فرهاد عبدالعلیپور
در چند قرن گذشته نقش روحانیت شیعه در ایران، در حمایت از حقوق مردم و کنترل و تعدیل تعدیهای حکومتهای حاکم در ایران مثل خورشید میدرخشد و در تاریخ چنان، درخشنده و مستحکم است که هیچ جای انکار نیست و نمیتوان آن را نادیده گرفت و برای اهل بصیرت آموزنده و قابل اتکا و مایه افتخار است.
صفحات گوناگون تاریخ ایران پر است از نقش برجسته و کلیدی علمای شیعه در مهار استبداد و دیکتاتوریهای حکومتهای حاکم در ایران، وقتی که تاریخ چند قرن گذشته پرفراز و نشیب ایران را مطالعه میکنیم میبینیم که چگونه علمای شیعه در مهار سلاطین بدوی و جاهل و وحشی مغول موفق بودند و همان شاهان اولیه حکومت مغول در ایران که آنچنان طغیانگر بودند اما به تدریج در نتیجه تلاش و مبارزه و مجاهدتهای روحانیت شیعه که در حکومت خوانین مغول نفوذ کرده بودند توانستند این خوانین را رام سازند و حتی شخصیتهایی همچون خواجه نصیرالدین طوسی که یکی از بزرگان شیعه تاریخ ایران است توانست همین شاهان وحشی دیروز را رام و اهلی سازد و در بسیاری از جاها آنها را وادار به رعایت حقوق مردم کند و در ترویج علوم شیعی و اسلامی کارهایی را انجام بدهد کارستان، از جمله کتابخانه بزرگ اسلامی و رصدخانه مراغه و یا اینکه در براندازی حکومت باطل و ظالم و جفاکار در حق علویان یعنی حکومت و مجاهدت صادقانه روحانیت قابل انکار نیست وقتی برای به انحراف کشیدن مشروطیت، توطئههای دشمنان خارجی کارگر افتاد و اختلاف و فتنه در بین مشروطهطلبان به پا شد خیلیها به دنبال کسانی رفتند که نباید میرفتند. یکی نوکر سلطنت پوسیده قاجار شد و آن دیگری جاسوسی روس کرد و ان یکی جاسوس انگلیس شد و مردم ماندند در بیپناهی و نداری و ناامنی که در آن شرایط باز روحانیت سنگ صبور و همراه مردم بودند.
وقتی دوره سلطنت منحوس پهلویها با توطئه انگلیسیها سر کار آمد از ترس نعرههای ترسناک رضاخان همه صداها در سینهها حبس شد و کشور مانند قبرستان در سکوت مطلق فرو رفت و ضربالمثلها درست کردند که فلان جا فلان کس از ترس اسم رضاخان در جا سکته کرده است اما در آن فضای ترسناک تنها یک صدا به گوش انسانهای وطنپرست میرسید و بارقه امید در دلها بوجود میآورد و به همان اندازه رضاخان را به وحشت میانداخت و خیانتهای او را بر مردم برملا میساخت و آن صدا، صدای کسی نبود مگر روحانی مجاهد حضرت آیتالله مدرس که در مبارزه تا جایی پیش رفت که جانش را فدای دین و میهن کرد.
در دویست سال گذشته ایران، هر جا پیمانی و قراردادی بین ایران و کشورهای خارجی استعمارگر منعقد میشد که در آن حیثیت و منافع ملی ایران و ایرانی رعایت نمیشده است این قشر آگاه و فهیم روحانیت بوده است که قبل از هر قشری عکسالعمل نشان داده و مبارزه موثر نموده است و با توجه به نفوذ قابل توجهی که در بین آحاد توده مردم دارند میتوانستند مردم را نیز بسیج و همراه مبارزه خود کنند. بزرگترین عباسیان به دست همان شاهان مغول، نقش ایفا کند و یا حتی چنان نفوذی پیدا کردند که توانستند شاهان مغول را متقاعد به تشرف به اسلام کنند.
در دوره خاندان صفویان نیز نقش علمای شیعه بسیار برجسته و درخشنده است. علمای شیعه با نفوذ خود در حکومت صفویان قطعا در یکپارچگی ایران و اعلام مذهب شیعه به عنوان مذهب رسمی کشور نقش ماندگار ایفا کردند و با حضور در دربار صفویان تا جایی که امکان داشت حکومت را به رعایت حقوق مردم و رعیت متقاعد و از حقوق مردم مظلوم دفاع میکردند تا جایی که در بسیاری از موارد برای خودشان هزینه آبرو و جان داشت. فرصتهایی که در زمان شاهان شیعه صفوی به دست آوردند توانستند بهترین و بیشترین بهره و استفاده معنوی را از این فرصت بکنند و تا جایی که امکان داشت در ترویج علم، دین و مذهب شیعه تلاش کردند و کتب بیشماری به رشته تحریر درآوردند و بنیان مستحکمی برای اهل علم و معرفت و محبان اهلبیت(ع) ساختند تا اینکه کسانی که میخواهند سلوک اهلبیت(ع) را بپیمایند هرگز گمراه نشوند.
در دوره قاجار باز علما و روحانیت شیعه بود که در مقابل استعمار روس و انگلیس و چپاول آنها ایستادگی میکردند و در مقابل شاهان بیخاصیت و بیتدبیر قاجار از دین و میهن و مصالح ملی دفاع میکردند و بسیاری از قراردادهای ننگین شاهان قاجار با دول خارجی را مانع شدند و علمای شیعه در بین آحاد مردم چنان نفوذی داشتند که با یک تحریم توانستند کاری کنند که همسر شاه در اندرونی دربار شاه برای وی قلیان آماده نکرد و گفت مرجع تقلید منع کرده است. وقتی تاریخ مشروطیت را مطالعه میکنیم، نقش و تلاش و ماندگارترین مبارزه روحانیت با خارجیان استعمارگر و دودمان شاهان خائن و وطنفروش، مبارزه حضرت امام خمینی(ره) بود که بعد از 15 سال مبارزه بیامان و تحمل شکنجهها، زندانها و تبعیدها، نتیجه داد و برای اولینبار در تاریخ ایران جمهوریت آن هم جمهوری اسلامی استقرار یافت و هیچ انسان آزاده و منصف نمیتواند نقش اول و برجسته روحانیت شیعه را در به ثمر نشستن این شجرهطیبه نادیده بگیرد.
از این ذکر تاریخ میخواستیم این را نتیجه بگیریم که خصوصیات و ویژگیهای روحانیت شیعه، رفتارهای اجتماعی آنها در طول تاریخ، نوع مبارزات آنها، اعتقادات و تمسک به سیره و سنت اهلبیت(ع) توسط آنها، نشان میدهد که روحانیت همیشه مدافع حقوق مردم، تعدیلکننده حاکمان و مبارز نستوه در مقابل کشورهای بیگانه بوده است. بین عوامل پدیدآورنده هر پدیده و استمرار آن یک رابطه مستقیم و معنیداری برقرار است. جمهوریت اسلامی در ایران به دست روحانیت آزاده و آگاه و فهیم است و روحانیت بهترین و مطمئنترین امانتدار در حفظ جمهوریت نظام است و قادر به مقابله با هرگونه انحرافات است حال این انحراف از طرف هر کس که باشد. فلذا این امانتداری در قانون اساسی ایران در قالب اصل ولایت فقیه چارچوب قانون تعریف شده و حافظ سلامتی آن مجلس خبرگان رهبری است.