حسین عبدهتبریزی
پیشبینی این جانب آن است که اصلاحات اساسی اقتصادی در صنعت آموزش عالی ایران اجتنابناپذیر است. حوزههای تغییر زیر که در عرصه جهانی مشاهده میشود، در ایران نیز شکل آموزش عالی کشور را تغییر خواهد داد:
عرضهکنندگان آموزش عالی متنوعتر میشوند و بسیار توسعه خواهند یافت. حتی در ایران، تعداد موسسات آموزش عالی بسیار افزایش یافته است، به گونهای که تقریباً در همه شهرها، میتوان مدرسه یا موسسه عالیای را یافت. بیشتر این موسسات البته در ایران غیرانتفاعی و دولتیاند، ولی ترکیب مالکیت آنها تغییر خواهد کرد. نهادهایی که آموزش عالی را ارایه خواهند کرد، محدود به شکل کلاسیک دانشگاهی نخواهند بود. بسیاری از شرکتهای کامپیوتری، ناشران، رسانهها، ارکسترها، بنگاههای هنری، شرکتهای بزرگ با فنآوری بالا، موسسات بهداشتی و درمانی .... در امر آموزش عالی سرمایهگذاری میکنند؛ همین روند در ایران نیز پیشبینی میشود.
در سیاری از مناطق پیشرفته جهان، فضاهای دانشگاهی آن قدر گسترده و متعدد شده است که درصد بالایی از مردم، در فاصله نزدیک با محل کار و اقامت خود، میتوانند به موسسه عالی آموزشی دسترسی داشته باشند. تعداد کمپهای دانشگاهی که درسهای مشابهی تدریس میکنند و عملاً با یکدیگر رقابت میکنند، بسیار زیاد است. پیشبینی میشود که این وضعیت در ایران تکرار شود. این اتفاق زمانی رخ خواهد داد که در دنیا، فن آوری این امکان را فراهم آورده است که به محوطههای فیزیکی کمتری برای آموزش نیاز باشد؛ حتی در کشوری چون آمریکا که رشد جمعیت وجود دارد، به دلیل کاربست فنآوریهای جدید، ایالات بسیاری ضرورت وجود این همه تجهیزات و محوطههای فیزیکی برای دانشگاه را زیر علامت سوال بردهاند. فقط در ایالت نیویورک، 64 دانشگاه مستقل ایالتی کار میکنند. فنآوری جدید وجود این همه موسسات مشابه یکدیگر را باز نمیتابد. به ویژه، این ضرورت که دانشگاهها همه رشتههای آموزشی را ارایه دهند، جای خود را به مدرسههای تخصصی خواهد داد. اگر در ایران همین روند را از قبل پیشبینی کنیم، ضرورتی نخواهد بود که دانشگاهها را بسازیم و آن گاه دوباره آنها را به مدارس تخصصی بدل کنیم. روند خصوصیسازی آموزش عالی در سالهای آتی این خواهد بود که فروشگاههای زنجیرهای بزرگ آموزش به بوتیکهای تخصصی بدل شود.
فضاهای آموزشی بینالمللی از آثار جهانی شدن است. این ویژگی برای ما در ایران اهمیت بسیار دارد و آموزش عالی مبتنی بر تجاری شدن را مییابد بر پایههای آن بسازیم. در حال حاضر در جهان، شکل غالب مدارس عالی در دانشگاهها آن است که به کشور خاصی مربوط باشند. برای دانشگاههای مجازی و دانشگاههای ترکیبی، مرزهای ملی اهمیتی ندارد. نتیجه کار آن است که دانشگاههای جهانی ظهور بیشتری یافتهاند. این که کدام دانشگاهها زودتر این تحول را بپذیرند، به سرعت عمل و کیفیت محصولات تولیدی آنها مربوط است. مدرسههای انتفاعی بینالمللی و موسساتی چون دانشگاه آزاد بریتانیا که سابقه فعالیت در سطح بینالمللی دارند، مشروط به این که به سرعت با فنآوریهای اینترنت خود را انطباق دهند، سریعتر موقعیت در سطح بینالمللی پیدا میکنند.
آموزش عالی سرشت انفرادی پیدا خواهد کرد. تدریس در هر زمان و در هر مکان در دسترس خواهد بود. دانشجویان جدید از این موهبت برخوردارند که آموزش خود را در محل کلاسهای درسی دانشگاه دریافت کنند، در دفتر کار خود آموزش ببینند، در منزل، یا حتی در اتومبیل و قطار، یا در محل هتل یا کنفرانس و حتی در زمان تعطیلات خود آموزش دریافت کنند. آموزش جریانی دایمی خواهد بود که در طول حیات یک فرد مداوماً برقرار است. ممکن است چند سال و یا چند ماه طول بکشد و البته ممکن است که بحث ساعت و روز باشد. دانشجو از این فرصت برخوردار است که میتواند شکل آموزشیای را برگزیند که با وضعیت او منطبقتر است و از عرضهکنندهای دریافت میشود که با شرایط دانشجو سازگارتر است.
کانون آموزش عالی از تدریس به فراگیری تغییر میکند. در شرایط امروز، آموزش عالی بر فرآیند متمرکز است. یعنی، دانشجویان برای دوره مشخصی آموزش میبینند، برای هر ساعت تحصیلی، واحد میگذارنند و وقتی تعداد واحدی را گذراندند، مدرک مشخصی میگیرند. با انفرادی شدن آموزش، رشد تنوع دانشجویی و تعدد عرضهکنندگان آموزش عالی، فراگیر بودن این فرآیند واحدی از میان خواهد رفت. با این تغییر، تاکید از فرآیند استاندارد شده برداشته میشود و اندازهگیری نتایج حاصله مبنا میشود. بر این اساس، تاکید دیگر این نخواهد بود که به دائشجویان چگونه تدریس شده است، بلکه این که چقدر فراگرفتهاند محور کار میشود.
مدارک تحصیلی ارزش خود را از دست خواهند داد. مدارک تحصیلی در حال حاضر گواهی مدت زمانی هستند که هر کس در آموزش عالی صرف کرده است. مدارک، کیفیت آموزشی در مراکز آموزشی مختلف را نشان نمیدهند. هزاران مدرک کارشناسی در موسسات آموزش عالی در ایران ارایه میشود. هر مدرک تحصیلی بیانگر مدت زمانی است که دانشجو در دانشگاه سپری کرده است. نحوه مدرک بیانگر موفقیت نسبی دانشجو در آن دوره میباشد و اسم دانشگاه یا موسسه عالی نیز کیفیت آن مدرک تحصیلی را نشان میدهد.
با تغییر تمرکز از فرآیند به نتیجه کار، از اهمیت مدارک تحصیلی کم خواهد شد. آن چه اهمیت بیشتری خواهد داشت مدرکی است که تبحر دانشجو را نشان دهد؛ چه میداند و چه کاری میتواند انجام دهد. این گواهی یا تاییدیههای متعدد جدید شرحی از مهارتها، دانش و تسلط دانشجو ارایه میدهند. هر انسانی شناسنامه آموزشیای خواهد داشت که آموزشهای مختلف وی در طول عمر او، به روشهای مختلف و در نواحی جغرافیایی مختلف، در آن ثبت خواهد شد. دور از انتظار نیست که اداره ثبت مرکزی تحصیلی در هر کشور به وجود آید و یا حتی این مرکز ثبت، سازمانی جهانی باشد که جزییات تحصیلی همه مردم شهروند زمین را ثبت کند.
سرمایهگذاری روی افراد و نه نهادهای آموزشی، به دلیل تعدد عرضهکنندگان آموزش و تاکید بر نتایج کار فارغالتحصیلان، این روند نیز محتمل است که دولتها و سرمایهگذاران خصوصی به جای سرمایهگذاری در مؤسسات آموزشی، روی دانشجو سرمایهگذاری کنند. در حال حاضر، تخصیص بودجه دولتی برای آموزش عالی امری فراگیر است. در آینده، پیشبینی آن است که وجوه بیشتر به مصرفکننده آموزش عالی تعلق گیرد؛ از یک طرف ارایهکنندگان آموزش عالی سرمایهگذاری کمتری در داراییهایی فیزیکی خواهند کرد و از طرفی با افزایش رقابت، خود موسسات تقاضای منابع کمتری از دولتها خواهد داشت. این تحول آثار عمیقی بر استقلال آموزش عالی و میزان تمایل دانشگاهها و موسسات آموزش عالی انتفاعی به سمت برنامههای آموزشی متکی به بازار تقاضا خواهد داشت.