تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۱  ، 
کد خبر : ۶۸۸۲۹

تشیع در مصر (بخش اول)


نویسنده :علی معروفی
مروری کوتاه برتاریخ مصر
جمهوری مِصر نام کشوری است در شمال قاره افریقا. مصر یکی از پرجمعیت‌ترین کشورهای افریقایی است و پایتخت آن شهر قاهره است. مصر یکی از قدیمی‌ترین کشورهای جهان و تمدن آن که در حاشیه رود نیل شکل گرفته در زمره کهن‌ترین تمدن‌ها محسوب می‌شود که از حدود 4 هزار سال قبل از میلاد موجود است. مصر باستان سرزمین فراعنه بود و آثار تاریخی مهمی چون اهرام سه‌گانه و معابد بزرگ را از آن دوران به یادگار دارد. در اسطوره‌های سامی محل ظهور پیامبرانی مانند یوسف و موسی را در همان دوران و در سرزمین مصر آورده‌اند.دولت قدیم مصر در سال 524 ق. م به دست ایرانیان سقوط کرد. این کشور در روزگار هخامنشی و همچنین در دوران ساسانی (در عهد خسرو پرویز و به مدت ده سال) بخشی از شاهنشاهی ایران بود. نیای آنچه امروزه کانال سوئز نام دارد برای نخستین بار از سوی ایرانیان در مصر کنده و راه‌اندازی شد.
در سال 332 ق.م اسکندر این سرزمین را تصرف نمود و تا سال بعد دودمان بطلمیوسیان که از جانشینان اسکندر بودند، بر آن حکمفرما بودند. در سال 641 میلادی (19 هجری قمری) در زمان خلیفه دوم، عمر، مسلمانان این کشور را فتح کردند. پس از فتح این سرزمین توسط عرب‌ها، بخش بزگی از فرهنگ و تمدن این سرزمین به یغما رفت و عرب‌ها زبان خودشان را به این مملکت تحمیل کردند. مصر همواره از سرزمین‌های مهم برای حکومت اسلامی بوده و تا سال 1517 میلادی که دولت عثمانی بر مصر تسلط یافت در دست خلفای اموی و عباسی و فاطمی بود.
در سال 1798 ناپلئون به آن لشکر کشید و در سال 1805 میلادی محمدعلی پاشا از طرف دولت عثمانی حاکم آنجا شده و سلسله جدید مصر را تشکیل داد.برای مدت‌ها مصر تحت‌الحمایه انگلستان بود ولی پس از جنگ جهانی اول بر اثر فشار مردم، استقلال مصر را اعلام کرد. در جنگ جهانی دوم طی سال‌های 1941 تا 1943 با اینکه مصر بیطرفی خود را اعلام کرده بود اما سرزمین‌های غربی آن در حاشیه دریای مدیترانه از صحنه نبردهای سنگین بین ارتش آلمان و ارتش بریتانیا بود و با انکه آلمانی‌ها فاصله چندانی با کانال سوئز نداشتند، اما در منطقه‌ای به نام العلمین شکست خوردند و همین شکست نقطه آغاز شکست‌های دیگر آنها شد. مصر در سال 1945 به عضویت سازمان ملل متحد در آمد. در سال 1956 جمال عبدالناصر به ریاست جمهوری فرانسه به مصر حمله کردند، اما با پشتیبانی شوروی پیشین و بی طرفی امریکا، بدون نتیجه خاتمه یافت. در طی سال‌های بعد دو جنگ دیگر نیز بین مصر و دیگر کشورهای عربی با اسرائیل رخ داد. (1967 و 1973)
تقسیمات کشوری
1. استان دقهلیه
2. استان بحر الاحمر
3. استان بحیره
4. استان فیوم
5. استان غربیه
6. استان اسکندریه
7. استان اسماعیلیه
8. استان جیزه
9. استان منوفیه
10. استان منیا
11. استان قاهره
12. استان قلیوبیه
13. استان وادی الجدید
14. استان شرقیه
15. استان سویس
16. استان اسوان
17. استان اسیوط
18. استان بنی سویف
19. استان پورت‌سعید
20. استان دمیاط
21. استان جنوب سیناء
22. استان کفر الشیخ
23. استان مطروح
24. استان قنا
25. استان شمال سیناء
26. استان سوهاج

جغرافیا
مصر، سرزمین و کشوری است در شمال و شمال شرقی قاره افریقا که از دیدگاه وسعت بیست و هشتمین کشور جهان محسوب می‌گردد.در شمال مصر دریای مدیترانه و در شرق آن دریای سرخ قرار دارد. از سمت جنوب با سودان و از سوی باختر با کشور لیبی همسایه‌است. البته از ناحیه صحرای سینا به فلسطین نیز مرتبط می‌باشد. پایتخت مصر شهر قاهره ‌است و از دیگر شهرهای مهم آن می‌توان به اسکندریه، اسوان، جیزه، فیوم و پورت سعید اشاره کرد. شهرهایی مانند سلوم، بردیا، سیدی برانی، مطروح و العلمین نیز به سبب وقایعی که طی جنگ جهانی دوم در آنها به وقوع پیوست مشهور گشته‌اند.در شرق و شمال شرقی این کشور شبه جزیره‌ای است که شبه جزیره سینا خوانده می‌شود و تا قبل از قرن نوزدهم در قسمتی به خاک مصر متصل بود. اما در سده بیستم کانالی حفر کردند که آن را از خاک مصر جدا کرد و دریای سرخ را به دریای مدیترانه متصل می‌نمود. نام آن، کانال سوئز است که 168 کیلومتر طول دارد و چون مسیر ارتباطی میان سه قاره اروپا، آسیا و افریقا می‌باشد، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
سرزمین مصر به سه قسمت تقسیم می‌شود:
ی. صحرای شرقی یا عربی.
ی. شبه جزیره سینا و زمینهای نیل.
ی. صحرای غربی.
مصر آخرین کشوری است که رود نیل از آن می‌گذرد و سپس به دریای مدیترانه می‌ریزد. به این خاطر در محل پیوستن آن به دریا، دلتای نیل بوجود آمده که سرزمین اصلی کشاورزی این کشور است. در اطراف این رود نیز کشاورزی رونق بسیار دارد به طوری که تنها نقاط آباد مصر سواحل نیل می‌باشد.
شیعه در لغت
شیعه در لغت بر دو معنا اطلاق می‌شود، یکی توافق و هماهنگی دو یا چند نفر بر مطلبی، و دیگری، پیروی کردن فردی یا گروهی، از فرد یا گروهی دیگر. در زبان عربی در اصل به معنای یک، دو یا گروهی از پیروان است. در قرآن این لفظ چندین بار به این معنا به کار رفته‌است. برای نمونه در آیه 15 سوره قصص درباره یکی از پیران موسی از عنوان شیعه موسی و در جای دیگر از ابراهیم به عنوان شیعه نوح یاد می‌کند. در تاریخ اسلام لفظ شیعه، به معنای اصلی و لغوی‌اش برای پیروان افراد مختلفی به کار می‌رفت. برای مثال، گاهی از شیعه علی بن ابی‌طالب و گاهی از شیعه معاویه بن ابی‌سفیان (لعنه الله علیه )نام برده شده. اما این لفظ به تدریج معنای اصطلاحی پیدا کرد و تنها بر پیروان امام علی(ع) که به امامت او معتقدند اطلاق می‌شود."شیعه" در اصطلاح به آن عده از مسلمانان گفته می‌شود که به خلافت و امامت بلافصل حضرت علی(ع) معتقدند، و بر این عقیده‌اند که امام و جانشین پیامبر اسلام از طریق نصّ شرعی تعیین می‌شود، و امامت علی و دیگر امامان شیعه نیز از طریق نص شرعی ثابت شده‌است.مذهب شیعه در طول تاریخ حیات خود تحولات سیاسى و اجتماعى بسیارى را پشت‏سر گذاشته که در سرنوشت آن از نظر فعالیت‏هاى مذهبى و کلامى مؤثر بوده است.
1- عصر خلفا
در اکثر این دوره شیعه از شرایط اجتماعى و سیاسى مطلوبى برخوردار نبود، ولى در دوران خلافت ظاهرى امام على علیه‏السلام شرایط مطلوبى به دست آورد، و توسط امیر المؤمنین علیه‏السلام معارف توحیدى تبیین گردید و دانشمندان بسیارى در زمینه‏هاى تفسیر، فقه و کلام از دریاى بیکران علوم وى سیراب گردیدند. البته تبیین معارف توحیدى و تربیت دانشمندان توسط امام على علیه‏السلام در دوره قبل از خلافت او نیز انجام مى‏گرفت، ولى در دوران خلافت آن حضرت رشد فزاینده‏اى یافت.
