محمدرضا عزیزی
پیروزی همراه با شگفتی جنبش اسلامی حماس در انتخابات مجلس فلسطین، نتایج انتخابات عراق و پیروزی شیعیان در بستر خشونتها و شرایط ناامن به وجود آمده توسط نیروهای نظامی امریکایی و اروپایی، تغییر و تحولات سیاسی در افغانستان و شکلبندیهای جدید جنبشهای سیاسی اسلامخواه و مردمی در کشورهای مصر، عربستان، کویت و... نشان دهنده آن است که طرح خاورمیانه بزرگ که از سوی گروهی از استراتژیستهای راستگرای افراطی و بانفوذ امریکا 3 سال پیش بر روی کاغذ آمد. اکنون در وادی عمل به چه فرجام عبرتآموز و تاملبرانگیزی رسیده است؟
کلیت این طرح که بر دو محور تغییر شاکله سیاسی خاورمیانه به سمت روی کار آمدن نیروهای طرفدار غرب در قالبهای هدایت شده دمکراسی و افزایش رفاه اقتصادی و سطح معیشت مردم خاورمیانه است در نهایت، قرار دادن دولتها و ملتهای متنوع و متکثر خاورمیانه در پوسته تخممرغی واحدی را پیگیری میکند تا در سایه آن:
اولا، منابع تامین انرژی غرب که اکنون به تعبیر آنان ناامن است. ایمن شود.
ثانیا، هدف مکمل و نهایی تکقطبی کردن دنیا و ایجاد و گسترش مناطق اقماری در دنیا در یک حوزه مغناطیسی وسیع به مرکزیت امریکا محقق شود.
ثالثا، ارزشها و برداشتهای غربی از مقولههای مردمسالاری و حقوق بشر به سایر نقاط دنیا صادر شود.
رابعا، تروریستهایی که در بستر فقر و استبداد رشد میکنند مزاحمتی برای دنیای به تعبیر آنان آزاد به وجود نیاورند. آنچه که تاکنون اتفاق افتاد و شیوههایی که برای اجرای این طرح به کار گرفته شده است حقایق دیگری متفاوت با تئوریهای کاغذی استراتژیستهای راستگرای امریکایی را آشکار کرد:
1. مخالفتها و ممانعتهای امریکا و اروپا در پی دولت خودگردان فلسطین تحت مسوولیت حماس خواهد انجامید، گویای آن است که تحقق دمکراسی در خاورمیانه، هدفی نیست که در قالب طرح خاورمیانه بزرگ از سوی امریکا پیگیری میشود.
حماس همانند تشکلها و گروههای دیگر فلسطینی در انتخابات پارلمانی شرکت کرده و پیروز شد.
قواعد دمکراسی حکم میکند که به رای اکثریت مردم و دیدگاه و تفکری که با آرای مردم حاکم شده است احترام گذاشته شود. اگر قرار بود حماس همسو با دولت قبلی، پای میز مذاکره با رژیم اسرائیل بنشیند و به خاطر کمکهای ماهانه 100 میلیون دلاری، مجری سیاستهای امریکا باشد از هویت خود خالی میشد و دیگر حماسی باقی نمیماند تا مردم به آن رای دهند.
واکنش غرب به پیروزی حماس نشان داد که آنچه به عنوان طرح صلح خاورمیانه و مشارکت در فرآیند صلح نامیده میشود، چیزی جز قرار گرفتن جریانها و گروههای فلسطینی در چارچوب مشخص و بسته سیاستهای غرب نیست و هر جریانی که از طریق مردمسالاری راهی جز این گزینه را انتخاب کند باید با آن مقابله و مبارزه کرد. به طور قطع آنچه که در فلسطین اتفاق افتاد، اگر به سایه کشورهای خاورمیانه نیز تسری یابد، با همین واکنش غرب مواجه میشود.
2. دومین محور طرح خاورمیانه بزرگ، حقوق بشر است. با این حال رسوایی امریکا در زندانهای گوانتانامو و ابوغریب و تحقیر جنسی و روحی و روانی زندانیان عراقی، افغانی، فلسطینی، لبنانی، مصری و... در این زندانها، حقوق بشر را که امریکا مبلغ آن بود، زیر سوال برد. از سوی دیگر اوضاع ناامنی و بحرانی داخل عراق که به بمبگذاریهای هر روزه در شهرهای این کشور و قتل عام غیرنظامیان منجر شده است خود، صریحترین مصداق نقض حقوق بشر است. حمایت همه جانبه امریکا از اقدامات تروریستی رژیم اسرائیل نیز ادعای حمایت از حقوق بشر توسط غرب را در حد یک شوخی تنزل داده است. اکنون دستهای خالی امریکا برای گسترش حقوق بشر در خاورمیانه نزد همه نمایان شده است.
3. ارتقای سطح رفاهی و معیشتی مردم خاورمیانه یکی دیگر از محورهای طرح خاورمیانه بزرگ است.
در حال حاضر، مردم افغانستان براساس آمارها و مستندات، همچنان در سطح پایین معیشتی ماندهاند. لیستهای بلند بالای وعدههای کمکرسانی کشورهای غربی و نهادهای بینالمللی هنوز محق نشده است و در صورت تحقق نیز افغانستان از اقتصاد مولد و مستقل برخوردار نخواهد بود. به دلیل جاذبه اندک سرمایهگذاری در افغانستان و متکی نبودن این کشور به ثروتهای طبیعی، شرکتهای فرصت جوی اروپایی و امریکایی، تمایلی به سرمایهگذاری در این کشور ندارند. مدل اقتصادی افغانستان به صورت خوشبینانه، مدلی وابسته به کمکهای بلاعوض خواهد بود که تبعا این وابستگی به امتیازگیری سیاسی کشورهای کمک دهنده منجر میشود.
همچنان که در فلسطین نیز کشورهای غربی کمکهای مالی به دولت را ابزاری برای فشار بر دولت جدید فلسطین به رهبری حماس قرار دادهاند. در عراق اما به دلیل منابع غنی انرژی در این کشور وضعیت متفاوت است. پای شرکتهای اقتصادی و تجاری امریکایی و اروپایی از همان فردای پس از اشغال عراق به این کشور باز شد و بر ویرانههای تاسیسات صنعتی، بازرگانی و نفتی عراق، قراردادهای زماندار و پرسود شرکتهای غربی بسته شد. جاذبههای اقتصادی عراق چنان بود که حتی سازمان ملل نیز از آن نگذشت و رسوایی پرونده نفت در برابر غذا با محوریت پسر دبیر کل سازمان ملل رقم خورد، اما حاصل این قراردادها و فعالیتها برای مردم عراق، هیچ بوده است. عملکرد کنونی غرب، چشمانداز آینده طرح به طمطراق خاورمیانه بزرگ را روشن میکند؛ اسارت خاورمیانه و گفتن همه چیز.