کارنامۀ مجلس اول حکومت مشروطه، برای هر خواننده تاریخشناسی، از باری سنگین و پربرکت آکنده است؛ مجلسی که با دشمنانی سرسخت و آشوبهای لاینقطع سر و کار دارد و حتی تا دیر زمانی، محلی برای تشکیل جلسات ندارد و پیشنهاد ساختمان سپهسالار را به خاطر آن که دولت مصادره کرده و وراث آن راضی نیستند و نشستن در چنین مکانی خلاف موازین شرعی است، نمیپذیرد و از طرفی باید کلیه ضرباتی را که از طرف معاندان آشنا و بیگانه چون سیلی به سویش روان است، از سر بگذراند؛ ولی واقعا حجم کار و فعالیت آن اعجازآمیز مینماید.
اگر از مبارزات نیکمردان وکلای دوره اول مجلس شورای ملی با دشمنان سرسخت بگذریم و تنها 3 مورد از کار آن را در نظر بگیریم که همان تدوین نظامنامه قانون انتخابات و قانون اساسی باشد، به عظمت و پر کاری نمایندگان مجلس شورای ملی اول ـ که اکثرا هم افرادی کمسواد و نماینده صنفی ضعیف بودند. پی میبریم؛ مثلا عباسقلی، نماینده خبازهای تهران و عبدالکریم، نماینده یزد ـ که هر دو از نمایندگان دوره اولاند ـ و علی پلویی، نماینده آشپزهای تهران و کربلایی غلامرضا یخدانسازها و سراجها، نظایر این پاکدلان صادق که دور از نیرنگهای سیاسی و زدوبندهای گروهی، عمری با صفا و خلوص زیستند، از عهده و پذیرش مسئولیت چنان کارهای دقیق، ظریف و عمیقی که خطرآفرین هم بود، به خوبی برآمدند و اصولا برای این نیک همتان که مسلما به مقام نمایندگیشان هم نمینازیدند و هنگام فراغت به کسب و کار خود میپرداختند، قانون اساسی و مشروطیت و کنستی سیون (Constitution) چه مفهومی داشت؟ ولی همین افراد، باهوش و ذکاوت خاص ایرانی که در مقابل تهاجم پی در پی دشمنان دیرین پخته و دقایق حیات را میفهمید، وقتی مسالهای در مجلس به وقوع میپیوست که اساس آزادگی و ملیت ایرانی را تهدید و نشانی از دور افتادن مسیر اندیشه مذهبی او داشت، سخت میایستاد. واقعیت این است که دورههای اولیه مجلس شورای ملی، قویترین رجال سیاسی را برای مملکت ساخت، ولی هر کدام از اینان در جذبههای فکری خود، برجستگی و تواناییهای ویژه خود را داشتند.
کوتاه نگاهی به عملکرد مجلس اول چنان انسان را جذب و شیفته کار و فعالیت این نمایندگان اکثر سادهدل و غیرسیاسی میکند که باید به مدیریت و ادارهکنندگان دوره اول قانونگذاری آفرین گفت.
مجلس اول توانست با مخالفت. درباریان و دیگر یاران آنان که بسیار هم با نفوذ بودند، سخت به ستیز برخیزد و در حقیقت، بنیان و اساس مشروطیت را محکم و استوار سازد، قانون اساسی و سپس متمم آن را از تدوین بگذراند و به امضای دو شاه مستبد قاجار برساند، با دادن امتیازات به هر شکل به دول بیگانه مخالفت کند و مستبدان زر و زورداران را سر جای خود بنشاند.
ظلالسلطان، حاکم مقتدر و قسیالقلب اصفهان، را که با سپاهی مجهز در حقیقت سلطانی دیگر بود، از اصفهان با خواری بیرون راند، با استبداد دولتها مقابله کند، نمایندگان و مستشاران بیگانه را از ایران بیرون راند، اخذ هرگونه وامی از روسیه و انگلیس ـ که ابزار استعمار ایران در دست آنان بود. را ممنوع سازد، نفوذ بانکهای سیاسی خارجی در شوون اقتصادی را کم و وضع مالی خزانه را سر و سامان دهد، بودجه سالانه مملکت را تعدیل و تنظیم نموده، مخارج شاه و درباریان را به حداقل برساند، تاسیس بانک ملی را موجب گردد و سرمایههای داخلی را به کار اندازد. با قرارداد 1907 که متضمن تقسیم ایران بین روس و انگلیس بود بسختی مخالفت و آن را رد کند، دستگاه قضایی را از پراکندگی نجات داده، متمرکز سازد، تساوی حقوق پیروان مذهب را پیریزی کرده و تیول و تیولداری را ریشهکن کند، قانون آزادی مطبوعات را در تاریخ 18 بهمن ماه 1286 (5 محرم 1326) به تصویب رساند و بالاخره: قانون تشکیلات ایالات و ولایات و دستور کار حکام را که مشتمل بر 433 ماده بود در تاریخ 7 آذر ماه 1286 (4 ذیقعده 1326) از تصویب نمایندگان بگذراند.
قانون انجمن ایالتی و ولایتی را که دارای 122 ماده بود، در تاریخ 8 خرداد 1286 تصویب کند.
قانون بلدیه و قانون وظایف را در خرداد 1286 و اردیبهشت 1287 آماده و مورد تصویب قرار دهد.