علی خانی
آقای محمد رضاتابش، نماینده مردم اردکان و رییس فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی، در نطق پیش از دستور خود با تبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان و با اشاره به برخی از مشکلات حوره انتخابیه خود، در نقد برخی از رویکردها و علمکردهای نمایندگان مجلس هفتم، از جمله طرح تثبیت قیمتها، اظهار داشت(1): «ما گفتیم قانون تثبیت قیمتها که برخی هنوز آن را بزرگترین تصمیم و دستاورد اقتصادی مجلس هفتم میخوانند افسانهای بیش نیست و در خوشبینانهترین صورت، ترفندی بود انتخاباتی». به گفته ایشان» این تصمیم نه دردی از حاجتمندی را دوا کرد و نه سفرهای را رنگین و نه دلی را برای مدتی شاد کرد، بلکه عملا 5500 میلیارد تومان از کیسه ملت بر باد داد. این سرمایهای بود که اگر با چشم باطننگر و حقیقت جو در آن نگریسته میشد هزاران بیکار امید از دست رفته را به نوایی میرساند». وی در ادامه، با اشاره به فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران گفت: «اصلاحطلبان درون مجلس شورای اسلامی میکوشند در بزرگترین چالشی که جمهوری اسلامی ایران، از زمان تولد خود تاکنون با آن روبهروست، مددکار دستاندرکاران امر باشند». ایشان با بیان اینکه امروز هیچ خردمندی نمیتوان از حقوق طبیعی و قانونی و مشروع ملت ایران چشم بپوشاند، یکی از آن حقوق را، حق دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای دانست و گفت: «هیچ خردمندی نباید حاضر باشد حق بزرگ حیات ملت را به حق دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای در تقابل قرار دهد».
اظهارات جناب آقای تابش را در دو بخش مورد نقد و بررسی قرار میدهیم.
اولا: اینکه ایشان اظهار داشتهاند، طرح مجلس هفتم مبنی بر تثبیت قیمتها، 5500 میلیارد تومان خسارت به بیتالمال و ملت وارد کرده، در حد یک ادعا است و پیش از اثبات آن، به لحاظ عقلی و منطقی، هیچ الزامی نسبت به پذیرش آن وجود ندارد. به علاوه از این اشکال صغروی که بگذریم، کبرای استدلال جناب آقای تابش محل بحث است و آن کبری چنین است که: «هر طرحی که 5500 میلیارد تومان هزینه بر بیتالمال تحمیل کند افسانه است». در واقع، جناب آقای تابش باید اثبات نمایند این هزینه در صورت واقعیت داشتن، ثمرات و منافع مهمی که اختصاص چنان هزینهای برای آنها بیارزد دربرنداشته است.
ثانیا فارغ از مباحث اقتصادی و عملکرد مجلس ششم و هفتم در حوزه اقتصاد، در مقایسه این دو مجلس، آنچه به وضوح، خود را نشان میدهد، پرهیز مجلس هفتم از التهابات و جنجالهای سیاسی است. این مجلس، جوی آرام و قابل قبول در سطح کشور حاکم کرده و به دور از مسایل حاشیهای و حزبی، تمام تلاش خود را متوجه رفع مشکلات اساسی مردم نموده است و این جای بسی تقدیر و تشکر دارد. آن طور که از برخورد محققانه غیرحزبی مجلس هفتم در قبول و رد وزرای پیشنهادی رییس جمهور محترم مشخص میشود، این مجلس، لااقل تلاشش بر پرهیز از مقدم دانستن منافع حزب و مشخص بر منافع ملت و کشور است.
ثالثا: جناب آقای تابش استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را حق قانونی و طبیعی ملت دانستهاند، لکن معتقد است نباید حق بزرگ حیات ملت با حق دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای را در تقابل قرار داد. مفهوم کلام ایشان این است که اگر چنانچه حق حیات ملت در تقابل با حق دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای قرار گرفت باید به منظور حفظ حیات ملت از حق مسلم و قانونی ایشان در بهرهمندی از انرژی هستهای صرف نظر نمود. به نظر میرسد اعتقاد کلی جناب آقای تابش به تقدم حق حیات بر حق استفاده از انرژی صلحآمیز هستهای نادرست است، چرا که اگر چشمپوشی کردن از حق انرژی هستهای، به قیمت از بین رفتن عزب ملت ایران باشد، آنگاه به روشنی معلوم نیست که حیات در ذلت بهتر از مرگ باعزت باشد. بدون تردید، در تفکر شیعی، مساله فرق میکند. زندگی همراه با ذلت و تحت سلطه (سیاسی) بیگانگان، انظلام است و به تدریج، ظلم ظالمین را افزایش داده، اصل حیات ملتها را نیز به مخاطره میاندازد. عبارت جاودانه «هیهات مناالذله» حضرت سیدالشهدا علیهالسلام در طول تاریخ تشیع، همواره موجب حرکت و قیام علیه ظلم و استبداد شده و انقلاب اسلامی مردم ایران نیز یکی از بزرگترین قیامهایی است که تحت همین لوا به رهبری امام خمینی(ره) صورت پذیرفته است و قطعا دوام حیات انقلاب اسلامی نیز تنها در سایه ظلمستیزی و ذلت گریزی میسر خواهد بود. همچنین باید توجه داشت که مساله انرژی هستهای ایران تنها به عنوان ابزاری است که استکبار جهانی و همپیمانانش از آن به منظور تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی برای رها کردن ایدئولوژی و دکترین اساسی خود بهره میگیرند و قطعا جز با از بین رفتن اسلام و حاکمیت اسلامی در ایران و سلطه خود بر منافع این کشور راضی نخواهند شد، همچنان که خداوند متعال در سوره مبارکه بقره آیه 120 به این حقیقت اشاره نموده است که آنان از تو راضی نمیشوند تا آنکه از دینشان تبعیت کنی.