تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۵  ، 
کد خبر : ۶۸۷۹۶

انقلاب اسلامی چرا روی داد؟


مهدی عامری
گروه سیاسی
نوشتار حاضر، بررسی انتقادی پاسخ آقای رجبعلی مزروعی به این سوال است که "چرا انقلاب شد؟" پاسخ ایشان در مقاله‌ای تحت عنوان "راز انقلاب و میزان بودن رای ملت"(1) آمده است. وی با طرح سوال مزبور، تمام سعی خود را در ارایه پاسخی با استمداد از سخنان حضرت امام می‌نماید، اما در این استمداد، رد پای یکسونگری و بزرگنمایی بخشی خاص مشهود است. بنابراین، تحلیل وی از انقلاب، از ناحیه فروکاهشی بودن و عدم همه جانبه‌نگری، مخدوش است.
آقای مزروعی، پاسخ اصلی سوال فوق را "انقلاب علیه تحقیر" دانسته و می‌نویسد: "[مردم] طی یک دوره زمانی احساس کردند که تحقیر شده و شخصیت آنها توسط قدرت‌های خارجی و حاکمان داخلی لگدمال شده است و امام خمینی ... بر روی همین مساله تحقیرشدگی ایرانیان انگشت نهاد .... و مردم را به انقلاب علیه تحقیر فراخواند...".
بدون تردید، یکی از عوامل مهم بروز پدیده مبارک انقلاب اسلامی، مساله‌ای است که آقای مزروعی بدان اشاره کرده است،‌منتهی باید متوجه بود، مردم نه تنها تحقیر شدن خود را برنمی‌تابیدند، بلکه مهمتر و بالاتر از آن، تحقیر و توهین به احکام نورانی اسلام را از مساله اول، بدتر و فاجعه‌آمیزتر می‌دانستند و اکثریت مردم، همراه با رهبر خویش در ابتدا به دفاع از اسلام و جنگ با طاغوت پرداختند که البته این امر خود، منتهی به "عزتمندی و سربلندی خودشان نیز می‌شد، چرا که "من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا"(2).
آنچه آقای مزروعی از پاسخ خود قصد می‌کند بزرگنمایی رای مردم و جمهوریت است که باید متوجه باشیم این تاکید و برجسته ساختن به کوچک‌نمایی ریشه و ماهیت اسلامی انقلاب منجر نشود. حضرت امام، بارها در سخنانشان، رمز پیروزی انقلاب و انگیزه آن را اسلام و اتکال به خدا دانسته و بر آن تاکید کرده‌اند.(3) از این‌رو این جمله آقای مزروعی را که "رای اکثریت مردم به جمهوری اسلامی ایران، معنایی جز این نداشته و ندارد که عصر جدیدی به روی تاریخ ایران گشوده شد و آن عصر حاکمیت مردم و جمهوری است" باید این گونه اصلاح کرد که: "این رای به معنای حاکمیت ارزش‌های الهی و معنوی و دینی و اخلاقی است که مطابق با خواست و اراده مردم می‌باشد".(4) امام خمینی(ره) فرمودند: "انقلاب اسلامی برمبنای اصل توحید استوار است که محتوای این اصل در همه شئون جامعه سایه می‌افکند".(5) در نظام اسلامی، مردم دارای ارزش و عزت هستند، عزتی که از اصل توحید ناشی شده است، در حالی که در دموکراسی، ارزش و اهمیت انسان، مبنایی استوار نمی‌یابد و صرفا جسم انسان مورد تکریم واقع می‌شود (و این هم در عمل، در دموکراسی‌های غربی، فراوان نقض می‌شود).
ظاهرا آقای مزروعی، "علت تامه وقوع انقلاب" را عدم سهم و نقش مردم در سرنوشت خویش و اداره کشور در دوران پیش از اسلام دانسته و براساس همین امر گفته‌اند: "علل موجبه انقلاب، علل مبقیه آن هم هستند..." و چون مردم ایران "با انقلاب در پی به دست آوردن حقوق اساسی و سهم و نقش خودشان در اداره کشور بودند.... اگر آزادی انتخابات، با هر تفسیر و توجهی خدشه‌دار شود، نوعی بازگشت به قبل از انقلاب ... است" و طبیعتا هر گاه علتی رفع شد از معلول نیز اثری باقی نمی‌ماند!