2- عصر امویان
در اکثر این دوره شرایط سیاسى کاملا علیه شیعه بود و آنان متحمل آزارها و شکنجه‏هاى جسمى و روحى بسیارى از جانب حکام اموى گردیدند. ولى با این حال از رسالت دینى و کلامى خود غافل نبوده و در پرتو هدایت‏هاى آموزگاران معصوم کلام، در حد توان به رسالت‏خویش جامه عمل پوشاندند. در بخش پایانى حکومت امویان و بخش آغازین حکومت عباسیان، یعنى بخشى از دوران امامت‏حضرت باقر و حضرت صادق علیهما السلام شرایط سیاسى نسبتا خوبى براى اهل بیت و شیعیان فراهم گردید، زیرا حکومت امویان رو به سقوط و انقراض بود و حاکمان اموى در اضطراب روحى و فکر به سر مى‏بردند. در نتیجه، فرصت و مجال اعمال فشار علیه علویان را نداشتند، و در آغاز حکومت عباسیان نیز به خاطر عدم استقرار و ثبات لازم، و نیز به دلیل اینکه آنان به انگیزه و ترفند دفاع از علویان بر امویان غلبه یافته بودند، اهل بیت و پیروان آنان از شرایط خوبى برخوردار بودند، و به همین جهت نهضت علمى و فرهنگى شیعه توسط امام باقر و امام صادق پایه‏گذارى و شکوفا گردید.
3- از منصور تا هارون
در زمان منصور بار دیگر علویان تحت فشار سیاسى سختى قرار گرفتند، چنانکه سیوطى گفته است: "منصور اولین خلیفه (عباسى) بود که میان علویان و عباسیان آتش فتنه را برانگیخت. در سال 145 (پس از گذشت نه سال از حکومت منصور) محمد و ابراهیم، فرزندان عبد الله بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب، علیه منصور قیام کردند، ولى آن دو و گروه بسیارى از اهل بیت توسط وى به شهادت رسیدند" .محمد اسقنطورى مى‏گوید: بر منصور وارد شدم و دیدم در فکر عمیقى فرو رفته است. گفتم چرا فکر مى‏کنید؟پاسخ داد: از اولاد فاطمه علیها السلام بیش از هزار نفر را کشته‏ام، ولى بزرگ آنان (حضرت صادق علیه‏السلام) را نکشته‏ام .آزار و شکنجه‏هاى علویان توسط منصور در زندانهاى تاریک و نمناک و قرار دادن آنان در لاى دیوار مشهور است.
از کسانى که به دستور منصور به شهادت رسید، معلى بن خنیس از شیعیان و اصحاب مقرب و متصدى امور مالى امام صادق علیه‏السلام بود. منصور از داود بن عروه فرماندار مدینه خواست تا وى را به قتل برساند. داود( معلى) را احضار نمود و او را تهدید به قتل کرد و از وى خواست تا نام شیعیان را به او بگوید. معلى مقاومت نموده و گفت: به خدا سوگند اگر نام یکى از آنان در زیر پاى من باشد، پایم را بر نخواهم داشت. داود وى را به شهادت رساند و سرش را به دار آویخت. او سرانجام امام صادق علیه‏السلام را مسموم کرد و به شهادت رسانید.این وضعیت در عصر حکومت مهدى عباسى (169- 158) ، و هادى عباسى (پانزده ماه) و هارون الرشید (193- 170) نیز ادامه یافت و آنان در اعمال فشار و شکنجه، زندان، تبعید و قتل علویان راه منصور را ادامه دادند. محمد بن ابى عمیر و فضل بن شاذان به دستور او زندانى و شکنجه شدند. وى حکم دستگیرى هشام بن حکم را صادر کرد، ولى او مخفى گردید. و داستان جنایت‏حمید بن قحطبه به دستور هارون مشهور است.
4- از امین تا واثق (232- 193)
پس از هارون، محمد امین به حکومت رسید و مدت چهار سال و چند ماه حکومت کرد. ابو الفرج در مقاتل الطالبیین مى‏نویسد: "روش امین درباره اولاد على بن ابى طالب برخلاف گذشتگان بود. علت آن این بود که او به فکر خوشگذرانى و تهیه وسائل آن بود و پس از آن در بحران جنگ خود با مامون قرار گرفت، تا اینکه کشته شد" .مامون برادر خود را کشت و قدرت سیاسى را به دست آورد و حدود بیست‏سال (218- 198) حکومت کرد.در زمان مامون تشیع در اکثر شهرهاى اسلامى نفوذ کرد و اثر آن در در بار مامون نیز ظاهر گردید، چنانکه فضل بن سهل ذو الریاستین، وزیر مامون و طاهر بن الحسن خزاعى فرمانده ارتش وى شیعه بودند.مامون وقتى کثرت شیعه را دید و دانست که حضرت رضا علیه‏السلام مورد توجه و محبت مردم است و مردم از پدر او (هارون) ناراضى هستند و نسبت‏به حکومت‏هاى قبلى بنى عباس اظهار دشمنى مى‏کنند، ظاهرا روش تفاهم و دوستى با علویان را برگزید و بدین طریق افکار عمومى را متوجه خود ساخت، لذا از در نفاق و ریا اظهار تشیع نموده، از خلافت، حقانیت، و برترى على علیه‏السلام بر ابو بکر و عمر دفاع مى‏کرد، و حتى مساله واگذارى خلافت و سپس ولایتعهدى را مطرح نمود، ولى در حقیقت او هدفى جز حفظ قدرت و تثبیت موقعیت‏خود نداشت، و سرانجام نیز امام رضا علیه‏السلام را به وسیله زهر مسموم ساخت. ولى در هر حال همین ملایمت و نرمش ظاهرى، موجب فراهم شدن زمینه نسبتا مناسبى براى ترویج و نشر عقاید شیعه گردید.عامل مؤثر دیگرى نیز در این باره وجود داشت، و آن گسترش و افزایش ترجمه کتب فلسفى و علمى بسیار از زبان یونانى و سریانى و غیر آنها به زبان عربى بود که به گرایش مسلمانان به علوم عقلى و استدلالى سرعت‏بخشید، به ویژه آنکه مامون نیز معتزلى مذهب بود و به خاطر علاقه‏مندى به بحث‏هاى استدلالى، مباحث کلامى در زمینه ادیان و مذاهب را آزاد گذاشته بود، و دانشمندان و متکلمان شیعه از فرصت استفاده کرده و به تبلیغ مذهب اهل بیت علیهم السلام همت گماردند.در عصر معتصم (متوفاى 227) و واثق (متوفاى 232) نیز تقریبا شرایط سیاسى در مورد اهل بیت همانند زمان مامون بود، به ویژه آنکه آن دو نیز به کلام معتزله گرایش داشته و با بحث‏هاى استدلالى و کلامى موافق بودند.
پرسشهاى کلامى و دینى بسیارى که از امام جواد علیه‏السلام شده است نیز گواه بر این است که ارتباط مردم با آن حضرت در عصر معتصم نبود، هر چند معتصم در باطن امر نسبت‏به امام علیه‏السلام عداوت مى‏ورزید و سرانجام نیز دستور قتل وى را صادر نمود. پس از شهادت امام علیه‏السلام، جمعیت انبوهى براى تشییع جنازه آن حضرت اجتماع نمودند. على رغم اینکه معتصم تصمیم داشت آنان را از شرکت در مراسم تشییع منع کند، ولى آنان به تصمیم وى اعتناء نکرده و شمشیر بر دوش بر گرد خانه امام اجتماع نمودند. این مطلب نیز گواه بر قدرت و کثرت شیعه در آن زمان است.
