مترجم: نیلوفر قدیری
*خانم آلبرایت! وجهه آمریکا در دنیا این روزها چندان خوب نیست. اوضاع در عراق با این گزارشهای روزانه از خشونت و درگیری خیلی بد است و این کشور در آستانه جنگ داخلی قرار دارد. هر روز بحرانی تازه و این روزها هم که رسوایی قتلعام شهر حدیثه توسط نیروهای آمریکایی. از اینکه حالا و در این شرایط وزیر خارجه نیستید، خوشحالید؟
**شرایط پیچیده ایست. اوضاع واقعاً خراب است و فکر میکنم اگر دمکراتها در قدرت بودند چنین شرایطی پیش نمیآمد. از یکسو نمیتوان دست روی دست گذاشت و فقط نظارهگر بود. برای کسانی که دغدغه سیاست خارجی دارند اکنون این پرسش پیش میآید که بازیافتن اعتبار آمریکا در جهان چقدر زمان خواهد برد. به نظر من که این زمان بسیار طولانی خواهد بود چرا که احیای اعتبار کشورها بسیار دشوار است.
*پرزیدنت بوش را گاهی بنیادگرا میخوانند. شما هم همین نظر را دارید؟
**من با عباراتی مانند بنیادگرا، تندرو یا رادیکال مشکل دارم. اینها صفتهای چندوجهی هستند که تعریفشان سخت است. پرزیدنت بوش مردی بسیار مذهبیست وخود را مسیحی دوباره متولد شده میداند. دیدگاه او درباره مذهب با دو رییسجمهوری که من با آنها کار کردهام یعنی کارتر و کلینتون متفاوت است.
*وقتی از سیاست خارجی آمریکا حرف به میان میآید همه نگاهها به عراق معطوف میشود. دولت بوش مدتهاست میگوید حمله به عراق بخشی از جنگ با ترور است. اما اوضاع در این کشور بعد از حمله وخیمتر شده. آیا آمریکا در حال باخت در این جنگ است؟
**ما قطعاً در حال پیروزی نیستیم. حتی دونالد رامسلفد وزیر دفاع هم تأیید کرده که هیچ راهی برای ارزیابی این ادعا وجود ندارد که تروریستهای بیشتری دستگیر یا کشته شدهاند و قوت و قدرت نگرفتهاند. عدهای معدود دستگیر شدهاند و چند هسته تروریستی هم نابود شده است اما اکنون عراق به مکانی امن برای تروریستها و خونریزی و فعالیت همه کسانی تبدیل شده که از ما تنفر دارند.
*آیا این خونریزیها فقط با حضور آمریکا ایجاد شده یا بیشتر به سیاست خارجی آمریکا و رسواییهایی چون ابوغریب و اکنون حدیثه مربوط میشود؟
**شاید مجموعهای از همه اینها. میدانیم که در دوران حکومت صدام شیعیان توسط سنیها سرکوب میشدند و موجی از ستمگری و مقاومت در برابر آن ایجاد شده بود. عدهای از تروریستها هم فرصت یافته بودند تا از مناطقی چون افغانستان و چچن به عراق نقل مکان کنند. اما اکنون حضور آمریکا هم یک فرصت است و هم یک تهدید. از یکسو اگر همین حضور هم وجود نداشت اوضاع وخیمتر میشد و هرج و مرج بیشتری همهجا را میگرفت. از سوی دیگر، عدهای از این حضور خشنود نیستند و میخواهند که ما این کشو ر را ترک کنیم.
*موج اخیر حملات و ناآرامیها در افغانستان شرایط را برای آمریکا دشوارتر کرده است. سفیر آمریکا در افغانستان اخیرا هشدار داده که تابستان خونینی در این کشور در راه است.
**اتفاقات چند هفته گذشته در افغانستان خیلی ناگوار بود. این وقایع ثابت کرد که جنگ عراق یک انتخاب بود نه یک ضرورت. نباید افغانستان را فراموش کنیم. ماجرا در افغانستان هنوز تمام نشده است. حامد کرزای مرد فوقالعادهای است اما از نظر کنترل بر کشور چیزی بیش از شهردار کابل نیست. با حمله به عراق اکنون ما در دو منطقه مشکل داریم.
*پس از نظر شما حمله به عراق اشتباه بود؟
**وقتی من در سازمان ملل سفیر بودم و بعد وزیر خارجه شدم هر روز درباره عراق صحبت میکردیم. من هم درباره صدام همان حرفهایی را میزدم که پرزیدنت بوش میگفت. من هم اعتقاد داشتم که در عراق سلاح کشتار جمعی وجود داشت. اما هرگز فکر نمیکردم که این رژیم تهدیدی فوری برای ما باشد. ما عراق را تحریم کرده بودیم و مناطق پرواز ممنوع را مرتب بمباران میکردیم. بنابراین صدام حسین در جعبهای محصور و تحت کنترلمان بود. به همین دلیل درک نمیکردم چرا باید حمله میشد. چند جلسه توجیهی در پنتاگون درباره حمله و پیامدهای بعد از آن برگزار شد. در یکی از آن جلسات پرسیدم جدول زمانی تحویل قدرت و کنترل امنیت از نیروهای ائتلاف به نیروهای عراقی چگونه است. پاسخی به این پرسش من وجود نداشت. پرسیدم آیا برنامهای برای کمک گرفتن از سازمانهای امنیتی وجود دارد. گفتند خیر. این عملیات بسیار بد برنامهریزی شده بود.
*هر روز بر تعداد کسانی که در آمریکا میگویند باید جلوی تلفات را گرفت و از عراق خارج شد اضافه میشود. نظر شما چیست؟
**نباید تاریخ دقیق و مشخصی تعیین شود. در بوسنی این کار را کردیم و اعلام نمودیم که طی یک سال از آنجا خارج میشویم. اما نتوانستیم طی این مدت این کار را انجام دهیم. به همین دلیل به اعتبارمان خدشه وارد شد. بنابراین نباید تاریخ دقیقی مشخص کنیم اما باید در نظر داشته باشیم که هر چه زودتر از عراق خارج شویم بهتر است.
*هرچه این حضور طولانیتر شود، آیا احتمال بروز اتفاقاتی مانند حدیثه بیشتر میشود؟
**من روانشناس نیستم اما به نظر میرسد که همینطور باشد.
*آیا شباهتی بین آنچه پیش از جنگ عراق روی داد و حرفهایی که اکنون درباره ایران زده میشود میبینید؟
**خیر شباهتی نمیبینم. واقعا بر این باور نیستم که در دولت بوش کسانی هستند که به دنبال جنگ با ایران باشند. با توجه به وقایعی که اکنون در عراق جریان دارد و شرایطی که آمریکا اکنون دارد به نظر نمیرسد کسی جنگ را راهحل آسانی بداند. البته راهحل نظامی هنوز به طور کامل رد نشده است، اما به نظر من اوضاع شباهتی به روزهای پیش از جنگ عراق ندارد.
*پرزیدنت بوش اخیرا پیشنهاد مذاکره مستقیم با ایران را مطرح کرد که ایران این پیشنهاد را به خاطر پیششرطهایش رد کرد.
**اتفاقات پیچیدهای در جریان است. اکنون بحث بر سر فعالیت غنیسازی صنعتی ایران است. آمریکا نمیخواهد هیچ یک از این دو گزینه را ایران داشته باشد. اروپاییها برنامه تجربی را میپذیرند و روس ها حتی برنامه صنعتی را هم قبول دارند. من ترجیح میدهم که ایران هیچکدام از اینها را نداشته باشد. اما نمیتوان چنین خواستهای داشت زیرا ایران عضو پیمان عدم تکثیر هستهایست و نمیتوان گفت که نباید برنامه صلحآمیز هستهای داشته باشد. محور انپیتی اکنون از دست رفته و آنها که سلاح هستهای دارند آنطور که در این پیمان خواسته شده به شرایط خلع سلاح پایبند نیستند. اکنون در آمریکا حرف از تولید نسل جدیدی از سلاحهای هستهای ضدسنگرهای زیرزمینی زده میشود.
*آیا دوران تازهای از همکاری میان آمریکا و اروپا شروع شده یا هنوز هر یک به راه خود میروند؟
**دو طرف اکنون درباره بعضی موضوعات با هم همکاری میکنند اما هنوز عدهای در آمریکا درباره مسیر اروپا و سیاستهایش تردید دارند.