رشد و بالندگی سپاه
قبل از آغاز جنگ با آن سپاه پاسداران نوپا بود و به عنوان اصلیترین عامل در حفظ و امنیت داخلی به شمار میرفت. لیکن قادر نبود وظیفه نهادی و کلیدی خود یعنی پاسداری انقلاب اسلامی را در تمام عرصهها انجام دهد. در واقع قبل از آغاز جنگ سپاه در مسایل امنیتی فرهنگی اعتقادی و سیاسی دارای نقش بود؛ و حتی نقش آن در غائلههای کردستان، خلق عرب در خوزستان، حرکت چریکهای فدایی خلق! در گنبد که در رنگ نظامی داشت به جنگهای شهری ضدشورش و جنگ چریکی محدود میشد. در نتیجه زمینه لازم برای بروز استعداد و تواناییهای سپاه آن گونه که برای صیانت از انقلاب لازم بود فراهم نشد.
با آغاز جنگ سپاه در قالب بسیج وارد جنگ شد اما وجود بنیصدر به عنوان فرمانده کل قوا و نیز به کارگیری ارتش در چارچوب استراتژی جنگ کلاسیک مانع از آن بود که از تواناییهای قابل ملاحظه سپاه و ابتکار عمل و خلاقیت نیروهای انتظامی در جنگ بهرهبرداری شود. پس از عزل بنیصدر از مصدر امور نظامی - سیاسی کشور سپاه به تدریج نقش و جایگاه واقعی خود را در جنگ یافت و در روندی رو به رشد توانست به نیروهایی قابل اتکا و محور نظامی کشور تبدیل شود. زیرا سپاه علاوه بر آشنایی و توانایی برای مداخله در جنگهای شهری و چریکی در جنگهای کلاسیک و نیمه کلاسیک (مردمی - کلاسیک) نیز صاحبنظر و دارای نقش تعیینکننده شده بود و این توانایی پس از فرمان حضرت امام در خصوص تشکیل نیروهای زمینی، دریایی و هوایی در سال 1364 شکل همه جانبهتری به خود گرفت. سپاه در تحقق فرمان امام نیروهای سه گانه را ایجاد کرد و به رغم موانع موجود به راهاندازی فرماندهی پدافند موشکی، فرماندهی موشکهای زمین به زمین و یگانهای هلیکوپتری مبادرت ورزید و سازمان توپخانه را که با غنایم عملیات فتحالمبین و بیتالمقدس راهاندازی کرده بود توسعه داد و با جدیت تمام درصدد تهیه هواپیماهای جنگی و فعال کردن نیروهای دریایی خود در خلیج فارس برآمد تا ضعف عمده نظامی کشور در دریا را نیز برطرف نماید.
در روند مزبور سپاه که توانسته بود معتقدترین و آرمانخواهترین نیروهای انقلاب را به خود جذب کند، چنان سازمان نظامی را پیریزی نمود که برخلاف ارتشهای جهان که غالباً تک بعدی هستند و صرفاً به حرفه و شغل خود میپردازند علاوه بر داشتن توانایی نظامی، از بینش سیاسی اعتقادی و اخلاقی نیز بهرهمند بود. در واقع حال سپاهیان اسلام مصداق این فرمایش حضرت امیر(ع) بود که «حملوا بصائرهم، علی اسیافهم» بینشهایشان را بر نوک شمشیرهایشان حمل میکردند. وجود چنین سازمان نظامی که ترس و وحشت دشمنان جهانی و ارتجاع منطقه را فراهم آورده بود، اعجاب کشورهای دوست را نیز به دنبال داشت. وحشت دشمنان خصوصاً آمریکا و غرب از سپاه به گونهای است که اخیراً نیز آمریکا یکی از شروط برقراری روابط با ایران را انحلال سپاه اعلام کرد!
در دوران پس از جنگ نیز رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله خامنهای و دستاندکاران و مسئولان سپاه با تمام توان بر آن هستند که آن ویژگیهایی که سپاه را به عنوان یک نیروی استثنایی در خدمت انقلاب قرار داد و بقای انقلاب اسلامی کشور را موجب شد همچنان در پیکره سپاه جاری و ساری باشد و عامل نامیگری بهانه و زمینهای نشود تا روح مکتبی سپاه زایل گردد؛ و سپاه بتواند با حفظ ارزشهای خود و با قدرت کافی به عنوان بازوی ولایت فقیه نظام و انقلاب باقی بماند.
تثبیت نظام جمهوری اسلامی
هر نظام نوپای انقلابی به طور طبیعی مورد قهر و کینه قدرتهای مخالف خود واقع میشود. جمهوری اسلامی به دلیل ماهیت اسلامی و نفی سلطه شرق و غرب با دشمنان بیشتری مواجه بوده که از روشها و ابزارهای پیچیده و ناجوانمردانهتری استفاده کرده و میکنند. جنگ تحمیلی عرصه بسیار وسیع و پرمخاطرهای بود که برخلاف تهدیدات دیگر - مانند غائله کردستان، گنبد و... در صورتی که توان قابل ملاحظهای از نیروها و امکانات کشور و انقلاب در آن وارد نمیشد به طور یقین سقوط نظام را در پی داشت. ورود به جنگ برای هر واحد سیاسی حتی قدرتهای بزرگ در درازمدت بسیار مشکلزا و در بسیاری از موارد غیرممکن است، زیرا کنترل افکار عمومی و حفظ آنها در راستای اهداف نظام سیاسی و اداره اقتصاد و... کشور امری بسیار دشوار میباشد. بدین خاطر در جنگ تحمیلی به رغم عدم به کارگیری تمام امکانات از آن جا که مساله اصلی و اول کشور جنگ بود امام و حزبالله با تمام توان وارد صحنه شدند و همین مساله باعث شد که دشمن با حریفان بسیار جان سخت و مقاومی روبهرو شود به طوری که نه تنها از ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی صرفنظر نماید، بلکه فکر براندازی از راه نظامی را برای همیشه از ذهن خود بیرون کند. بنابراین جنگ تحمیلی علاوه بر تثبیت جمهوری اسلامی نوعی از بازدارندگی را در روابط با قدرتهای به وجود آورد. از اینرو آنها به روشهای غیرمستقیم و پیچیدهتری روی آوردهاند که بتواند نظام را از داخل استحاله کرده و آن را بیپشتوانه سازند. در این برهه فرهنگ و اقتصاد جامعه مورد حمله قرار گرفتهاند، بدین جهت ضرورت دارد با روحیه و معیارهای دهه اول انقلاب باب جدیدی از مقابله با آمریکا و غرب را بگشاییم.