5- عصر متوکل و پس از آن
با به حکومت رسیدن متوکل (247- 232) شرایط دگرگون، و سخت‏گیرى و کینه توزى آشکار با علویان تجدید شد، و ارتباط با اهل بیت علیهم السلام جرم سیاسى به شمار آمد. دستور وى به ویران نمودن قبر امام حسین علیه‏السلام و منع زیارت آن مشهور است.خصومت متوکل، به شیعیان اختصاص نداشت، بلکه وى با فلسفه و کلام و عقل گرایى مخالفت مى‏ورزید. جرجى زیدان مى‏نویسد: از روزى که متوکل به خلافت رسید تا آخرین نفس در آزار و شکنجه فیلسوفان و طرفداران راى و قیاس و منطق کوشش داشت.پس از متوکل حکومت عباسیان گرفتار آشفتگیها و کشمکشهاى بسیار گردید، و هر چند گاهى درباریان بر سر کسب قدرت، به جدال و کشتار دست مى‏زدند، تا زمان معتضد عباسى (279- 247) پنج تن از حکام عباسى، به نامهاى منتصر، مستعین، معتز، مهتدى و معتمد به حکومت رسیدند، و با به قدرت رسیدن معتضد (289- 279) بار دیگر دستگاه عباسى اقتدار یافت. چنانکه سیوطى درباره وى نوشته است:"وى را سفاح ثانى لقب دادند، زیرا فرمانروایى بنى عباس را تجدید حیات کرده، و قبل از او از زمان متوکل به بعد گرفتار اضطراب و فرسودگى و ضعف شده و در آستانه زوال بود" .بنابر این در عداوت و دشمنى عباسیان با اهل بیت علیهم السلام و پیروان آنان جاى تردید نیست، ولى با توجه به اضطراب و نابسامانى حاکم بر دستگاه عباسى در دوره یاد شده، و شورشها و انقلابهایى که در گوشه و کنار سرزمین اسلامى رخ مى‏داد، شرایط مناسب براى عباسیان، در جهت اعمال فشار بر علویان فراهم نبود، و آنان نسبت‏به عصر منصور و هارون، از شرایط بهترى برخوردار بودند.
6- عصر آل بویه، فاطمیان و حمدانیان
قرن چهارم و پنجم هجرى از نظر شرایط سیاسى از بهترین دوران‏هاى شیعه به شمار مى‏رود، زیرا خاندان بویه (477- 320) که مذهب شیعه داشتند، در دستگاه حکومت عباسى از نفوذ و اقتدار زاید الوصفى برخوردار بودند. فرزندان بویه به نامهاى على، حسن و احمد که قبلا در فارس حکومت مى‏کردند، در زمان "المستکفى‏" به سال 333 وارد بغداد شده، به مقر حکومت راه یافته و مورد تکریم خلیفه قرار گرفتند. احمد، "معز الدوله‏" ، حسن، "رکن الدوله‏" ، و على، "عماد الدوله‏" لقب یافتند. معز الدوله که منصب امیر الامرائى را داشت، چنان اقتدارى به دست آورد که حتى براى مستکفى حقوق و مقررى تعیین کرد. به دستور وى در روز عاشورا بازارها تعطیل و براى امام حسین علیه‏السلام مراسم سوگوارى بر پا گردید، و مراسم عید غدیر با شکوه بسیار انجام شد. کوتاه سخن آنکه آل بویه در ترویج مذهب امامیه اثنا عشرى اهتمام بسیار ورزیدند. در بغداد، مرکز حکومت اسلامى، که قبل از آل بویه مردم پیرو مذهب اهل سنت‏بودند، با به قدرت رسیدن آنان مذهب شیعه نشو و نما کرد و آیین‏هاى مخصوص شیعیان با شکوه فراوان انجام مى‏شد. شیخ مفید، متکلم نامدار امامیه که در این زمان مى‏زیست، مورد تجلیل و تکریم بسیار بود. مسجد "براثا" در منطقه کرخ بغداد به وى اختصاص داشت، و شیخ مفید در آن علاوه بر اقامه نماز و موعظه، به تعلیم و تدریس مى‏پرداخت. وى در پرتو موقعیت ویژه‏اى که از جنبه‏هاى علمى و اجتماعى داشت، توانست فرق مختلف شیعه را انسجام بخشیده، آرا و عقاید شیعه را تحکیم و ترویج نماید.
خدمات آل بویه به مذهب تشیع اختصاص نداشت، بلکه آنان به ادب و فرهنگ و تمدن اسلامى خدمات شایان نمودند. غناوى در کتاب "الادب فى ظل بنى بویه‏" مى‏نویسد: یکى از امتیازات دوره آل بویه بالا رفتن سطح دانش و فرهنگ بود که خود و وزراى ایشان تاثیر به سزایى در این زمینه داشتند، زیرا وزرا همیشه از طبقات نویسندگان و دانشمندان مبرز برگزیده مى‏شدند. . . آوازه‏شان در فضا طنین‏انداز شد، تا آنجا که دانشمندان و اهل ادب از هر سو به جانب ایشان روى آورده و از توجهشان برخوردار شدند. در میدان ادب و فلسفه و دانش، و در سازندگى و به کار انداختن اندیشه‏ها گوى سبقت را از سروران خود (خلفاى عباسى) ربوده بودند" . در قرن چهارم فاطمیین نیز در مصر به قدرت رسیدند و حکومت آنان تا اواخر قرن ششم هجرى (567) ادامه یافت. حکومت فاطمیان بر مبناى دعوت به تشیع پایه گذارى شد و اگر چه آنان دوازده امامى نبوده، پیرو مذهب اسماعیلیه بودند، و میان این دو مذهب اختلافاتى وجود دارد، ولى در حفظ شعائر مذهب تشیع، و نیز فراگرفتن تعالیم اسلامى از طریق خاندان وحى، و تشویق مردم به این روش، هر دو مذهب هماهنگ‏اند.سیوطى مى‏نویسد: "در سال 357 هجرى قرامطه بر دمشق استیلا یافته و بر آن شدند که مصر را نیز به تصرف خود در آورند، ولى عبیدیون (فاطمیون) مالک آن گردیده و دولت رفض (تشیع) در سرزمینهاى مغرب، مصر و عراق استقرار یافت، و این بدان هت‏بود که پس از مرگ کافور اخشیدى، حاکم مصر، نظم مصر مختل گردید و سربازان در مضیقه مالى قرار گرفتند. گروهى از آنان نامه‏اى براى المعز لدین الله (فرمانرواى مغرب) نوشته از او خواستند تا وارد مصر گردد. وى فرمانده ارتش خود به نام "جوهر" را با هزار سواره عازم مصر نمود، و او وارد مصر گردید. در سال 358 از پوشیدن لباس سیاه و خواندن خطبه‏اى که بنى عباس مى‏خواندند منع کرد و دستور داد جامه سفید پوشیده و خطبه زیر را بخوانند: "اللهم صل على محمد المصطفى، و على على المرتضى، و على فاطمة البتول و على الحسن و الحسین سبطی الرسول. . . " .او در سال 359 دستور تاسیس دانشگاه الازهر را صادر کرد، و بناى آن به سال 361 پایان یافت. همچنین دستور گفتن "حى على خیر العمل‏" را در اذان صادر نمود. مشابه همین دستور توسط جعفر بن فلاح فرماندار دمشق از جانب المعز بالله صادر گردید.
حمدانیان و مذاهب شیعه
در قرن چهارم هجرى حکومت‏شیعى دیگرى نیز در جهان اسلام پدید آمد، و آن حکومت‏حمدانیان (391- 293) بود. برجسته ترین زمامدار آل حمدان على بن عبد الله بن حمدان ملقب به سیف الدوله (303- 350) بود. وى انسانى خردمند، دانش دوست و سلحشور بود و بیشتر ایام عمر خود را در جنگ با تجاوزگران رومى به سر برد. در عصر حمدانیان سرزمین سوریه، مانند حلب و اطراف آن، بعلبک و توابعش، جبل عامل و سواحل آن مملو از شیعیان بود، و به ویژه شهر حلب پایگاه عالمان شیعه و به خصوص بنو زهره به شمار مى‏رفت. از کسانى که در تحکیم و نشر مذهب تشیع نقش مهمى ایفا نمود، ابو فراس (متوفاى 357) شاعر نامدار آل حمدان بود، چنانکه قصیده میمیه او از شهرت به سزایى برخودار است و مطلع آن چنین است:
الحق مهتضم والدین محترم و فیى‏ء آل رسول الله مقتسم.
حمدانیان هیچ کس را به پیروى از مذهب شیعه مجبور ننموده، به وسیله مال و مقام هم نفریفتند، بلکه مردم را به اختیار خود واگذار کردند تا هر چه مى‏پسندند براى خود برگزینند. فقط مبلغان با اخلاص حقایق را براى مردم بازگو مى‏کردند، بر عکس اموى‏ها و عباسى‏ها و صلاح الدین ایوبى که مردم را با ارعاب و خشونت‏به مذهب تسنن فرا مى‏خواندند. حمدانیان مردمى روشنفکر و آزاد منش بودند. به همین جهت پناهگاه دانشمندان، فلاسفه، ادبا و روشنفکران از همه مذاهب و ادیان شدند، تا آنجا که هنرمندان از روم گریخته و به سوى سیف الدوله مى‏آمدند.
شیعه در عهد سلجوقیان و ایوبیان
در اواسط قرن پنجم هجرى دولت مهمى با نام دولت‏سلجوقى پدید آمد و حکومت‏سنى مذهب بغداد را که رو به زوال و فنا بود از سقوط نجات داد و از پیشرفت‏شیعیان در مصر، عراق، شام، فارس و خراسان جلوگیرى نمود. حکومت‏سلجوقیان تا اواخر قرن هفتم هجرى استقرار یافت.حکومت مقتدر دیگرى که در نیمه دوم قرن ششم (565) تاسیس گردید، حکومت ایوبیان به دست‏ صلاح الدین ایوبى بود، که تا سال 848 دوام یافت.فداکارى‏هاى صلاح الدین در جنگ با صلیبیان در خور تقدیر و تحسین است، ولى تعصب شدید او نسبت‏به مذهب تسنن و خصومت و عداوت او با مذهب تشیع، نقطه ضعفى بس بزرگ و غیر قابل اغماض است. وى پس از استیلاى بر مصر با فاطمیان با خشونت تمام عمل نمود. در کتاب "الازهر فى الف عام‏" آمده است: "ایوبیها در مطلق آثار شیعه دخالت کرده و آنان را نابود کردند. صلاح الدین دولت فاطمى را عزل کرد و اقوام خود را در یک شب به منازل آنان وارد نمود و ناله‏هاى جگر خراش و گریه‏هاى جانسوز به قدرى بلند بود که مردم فکر خود را از دست داده بودند. . . " .وى دستور داد روز عاشورا که بنى امیه و حجاج عید مى‏گرفتند، مجددا عید باشد و حى على خیر العمل را از اذان برداشت و در سخت‏گیرى با شیعیان تا آنجا پیش رفت که دستور داد گواهى کسى باید قبول شود که معتقد به یکى از مذاهب چهارگانه اهل سنت‏باشد، و کسى حق سخنرانى یا تدریس داشت که پیرو آن مذاهب باشد و حتى کتابخانه‏هاى بزرگى که فاطمیین تاسیس کرده بودند و کتابهاى نفیسى در فنون مختلف در آنها گردآورى شده بود، به دست وى متلاشى گردید و در نتیجه این روش خصمانه، مذهب تشیع در مصر فراموش گردید.در مصر به ما " شیعیان بدون تشیع " گفته می شود.این جمله ای بود که از زبان خبرنگار مصری مجله الحوادث که با امام موسی صدر مصاحبه کرده گفته شده.همین خبرنگار نوشته"شاید در میان مسلمانان ما بیشترین علاقه به اهل بیت داشته باشیم.درکشور ما اماکن و زیارتگاههای وجود دارد که از تمام زیارتگاههای موجود در دیگر کشورهای اسلامی بیشتر است.
از نوشته های بیشتر نویسندگان مسلمان مصری رایحه دوستی اهل بیت علیهم السلام به مشام می رسد".تو این چند وقت مناظره ای بین ایت الله قزوینی و مولوی عبد الحمید مراد زهی درباره حضرت زهرا برگزار شده بود. که جایی از بحث از نویسندگان مصری چون حسنین هیکل (که نوسنده برجسته دنیای عرب و وزیر معارف مصر) و همچنین عبد الفتاح عبد المقصود مصری نام برده شد و از نوشته های این نویسندگان مصری درباره اهل بیت و حضرت زهرا یاد شد.جالب این است که سال گذشته نیز معمر قذافی دیکتاتور لیبی در یک سخنرانی از احیای دولت فاطمی در شمال افریقا سخن گفت وگفت شیعه حقیقی ما هستیم. و دوستداران اهل بیت هستیم.
مصر توسط سپاهی از اسلام فتح شد که اکثریت انها محبان حضرت علی(ع) بودند مانند عماریاسر و ابو ایوب انصاری زمامدارانی چون قیس ابن عباده ومحمد ابن ابی بکر و مالک اشتر نفوذ اهل بیت رو در مصر گسترش داد گرچه در زمان امویان سرکوب شیعیان وعلویان و لعن وسب حضرت علی(ع) در منابر ومساجد نتونست از محبت اهل بیت کم کند .در زمان عباسیان شیعیان فعالیت خود را علنی کردند وقیامهای متعددی انجام دادندتا حکومت فاطمیان در شمال افریقا ایجاد شد.حکومت فاطمیان یک حکومت تساهل گرا در مذهب بود .اگر چه شیعه مذهب بودند و شعایر مذهبی را برپا داشتند همچون اضافه کردن عبارت حی علی خیر العمل و تعطیل کردن روز عاشورا وعزاداری علنی برای حضرت امام حسین(ع)برگزاری جشن عید غدیر واعیاد ولادت ال الله.ولی هیچ گونه محدودیت وازاری بر اهل سنت روا نداشتند وانها ازاد بود .فاطمیان قاهره را برپا کردند ودر ان شهر بزرگترین دانشگاه اسلامی را به نام حضرت زهرا (الازهر) تاسیس کردند که در ان مذاهب گوناگون به بحث درس مغول بودند .
ازادی وتساهل فاطمیان باعث رغبت دیگر مسلمانان مذاهب دیگر به شیعه شد.این شکوفایی تا دو قرن طول کشید تا صلاح الدین ایوبی مصر را فتح کرد .الازهر را تعطیل کرد .مردمان مصر را سرکوب کرد.شیعیان کشت و روز عاشورا که روز عزاداری در مصر بود را عید اعلام کرد وبه جشن وپایکویی پرداخت.با اقدامات ایوبیان و پس از انها عثمانی ها کم کم شیعیان مصر یا به یمن ولبنان و..مهاجرت کردندو یا تقیه کردند ویا به تصوف روی اوردند.حضور سید جمال الدین اسدابادی و اقدامات ضد استعماری ایشان باعث شد که شاگردش شیخ محمد عبده بر کتاب نهج البلاغه شرح بنویسد.با تلاش ایت الله قمی و شیخ شلتوت مجمع التقریب المذاهب در دانشگاه الازهر ایجاد شدو همین عالم بزرگوار بود که با فتوای خود که عمل به مذهب شیعه جعفری را جایز دانست ومذهب شیعه جعفری را از مذاهب اسلامی دانست.گرچه با ظهور جمال عبد الناصر وظهور پان عربیسم که پیوند عجبیب با تسنن داشت شیعیان سرکوب شدند.ولی مصر همچنان سرزمین مسلمانان محب اهل بیت باقی ماند.نمی شود به مصر بروید واز اهالی ان دیار مسجد راس الحسن ویا مقام حضرت زینب کبری بپرسی وانها به احترام نشان ندهند .مرقد مالک اشتر و مقام سکینه دختر امام حسن و دختر امام صادق ونفیسه بنت الحسن نیز از مراقد مشهور اهل بیت در مصر است.مردم مصر وشمال افریقا عید غدیر را جشن می گیرند واز ان به عنوان عید برادری یاد می کنند. طبق امار سازمان ملل و دولت امریکا دو میلیون شیعه در مناطق جنوبی مصر زندگی می کنند .گرچه بعد از جنگ سی وسه روزه و پیروزی حزب الله دولت مصر اقدامات سخت تری بر علیه شیعیان مصر ایجاد کرده است ولی مصر یان با توجه به سیر تاریخی خود شیعیان بدون تشیع " مسلمانان محب اهل بیت" باقی خواهند ماند.
ایران و مصر و اندیشه تقریب بین مذاهب اسلامى
"تقریب" به معنى دعوت به نزدیک کردن دیدگاههاى مذاهب اسلامى است و داراى تاریخچه خاصى در ممالک اسلامى و بویژه کشور مصر مى باشد. تقریب همچنین به معنى همکارى مشترک علماى اسلام براى زدودن سوء تفاهمات موجود بین فرقه هاى اسلامى بخصوص تشیع و تسنن است. علماى تقریبى معتقدند براى تحقق اهداف تقریب، نیازى بر ترک تعالیم تسنن توسط اهل سنت و یا ترک تعالیم تشیع توسط شیعیان نیست، بلکه همزیستى برادرانه و بدون تخاصم بین گروههاى اسلامى، محور تقریب مذاهب تلقى مى شود. به عبارت دیگر، هدف تقریب، کاهش خصومت و دشمنى در بین پیروان مذاهب اسلامى بوده است.دانشگاه "الازهر" در مصر تا قبل از حکومت "انور سادات" از پیشکسوتان دعوت به تقریب بود."حسن ابراهیم حسن" در تاریخ "الدوله الفاطمیه" مى نویسد:"تسمیه الازهر به حضرت فاطمه(س) نسبت داده شده است، چرا که سلسله فاطمیون که در سال 909 میلادى در مصر به حکومت رسیدند، خود را منصوب به حضرت زهرا(س) مى دانستند. فاطمیون، الازهر را براى ترویج مذهب شیعه در سال 972 میلادى تأسیس کردند. رهبران این سلسله معتقد بودند زمان تبلیغ شیعه از طریق معرفى علمى فرا رسیده است و باید از طریق آموزش، تعالیم این مذهب را ترویج کرد. فاطمیون به تأسیس دانشگاه الازهر بسنده نکردند و در سال 1005 میلادى، مرکز فرهنگى دارالحکمه را دایر کردند که این مرکز نیز وظیفه تبلیغ تشیع را برعهده داشت."گفته مى شود على رغم حرکت متعادل فاطمیون در اوایل حکومت خود نسبت به ترویج مذهب شیعه، در سالهاى بعد دچار افراط و زیاده روى نسبت به انجام این امر شدند. براى مثال، دولت فاطمى، مردم را از خواندن کتابهاى مذاهب دیگر منع مى کرد و سعى در انزواى اهل تسنن داشت و شاید این سیاست یکى از علل گرایش ایوبیان به تبلیغ تسنن و اقبال اهل تسنن از این سلسله بود. ایوبیان که پس از انقراض دولت فاطمیون در سال 1175 میلادى به قدرت رسیدند، مصر را به مرکز فرهنگى قدرتمندى براى ترویج تسنن تبدیل کردند و مؤسس این دولت، "صلاح الدین ایوبى" که شافعى مذهب بود، تدریس فقه شیعه را در الازهر ممنوع کرد.
این سیاست باعث شد الازهر دچار رکود علمى شود و این وضعیت حدود 80 سال طول کشید، اما در دوران حکومت مملوکیان و عثمانیان بر مصر، على رغم حاکمیت مذهب تسنن، شیعیان از وضعیت بهترى نسبت به دوران ایوبیان برخوردار شدند. در زمان مملوکیان، نماز جمعه مجدداً در دانشگاه الازهر برپا شد و در کنار تدریس فقه شافعى، عده اى از علما نیز براى تدریس فقه دیگر مذاهب از جمله تشیع تعیین شدند.در سال 1789، حمله فرانسه به مصرف باعث شد علماى الازهر با پشتیبانى مردم، پرچم مقاومت در مقابل فرانسویان را برافرازند و با فراموش کردن اختلافات خود با دیگر مذاهب، وحدت و یکپارچگى مسلمانان را به منصه ظهور برسانند. همکارى علماى الازهر با شیعیان و دیگر تقریبیون، باعث شکست حملات فرانسویان شد. در این دوره، اعدام علماى اسلامى توسط نیروهاى فرانسوى، علقه هاى همبستگى و تقریب در مقابل دشمن خارجى را در بین مسلمانان تقویت کرد.در سال 1805، "محمدعلى" به عنوان والى مصر انتخاب شد. وى که ذاتاً فردى قدرت طلب بود، وجود علماى الازهر بویژه اتحاد بین آنان و جامعه اسلامى را مانعى براى تحکیم حاکمیت خود مى پنداشت و براى رفع این موانع با تمسک به حربه تفرقه بینداز و حکومت کن و تفکیک دین از سیاست، اقدام به تضعیف علماى اسلام و دانشگاه الازهر کرد. این سیاست که به عدم تمکن مالى الازهر براى اداره خود انجامید، باعث زوال تدریجى این دانشگاه شد و زمینه را براى وابستگى مالى آن به قدرتهاى خارجى بویژه دولت بریتانیا فراهم کرد. در سال 1915، مشاور مالى حکومت مصر که فردى انگلیسى بود، به شیخ الازهر پیشنهاد کرد براى بهبود وضع مالى علماى الازهر کمکهایى از دولت انگلیس را بپذیرد (البته در مورد پذیرش این امر توسط الازهر اطلاعى در دست نیست). در این دوره، سیاست حکومت مصر و مستشاران انگلیسى، تفکیک دین از سیاست و ممانعت از اتحاد مذاهب مختلف در زیر لواى اسلام بود. بدین صورت، علماى مذاهب مختلف در الازهر به دلیل عدم یکپارچگى، گروه گرایى و توجه به منافع شخصى، نتوانستند رسالت اسلامى خود در این دوره را ادا کنند.در دهه 70، افزایش تماسهاى علما و مراکز دینى مختلف بویژه شیعه و سنى، زمینه تأسیس دارالتقریب در مصر را فراهم آورد. فعالیتهاى مرجع فقید شیعیان جهان، حضرت آیت الله العظمى بروجردى(ره)، نقش عمده اى در تأسیس این مرکز داشت.
ایشان اعتقاد راسخى به لزوم رفع اختلاف بین مذاهب اسلامى داشت و تحقق این امر را موجب اعتلاى اسلام مى دانست. آیت الله العظمى بروجردى با درایت خاص خود مى دانست که اگر بنا شود تفاهمى در بین مسلمین ایجاد شود، باید از مجامع علمى سرچشمه بگیرد. از سوى دیگر، ایشان به توان علمى جامع الازهر مصر نیز واقف بود. لذا از امکانات و فرصتها براى رابطه با علماى مصر استفاده لازم را به عمل آورد. آیت الله فقید براى شروع این تماسها، علامه شیخ "محمدتقى قمى" را که مردى دانشمند، متین و علاقه مند به اتحاد اسلامى بود، به عنوان نماینده خود به مصر اعزام داشت و مأموریت وى را تلاش جهت گسترش فعالیتهاى تقریبى در مصر و تشویق علماى اسلام جهت اهتمام براى تحقق اتحاد اسلامى عنوان کرد. علامه قمى، پیام شفاهى آیت الله را به شیخ "مجید سلیم" که مقام شیخ الازهر را در آن زمان داشت، ابلاغ کرد و پیام متقابل شیخ سلیم به آیت الله بروجردى، باب مکاتبات و مراودات تقریبى بین حوزه قم و دانشگاه الازهر در مصر را گشود. طولى نکشید که یکى از علماى مصر به نام شیخ "حسن باقورى" که استاد دانشگاه الازهر و وزیر اوقاف مصر بود، به ایران مسافرت و با آیت الله العظمى بروجردى ملاقات کرد.به دنبال آن، کتاب "مختصر المنافع" علامه "حلى" و "تفسیر مجمع البیان" شیخ "طوسى" در مصر چاپ شد و مورد بهره بردارى اساتید و طبقه دانشمند مصر قرار گرفت.
به دنبال این تماسها، دانشگاه الازهر براى اولین بار در تاریخ پیدایش خود در روز عاشورا مجلس بسیار مجلل و باشکوهى براى عزاى امام حسین(ع) برپا کرد. پس از درگذشت شیخ مجید سلیم، شیخ "شلتوت" زعامت دانشگاه الازهر را برعهده گرفت. وى که از افراد علاقه مند به اتحاد امت اسلام و داراى دیدى عمیق و ژرف در مسائل تقریبى بود، ارتباط نزدیکى با آیت الله العظمى بروجردى(ره) برقرار کرد و طى نامه اى، ایشان را برادر معظم خود خواند.تأسیس دارالتقریب بین مذاهب اسلامى در مصر، نقش عمده اى در هماهنگى بین فرق مختلف اسلامى ایجاد کرد و به اولین گام مهم و تعیین کننده منجر شد. این گام مهم تدریس فقه مذاهب اسلامى شیعه و سنى در دانشگاه الازهر بود. این موضوع در ماده سوم اساسنامه دارالتقریب به این صورت آورده شد: "تدریس فقه مذاهب اسلامى در دانشگاههاى اسلامى و در همه نقاط تا جایى که به دانشگاههاى اسلامى عمومى تبدیل شوند، صورت خواهد گرفت."پیشنهاد برنامه تدریس مذهب جعفرى در الازهر اگرچه عملى نشد، ولى با یک واقعه مهم دیگر مقارن شد و آن فتواى شیخ شلتوت مبنى بر جایز بودن پیروى از فقه شیعه بود. بدین صورت، بزرگترین مرجع رسمى اهل سنت و بالاترین قدرت علمى مصر با کمال صراحت فتوا داد که پیروان مذهب شیعه اثنى عشریه على رغم تبلیغات سوء، با دیگر مذاهب اسلامى از نظر برخوردارى از امتیازات اسلام برابر هستند و به همه مسلمین اهل سنت و جماعت اجازه داده مى شود که در صورت تمایل از فتاوى علماى شیعه جعفرى پیروى کنند.
علماى مصر پس از دوران شیخ شلتوت نیز در یک ارتباط تنگاتنگ با حوزه هاى علمى شیعى، فعالیتهاى تقریبى خود را ادامه دادند و این امر، علقه هاى محکمى بین مردم ایران و مصر به وجود آورد. گفته مى شود على رغم آنکه فقه معرفى شده در مصر غیر شیعى است، ولى وجدان مردمى مصر گرایشهاى شیعى دارد. لذا پیروان مسلک وهابى به منظور دور نگه داشتن مردم مصر از سطوح فقهى و عقلى مذهب شیعه به مقابله با تشیع پرداخته اند و درصدد هستند گرایشهاى وحدت گرایانه علما و مردم مصر را به انحراف کشانند. درحال حاضر، دلایل زیادى بر تمایل مردم مصر به تفاهم با برادران شیعه خود وجود دارد و این نشأت گرفته از علاقه آنان به اهل بیت(س) است. براى نمونه مردم مصر به زیارت قبور شریف معصومین علاقه دارند و بوسه بر آنها را جایز مى دانند، بیشترین اسم رایج در مصر بعد از اسم پیامبر اسلام(ص)، اسامى على (براى مردان) و فاطمه (براى زنان) است. در مشهورترین اشعار ملى ویژه کودکان، حضرت فاطمه زهرا(س) به عنوان مادر و حضرت على(ع) به عنوان پدر خطاب شده اند. درخصوص برگزارى اعیاد و آداب ماه مبارک رمضان، مردم مصر پایبند به عادات خاص فاطمیان هستند که نشأت گرفته از فرهنگ تشیع است.انتشار کتاب "المراجعات" که مشروح مناظره بین عالم بزرگ اسلام "عبدالحسین شرف الدین الموسوى"(ره) از پرچمداران تقریب در جبل عامل لبنان و شیخ "سلیم" رئیس الازهر است، نقش مهمى در زدودن سوءتفاهمات اهل سنت نسبت به شیعه داشته است. شیخ سلیم در آخرین مراجعه اعتراف کرده است که فرقى بین سنى و شیعه وجود ندارد و اختلافات موجود میان شیعه و سنى کمتر از اختلافات موجود میان امامان مذاهب چهارگانه است. در حقیقت، ایجاد تفاهم و دوستى بین شیعه و سنى در محیط فرهنگى مصر از استعداد بالایى برخوردار است. دلایل این امر به شرح زیر مى تواند باشد:
وجود قبور تعدادى از منسوبین به اهل بیت(س) نظیر مالک اشتر در مصر باعث شده است مردم این کشور بیش از مردم سایر کشورهاى اسلامى نسبت به اهل بیت(س) اظهار محبت و ابراز ارادت کنند.
مردم مصر آشکارا داراى تمایل فراوان براى تفاهم و نزدیکى با سایر برادران مسلمان از جمله شیعیان هستند و پس از پیروزى انقلاب اسلامى، این تمایل افزایش یافته است.
نقش الازهر به عنوان یک مرکز روحى و معنوى بزرگ که در ابتدا براى انتشار مذهب شیعه تأسیس شده و اهداف تقریبى را دنبال مى کرده است نیز نمى تواند نادیده گرفته شود. گرچه این دانشگاه در بسیارى مقاطع تحت تأثیر دیدگاه هاى سیاسى حاکمان مصر قرار داشته است.
در بعد تاریخى، تشکیل دولت فاطمى در مصر توسط شیعیان و دشمنى تاریخى بین مصریان و وهابیون همواره به عنوان سدى در مقابل دشمنان اندیشه تقریب عمل کرده است. به همین دلیل، وهابیون على رغم تلاش هاى فراوان در مصر موفق به بسط تفکر تخریبى خود برعلیه شیعه نبوده اند.
جاى شگفتى نیست که به دلایل فوق، برخى از قانونگذارى هاى مصر براساس مذهب شیعه باشد. براى مثال، دو ماده از قانون مدنى مصر از مذهب شیعه گرفته شده است. در دوران "جمال عبدالناصر"، الازهر اقدام به انتشار یک دائرةالمعارف فقهى تحت عنوان "فقه اسلام در مذاهب هشتگانه" که عبارت بودند از چهار مذهب اهل سنت، مذاهب اثنى عشرى وزیدى و مذاهب اباضى و ظاهرى کرد. در این دهه، جمعیتى تحت عنوان "اهل البیت" در مصر تشکیل شد و در وزارت امور اجتماعى با شماره 1852 به ثبت رسید و به صورت نامنظم نشریاتى منتشر کرد. این جمعیت پس از پیروزى انقلاب اسلامى به دستور حاکمان وقت مصر تعطیل شد. این جمعیت نقش مهمى در امر تقریب بین مذاهب داشت. در مصر، تیره سادات با عنوان "اشراف" شناخته مى شوند و جمعیت اشراف در مصر حفظ نسب اموات منسوب به اهل بیت(س) را به عهده دارد.در منطقه "صعید" به ویژه استان هاى "قنا" و "اسوان" گروهى به نام "جعافره" که منتسب به حضرت امام جعفر صادق(ع) هستند، وجود دارند و داراى تفکرات تقریبى و همزیستى برادرانه با جماعت اهل سنت هستند.تعداد جعافره در مصر به دو میلیون نفر مى رسد."بهره"ها گروه دیگرى از شیعیان اسماعیلیه آفریقا هستند که در دوران حکومت انورسادات به مصر مهاجرت کردند و با استفاده از توانایى هاى مادى خود، وزیر اوقاف مصر را تشویق به ترمیم مساجد شیعى فاطمیون نظیر مسجد "الانور" نمودند و این مسجد تبدیل به مقر این جماعت شد. بهره ها همچنین مسجدالحسین(ع) و مسجد زینب(س) را ترمیم و تجدید بنا کردند.اعضاى فرقه "صوفیه" در مصر که از پیروان حضرت امام على(ع) هستند نیز همواره همکارى هاى علمى خوبى با علماى اهل تسنن داشته اند. رهبران جنبش صوفیه در مصر که واقف به علاقه مردم این کشور به اهل بیت(س) بوده اند، همواره با فعالیت هاى فرهنگى خود مانعى براى رشد تعالیم تفرقه گرانه وهابیت شده اند.وجود بهره ها، صوفیه، جعافره و گروه هاى طرفدار اهل بیت(س) از سویى و تفکر روشن برخى از علماى مصر نظیر شیخ محمود شلتوت، کواکبى، باعث رشد افکار تقریبى در مصر شده است. اگرچه فعالیت هاى وهابیون که پس از دوره عبدالناصر آغاز و تاکنون ادامه داشته نیز همواره با رشد اندیشه تقریب مقابله کرده است.پس از پیروزى انقلاب اسلامى در ایران و برافراشته شدن پرچم اتحاد از سوى حضرت امام خمینى(ره)، مردم مصر با شوق و حرارت زایدالوصفى، پیام وحدت را تبریک گفتند، اما دستگاه هاى تبلیغاتى غرب و شبکه بین المللى وهابیت با انتشار کتب و نشریات فراوان سعى در مشوه نمودن چهره تشیع در جوامع سنى مذهب کردند.
