آبتین امیری
در این هنگام پیشروی مسلمانان در خاک فرانسه ادامه داشت، به طوری که قوای مسلمانان به شهر تور در فرانسه حمله برده و آن را تصرف کردند. پس از تصرف این شهر لشکریان اسلام کوشش کردند که از رودخانه «لوآر» بگذرند، اما قوای شارل مارتل از راه رسید و در نزدیکی آبها خیمه زد. تنها در این هنگام بود که عبدالرحمن متوجه شد تعداد افراد سپاه دشمن چند برابر سپاه او است. این بود که سپاه خود را از سواحل رودخانه لوآر عقب کشید و در منطقهای میان تور و پواتیه اردو زد. افراد شارل مارتل بیشتر از پیادگان بودند و پوست گرگ به تن داشتند و موهای تابیده بر شانههای خود ریخته بودند. بالاخره شیپور جنگ زده شد و 9 روز نبرد خونین میان دو لشکر ادامه یافت. مدیریت جنگی عبدالرحمن سبب شده بود که کثرت نیروهای دشمن نتواند به پیروزی آنها بینجامد و حال همان طور که عبدالرحمن با سپاه خود جسورانه خاک فرانسه را پیموده بود، قصد داشت پادشاه قدرتمند اروپا را از پای درآورد. در روز نهم جنگ این شایعه در میان مسلمانان پیچید که سربازان دشمن به انبار غنایم یورش بردهاند. با پخش این شایعه انسجام و نظم سربازان عبدالرحمن از هم پاشید و سربازان برای دفاع از انبارها، پستهای خود را خالی کردند.
کوشش عبدالرحمن برای بازگرداندن سربازان به محل خدمت بینتیجه ماند. در این هنگام سپاه شارل هجوم گسترده و خوفانگیزی را شروع کرد که نتیجه آن کشته شدن بسیاری از فرماندهان سپاه اسلام و خود عبدالرحمن بود، اما سپاه شارل موفق به نابودی کل لشکریان مسلمان نشد. با این حال شب هنگام سپاه پیروزمند شارل مارتل به اردوگاه بازگشت در حالی که سربازان او از کسب این پیروزی سرمست بودند. اما در اردوگاه مسلمانان خشم و اختلاف موج میزد.
عدهای از فرماندهان مسلمان بر تداوم مقاومت و عدهای دیگر به عقبنشینی سریع معتقد بودند. این اختلافها آنقدر بالا گرفت که برخی از فرماندهان بر روی هم شمشیر کشیدند. در آخر، تصمیم به عقبنشینی گرفته شد و در تاریکی شب سپاه اسلام و طرف سپنیما عقبنشینی کرد. در حالی که بسیاری از آذوقهها و حتی زخمیهای خود را در اردوگاه جا گذاشته بود. صبح روز بعد شارل مارتل و متحدان وی از سکوت و خاموشی اردوگاه مسلمین دچار شگفتی شدند. آنها در این فکر بودند که این سکوت یکی از تاکتیکهای مسلمانان برای حمله غافلگیرانه است، زیرا نمیتوانستند آرامش آنان را باور کنند. بالاخره سربازان سپاه مارتل به اردوگاه خاموش مسلمانان حمله کردند، ولی در آنجا چیزی جز تعدادی مجروح نیافتند و بیدرنگ همه آنها چیزی جز تعدادی مجروح نیافتند و بیدرنگ همه آنها را از دم تیغ گذراندند.
این بزرگترین جنگ مسلمانان در اروپا در دوره اول فتوحات آنها در این قاره بود. جنگی که در تاریخ به نام جنگ تور و پواتیه معروف شد و در رمضان 114 هجری با پیروزی مسیحیان به پایان رسید. مورخین مسیحی در شرح این جنگ حساسیت زیادی به خرج میدهند و در آمار تلفات مسلمانان مبالغه میکنند، زیرا شارل بزرگترین پادشاه آن روز اروپا بود و شکست او در این جنگ معنای سقوط کامل اروپا را به دست مسلمانان داشت. اگر سپاه عبدالرحمن در این جنگ پیروز میشد، هیچ مقاومتی نمیتوانست مانع از پیشروی او به قلب اروپا شود. مسلمانان با پیروزی در این جنگ میتوانستند بدون هیچ مقاومتی در اروپا خود را به قسطنطنیه برسانند و به آرزوی خود که فتح پایتخت روم شرقی بود جامه عمل بپوشانند.
عبدالرحمن خود از فرماندهان پرهیزکار بود که از مهارت و شجاعت بالایی در جنگ برخوردار بود. او در امور کشور داری مهارت زیادی داشت و تمام شهرهای حوزه حکومت را گردش میکرد و شخصاً به شکایات مردم رسیدگی مینمود. قضاتی که در انجام وظیفه کوتاهی کرده یا مرتکب خیانتی شده بود عزل میکرد، با تمام طبقات جامعه یکسان برخورد میکرد و بدون هیچگونه تبعیض، به دنبال اجرای عدالت بود. عبدالرحمن برای آزادی مذهب دیگران احترام زیادی قائل بود، از اینرو دستور داد کلیساهایی را که از مسیحیان به زور گرفته بودند به صاحبان اصلی آنها بازگردانند. در امور مالیاتی نیز بسیار دقیق بود و از اقداماتی که نتیجه آن زیان همگان خصوصاً کشاورزان بود جلوگیری میکرد. ولی با وجود توجه زیاد به امور کشورداری از حفظ و حراست سرحدات شمالی غافل نماند.»4
آزادی و تساهل دینی مسلمانان در اسپانیا
در صدر اسلام مسلمانان با روحیه میجنگیدند و این روحیه برانگیزه غنیمتیابی غلبه داشت. سربازان و سرداران اسلامی در سرزمینهای فتح شده رعایت حقوق انسانی را مدنظر داشتند و فرماندهان که اکثراً از افراد پرهیزکار و کریم بودند از قدرت خود برای جلوگیری از غارت و چپاول اموال ملتهای مغلوب استفاده میکردند. از اینرو هنگامی که اسپانیا به دست مسلمانان فتح شد آنها برخلاف ژرمنها (فاتحان قبلی این سرزمین) به غارت و قتل نپرداختند. مسلمانان بعد از پایان هر جنگ به آبادانی و اداره امور میپرداختند و مردم، خصوصاً کشاورزان را در نوع عقیده و زندگی آزاد میگذاشتند. از آنجا که اسلامآوران ملتهای مغلوب برای مسلمانان یک فضیلت محسوب میشد، آنها شدیداً مراقب رفتار خود بودند که این رفتار از اصول انسانی و اسلامی عدول نکند. «گوستاولوبون» مورخ فرانسوی مینویسد: «رفتار اعراب (فاتح) با مردم آندلس همان رفتاری بود که با اهالی مصر و شام داشتند. (مسلمانان) اختیار اموال معابد و قوانین آنها را به خودشان واگذار کردند و نیز آنها را مختار کردند که زیر حکومت حکام و قضات هم کیشان خود باقی مانده و مطابق شروط چندی جزیه بدهند که مقدار آن برای ثروتمندان و اشراف یک دینار (پانزده فرانک) و برای عامه نصف دینار بود و آن شرط هم به حدی سبک و سهل بوده که مردم (اسپانیا) همه آن را بدون درنگ قبول کرده و جز یک عده ارباب ثروتمند و ملاکین گردن کش، دیگر برای مسلمین ضرورتی باقی نماند که با کسی مقابله کنند.»5
در زمان فتح اسپانیا توسط مسلمانان نظام اقتصادی این سرزمین به صورت فئودالی خشک و انعطافناپذیر بود و کشاورزان با کارکردن در زمین ارباب به طور ابتدایی درآمد ناچیزی از زحمات خود به دست میآوردند. اما به حمله مسلمانان این نظام فئودالی نابود شد و کشاورزان مستقیماً با حکومت ارتباط یافتند و حکومت اسلامی امنیت آنها را برعهده گرفت و از هرج و مرج و گردنکشی و زورگویی فئودالها و زمینداران جلوگیری کرد. در زمان خلافت عمربن عبدالعزیز اموی (101-99 هجری) به طور کلی نظام فئودالی در اسپانیا برچیده شد و کشاورزی رونق گرفت. این سیاستها بیش از همه به نفع مسلمانان بود به طوری که اصلاحات اقتصادی و حمایت حاکمان اولیه مسلمانان از کشاورزان سبب ثبات اقتدار مسلمانان در اسپانیا شد و فرماندهان مسلمان تمامی ذهن خود را مشغول پیشرفت اسلام در سرحدات شمالی نمودند.
اقدام دیگر مسلمانان در اسپانیا ایجاد روحیه مدارا و تساهل دینی بود. مسلمانان با اینکه با انگیزه دینی میجنگیدند، اما پس از فتح اسپانیا به اخراج مسیحیان یا تعطیلی شعائر آنها نپرداختند. آنها برای کلیساها سرپرستهایی تعیین کردند و به مسیحیان آزادی مذهبی دادند. در سایه حکومت مسلمانان، مسیحیان، مسلمانان و یهودیان در اسپانیا از امنیت دینی برخوردار شدند و جنگهایی که در اسپانیا رخ میداد، برای حفظ قدرتها یا واکنش به شورش یاغیان و مالکین بزرگ بود، نه برای مجبور کردن مسیحیان به دین اسلام. از اینرو با وجود اینکه سراسر اسپانیا به دست مسلمانان افتاد و حکومت آنها کم و بیش 700 سال طول کشید، ولی هرگز مسیحیت در اسپانیا نابود نشد، بلکه مسیحیان آزادانه به زندگی خود ادامه دادند.
تساهل دینی مسلمانان انقلابی فرهنگی محسوب میشد و بنا به گفته گوستاولوبون این انقلاب نه تنها در مسائل علمی و مالی، بلکه در اخلاق نیز بوده است، زیرا حضور مسلمانان بسیاری از رفتارهای ضداخلاقی مثل نفاق، کینه، زورگویی، تجاوز به اموال دیگران و ... را نابود کرد. باید توجه داشت که در آن زمان آتش تعصبات مذهبی میان فرقههای مختلف مسیحی شعلهور بود، و در مسیر حفظ قدرت و چپاول اموال مردم اخلاق نادیده گرفته میشد، اما حضور مسمانان فرهنگ جدیدی را در اخلاق جمعی و هویت اجتماعی ایجاد کرد. گوستاولوبون مینویسد: «مسلمانان یکی از خصایل عالی انسانیشان را به نصاری آموختند و یا کوشش کردند که بیاموزند و آن همدردی یا تساهل مذهبی نسبت به دیگر ادیان بود. رفتار آنها با اقوام مغلوب تا اینقدر ملایم بوده که روسای اساقفه اجازه داشتند برای خود مجالس مذهبی تشکیل دهند، چنانکه در اشبیلیه در سال 782 . م و در قرطبه در سال 852 . م مجالس تحقیق و بررسی مذهبی دایر بود. از کلیساهای زیادی هم که در دوره حکومت اسلامی بنا شده، میتوان پی برد که آنها دیانت اقوام مغلوبه را تا چه حد احترام میکردند.»6
شکوه تمدن اسلامی
مسلمانان بعد از فتح اسپانیا تمدنی را در آنجا پایهگذاری نمودند که چه برای جهان اسلام و چه برای اروپا منشاء تحولات و بیداری علمی فراوانی بود. تمدن اسلامی در آندلس، بدلی از عظمت تمدن اسلامی در شرق بود که حاصل این تمدن ظهور اندیشمندان، فقها، شعرا، فلاسفه و آثار هنری و معماری و رشد صنعت و بازرگانی در جنوب اروپا بود و این نشان میدهد که جنگ و کسب غنیمت تنها انگیزه مسلمانان برای حضور در اسپانیا نبوده است.
تمدن اسلامی در آندلس تمدنی متفاوت و منحصر به فرد بود که همچون پلی میان جهان اسلام و اروپا عمل میکرد و دستاوردهای علمی مسلمانان را به قلب اروپا منتقل میساخت. «نهرو» نخستوزیر هند در کتاب «نگاهی به تاریخ جهان» مینویسد: «مورها (مسلمانان اسپانیا) آن حکومت حیرتانگیز قرطبه را به وجود آوردند که از شگفتیهای قرون وسطی بود و در موقعی که سراسر اروپا در جهالت و بربریت و جدال غوطه میخورد، به تنها مشعل دانش و تمدن را روشن نگاه داشته بود که پرتو آن (قرنها) بر دنیای غرب سایه افکنده بود. شهر قرطبه مدت پانصد سال پایتخت و مرکز این حکومت بود. قرطبه شهری بزرگ بود که یک میلیون نفر جمعیت داشت. این شهر به یک باغ شباهت داشت که طول آن در حدود 20 کیلومتر بود و حومه آن به 45 کیلومتر میرسید. در این شهر کتابخانههای زیادی وجود داشت که بزرگترین آن کتابخانههای زیادی وجود داشت که بزرگترین آن کتابخانه امیر با چهارصد هزار جلد کتاب بود. دانشگاه قرطبه در سراسر اروپا و آسیای غربی مشهور بود و مدارس مجانی برای فقرا زیاد بود. در آن زمان در اسپانیا تقریباً همه کس خواندن و نوشتن میدانست. حال آنکه در اروپای مسیحی صرفنظر از روحانیون حتی اشخاصی که از عالیترین طبقات هم بودند در جهل کامل به سر میبردند.» مسلمانان اسپانیا به معماری اسلامی و زیباسازی شهرها اهمیت زیادی میدادند و بدین ترتیب در مدت کمی ساخت راههای بین شهری و بنای پلهای جدید و مسجد زیبا در نقاط مختلف آغاز شد. مسلمانان اسپانیا رشد علم و دانش و ساختن مدارس را در دستور کار خود قرار دادند، به طوری که در طول چند قرن اسپانیای مسلمان خصوصاً شهر قرطبه مرکز نشر دانش در اروپا شد.
«لین بول» مورخ انگلیسی با اشاره به قدرت و عظمت حکومت مسلمانان در اسپانیا مینویسد: «در مدت چند قرن اسپانیا مرکز تمدن و کانون علم و هنر و دانش و هر نوع جلوه و درخشش فرهنگی بود. هیچ کشور دیگری در اروپا نتوانسته است وضعی مشابه دوران تسلط فرهنگی مورها (مسلمانان) در اسپانیا داشته باشد.» ظهور تمدن اسلامی در آندلس با تولد دانشمندان و متفکرین مختلف اسلامی همراه بود که هر یک از آنها نقش مهمی در تکامل تمدن اسلامی ایفا کرده و خدمات فراوانی به جهان بشریت عرضه کردند که از جمله این افراد میتوان از ابنباجه، ابنرشد، ابنطفیل، ابنمیمون و ... نام برد. با وجود افتخارات تاریخی مسلمانان در اسپانیا، گذشت زمان به نفع این ملت نبود. ضعف و انحطاط مسلمانان در قرون بعدی نه تنها سبب سلطه مسیحیان متعصب بر شهرهای اسلامی در این سرزمین شد، بلکه با فروپاشی قدرت سیاسی مسلمانان در اسپانیا، مسیحیان بسیاری از آثار علمی و فرهنگی تمدن اسلامی را محو و نابود کردند تا آنجا که امروزه صدای این تمدن در قلب اسپانیا به خاموشی گراییده است.