آقای مزروعی در اینجا هم به فروکاستن علت انقلاب به "اصالت یافتن رای مردم" دچار شده‌اند و نقش اسلام در برانگیختن، جهت دادن، پیروز کردن و ابقا و حفظ نظام اسلامی را نادیده گرفته‌اند. اسلام، در هر تحلیل صحیحی از انقلاب باید دخالت داده شود: "رمز پیروزی [علل موجبه] ما وحدت کلمه و اشکال به خدا و اسلام بود، این رمز را ملت نباید از دست بدهد.
[علل مبقیه]. "(6) به دیگر سخن با توجه به آنچه از کلام حضرت امام برمی‌آید" این اسلام است که طاغوت را قطع کرد، نه مردم. ایمان طاغوت را قطع کرد، نه من و تو".(7) علت موجبه و مبقیه انقلاب، احکام نورانی اسلام و علت مقویه آن، حضور مردم در عرصه است بلکه حتی حضور مردم نیز معلول خط پرشور عاشورایی است که در کربلای سال 61 هجری ترسیم شد.
یادداشت نوین روزنامه اعتماد، در پایان با توجه به تمام آنچه که گفته است با دعوی کاسته شدن نقش مردم در اداره کشور، بعد از رحلت امام، "غلبه یافتن نگاهها و سیاست‌هایی که دیگر به میزان بودن رای مردم باور ندارند" را به عنوان تهدیدهای خطرناک برمی‌شمارد.
نخست، آن که ایشان برای ادعای خویش که پس از رحلت امام، از نقش مردم در اداره کشور کاسته شده است، دلیلی اقامه نکرده‌اند و به علاوه ایشان و موافقان فکری ایشان، چگونه می‌توانند چنین ادعایی نمایند در حالی که انتخابات‌های بسیار پرشور و سالمی همچون دوم خرداد 76، انتخابات مجلس ششم، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم را در این دوران شاهد بوده‌ایم؟!
آقای مزروعی در قسمتی دیگر از نوشتار خود، شکاف عمیق به وجود آمده میان اهداف و آرمان‌های انقلاب، با آنچه در حال رخ دادن است را باعث شک و شبهه و حتی طرد "برخی افراد" که روزگاری انقلابی بوده و در انقلاب نقش داشته‌اند نسبت به درستی انقلاب و دستاوردهای آن می‌دانند. در اینباره باید متذکر شد که اولا به قول شهید بزرگوار، مرتضی مطهری،‌اگر لنگه کفشی کهنه به درخت سیبی آویخته باشد، برای برداشتن آن با تبر به جان درخت نمی‌افتند! بی‌شک اگر آنچه پیش روی ما است، در برخی موارد یا بخش‌ها همسو با اهداف انقلاب نیست، به معنای نادرستی اعمال و کمبودهای ماست و گرنه در اصل انقلاب و ثمره آن یعنی نظامی اسلامی و ولایت فقیه، اشکالی وجود نداشته و ندارد. علت این کجروی‌ها را نیز می‌توان از این جمله آقای مزروعی در نوشتارشان مبنی بر این که "علت موجبه انقلاب، علت مبقیه آن هم هست" استنباط نمود: آن مقدار انحرافی که از خط مستقیم انقلاب و امام رخ داده است، به این دلیل است که برخی گروههای سیاسی و دولتمردان و همچنین برخی از مردم، نقش اسلامی ناب را که علت اصلی و رمز پیروزی انقلاب است، در روند حرکتی انقلاب، کمرنگ و کم‌مایه پنداشتند و از آمیزه‌های اسلامی و انقلابی – به عنوان نمونه، ساده‌زیستی، توجه به مستضعفین، عدالت، مبارزه جدی با استکبار و پیروی از ولایت فقیه و .... فاصله گرفتند و گاهی حتی ناجوانمردانه به آنها تاختند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات