انتخابات مختلف سالهای اخیر، هر یک پیامهایی برای مسئولان داشته است. در این میان، انتخابات دوم خرداد 76، سوم تیرماه 84 و 24 آذر 85 حامل پیامهای ویژهای بود. البته مردم در ارسال پیام دقت کافی داشتند اما برخی از آنان که باید «پیام» را میگرفتند، سعی کردند گوش خود را بر پیام ببندند یا آن را تحریف کنند. در انتخابات دوم خرداد 76، پیام اکثریت مردم برای کسانی بود که میخواستند به هر نحو ممکن، اراده خود را در قالب پیروزی یک کاندیدا تحمیل کنند. اما نه بازندگان این انتخابات، پیام را گرفتند و نه گروهی از نزدیکان به برنده انتخابات. عدهای از کسانی که رأی مردم در دوم خرداد 76، «نه» به آنها بود پس از بازیابی روحیه کاملاً از دست رفته خویش، ادعا کردند که دولت دوم خرداد بیش از 6 ماه دوام نخواهد داشت. پس از آن نیز از همکاری با منتخب محبوب مردم خودداری کردند. برخی از افراد نزدیک به برنده انتخابات نیز بدون توجه به اینکه پیام آن انتخابات، بیش از آن «آری» به یک گروه باشد، «نه» به روشهای مورد عمل گروه دیگر است، دچار غفلتهایی شدند که زیانهای فعلی و آینده آن غیرقابل انکار است.
پس از انتخابات سوم تیرماه 84 نیز همین وضعیت تکرار شد و بعضی از نزدیکان و حامیان اصلی «برنده رقابت» دچار نوعی توهم شدند که قبلاً توسط تعدادی از دوم خردادیها تجربه شده بود. این گروه نیز بدون ارزیابی دقیق از نتایج آن انتخابات و از جمله اینکه «چرا آرای 6 میلیونی 27 خرداد در فاصله یک هفته به 17 میلیون رسیده است» گمان کردند خیل رأیدهندگان سوم تیر، ارادت ویژهای به برنامهها و آمال این گروه دارند. در حالی که هر کس میدانست آرای اصلی کاندیدای پیروز در رقابت سوم تیرماه، همان بوده است که پس از مرحله اول انتخابات اعلام شد. اما عوامل دیگری باعث ارتقای آرا او و پیروزی بر رقیب قدرتمند شد. یکی از عوامل منجر به پیروزی این کاندیدا، طرح شعارهایی در فاصله بین مراحل اول و دوم انتخابات بود که قبلاً توسط دارندگان آرای چند میلیونی مرحله اول، مطرح شده بود. از جمله یکی از روزنامههای نزدیک به برنده انتخابات سوم تیرماه، سه روز قبل از این تاریخ، در صفحه اول خود به نقل از وی نوشت: «خاستگاه شعار کروبی ـ هر ایرانی 50 هزار تومان در ماه ـ درست بوده است» همین روزنامه از قول وی به مردم وعده داد که پول نفت در سر سفرههای مردم دیده شود. عامل دیگر در پیروزی این کاندیدا، انگیزه عدهای از مردم به «رأی ندادن به رقیب او» بود.
اما متأسفانه از نخستین روز بعد از اعلام نتایج انتخابات، از بعضی افراد، حرکات و سخنانی دیده و شنیده شد که نشان میداد دچار نوعی توهم از نتایج آن انتخابات شدهاند. این توهم تا آنجا پیش رفت که یک مشاور رئیسجمهور به خود اجازه داد تلویحا به ساحت مراجع تقلید اهانت کند. یک بانوی مومن ـ منتسب به یکی از اطرافیان رئیسجمهور ـ نیز تصور کرد میتواند با اتکا به همین آراء بسیاری از شخصیتهای نظامی را با عبارات خاص خویش بنوازد. همین فرد قبل از آن نیز صدا و سیما را به خودسری متهم کرده بود، زیرا به نظر او، در انتشار اخبار مربوط به «محبوبترین» رئیسجمهور ایران، نسبت به او بیمهری میکند!
البته کسانی که نسبت به نتایج انتخابات سوم تیرماه 84 دچار توهمات کاذب شده بودند، بسیار زودتر از اسلاف آنها در جبهه دوم خرداد، پاسخ خود را از مردم دریافت داشتند و تنها 5/1 سال بعد از انتخابات سوم تیرماه، مردم در انتخابات 24 آذرماه 85 به آنها پیام دادند که «پیام» ما را بگیرید و دچار «توهم» نشوید.
ظاهراً مشکل اکثر ما آن است که «پیام»گیر نیستیم. در حالی که اگر «پیام»ها دریافت شود میتوان نعمت مشارکت مردم را در راه ساختن کشوری آباد مورد استفاده قرار داد و به این طریق قدرشناسی خود را به همه ملت اثبات کرد.