شرکت گازپروم روسیه – بزرگترین تولید کننده گاز دنیا – چندی پیش بر سر قیمت گاز با اوکراین اختلاف پیدا کرد و این اختلاف به بحرانی هر چند کوتاه مدت – اما پر بسامد – برای کل اروپا تبدیل شد. اما همه میدانند آنچه اتفاق افتاد، اختلاف بر سر قیمت گاز نبود بلکه نمایش قدرتی بود از سوی کرملین در جدال میان غرب و شرق برای به دست آوردن قدرت بیشتر در عرصه جهانی. محور این جدال، اکنون کنترل منابع استراتژیک انرژی است.
چرا اکنون گفته میشود که این جدال شدت گرفته است؟ چه شواهدی وجود دارد حاکی از اینکه نظم جهانی بار دیگر در حال دوقطبی شدن و پیش رفتن به سوی دو بلوک رقیب شرق و غرب است؟
درباره اقدامات اخیر غرب به طور کلی و آمریکا به طور خاص در تلاش برای گسترش انقلابهای دموکراتیک درون حوزه نفوذ روسیه و به ویژه در حمله در عراق چه تحلیلهایی وجود دارد؟
آیا غرب دچار شرایط ناگوار استراتژیک شده و در نتیجه این شرایط ناگوار، اهمیت جهانی روسیه از نظر انرژی افزایش مییابد؟ نتیجه تحولات در جریان کنونی چه خواهد بود؟
قدرت گرفتن روسیه
برای ناظران محتاط و با دقت، فضای در حال تغیری کنونی در عرصه جهانی انرژی و به ویژه نقش روسیه در تحولات اخیر چندان تعجبآور نیست؛ نفت ارزان دهه 1990 موضوع مربوط به گذشته است که دیگر تکرار نخواهد شد. اکنون دیگر بازارها به نفت 60 دلاری عادت کردهاند.
در دهه 1990 و تا همین یک سال پیش، همه اقتصادهای مدرن و صنعتی اهمیت اساسی نفت و گاز را نادیده میگرفتند. رهبران غربی و کارشناسان اقتصادی این کشورها ادعا میکردند که نفت، قدرت و نفوذ خود را از دست داده و دوران جدیدی در اقتصاد کشورهایی مثل آمریکا آغاز شده که استقلال انرژی، ویژگی اصلی آن است که ثروت، بدون وابستگی به نفت تولید میشود.
اما این ادعاها هم مانند مدهای روز که میآیند و میروند، اکنون دیگر طالبی ندارد و جای آن را این واقعیت سخت و تلخ [برای غرب] گرفته که نفت، همچنان کالایی استراتژیک است.
گسترش یافتن یک مطلب کذب به معنای واقعیت یافتن آن نیست؛ حقیقت تغییرناپذیر این است که نفت و البته گاز طبیعی، همچنان خون حیات در رگهای اقتصادی مدرن و صنعتی دنیاست و در آینده نزدیک هم همینطور خواهد بود. دلیل آن هم این است که تلاش برای به دست آوردن منبع جایگزین دیگری از انرژی به طور جدی، حتی شروع هم نشده است.
کرملین و رهبران کشورهای غنی از نفت و گاز، این واقعیات را پیشبینی کردهاند؛ آنها خود را برای سرمایهگذاری اقتصادی و سیاسی در این تحولات آماده کردهاند. کرملین اقدام به تحکیم منابع طبیعی خود و تضمین مسیر صادرات آن کرده و در برابر تلاش آمریکا برای سلطه یافتن براین صنایع، مقاومت جدی نشان داده است.
کرملین با استراتژی هوشمندانه تسخیر بازارها و منابع انرژی و با عقد توافقنامههای استراتژیک همکاری با دیگر کشورهای نفتی از طریق «گازپروم»، «ترانس نفت» و «روز نفت»، چند سالی است که در زمینه صادرات نفت و گاز به اروپا، آسیا و نقاطی دورتر خوب عمل کرده است.
اکثر تحلیلگران غربی ترجیح میدهند این استراتژی آشکار ژئوپلتیک روسیه را کم اهمیت جلوه دهند و همچنان تاکید میکنند که روسیه هیچگاه موفق نخواهد شد تا به جایگاه قدرت و نفوذ گذشته جهانی خود بازگردد اما تحولات جهانی اقتصاد و انرژی در این مسیری که تحلیلگران پیشبینی کردهاند پیش نمیرود؛ منابع غنی نفت و گاز خاورمیانه به دلیل بیثباتیهای سیاسی منطقه، (برای غرب) چندان مطمئن نیست. با توجه به اینکه آریل شارون – نخست وزیر اسرائیل – دیگر از عرصه سیاسی این رژیم خارج شده، به نظر میرسد فضای خاورمیانه بار دیگر رادیکال شود. به این ترتیب تنها نقاط دیگری که غرب میتواند برای به دست آوردن واردات تضمین شده انرژی به آن امیدواری تضمین شدهای داشته باشد، کانادا، آمریکای لاتین، آسیای میانه و روسیه است.
اهمیت ایران در عرصه انرژی، روز به روز در حال افزایش است چرا که این کشور مشغول توسعه شبکه خط لوله خود برای صادرات نفت و گاز است.
اما این به معنای آسوده شدن خیال غرب در این باره نیست؛ آمریکا و اسرائیل، هر چند وقت یک بار، ایران را تهدید به جنگ میکنند و با این کار موقعیت این کشور را از نظر انرژی به خطر میاندازند. از سوی دیگر، ایران متحد استراتژیک روسیه است و بنابراین دو کشور در هر بحران بینالمللی به صورت هماهنگ با هم اقدام میکنند.
منابع غنی نفت و گاز عراق چطور؟ در این زمینه هم آمریکا به جای امنیت بیشتر انرژی، به امنیت کمتر دست یافته زیرا ناآرامیهای عراق مانع از ورود این منابع غنی به بازارهای جهانی شده است. خشونتهای مرگبار در عراق تا آنجا پیش رفته که احتمال بروز جنگ داخلی را به موضوعی مطرح تبدیل کرده است. در صورت عدم بروز جنگ داخلی هم احتمال روی کار آمدن یک دولت شیعی وجود دارد که در این صورت این دولت به ایران نزدیک خواهد شد و منافع آمریکا را در زمینه تأمین انرژی، تضمین نخواهد کرد. آمریکا در خاورمیانه شرایطی ایجاد کرده که پیامدهای منفی آن مستقیماً متوجه منابع انرژی منطقه میشود.
در این شرایط، هم روسیه و هم چین، دامنه نفوذ خود را در نیم کره غربی از جمله کانادا و آمریکای لاتین گسترده کردهاند. انحصار روسیه بر نظام صادراتی آسیای میانه، نفوذ کرملین را در منطقه تضمین میکند. خط لوله باکو – تفلیس – جیهان که مورد حمایت آمریکا هم هست، نخواهد توانست انحصار روسیه را بشکند.
در نتیجه در اثر نفوذ آمریکا در خاورمیانه، کل منطقه از نظر امنیت انرژی جذابیت خود را از دست داده و روسیه را به کانون ژئوپلتیک انرژی جهان سوق داده است. از سوی دیگر در اثر اقدامات نامناسب آمریکا برای گسترش دموکراسی و تغییر رژیم در شرق اروپا، آسیای میانه و حتی در خود روسیه، کل منطقه غنی از نفت آسیای میانه به حوزه نفوذ روسیه و چین تبدیل شده و این دو در کنار هم محور نفوذ رو به رشدی را تشکیل دادهاند. دولتهای جدید مورد حمایت آمریکا همچون اوکراین و گرجستان امنیت انرژی محدودی برای اروپیا ایجاد میکنند و اختلافات گازی اخیر این موضوع را نشان داده است.
سیاست غرب به طور کلی و آمریکا به طور خاص خطاهای استراتژیکی را موجب شده که برای روسیه فرصتهای طلایی را در جهان ایجاد کرده است.
کرملین با دقت مشغول مطالعه و بررسی عرصه جهانی انرژی است و ثابت کرده که میتواند روی خطاهای استراتژیک آمریکا سرمایهگذاری کند. این خطاها و سرمایهگذاری روسیه بر آن، برای مسکو جایگاهی به عنوان یک بازیگر مهم جهانی با ابزار انرژی، فراهم کرده است. این جایگاه در بحران اخیر میان روسیه و اوکراین بیش از هر زمان دیگری خودنمایی کرد.
تحلیلگران ادعا کردهاند که توافقی که در پایان به دست آمده، شکستی برای روسیه بود. این بیشتر از آنکه یک تحلیل جدی باشد، یک آرزوست. نکات زیر نشان میدهد که روسیه در این مناقشه برنده است:
* توافق جدید به نظام قدیمی که کرملین از آن بیزار بود پایان داد. در آن نظام قدیم اوکراین حق ترانزیت را به صورت نقد دریافت نمیکرد بلکه این حق با واردات گاز به این کشور پرداخت میشد. در آن سیستم اوکراین مقداری از گاز لولهها را برداشت میکرد و بازرسی درباره این گاز برداشت شده از لولهها برای روسیه یک کابوس بود. طبق توافق جدید، روسیه حق ترانزیت را با پول نقد میپردازد و هر گونه برداشت گاز از لولهها توسط اوکراین نقض قانون به حساب میآید. به این ترتیب روسیه کنترل بیشتری بر اقدامات اوکراین در زمینه ترانزیت گاز پیدا میکند.
* به زودی روسیه به سرمایهگذاران خارجی اجازه میدهد که سهام اقلیت را در بخش نفت و گاز خود خریداری کنند. سرمایهگذاران از نظام قبلی انتقال گاز ناخشنود بودند زیرا ارزش سهم در این سیستم نامشخص است. بنابراین طبق توافق جدید سرمایهگذاری خارجی در بخش نفت و گاز روسیه تقویت میشود. روسیه اکنون برای سرمایهگذاران خارجی موقعیت خوبی است و ورود سرمایه باعث تقویت انحصار روسیه در بازارهای انرژی میشود.
* توافق جدید دقیقاً همان چیزی را که روسیه در تعیین قیمت گاز میخواست به مسکو داد. روسیه به دنبال قیمت 230 دلاری برای هر هزار متر مکعب بود. اوکراین اجازه دارد گاز ترکمنستان و قزاقستان را ارزانتر بخرد و آن را با گاز روسیه مخلوط کند تا قیمت خالص گاز برای اوکراین پایینتر یعنی 95 دلار شود. با این حال ترکمنستان موجب نگرانی میشود زیرا رئیس جمهور این کشور به دنبال افزایش قیمت است و دوستی با غرب ندارد.
از سوی دیگر گاز ترکمنستان و قزاقستان از خطوط لوله روسیه از اوکراین عبور میکند، بنابراین اوکراین در توافق جدید استقلالی از روسیه به دست نیاورده است. همچنین 50 درصد از شرکت واسطهای که اوکراین باید گاز ارزان غیرروسی را از آن خریداری کند، متعلق به گاز پروم است، بنابراین اوکراین از نظر انرژی باز هم به روسیه وابسته است. و بالاخره اینکه روسیه بیشتر گاز خود را به بازارهای اروپایی میفرستد نه به اوکراین.
* تخمین زده میشود که فقط در سال 2006، اوکراین تقریباً سه میلیارد دلار بیشتر از قبل صرف خرید گاز میکند، در حالیکه روسیه فقط 500 میلیون دلار بیشتر هزینه ترانزیت میپردازد. این رقم 5/2 میلیارد دلاری سود خالص روسیه فقط در سال 2006 است.
* اوکراین با رد شرایط پیشنهادی روسیه در بهار گذشته، اکنون باید 70 دلار بیشتر برای هر واحد گاز بپردازد و این ناکارآمدی رهبران این کشور را به رخ میکشد. مخالفان در پارلمان اوکراین خواستار استیضاح ویکتور یوشچنکو رئیس جمهور شدند و دلیل آنها برای این درخواست همین قرارداد پرهزینه گازی است. اقتصاد اوکراین قبل از روی کارآمدن یوشچنکو هم ضعیف بود، اما از آن زمان تا کنون رکود بیشتر شده و توافق جدید ممکن است این شرایط را وخیمتر کند.
این همان شرایطی است که روسیه به دنبال آن بود و میخواست که تا قبل از انتخابات ماه مارس اوکراین این شرایط محقق شود. بعد از روی کار آمدن دولت مطلوب روسیه در اوکراین، کرملین شرایط قرار داد را به نفع این کشور تغییر خواهد داد.
* توافق جدید برای روسیه یک برد واقعی است زیرا مقاومت این کشور به نتیجهای مطلوب رسیده است. روسیه با این کار نشان داد که میتواند در برابر غرب بایستد و اکثر خواستههایش را به دست آورد.
روسیه اکنون به بلغارستان اطلاع داده که قصد دارد شرایط توافقنامه میان دو طرف را به نفع مسکو تغییر دهد. دلیل این اقدام هم آمادگی بلغارستان برای میزبانی پایگاههای نظامی آمریکا است. بلغارستان صددرصد به گاز روسیه وابسته است. رومانی هم علاقهمند است که میزبان نیروهای نظامی آمریکا باشد و به همین دلیل روسیه دیر یا زود به سراغ رومانی هم میرود.
* اوکراین، بلغارستان، رومانی و دیگر بخشهای اروپا مجبور خواهند شد برای اقدامات اخیرشان در حمایت از آمریکا و در مقابله با نفوذ روسیه در منطقه بهای سنگینی بپردازند.
روسیه در اروپا و آسیا یک قفل انرژی زده است و تنها در صورتی این قفل گشوده میشود که در خود روسیه تغییر رژیم ایجاد شود.
* گزارشها نشان میدهد که شرکت گازپروم روسیه در نتیجه توافق اخیر پیروزی بزرگتر از آنچه غرب تصور میکرد به دست آورده است. لسآنجلس تایمز و نیویورک تایمز هر دو گزارش دادهاند که روسیه ممکن است مالکیت و کنترل اوکراین بر شبکه خط لوله در خاک این کشور را کاهش داده باشد. توافق جدید به دست آمده آشکارا به شرکت واسطه یعنی «روز اوکراین انرژی» که شرکتی نه چندان شناخته شده است، 50 درصد از مالکیت تولید گاز داخلی اوکراین را میدهد.
یولیاتیموشنکو نخستوزیر سابق اوکراین که برنامههایی را برای به چالش کشیدن این پیمان در دادگاه دارد میگوید: «این بخش از توافق به معنای تهدید بخشی از نظام ترانزیت گاز اوکراین یعنی دارایی استراتژیک ماست.» تیموشنکو این قرارداد را خیانتی به منافع ملی اوکراین میداند.
روسیه شرایط بسیار مطلوبی را برای بلاروس و کشورهای لتونی، استونی و لیتوانی قرار داده است. بلاروس با امضای توافقنامهای با روسیه مالکیت صددرصدی شبکه خط لوله خود به روسیه را به دست آورده و کشورهای بالتیک هم به روسیه اجازه دادهاند در سیستم داخلی انرژی خود سهام قابل توجهی داشته باشد. اما در اوکراین چنین نیست و در نتیجه روسیه برای به دست آوردن مالکیت 50 درصدی شبکه داخلی اوکراین اقدام کرده است. طبق توافق جدید، روسیه به این هدف خود میرسد.
اگر چه این توافق مخالفتهایی را در داخل اوکراین دامن زده اما بالاخره روسیه به هدف خود میرسد.
کرملین در واقع از روی عمد بحران اخیر گازی را با اوکراین ایجاد کرد و این کار درست با آغاز دوران ریاست این کشور بر گروه هشت همزمان شد. روسیه اعلام کرده است که استراتژیاش در رهبری گروه هشت تمرکز بر موضوع امنیت جهانی انرژی است.
روسیه اخیراً در زمینه سیاست خارجی اعتماد به نفس تازهای به دست آورده. این کشور مصمم است در برابر مداخله بیشتر آمریکا در حوزه نفوذش مقاومت کند و نگذارد که ماجرای اوکراین و گرجستان تکرار شود. به همین دلیل با اقدام خود در برابر اوکراین این پیام را به گوش غرب و کشورهای منطقه رساند. کرملین همچنین قصد دارد بهای سنگین نزدیکی به آمریکا را به رخ اروپا بکشاند. پیام مسکو این است که میتواند شریک قابل اعتمادی از نظر سیاسی، اقتصادی و در حوزه انرژی باشد، اما تا وقتی که منافع مشروع و امنیت خودش به طور کامل حفظ شود. امنیت انرژی رایگان نیست و بهای آن احترام به روسیه و تضمین منافع مشروع این کشور است.
اروپا و آمریکا هیچ یک منابع جایگزین انرژی در آینده نزدیک ندارند و در نتیجه روسیه موقعیت حساسی خواهد داشت. بنابراین غرب نمی تواند وابستگی به مسکو را از این نظر انکار کند.
روسیه و متحدان استراتژیک مهم آن میتوانند از طریق اقتصاد با غرب مبارزه کنند و پیروز شوند چرا که اقتصادهای آمریکا و اروپا وابسته به انرژی است. اما آمریکا هم بیکار نمینشیند و درصد ایجاد تغییرات حکومتی در روسیه است.
انتخابات ماه مارس در بلاروس و اوکراین فرصت مناسبی است برای قدرتنمایی روسیه.
نظم جهانی در حال تبدیل شدن به نظامی دو قطبی با دو هسته آمریکا در یک طرف و روسیه و چین در طرف دیگر است. انرژی در این میان محور مناقشات است.
ستارهشناسان میگویند در مرکز هر کهکشانی یک حفره سیاه انرژی وجود دارد که نظم را درون کهکشان حفظ میکند. وقتی این حفره سیاه مرکزی تضعیف شود ساختار کهکشان فرو میپاشد. اگر آمریکا را به حفره سیاه در مرکز کهکشان آمریکا تشبیه کنیم، روسیه و چین حفره سیاه در کانون کهکشان جدید و اوراسیا هستند.