تاریخ انتشار : ۰۷ دی ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۲  ، 
کد خبر : ۶۸۰۱۲
گفت‌وگو با سید مرتضی نعمت‌زاده معاون امور بین‌الملل جمعیت دفاع از ملت فلسطین

جنگ داخلی در لبنان منتفی است

اشاره‌: همزمان با بن‌بست سیاسی در لبنان و اعلام حمایت آمریکا و کشورهای غربی از دولت فواد سینیوره، حزب‌الله لبنان توانست اعتصابات گسترده‌ای را در مخالفت با دولت سازماندهی کند. حزب‌الله معتقد است که هرگز از خواسته خود مبنی بر تشکیل دولت وحدت ملی عقب‌نشینی نخواهد کرد. حزب‌الله به مخالفان دولت وحدت ملی پیشنهاد کرده که بازیچه دست آمریکا نباشد و برای تشکیل دولت وحدت ملی با‌ آنها مذاکره و همکاری کنند. برای بررسی تحولات و اوضاع فعلی لبنان گفتگویی با سیدمرتضی نعمت‌زاده معاون امور بین‌الملل جمعیت دفاع از ملت فلسطین انجام دادیم که در ذیل از نظر می‌گذرانید.

* لبنان صحنه اعتصابات و مخالفت‌های گروه‌های معترض به دولت طرفداران دولت سینیوره است. این درگیری‌ها و اختلافات از چه زمانی آغاز شده و علت آن را چه می‌دانید؟

** واقعیت این است که نقطه عطف اختلافات میان حزب‌الله و دولت سینیوره به تحولات جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی علیه لبنان برمی‌گردد. با توجه به اینکه اسرائیل جنگی را به لبنان تحمیل کرد و حزب‌الله تنها نیرویی بود که قادر به ایستادگی در برابر تجاوز بود، حزب‌الله انتظار داشت که سینیوره با تمام قوا در کنارش بایستد و از او حمایت کند و در نهایت سعی کند از موضع سیاسی قدرتمند از پیروزی حزب‌الله به نفع لبنان بهره‌برداری کند ولی حزب‌الله در طول جنگ با مشکلاتی از جمله فشارهایی که از طرف دولت سینیوره برای محدود کردن او اعمال می‌کرد، روبرو شد. پذیرش برخی از شروط از جمله خلع‌سلاح حزب‌الله از سوی سینیوره حزب‌الله را تحت فشار قرار می‌داد. به همین دلیل حزب‌الله به این نتیجه رسید که دولت باید از یک ساختاری برخوردار شود که متناسب با خواست و اراده ملی باشد لذا دولت وحدت ملی را مطرح کردند اما از آنجایی که این امر دولت سینیوره را محدود می‌کرد و به دنبال آن اعمال سیاست‌های آمریکا در لبنان را با مشکل روبرو می‌ساخت، دولت با حمایت‌های غرب در برابر این خواسته ایستادگی کرد که اعتصابات و اختلافات پیش آمده را منجر شد.

* یکی از موضوعاتی که این روزها در ارتباط با تحولات لبنان مطرح می‌شود، احتمال وقوع جنگ داخلی لبنان در صورت ادامه اختلافات و درگیری‌ها بین نیروهای معارض است. به نظر شما احتمال وقوع جنگ داخلی تا چه اندازه قابل تصوراست؟

** شرایط این وقوع جنگ داخلی در حال حاضر در لبنان وجود ندارد چرا که در چارچوب ساختار اجتماعی لبنان ترکیبی از مسیحیان، سنی‌ها و شیعیان وجود دارد. با توجه به اینکه شیعیان به طور کلی و به طور یکپارچه از حزب‌الله حمایت می‌کنند و مسیحیان هم در این موضوع دچار چنددستگی هستند و اهل سنت هم دسترسی به نهادهای نظامی و امکانات نظامی ندارند، امکان جنگ داخلی وجود ندارد. همچنین با توجه به ساختاری که در میان مسیحیان وجود دارد، غرب هرگز اجازه نخواهد داد که در میان مسیحیان جنگی رخ دهد لذا به نظر می‌رسد احتمال وقوع جنگ داخلی در لبنان به صفر نزدیک است استراتژی حزب‌الله لبنان نیز پرهیز از جنگ داخلی است که از گذشته هم این سیاست را دنبال می‌کرده و هیچ‌گاه وارد جنگ داخلی نشده و هم‌اکنون هم سیاستش مبتنی بر جلوگیری از وقوع جنگ است.

* اشاره کردید که مسیحیان به دو دسته تقسیم شده‌اند که گروهی مخالف و گروهی موافق دولت هستند. کدامیک از قدرت و نفوذ بیشتری در لبنان برخوردارند؟

** یکی از مخالفان مسیحی دولت میشل عون است میشل عون با بیشترین تعداد نمایندگان مسیحی در مجلس قدرت مجلس را در دست دارد و این نشان‌دهنده این است که آنها از موقعیت بسیار خوبی در لبنان برخوردارند. اساسا یکی از مباحثی که وجود دارد، این است که اکثر نمایندگان مسیحی مارونی که تعیین‌کننده ریاست جمهوری آینده لبنان هستند، از موقعیت خوبی برخوردارند. مسیحیان مارونی باید در مجلس از بین خود یکی را برای ریاست جمهوری انتخاب کنند. از آنجا که بیشترین آرای موجود در مسیحیان مارونی متعلق به میشل عون است، در نتیجه رئیس‌جمهور آینده از فراکسیون میشل عون انتخاب خواهد شد. البته جناح‌های دیگری از مسیحیان هستند که جزء نیروهای موافق تشکیل دولت وحدت ملی هستند که در مجموع سهم بزرگی را به مخالفان دولت اختصاص می‌دهند اما روی دادن یک جنگ نیازی به بزرگی یک نیرو نیست ولی هم اراده جنگ داخلی وجود ندارد و هم اینکه غرب به هیچ‌وجه نمی‌پذیرد که جنگ داخلی در لبنان روی دهد چرا که در پی آن مسیحیان لبنانی به شدت تضعیف می‌شوند. به هر حال اکثریت مسیحیان موثر در صحنه سیاسی لبنان جزء مخالفان دولت سینیوره به شمار می‌آیند.

* موضع‌گیری کشورهای عربی منطقه در قبال تحولات اخیر لبنان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

** بحث تشکیل دولت وحدت ملی الگوی جدیدی است که در سطح جهان عرب مطرح شده و در حال حاضر این موضوع در فلسطین و لبنان به طور جدی دنبال می‌شود. این الگو به معنای تشکیل دولتی مستقل است که هم تبلور اراده ملت باشد و هم به طور کلی در مقابل بیگانگان دارای استقلال و آزادی باشد. با توجه به اینکه هر دولت مستقل بخصوص دولتی که زیر نفوذ آمریکا نباشد، برای ملت‌های عرب الگوی جدیدی را معرفی می‌کند، این ملت‌ها خواستار آن هستند لذا عموما رژیم‌های عربی با این الگو مخالف‌اند. لذا موضع‌گیری کشورهای عربی بیشتر حفظ دولت سینیوره و حمایت از آن است.

* بعضی‌ از تحلیلگران علت مخالفت کشورهای عربی منطقه را در این می‌دانند که اگر دولت سینیوره از قدرت ساقط شود، مقدمه‌ای خواهد شد برای سقوط سایر دولت‌های مورد حمایت آمریکا در منطقه نظر شما چیست؟

** قضیه به این سادگی نیست. به نظر من این موضوع به نوعی بزرگ کردن یک خطر است. قطعا تاسیس دولت وحدت ملی به معنای شکست یا سقوط نفوذ آمریکا در لبنان است و در واقع دومین شکست بزرگ غرب بخصوص آمریکا در منطقه خواهد بود. این اتفاق قطعا نفوذ آمریکا در منطقه را با مشکل روبرو خواهد کرد و موقعیت جریانات ضدآمریکایی در منطقه را تقویت خواهد کرد و قاعدتا کشورهای عربی را در تنگناهایی قرار خواهد داد و ممکن است بر روی افکار عمومی جهان عرب تاثیر بگذارد اما اینکه تلقی کنیم بلافاصله پس از تاسیس دولت وحدت ملی در لبنان دولت‌های مورد حمایت آمریکا و غرب در منطقه سقوط خواهند کرد، تصوری سطحی است.

* یکی از موضوعاتی که این روزها در خصوص تحولات لبنان مطرح شده، ترورهای رخ داده در این کشور است. ترور رفیق حریری و اخیرا هم ترور وزیر صنایع دولت سینیوره به درگیری‌ها و اختلافات داخلی لبنان دامن زده است. عده‌ای معتقدند که ترورهای صورت گرفته برحسب زمان و موقعیت خاصی صورت می‌گیرد و عموما این ترورها در پایان با امتیازهای سیاسی به سود طرف‌های مشخص در لبنان و خارج آن پایان می‌یابد. ارزیابی شما از ترورهای صورت گرفته چیست؟

** از بابت اینکه این ترورها هدایت شده و سازماندهی شده است، شکی وجود ندارد و زمان‌های آن هم سنجیده شده و  برنامه‌ریزی شده است. البته این ترورها در چارچوب یک استراتژی کلان انجام می‌گیرد اما من معتقدم که در عین حال که در راستای یک استراتژی کلان صورت می‌گیرد، مجریانش الزاما از تشکیلات واحدی برخوردار نیستند. قطعا ترور رفیق حریری از سوی کسانی بود که به دنبال ایجاد آشوب و آشفتگی در لبنان بودند. این ترور بیشتر می‌توانست از دو منشا و منبع الهام گرفته باشد، یکی اسرائیل و دیگری القاعده. با توجه به اینکه القاعده با عربستان رابطه خصمانه‌ای دارد و حریری هم از مهره‌های مهم و مورد حمایت عربستان بود، این احتمال وجود دارد که این ترور کار القاعده باشد و احتمال قوی‌تر مربوط به نقش اسرائیل در این ترور است. قطعا اسرائیل فضایی در لبنان ایجاد کرده که در چارچوب این فضا از جمله برخی از جریانات افراط‌‌گرای لبنانی یا افراط‌‌گرایان مسیحی مانند جریان جعجع ممکن است دنبال‌کنندگان و مجریان این ترور باشند. مثلا ترور وزیر صنایع به احتمال زیاد از سوی جعجع صورت گرفته است چرا که وزیر صنایع به جز میشل عون مهمترین رقیب جعجع برای ریاست جمهوری در آینده بود. به همین دلیل با برداشتن وزیر صنایع دولت از سر راه خود چند هدف را دنبال می‌کرد از جمله اینکه تعارض میان جریانات طرفداران دولت وحدت ملی که از رئیس‌جمهور کنونی حمایت می‌کنند را افزایش خواهد داد و  آنها را در معرض اتهام قرار دهد و هم میشل عون را که هم‌پیمان حزب‌الله است، تضعیف می‌کند و در نهایت نیز رقیب مهم ریاست جمهوری خود را از میان برمی‌دارد. لذا به نظر من بیشترین احتمال به جعجع که مورد حمایت اسرائیلی‌هاست، بر می‌گردد. جعجع از هم‌پیمانان قدیمی اسرائیل در لبنان به حساب می‌آید و احتمال دارد که او در فضایی که اسرائیلی‌ها پس از ترور رفیق حریری در لبنان به وجود آورده‌اند، یکسری ترورهای هدفمندی را نیز در آینده ساماندهی کرده باشد که ممکن است رخ دهد.

* برخی از گروه‌ها بخصوص طرفداران دولت سوریه و ایران را به دخالت در امور لبنان و دامن زدن به اختلافات داخلی این کشور متهم می‌کنند. به نظر شما این اتهام تا چه اندازه وارد و قابل بررسی است؟

** ایران و سوریه دائما و بارها اعلام کرده‌اند که از گزینه‌ای حمایت می‌کنند که مردم از آن حمایت می‌کنند و خواستار آن باشند. ایران نیازی به دخالت در لبنان ندارد، چرا که حزب‌الله در لبنان هم از قدرت نظامی و هم از قدرت سیاسی و مدیریت قوی برخوردار است. هر چند که ایران از جریان مقاومت در هر جا حمایت می‌کند اما به نظر می‌رسد که جریان طرفدار دولت وحدت ملی به لحاظ مادی نیازی به هیچ نوع حمایتی و دخالتی ندارد تا ایران و سوریه بخواهند در این قضیه دخالت کنند بلکه آنچه این گروه‌ها را تقویت می‌کند، اراده مردم است که بارها نشان داده‌اند که خواستار تاسیس دولت وحدت ملی هستند. جالب این است که ما شاهد هستیم که جریان 14 مارس که طرفداران دولت سینیوره هستند، هرگاه اراده می‌کنند، به نحوی با جریان حزب‌الله به توافق برسند، آمریکا وارد عرصه می‌شود و با حمایت‌های مادی، معنوی و سیاسی خود سعی می‌کنند تا به سینیوره تحمیل کنند که اجازه ندهد آنها با حزب‌الله وارد مذاکره شوند. از نظر سیاستمداران و رسانه‌هایی که ایران و سوریه را به دخالت در امور داخلی لبنان متهم می‌کنند، این رفتار آمریکا دخالت به شمار نمی‌آید اما اینکه حزب‌الله هم‌پیمان سنتی ایران در مقابل اسرائیل است، متهم به دخالت می‌شود در حالی که دخالتی هم صورت نگرفته است و ما معتقدیم که حزب‌الله نیازی هم به حمایت‌های ایران و سوریه ندارد. حزب‌الله از قدرت کافی و مقبولیت بالا در لبنان و در میان سایر ملت‌های اسلامی برخوردار است.

* آینده دولت سینیوره را چطور می‌بینید؟ آیا در قدرت خواهد ماند یا بر اثر فشارها استعفا خواهد داد؟

** من فکر می‌کنم آنچه را که حزب‌الله و  هم‌پیمانانش دنبال می‌کنند، برکناری دولت سینیوره یا وادار کردن این دولت به پذیرش دولت وحدت ملی در چارچوب‌های قانونی است، اگر حزب‌الله اراده کند که خارج از چارچوب‌ها دولت را برکنار کند، در کمترین زمان دولت سینیوره سقوط خواهد کرد چرا که همه عوامل رسمی و غیررسمی از خواسته حزب‌الله حمایت می‌کنند. مثلا رئیس‌جمهور و رئیس مجلس از این خواسته حمایت می‌کنند. از آنجا که رئیس‌جمهور در راس قدرت قرار دارد و فرماندهی ارتش را نیز برعهده دارد، اما چون حزب‌الله و هم‌پیمانانش تصمیم دارند کار در چارچوب قانونی صورت گیرد تا مشکلاتی نظیر آنچه که در  فلسطین رخ داد یعنی محاصره اقتصادی و سیاسی دولت فلسطین، در مورد لبنان رخ ندهد، شیوه سیاسی را برگزیده‌اند. به نظر من همه عوامل موفقیت ایده تشکیل دولت وحدت ملی وجود دارد و موضوعی که در این میان مهم است، عنصر زمان است که باید منتظر ایفای نقش آن باشیم. ما نباید نگران وضعیت لبنان باشیم تا زمانی که حزب‌الله از حمایت اکثریت مردم برخوردار است و معتقد به عملکردی عاقلانه و مدبرانه است و با مدیریتی که ما از سیدحسن نصرالله سراغ داریم، من فکر می‌کنم که نگرانی وجود ندارد. همه زمینه‌ها برای موفقیت حزب‌الله فراهم است. لیکن آنچه که موضوع را طولانی کرده، فشارهای آمریکا به سینیوره و سعد حریری است که باعث شد که آنان همچنان در مقابل اراده مردم ایستادگی کنند و به نظر این ایستادگی خیلی دوام نخواهد داشت. حزب‌الله هنوز خیلی از برگ‌های برنده خود را رو نکرده است. از جمله برگ مجلس که هنوز از آن استفاده نکرده است.

اگر نمایندگان طرفدار دولت وحدت ملی در مجلس استعفا دهند، همه نهادهای قانونی کشور از جمله نخست‌وزیری مشروعیت خود را از دست می‌دهند. اما حزب‌الله معتقد به حل موضوع در کمال آرامش و در چارچوب‌های قانونی است. ما نمی‌توانیم زمانی را برای تحقق دولت وحدت ملی تعیین کنیم اما نگرانی هم در این خصوص وجود ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات