داشته باشید، زیرا شما رای نیاوردید و این خط را هر روز با شتاب بیشتری پیگیری‌ می‌کردند تا این که در یک سخنرانی آقای دکتر محمدرضا خاتمی صحبتی در این چارچوب داشت و این صحبت نوشته شد.

وقتی این صحبت نوشته شد من فکر کردم به آنها اخطار کنم تا زمانی که برای مردم کار می‌کنید مردم با شما هستند.

تعداد نامه‌هایی که من نوشتم کمتر از 10 عدد است و آنها 3 جواب دادند.

در یکی از نامه‌ها به آنها گفته بودم که چرا شما دیروز می‌گفتید دیگران رای نیاوردند پس نباید امروز سخن بگویید؛ اما امروز ناامید هستید که خودتان بتوانید ادامه دهید، چرا این‌طور است؟

شما باید تعامل سیاسی را با احزاب باز نگه دارید. شما یکی از تشکلها هستید و مردم به شما توجه کردند، اما اگر مردم ببینند شما در مسیر نیستید از شما برمی‌گردند.

آقای دکتر خاتمی در جواب این نامه گفت: پس به نظر شما می‌توانیم بمانیم و نباید حذف شویم و من در جوابش گفتم: آری این چنین است برادر این اصطلاحی است که مرحوم دکتر شریعتی به کار برده و من درباره او به کار بردم و گفتم: "آری این چنین است برادر" شما باید بمانید، اما روی معیار.

اکنون که سالها از آن تعامل می‌گذرد خدا را شاکرم که در آن فرصت به من مرحمتی کرد تا اتمام حجت کنم و بگویم این راه که می‌روید معلوم نیست که به کجا‌آباد است.

با بهزاد نبوی از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم تعاملی داشتیم. در سفر حج عمره توفیق شد و با او نشستیم و صحبت کردیم و دوبار دیگر هم این اتفاق رخ داد که یکبارش را من خواستم.

در جریان تحصن آنها و استعفایشان از نمایندگی، من به آقای نبوی عرض کردم اگر دیگران تازه رسیدند و اشتباه می‌کنند شما با سوابقی که دارید نباید اشتباه کنید، شما نباید این چنین در رابطه با مجلس، نمایندگی و نظام برخورد کنید.

گفتم در ایام تحصن یک شب می‌خواستم بگویم یا‌ الله و بیایم در مجلس با شما صحبت کنم. گفت: چرا یا الله؟ گفتم: چند تا خانم هم آنجا بودند، من می‌خواستم یا الله بگویم و بیایم صحبت کنم. او هم خندید و دوباره گفت: چرا نیامدید؟ گفتم برای این نیامدم که ممکن بود شما خیال کنید یا جناح یا بزرگان مرا فرستاده‌اند تا با شما مذاکره کنم در صورتی که چنین چیزی نبود. من به دلیل سوابقی که در زندان‌ها با هم داشتیم می‌خواستم بیایم به شما چند نفر بگویم که چرا اشتباه می‌کنید؟ شما باید خود را در چارچوب نظام بدانید، نباید مقابل نظام قرار گیرید و نباید به صورتی جلوه کند که شما براندازی نظام را می‌خواهید، این مناسب شما نیست.

* چرا اصولگرایان در انتخابات ریاست‌ جمهوری نهم به اتفاق نظر نرسیدند؟

** بهترین روش برای انتخاب نامزدان ریاست‌ جمهوری به کار گرفته شد، خیلی هم روی آن کار شد؛ اما دو اتفاق افتاد که این دو اتفاق زیان وارد کرد، اتفاق اول این که دشمن در این رابطه کاری کرد یا دوستان‌ کارهایی انجام دادند که ذهن این نامزد به طرف این رفت  که شورای هماهنگی، نامزدش را از پیش بردارد و این افراد را سر کار گذاشته است.

دیگر این که اینها از این لحظه به بعد هر کدامشان رئیس‌جمهور شدند، من یک بار در شورای هماهنگی که تقریبا همه نامزدها بودند به رئیس جلسه عرض کردم  که متاسفانه من تازه دریافتم که ما 6 رئیس‌جمهور داریم با 6 دسته وزیر و 6 دسته کارگزار در سراسر کشور و اینها دارند با هم مبارزه می‌کنند.

این یک امتحان بزرگی بود برای اصولگرایان که اگر درست بیان شود برای نسل جوان یک تجربه بسیار سودمند است.

* به نظر شما اصل کار درست نبود؟

** اصل کار درست بود؛ اما این سوءظن میان این 6 نفر که مثلا مرکزیت هماهنگی با فلان کس سر و سری دارد و می‌خواهد فلان کس را معرفی کند و ما سرکاریم، مشکل درست کرد و به نظر من کمتر شیطان و بیشتر دشمن  کارهایی می‌کرد.

* برای این قضیه تدبیری نکرده بودید؟

** قابل پیش‌بینی نبود که چنین کاری می‌شود، چون ما همه آنها را هوشیار و دقیق می‌دانستیم.

جلسات زیادی با آنها داشتیم و مصاحبه‌هایی انجام دادیم، حتی به هر کدامشان که انتقادهایی وارد بود گفتیم و جواب گرفتیم، اما این روزنه که آنها سوءظن پیدا کنند متاسفانه خیلی اثر گذاشت.

دیگر علنی آمدند و علیه هماهنگی صحبت کردند و خودشان هم رفتند یارگیری برای دولت آینده و هر کدامشان را آنقدر اطرافیان بزرگ کرده بودند که خیال کردند رئیس‌جمهور می‌شوند و براساس رئیس‌جمهور شدن کار را انجام می‌دادند.

هیچ تبانی در شورای هماهنگی برای معرفی یک چهره صورت نگرفته بود. من در جلسات آخر به آنها گفتم من زودتر از همه شما می‌میرم و عمرم مانند آفتاب لب بام است، با هیچ‌کس تبانی نشده است و داریم به حرکت خود تا نهایی شدن ادامه می‌دهیم و قرار است به این برسیم که کدام‌یک از شما اصلح‌تر هستید، اما هنوز به نتیجه نرسیده‌ایم.

* انتخابات ریاست‌ جمهوری نهم تمام شد و مردم رئیس‌جمهور را انتخاب کردند شما در این مدت عملکرد دولت نهم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

** هیچ دوره از انتخابات ریاست‌ جمهوری که من در دوره آن نامزد بودم به این صورت نبود. انتخابات چه برای اصلاح‌طلبان و چه برای اصولگرایان جوشش بی‌سابقه‌ای پیدا کرد.

در انتخابات هفتم ریاست ‌جمهوری در خرداد 76 جوشش انتخابات این بود که ناطق نوری نامزد خط امام و رهبری بود و آقای خاتمی اواخر آمد نامزد اصلاح‌طلبان و دوم خردادی‌ها شد. جوشش خیلی زیاد نبود؛ اما جوشش دیگ انتخابات در دوره نهم خیلی بود، این دیگ خیلی جوشید تا در مجموع 2 نفر را در مرحله اول بالاتر آورد: آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی و دکتر محمود احمدی‌نژاد.

باز در مرحله دوم این انتخابات جوشش عجیبی اتفاق افتاد و اشتباهات عجیبی هم در میان کسانی که برای انتخابات تبلیغ می‌کردند پیش آمد که من اسم نمی‌برم، اما در انتخابات مرحله دوم اگر یک محقق مرور کند می‌تواند دریابد که چرا آقای احمدی‌نژاد رای آورد و چرا آرای اقای هاشمی‌رفسنجانی کمتر از او شد.

نوع تبلیغات هر کدام از اینها واقعا کسانی را که تعقیب برای نامزدی نداشتند به جانب آقای احمدی‌نژاد برد.

آقای احمدی‌نژاد خودش در مرحله اول رای داشت و بالا آمد؛ اما در مرحله دوم بسیاری از آراء بی‌طرف‌های منصف را هم به خود جلب کرد؛ زیرا تبلیغ این مرحله تبلغی شد که رای را از آقای هاشمی جدا می‌کند و به آقای احمدی‌نژاد می‌چسباند.

صلاحیت‌های آقای احمدی‌‌نژاد در شورای هماهنگی حدود 90 درصد بود و فاصله کمی با صد‌در‌صد داشت. او با قدرت بسیار خوبی کار را شروع کرد اما فاصله میان او و طرفدارانش زیاد است.

آقای احمدی‌نژاد شاید در طراحی‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و حرکت‌ها واقعا اعماق جامعه را می‌تواند جلب کند و خدمات صادقانه را طراحی کند، اما اطرافیان که باید عمل کنند سطحشان با او فاصله دارد.

* یعنی کادرسازی آقای احمدی‌نژاد ضعیف بوده است؟

** اصلا فرصت کادرسازی پیدا نکرد. کادرسازی او در شهرداری تهران بوده و در هیچ وزارتخانه و میدان بزرگی کار نکرده بود. او در شهرداری یک کلان‌شهر کادرسازی کرده، اما خودش خیلی بالاتر از حد یک شهردار تهران است.

اصرافیان او مخلصند، می‌خواهند کار کنند؛ اما در مرتبه دیگری نسبت به او اقرار دارند. بر همین اساس هم انتخاب همکارانش انتخاب خیرالموجودین بوده و در اطراف خود کوشیده است. خیرالموجودین را انتخاب کند و خوب هم انتخاب کرده، اما غیر از این موجودی‌هایی که این افراد خیرالموجودینشان هستند مخلصین برای اسلام، انقلاب، نظام و اصولگرایی در کشور فراوانند.

نباید نظر محدود شود به این تعداد که در شهرداری یا در استانداری اردبیل با او کار کرده‌اند؛ اما در عین‌حال آقای احمدی‌نژاد چاره‌ای نداشت. به نظر من اکنون توفیق او بیش از حرکت دولت است اما کمتر از آن چیزی است که آن اجزای مجموعه به اندازه ظرفیت او نیست.

تعبیر رهبر معظم انقلاب درباره آقای دکتر احمدی‌نژاد و دولتشان این بود که پس از انقلاب هیچ رئیس‌جمهوری به تعبیر من این قدر منضبط نبوده و چارچوب آهنگ نظام و اسلام را این قدر مراعات نکرده است.

من مصاحبه‌ای پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب در این زمینه با یکی از خبرگزاری‌ها داشتم، در آنجا 3 رئیس‌جمهور را استثنا کردم و بعد گفتم آقای احمدی‌نژاد از بقیه جلوتر است، دوره‌هایی که استثنا کردم، دوره‌های ریاست ‌جمهوری مقام معظم رهبری و دولتهای شهیدان رجایی و باهنر و دولت آیت‌الله مهدوی‌کنی بود اما رهبر انقلاب هیچ استثنایی نداشتند و به نظر من این نظر صائبی است.

آقای احمدی‌نژاد انصافا مردمی، باهوش، مخلص و پرکار است: اما باید همکارانی که از نظر ارتقاء از او فاصله کمتری داشته باشند انتخاب کند گرچه در میان مجموعه خودش نباشند.

* شما هم‌اکنون دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری هستید و از بزرگان اصولگراها به حساب می‌آیید، آیا این شورای خبرگانی که از آن برای مشخص کردن فهرست انتخاباتی شوراها نام می‌برند اصلا وجود دارد یا نه؟ چون آقای باهنر می‌گفت: چنین شورایی نداریم.

** پس از انتخاب ریاست ‌جمهوری نهم چون پراکندگی در هر 2 جناح اصلاح طلبان و اصولگراها اتفاق افتاد، برای این که هر جناحی بتواند وحدت خود را حفظ کند مجموعه‌هایی دور هم نشسته‌اند و با هم صحب می‌کنند.

آنچه شما می‌پرسید باید از همان آقای باهنر بپرسید؛ اما آنچه من باید جواب بدهم این است که من نمی‌گویم چنین چیزی نیست، می‌ گویم چند تا هست در جاهای مختلف.

* البته آقای باهنر همین را گفت که مجموعه‌های مختلفی فعال هستند.

** بله این مجموعه‌ها فعال هستند تا همگرایی شود. در اصلاح‌طلبان حضور ندارم، اما انصافا در اصولگراها هوای نفس نیست که اینها را جدای از هم نگه داشته است.

* پس مشکل کجاست؟ در انتخابات ریاست جمهوری نهم گفتند سوءظنی بوجود آمده بود آیا اکنون هم این سوءظن ادامه دارد یا چیز دیگری مطرح است؟

** حالا شاید بشود اصولگراها را به 4 دسته تقسیم کرد یک دسته تشکلهایی هستند که در جبهه پیروان خط امام و رهبری توانستند نظم پیش از انتخابات ریاست‌ جمهوری خود را پیدا کنند. این جبهه به نقد درونی انتخابات ریاست‌ جمهوری نهم پرداخت، اساسنامه‌اش را اصلاح کرد و برای حرکتی تازه، انتخاباتی تاره انجام داد و کارش را شروع کرده است و تقریبا یکپارچه حرکت می‌کند.

دسته دیگر اصولگراهایی هستند که حامیان آقای رئیس‌جمهور هستند، اینها این‌گونه ذهنیت دارند که ما رای بالایی داریم و این دفعه هم باید انتخابات را به ما بسپارند.

دسته سوم اصولگرایان تصورشان این است شورای شهر باید طوری ترتیب پیدا کند که آقای قالیباف شهردار شود. به آنها هم گفته‌ام دوره پیش که ما برای شورای شهر کار می‌کردیم برنامه‌ای نداشتیم تا آقای احمدی‌نژاد شهردار شود. ما می‌خواستیم شورای اسلامی که تشکیل شد مستقل، قوی و باهوش باشد تا شهردار خوبی را انتخاب کند. اگر از پیش بگویید فلان کس شهردار شود این هم باز یک تعصب در اصولگرایی است.

یک دسته از اصولگراها هم هستند که واقعا در حال مطالعه در این 3 موضعگیری هستند و اگر نگوییم گیج شده‌اند باید بگوییم دارند مطالعه می‌کنند که به جانب کدامیک از آنها حرکت کنند و آیا 3تای آنها یکی می‌شوند یا نه.

* چقدر احتمال می‌دهید که به یک فهرست مشترک برسید؟

** اگر بتوانیم تعصب را کنترل کنیم به فهرست واحدی خواهیم رسید، چون سهم‌خواهی در میان اصولگراها کمتر است؛ اما لازمه این که بتوانیم اصالت آهنگ رهبری را بیابیم و طوری حرکت کنیم که آهنگ رهبری است، باید تعصبات را کم کنیم.

باید بیاییم اینهایی که داریم را کنار هم بگذاریم ببینیم و بسنجیم چه تخصصهایی می‌خواهیم، چه کسانی در این تخصص‌ها ماهرترند. ما در جبهه پیروان خط امام و رهبری این 15 نفری که اکنون در شورای شهر هستند را کف سبد انتخاباتی می‌گذاریم و نامزدهای دیگری را که تشکلها معرفی می‌کنند با اینها می‌سنجیم. باید ببینیم که واقعا چه 15 نفری را می‌توان انتخاب کرد تا جواب خدا را بتوانیم بدهیم.

* رقبای شما می‌گویند که از انسجام بهتری نسبت به شما در این مقطع برخوردارند نظر شما چیست؟

** این چیزی که گفتید سطح آن خیلی از من بالاتر است، آنچه را گفتید ترجمه کنید تا در سطح من قرار گیرد و متوجه شوم که آنها چه می‌گویند تا جوابتان را بدهم.

* پیش‌بینی شما از نتیجه انتخابات شوراها چیست؟

** به نظر من محصول، محصول خوبی است؛ اما این که بگوییم که چند درصدش را اصولگراها می‌برند و چند درصد را اصلاح‌طلب‌ها، یا بگوییم در اصولگراها کدام بخش بیشتر رای می‌آورند، چنین چیزی اکنون قابل بیان و پیش‌بینی نیست؛ چون بیشتر تحرکهای انتخاباتی در 15 روز آخر است و در 15 روز آخر امکان پیش‌بینی دقیق‌تری وجود دارد.

2 جناح

* اکنون جناح رقیب خود را چطور می‌بینید؟

** جناح رقیب به نفعش است که اختلافات را کنار بگذارد. امام. نظام را با 2 جناح می‌خواند. دو جناح باید با هم همکاری کنند اگر نسل جوان ما جواب امام خمینی(ره) را به شیخ محمدعلی انصاری که ما لقب منشور را به آن داده‌ایم مرور کند می‌بیند که امامره می‌فرماید. 2 جناح باید با هم همکاری کنند.

یکی از عزیزان اصلاح‌طلب گفته بود امکان این که اصلاح‌طلب‌ها بتوانند به وحدت برسند نیست. من در مصاحبه‌ای گفتم این اشتباه است، اشتباه در اینجاست که خیال می‌کنند همه باید بیایند با شما وحدت کنند. نه، شما یک جناحید باید آهنگی پیدا کنید و همه بروید وحدت بیابید. ما هم در اصولگرا ها باید همین رویه را داشته باشیم.

اکنون تعدادی کد مثبت در آن جناح شروع شده است؛ اما بعضی‌ها تک مضراب می‌زنند. این ناامیدکننده است؛ چرا می‌گویند نمی‌توانیم با هم یکپارچه شویم شما یک آهنگ دارید. این آهنگ را شفاف کنید دور همدیگر جمع شوید سرانجام این مملکت را فعلا باید این 2 جناح اداره کنند، مگر این که در آینده دو جناح دیگر بیابند.

* آیا به تشکیل دوباره شورای هماهنگی نیروهای انقلاب فکر می‌کنید؟

** من فکر می‌کنم اگر ما عملا به یک فهرست برسیم شورای هماهنگی تشکیل شده است. باید بکوشیم معتدل‌ترین فهرست را داشته باشیم. در جبهه پیروان خط امام و رهبری اگر حامیان رئیس‌جمهور یا اکثریت شورای شهر فعلی فهرستی قابل مقایسه با اینها که هستند داشته باشند و ما بتوانیم عوض کنیم و به یک فهرست برسیم حتما این کار را خواهیم کرد و اگر خدا یاری کند و به یک فهرست برسیم شورای هماهنگی تشکیل می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات