بخش سیاسی خارجی
محمد البرادعی، مدیرکل آژانس انرژی اتمی در گزارش اخیر خود تاکید کرده است: "آژانس صراحتاً اعلام میکند که در موارد هستهای اعلام شده از جانب ایران، انحرافی به سمت تولید تسلیحات اتمی وجود ندارد."
"شفافیت" و "صداقت" دو شاخصه اصلی فعالیتهای اتمی جمهوری اسلامی ایران در طول سالهای اخیر محسوب میشود. بارها به این نکته اشاره شده است که گفتارها و رفتارهای کشورهای 1+5 در قالب خاستگاهی حقوقی قابل تحلیل و استناد نیستند و باید از زاویهای کاملا سیاسی آنها را تجزیه و آنالیز نمود. البته در اینجا باید به نکته ظریف دیگری اشاره کنیم. اینکه در گزارشهای مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی همواره فضایی در جهت "مانور کاذب" برای واشنگتن و سه کشور اروپایی در نظر گرفته میشود. حقیقتی که باعث کاهش اعتبار سازمانهای بینالمللی از جمله آژانس شده است.
با پایان یافتن ضربالاجل شصت روزه شورای امنیت به ایران پس از تصویب قطعنامه غیرمستند 1737 که مغایرت آن با برجستهترین اصول مندرج در حقوق بینالمللی عمومی قابل مشاهده و اثبات است، دوباره 6 کشور آمریکا، انگلستان، آلمان، فرانسه، چین و روسیه در کنار یکدیگر جمع خواهند شد تا در قالب فضایی مصنوعی به بحث و گفتگو در مورد فعالیتهای هستهای صلحآمیز جمهوری اسلامی ایران بپردازند. در حالی که برگزاری کنفرانس اخیر مونیخ و کنش و واکنشهای رفتاری میان مقامات روس و آمریکایی در راستای تقابل کاخ سفید و کاخ کرملین گسلها و زیرساختهای لغزنده و سمت نظام بینالملل امروز را به حرکتی غیرموزون واداشته است، مقامات ارشد شش کشور جهان با چهرههایی که انعکاس نارضایتی از گذشته و ترس از آینده جهان در آنها موج میزند رو در روی یکدیگر قرار خواهند گرفت.
"جرج واکربوش" در طول چند سال اخیر از استراتژیستهای خود خواسته است تا مسئله هستهای ایران به عنوان کانون تمرکز انرژی سیاسی و بینالمللی تهران ذهن مقامات ایرانی را نسبت به خود مشغول نماید تا از این طریق حرکت رو به رشد پویا در معادلات استراتژیک خاورمیانه، جهان متوقف شود. استناد به فرمول "ایجاد دیوار مجازی در مقابل مسیر حقیقی یک کشور" در طول چهار سال اخیر با شکستی سخت مواجه شده است اما نبود ساختار تئوریک جایگزین این فرمول در میان نومحافظهکاران آمریکا و ترس از تعظیم در برابر حقیقت ایران قدرتمند باعث شده است تا بوش و همراهانش همچنان نسبت به تکرار این روش اصرار ورزند.
هر چند که مسئله هستهای ایران به صورت ماهوی دغدغهزاست ولی انعکاس این "دغدغه" در مناسبات علمی، تحقیقاتی، سیاسی و حتی اقتصادی ایران اسلامی با آنچه غرب در ابتدا تصور میکرد فاصلهای زیاد دارد.
ایران در طول یک سال اخیر و در میان فشارهای سیاسی 5 عضو شورای امنیت گامهای روبه جلوی موثری برداشت که هر یک از آنها حکم ابطال کننده یکی از توطئههای راهبردی کاخ سفید و متحدانش را داشت.
در هفتهای که پیش رو خواهیم داشت اظهارات زیادی را له یا علیه ایران شاهد خواهیم بود. ممکن است بار دیگر کاخ سفید با ارائه پیشنهادهای فریبنده خود به 4 کشور دیگر شورای امنیت چرخه جدیدی را در تقابل با ایران طرحریزی کند. از سوی دیگر احتمال دارد که این بار واقعیت بر اوهام (هر چند به صورت نسبی) غلبه یابد و شاهد کمرنگ شدت فشارهای شورای امنیت باشیم. آنچه مهم است اینکه ایران اسلامی در صورت وقوع هر یک از این حالات همچنان به مسیر درست خود ادامه خواهد داد.
هنوز طنین فریاد حمایت مردم از حق مسلم هستهای ایران در جریان راهپیمایی 22 بهمن امسال گوش مخالفان "ایران قدرتمند" را میآزارد. روزی که در آن صدای لرزان بوش، بلر و دیگر تهدید کنندگان ایران در میان غریو غرورآفرین ملت ایران محو شد. باید اذعان کرد که پیش گرفتن هر راهکاری به جز به رسمیت شناختن ایران هستهای حاصلی جز نواخته شدن ضرباهنگ شکست در شورای امنیت سازمان ملل متحد نخواهد داشت. این حقیقت به مثابه ضربالاجلی برای شورای امنیت است که هرچه زودتر خود را از مسیر خطای در پیش گرفته پس از تصویب قطعنامه 1737 نجات دهد. ضربالاجلی که هرقدر بیشتر به درازا بکشد ضربه سختتری را بر پیکره کاخ سفید و اتحادیه اروپا وارد خواهد ساخت.