محمدمهدی انصاری
تا وقتی کاریکاتورهای موهن روزنامه دانمارکی را که در برخی دیگر از نشریات اروپایی هم به چاپ رسید، ندیده بودم هرگز فکر نمیکردم عمق جسارت و اهانت تا به این حد باشد. گمانم بر آن بود که کاریکاتورها مثلا به نحوی غیرمستقیم و کنایهآمیز و کاملاً بدون صراحت به شخصیت عظیمالشان پیامبر بزرگوار اسلام توهین روا داشتهاند! اما وقتی کاریکاتورها را مشاهده کردم کاملاً برعکس این گمان بود. آری! به بدترین وجه ممکن و به صراحت کامل و در حالی که نام «محمد»(ص) (Muhammad) در کنار هر 12 کاریکاتور وجود دارد به مقام شامخ عالیترین شخصیت جهان اسلام که رحمت و برکت برای تمام جهانیان نیز هست توهین و جسارت شده است.
اکنون موجی فراگیر از خشم و خروش مقدس، جهان اسلام را متلاطم کرده است. قلب امت اسلامی جریحهدار شده و به واقع هیچ مسلمانی (شیعه و سنی، سیاه و سفید، آسیایی و آفریقایی و...) را نمیتوان یافت که این روزها از این واقعه تلخ با نفرت و خشم یاد نکند. دولتها و ملتهای مسلمان عکسالعملهای تقریباً مشابهی داشتهاند و روابط سیاسی و دیپلماتیک خود را به ویژه با کشور دانمارک محدود ساختهاند. خبر اعتراضهای گسترده هر روزه در کشورهای جهان اسلام منتشر میشود. اما باید پرسید آیا این رویداد، اولین مورد از توهین به مقدسات اسلامی است که از سوی جهان غرب و دنیای سرمایهداری رخ داده است؟ زمینهها، ابعاد و جوانب این نحوه برخورد چیست؟
در بررسی موضوع باید گفت از بعد تاریخی یکی از حربههای استعمار پس از قرن هجدهم که پایش به کشورهای مسلمان باز شد عبارت از این بود که برای ترویج بیتفاوتی نسبت به عقاید دینی و آموزههای ضدظلم اسلام، از چندین شیوه بهرهمند شود. ایراد تحریف در احکام و دستورات، ترویج افراطگری و رادیکالیسم در عقاید مذهبی، خلق مذاهب و بدعتهای دینی و همچنین توهین مستقیم به دین همه و همه روشهایی بود که در حقیقت اشاعه اباحهگری و سکولاریسم را منجر میشدند و از نهادهای دینی در کنترل و راهبری تودههای دینی در مسیر استعمارستیزی سلب ابزار و قدرت معنوی میکردند. حمایت پنهان و آشکار ایادی استعمار بریتانیا و سپس قدرتهای دیگر غربی از وهابیت و ایجاد فرقههایی چون بابیگری، بهائیت و جریان کسروی و تاسیس جنبش طالبان و... روشهایی بودند که تا حد زیادی در برخی کشورهای اسلامی موفق شدند اهداف استعمار قدیم را محقق سازند همچنین چنانچه میدانیم یکی از شگردهای تبلیغاتی- رسانهای جهان غرب علیه جهان اسلام عبارت از این است که اصولا دستورات دین اسلام به گونهای هستند که تروریسم، خشونت، تحجر و بنیادگرایی و تبعیض را ترویج میکنند. نقش صهیونیسم بینالمللی طی یک قرن اخیر برای دامن زدن به این مساله غیرقابل انکار بوده به طوری که از طریق رسانههای جمعی، تبلیغات غیرمستقیم بر روی کالاها، کتابهای درسی و دسیسههای دیگر، لایههایی از افکار عمومی اروپا و غرب بر این بارور رسیدهاند که مسلمانها انسانهایی تروریست، خشن و بنیادگرا هستند لذا در کشورهای اسلامی، نه تنها حقوق بشر و آزادیهای اجتماعی و فردی رعایت نمیشوند بلکه رهبران کشورهای اسلامی درصددند تروریسم را به اقصی نقاط جهان صادر کنند. شاهد مثال آنها هم نحوه برخورد طالبان با افراد جامعه افغان بود که مدتها تصاویر آن را بر روی سایتهای اینترنتی میدیدیم.
صهیونیسم بینالملل برای محقق ساختن برنامهها و ایدههای خود یک سناریوی پرمخاطره را طی یک قرن اخیر به اجرا گذاشته و آن عبارت از زمینهسازی جهت تکرار جنگهای صلیبی بین مسلمانان و مسیحیان بوده است. اگر چنین تخاصم و جنگی بین دنیای اسلام و مسیحیت در بگیرد، روز جشن صهیونیستها و یهودیان افراطی است چرا که با هزینه کردن دو تمدن بزرگ دینی، مناسبترین شرایط برای سیطره نهایی یهود بر اقصی نقاط جهان فراهم میشود. ضمن اینکه به دلایل تاریخی و کینهتوزیهایی که صهیونیستها برای خود ساخته و پرداختهاند بهترین بستر برای عقدهگشایی هم از مسلمانان و هم از مسیحیان مهیا گشته است.
نکته دیگر اینکه پس از اقدام سلمان رشدی خائن در انتشار کتاب ضاله «آیات شیطانی» در سال 1367، تاکنون هیچ اقدامی به اندازه رفتار روزنامه دانمارکی «یولاندز پوستن» در چاپ 12 کاریکاتور موهن به پیامبر اسلام که البته از سوی چندین روزنامه در کشورهای اروپایی تجدید چاپ شد، خشم مسلمانان را موجب نگشته بود.
بسیاری از صاحبنظران و تحلیلگران بر این باورند که لابی صهیونیستهای افراطی عامل اصلی تحریک روزنامههای مزبور در انتشار کاریکاتورها بودهاند. به نظر ایشان، این یک طرح از پیش طراحی شده به دست کسانی است که خود را سردمداران حکومت بر جهان میپندارند. اما کشورهای مسیحی و رهبران مذهبی مسیحیت که متاسفانه عکسالعمل شایسته و در خور توجهی در قبال این قضیه از خود نشان ندادند باید توجه داشته باشند توهین به مقدسترین موجود عالم بشریت، قطعا توهین به همه انبیاء الهی و از جمله عیسی مسیح(ع) نیز هست و این بزرگترین اشتباه تاریخی سران کشورهای اروپا و آمریکاست. واقعیت تلخ این است که چنین اقدامات وهنآلودی و شکسته شدن حریم مقدسات الهی چه مربوط به دین اسلام باشد یا مسیحیت و یهود جای نگرانی جدی دارد و هشداری برای امنیت و ثبات در آینده جهان است. زیرا حرکات افراطی و جنبشهای رایکال مذهبی غالباً از ورطه چنین برخوردهای ناشایست و خودسرانهای بروز میکند.
از طرفی توهین به پیامبر اسلام که «رحمهللعالمین»، «اسوه حسنه» و ×خاتمالنبیین» است از سوی هیچ یک از پیروان راستین ادیان الهی پسندیده و جایز نیست. زیرا آنان به خوبی دریافتهاند که گروهی از انسانهای زیادهخواه با اندیشههای نژادپرستانه و انحصارطلبانه با این اقدامات آتش باران جنگ بین مذاهب هستند تا در این عرصه، بشریت از دین و معنویت زده شود و در پی کم رنگ شدن گرایشات مذهبی، اندیشههای سکولاریستی و لاییک خود را به بوته اجرا بگذارند و این یعنی گام اساسی و اصلی در پروژه جهانیسازی و یکسانسازی فرهنگها و کم رنگ شدن مرزها و ارزشهای عقیدتی و ملی تا همان گروه استثمارگر، به راحتی به چپاول ثروتهای بشریت بپردازند. این، تمام آن فرمولی است که دیروز و امروز از جانب جریان صهیونیسم بینالملل دنبال شده و میشود و بسیاری هم خواسته و ناخواسته ابزارهای تحقق چنین پروژهای هستند.
«تروریسم فرهنگی» که تمام مصادیق آن در تاریخ معاصر دنیای غرب قابل مشاهده است، اکنون به یک تهدید برای امنیت بینالمللی تبدیل شده است. میتوان گفت دانمارکیها و نروژیها و اتریشیها و سوئدیها و.... بزرگترین بحران بینالمللی را در اولین دهه از قرن بیست و یک این چنین رقم زدند که به مقدسات یک میلیارد و نیم مسلمان توهین کنند. این بحران، قطعا از جمله فاکتورهای تعیینکننده در سایر مناسبات بین الادیانی و تمدنی در حوزه اسلام و مسیحیت خواهد بود و معادلات را به شکلی چالشی رقم میزند.
امروز کشورهای اسلامی همه به نحوی خود جوش متحد شدهاند و به این اقدام اعتراض کردهاند و مردمانش کالاهای دانمارکی را که اتفاقاً فروش خوبی هم در بازارهای خاورمیانه و کشورهای داشته تحریم کردهاند و با پیامهای کوتاه از طریق تلفنهای همراه نام این شرکتها را به یکدیگر معرفی میکنند که مبادا آن جنس را خریداری کنند! حتی فروشگاهها هم بر سر درشان نام شرکتها را نوشتهاند و گفتهاند که اجناسشان را نمیفروشند و این تنها یک نمود اولیه از میزان نفرت و عنادورزی در جهان اسلام به دنیای غرب در پی این حادثه است. تجربه نشان داده این گونه برخوردها به سادگی از ذهن و فکر مسلمانان پاک نمیشود.
دولت دانمارک با لجاجت و وقاحت تمام قصد آن ندارد که به دلجویی از جهان اسلام بپردازد. مقصر اصلی این واقعه تلخ که چون نیشتری بر قلب مسلمین جراحت وارد کرده باید آن قدر تحت فشار قرار گیرد تا به عذرخواهی روی آورد و عاملان اصلی را به مجازات برساند. دولتها و ملتهای اسلامی هم با بصیرت تمام باید به عمق توطئه آگاهی مییابند و نگذارند این مساله مشمول گذر زمان شود و با وحدت و همگرایی، عزت و اقتدار بیبدیل خویش را در دنیای معاصر بار دیگر به اثبات برسانند.