براین اساس، کتاب هایى که شیعه را مورد ملامت قرار داده بود و کتب دیگرى از دوران صفویه که اهل سنت را مورد تهاجم قرار داده بودند، از مخازن بیرون کشیده و دوباره مطرح شدند. بهره بردارى از انتشارات "الصحوه" جهت انتشار کتب علیه تشیع در مصر آغاز شد. این شرکت انتشاراتى، بیش از 100 کتاب را طى سال هاى 1983 تا 1986 منتشر کرد. تمامى هزینه هاى مادى انتشار این کتب از طرف رهبریت وهابیون تأمین مى شد.اگرچه این تهاجم، مذهب تشیع را مورد انتقاد قرار داد، اما از جنبه هایى نیز براى تبلیغ اندیشه تقریبیون مفید بود، چرا که مردم مصر جهت شناخت موارد اختلاف شیعه و سنى علاقه مند شدند و با ظهور متفکرین معاصر در مصر موضع طرفداران تقریب بین مذاهب تقویت شد. براى مثال، مرحوم علامه شیخ محمد غزالى که عالمى قابل قبول در بین تمامى اقشار مصر بود، همواره اختلاف میان امت اسلامى را مورد نکوهش قرار داد و از اندیشه تقریب طرفدارى کرد.وى مى گوید: "ترس از اختلاف در فقه جایز نیست، زیرا اختلاف فقها اجتناب ناپذیر است. عمل کسانى که تقلید از مذهبى بخصوص را منع مى کنند، یک تعصب بیش نیست.این عمل ترغیب رهروان خود به عدم تقلید از مذاهب دیگر است که نوعى تعصب مذهبى و تنگ نظرى بوده و ارزش ندارد." (روزنامه الاهرام ـ 1370‎/12‎/17). رهبرى اخوان المسلمین نیز اهتمام فراوانى به امر تقریب کرد و اتحاد امت اسلام را براى مقابله با دشمن واحد در این دوران ضرورى دانست. به نظر مى رسد رشد افکار تقریبى در مصر اجتناب ناپذیر باشد. علما و روشنفکران مصرى که در حرکت جدید خود احیاى اسلام ناب را مدنظر دارند، به اهمیت اتحاد و اتفاق اسلامى جهت مقابله با دشمن مشترک واقفند و پیشینه تاریخى و فرهنگ حاکم بر جامعه نیز بر این مطلب دلالت دارد. لذا مى توان گفت اگر تقریب در مصر در مسیر صحیحى هدایت شود، مى تواند در آینده، پشتوانه محکم وحدت سیاسى و عاطفى جهان اسلام باشد. بدیهى است که هرگونه تحول مثبت در روابط ایران و مصر، موضع تقریبیون دو کشور را تقویت خواهد کرد.تاسیس دارالتقریب بین مذاهب اسلامی در مصر نقش عمده ای در هماهنگی بین فرق مختلف اسلامی ایجاد کرد وبه اولین گام مهم و تعیین کننده منجر شد. این گام مهم تدریس فقه مذاهب اسلامی شیعه وسنی در دانشگاه الازهر بود. این موضوع در ماده سوم اساسنامه دارالتقریب به این صورت آورده شد:" تدریس فقه مذاهب اسلامی در دانشگاههای اسلامی و درهمه نقاط تا جایی که به دانشگاههای اسلامی عمومی تبدیل شوند، صورت خواهد گرفت."
پیشنهاد برنامه تدریس مذهب جعفری در الازهر اگرچه عملی نشد ولی با یک واقعه مهم دیگر مقارن گردید وآن فتوای شیخ شلتوت مبنی بر جایزبودن پیروی از فقه شیعه بود. بدین صورت بزرگترین مرجع رسمی اهل سنت و بالاترین قدرت علمی مصر با کمال صراحت فتوا داد که پیروان مذهب شیعه اثنی عشریه علی رغم تبلیغات سوء با دیگر مذاهب اسلامی از نظر برخورداری از امتیازات اسلام برابر هستند و به همه مسلمین اهل سنت و جماعت اجازه داده می شود که درصورت تمایل از فتاوی علمای شیعه جعفری پیروی کنند.علمای مصر پس از دوران شیخ شلتوت نیز در یک ارتباط تنگاتنگ با حوزه های علمی شیعی ، فعالیتهای تقریبی خود را ادامه دادند واین امر علقه های محکمی بین مردم ایران و مصر به وجود آورد. گفته می شود علی رغم آنکه فقه معرفی شده درمصر غیرشیعی می باشد ولی وجدان مردمی مصر گرایشات شیعی دارد. لذا پیروان مسلک وهابی به منظور دورنگهداشتن مردم مصر از سطوح فقهی وعقلی مذهب شیعه به مقابله با تشیع پرداخته و درصدد هستند گرایشات وحدت گرایانه علما ومردم مصر را به انحراف کشانند. درحال حاضر دلایل زیادی برتمایل مردم مصر به تفاهم با برادران شیعه خود وجود دارد واین نشات گرفته از علاقه آنان به اهل بین(س) می باشد.برای نمونه مردم مصر به زیارت قبور شریف معصومین علاقه دارند و بوسه بر آنها را جایز می دانند، بیشترین اسم رایج در مصر بعد از اسم پیامبر اسلام(ص) اسامی علی (برای مردان) وفاطمه (برای زنان) است . در مشهورترین اشعار ملی ویژه کودکان حضرت فاطمه زهرا(س) به عنوان مادر و حضرت علی(ع) به عنوان پدر خطاب شده است. درخصوص برگزاری اعیاد و آداب ماه مبارک رمضان . مردم مصر پایبند به عادات خاص فاطمیان هستند که نشات گرفته از فرهنگ تشیع است.انتشار کتاب المراجعات که مشروح مناظره بین عالم بزرگ اسلام عبدالحسین شرف الدین الموسوی(ره) از پرچمداران تقریب در جبل عامل لبنان و شیخ سلیم رئیس الازهر می باشد، نقش مهمی در زدودن سوء تفاهمات اهل سنت نسبت به شیعه داشته است. شیخ سلیم در آخرین مراجعه اعتراف کرده است که فرقی بین سنی و شیعه وجود ندارد واختلافات موجود میان شیعه وسنی کمتر از اختلافات موجود میان امامان مذاهب چهارگانه است.درحقیقت ایجاد تفاهم و دوستی بین شیعه وسنی در محیط فرهنگی مصر از استعداد بالایی برخوردار است. دلایل این امر به شرح زیر می تواند باشد.
1- وجود قبور تعدادی از منسوبین به اهل بیت(س) نظیر مالک اشتر درمصر باعث شده مردم این کشور بیش از مردم سایر کشورهای اسلامی نسبت به اهل بیت(س) اظهار محبت و ابراز ارادت نمایند.
2-مردم مصر علناً دارای تمایل فراوان برای تفاهم ونزدیکی با سایر برادران مسلمان منجمله شیعیان می باشند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی این تمایل افزایش یافته است.
3-نقش الازهر به عنوان یک مرکز روحی ومعنوی بزرگ که در ابتدا برای انتشار مذهب شیعه تاسیس شده و اهداف تقریبی را دنبال می کرده است نیز نمی تواند نادیده گرفته شود. گرچه این دانشگاه در بسیاری مقاطع تحت تاثبر دیدگاههای سیاسی حاکمان مصر قرار داشته است.
4-دربعد تاریخی ، تشکیل دولت فاطمی در مصر توسط شیعیان و دشمنی تاریخی بین مصریان و وهابیون همواره به عنوان سدی در مقابل دشمنان اندیشه تقریب عمل کرده است، به همین دلیل وهابیون علیرغم تلاشهای فراوان در مصر موفق به بسط تفکر تخریبی خود برعلیه شیعه نبوده اند. جای شگفتی نیست که به دلایل فوق برخی از قانونگذاریهای مصر براساس مذهب شیعه باشد. برای مثال دو ماده از قانون مدنی مصر از مذهب شیعه گرفته شده است. در دوران عبدالناصر، الازهر اقدام به انتشار یک دائره المعارف فقهی تحت عنوان " فقه اسلام درمذاهب هشتگانه" که عبارت بودند از چهار مذهب اهل سنت، مذاهب اثنی عشری وزیدی ومذاهب اباضی وظاهری نمود. دراین دهه جمعیتی تحت عنوان " اهل البیت" در مصر تشکیل شد ودر وزارت امور اجتماعی با شماره 1852 به ثبت رسد و به صورت نامنظم نشریاتی منتشر نمود. این جمعیت پس از پیروزی انقلاب اسلامی بنا به دستور انورسادات تعطیل شد. این جمعیت نقش مهمی درامر تقریب بین مذاهب داشت. درمصر تیره سادات باعنوان " اشراف" شناخته می شوند و جمعیت اشراف در مصر حفظ نسب اموات منسوب به اهل بیت(س) را به عهده دارد.
در منطقه صعید به ویژه استانهای قنا و اسوان گروهی به نام "جعافره" که منتسب به حضرت امام جعفر صادق(س) می باشند وجود دارند ودارای تفکرات تقریبی وهمزیستی برادرانه با جماعت اهل سنت می باشند. تعداد جعافره درمصر به دو میلیون نفر می رسد.بُهره ها گروه دیگری از شیعیان اسماعیلیه آفریقا هستند که در دوران حکومت انورسادات به مصر مهاجرت کردند وبا استفاده از تواناییهای مادی خود وزیر اوقاف مصر را تشویق به ترمیم مساجد شیعی فاطمیون نظیر مسجد "الانور" نمودند واین مسجد تبدیل به مقر این جماعت گردید. بُهره ها همچنین مسجد الحسین(ع) ومسجد زینب(س) را ترمیم و تجدید بنا نمودند.فرقه صوفیه در مصر که از پیروان حضرت امام علی(ع) هستند نیز همواره همکاریهای علمی خوبی با علمای اهل تسنن داشته اند. رهبران جنبش صوفیه در مصر که واقف به علاقه مردم این کشور به اهل بیت(س) بوده اند همواره با فعالیتهای فرهنگی خود مانعی برای رشد تعالیم تفرقه گرانه وهابیت شده اند.وجود بُهره ها، صوفیه، جعافره و گروههای طرفدار اهل بیت(س) از سویی و تفکر روشن برخی از علمای مصر نظیر شیخ محمود شلتوت ، کواکبی، باعث رشد افکار تقریبی در مصر شده است. اگرچه فعالیتهای وهابیون که پس از دوره عبدالناصر آغاز وتاکنون ادامه داشته نیز همواره با رشد اندیشه تقریب مقابله کرده است.پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و برافراشته شدن پرچم اتحاد از سوی حضرت امام خمینی(ره) مردم مصر با شوق و حرارت زاید الوصفی پیام وحدت را تبریک گفتند، اما دستگاههای تبلیغاتی غرب وشبکه بین المللی وهابیت با انتشار کتب ونشریات فراوان سعی در مشوه نمودن چهره تشیع درجوامع سنی مذهب نمود. بر این اساس کتابهایی که شیعه را مورد ملامت قرار داده بود وکتب دیگری از دوران صفویه که اهل سنت را مورد تهاجم قرار داده بودند، از مخازن بیرون کشیده و دوباره مطرح شدند. بهره برداری از انتشارات "الصحوه" جهت انتشار کتب برعلیه تشیع در مصر آغاز شد .این شرکت انتشاراتی، بیش از صد کتاب را طی سالهای 1983 تا 1986 منتشر کرد. کلیه هزینه های مادی انتشار این کتب از طرف رهبریت وهابیون تامین می شد.
اگرچه این تهاجم ،مذهب تشیع را مورد انتقاد قرار داد اما از جنبه هائی نیز برای تبلیغ اندیشه تقربیون مفید بود چرا که مردم مصر جهت شناخت موارد اختلاف شیعه وسنی علاقمند شدند و با ظهور متفکرین معاصر در مصر موضع طرفداران تقریب بین مذاهب تقویت گردید. برای مثال مرحوم علامه شیخ محمد غزالی که عالمی قابل قبول دربین تمامی اقشار مصر بود همواره اختلاف میان امت اسلامی را مورد نکوهش قرار داد و از اندیشه تقریب طرفداری نمود وی می گوید: "ترس از اختلاف در فقه جایز نیست زیرا اختلاف فقها اجتناب ناپذیر است . عمل کسانی که تقلید از مذهبی به خصوص را منع می کنند یک تعصب بیش نیست. این عمل ترغیب رهروان خود به عدم تقلید از مذاهب دیگر است که نوعی تعصب مذهبی وتنگ نظری بوده و ارزش ندارد"رهبری اخوان المسلمین نیز اهتمام فراوانی به امر تقریب نمود واتحاد امت اسلام را برای مقابله با دشمن واحد دراین دوران ضروری دانست.به نظر میرسد رشد افکار تقریبی در مصر اجتناب ناپذیر باشد. علما و روشنفکران مصری که درحرکت جدید خود احیای اسلام ناب را مدنظر دارند به اهمیت اتحاد و اتفاق اسلامی جهت مقابله با دشمن مشترک واقف هستند و پیشینه تاریخی وفرهنگ حاکم بر جامعه نیز بر این مطلب دلالت دارد، لذا می توان گفت تقریب در مصر اگر در مسیر صحیح هدایت شود می تواند در آینده پشتوانه محکم وحدت سیاسی وعاطفی جهان اسلام باشد.بدیهی هرگونه تحول مثبت در روابط ایران و مصر موضع تقریبیون دوکشور را تقویت خواهد نمود.
حضور تشیع در مصر
بسیاری بر این باور است که همزمان با ورود اسلام به مصر، تشیع نیز وارد این حیطة جغرافیایی شده‌است؛ زیرا که در جریان فتح این منطقه بسیاری از محبان حضرت علی(ع) نیز در سپاه پیروز اسلام حضور داشته‌اند. مقریزی می‌نویسد: "جماعتی از اصحاب رسول الله در جریان فتح مصر حضور داشتند و در این میان از عده‌ای نام می‌برد که از محبان حضرت علی(ع) می‌باشند از جمله: ابوذر غفاری،‌ ابورافع مولی رسول‌الله و ابوایوب انصاری.(1) " سالها بعد در زمان خلیفه سوم عثمان، عمار یاسر نیز به این منطقه وارد می‌شود.نکته مهم در این میان این است که این گروه علناٌ به ولایت حضرت علی‌(ع) پایبند بوده و هیچوقت و در تحت هیچ‌شرایطی از دعوت مردم به سوی ولایت آن‌حضرت کوتاهی نمی‌کردند. حضور این گروه در این منطقه و تلاشهای آنها باعث می‌شد که حب حضرت در این منطقه هر روز افزایش یابد.در دوران خلافت خلیفه سوم شهرهای مختلف بلاد اسلامی که از بی‌عدالتی وبی‌توجهی عثمان به تنگ آمده بود دست به عصیان زده و علیه او شورش کردند. خلیفه سوم برای آرام کردن جو و خواباندن ناآرامیها صلاح را در این دید که بزرگان را نزد آنها بفرستد. و در همین‌ راستا عمار یاسر به مصر فرستاده شد. مدتها از سرنوشت او خبری نشد و گمان بر این بود که او در این راه کشته شده است.
اما ابن اثیر گزارش داده است که : عمار یاسر با عبدالله بن سباء ملاقات کرد و با یک دیگر مردم آن دیار را تشویق کردند که به مخالفت با عثمان بپردازند و در نهایت گروه از مردم خشمگین را راهی مدینه نموده و این گروه در قتل عثمان دست داشته‌اند. تاریخ در این سال مخالفتی دیگری را علیه خلیفه سوم در این منطقه گزارش کرده است که به رهبری آن‌ را "محمد‌ابن ابی‌حذیفه" بر عهده داشته است. مقریزی می‌نویسد که وی در سال (35قمری) با طرفداران و یاران عثمان به مبارزه پرداخته و پس از پیروزی بر آنان حاکم وقت مصر بنام (عقبه بن عامر) را که از سوی خلیفه سوم منصوب شده بود را از مقامش خلع و در ادامه سپاهی را برای مقابله با عثمان راهی مدینه می‌کند که این سپاه در شورش علیه عثمان و کشتن او نقش داشته است." مقریزی این قیام را نیز منتسب به شیعیان دانسته و آنها را از محبان حضرت علی(ع) دانسته است. این گزارشات مبین این نکته است که پیروان اهل‌البیت در این دوره ـ قبل از به خلافت رسیدن حضرت علی(ع) ـ‌ در مصر حضور فعال داشته و خواهان بازگشت خلافت و جانشینی رسول خدا به ریشة اصلی‌اش یعنی امام علی(ع) بوده‌اند. پس از کشته‌ شدن عثمان مردم با شور و شوق فراوان اطراف امام علی(ع) گرد آمدند و با او بیعت نمودند. مقریزی می‌نویسد: قیس بن سعد انصاری به سوی مصر گسیل شد و در ربیع الاول سال 37 قمری بر مصر درآمد. مردم مصر در آن روزها از لشکر و سپاه امام علی(ع) بودند به جز قریه "خربتا" که در میان لشکر حضور نداشت. گماردن قیس بن سعد انصاری و نیز مأموریت محمد ابن ابی‌بکر به اداره این سرزمین ـ که هردو به ولاء و محبت به امام علی (ع)‌شهرت دارد و برای دعوت مردم به پیروی از این خاندان می‌کوشیدندـ یکی از پایه‌ها و عوامل استقرار تشیع در مصر بوده است.از آن جا که شیعه خلافت الهی را برای هیچ‌کس جز علی(ع) و فرزندانش قائل نمی‌باشد،‌ به همین جهت حکومت‌ها و دولتهای وقت کمترین مجالی را برای رواج و انتشار آن فراهم نمی‌آوردند و همیشه در صدد بودند که محیط خفقان را برای آن فراهم آورند، زیرا با حضور تشیع و نیرومندشدن آن بیم آن می‌رفت که تشکیلات و سازمان حکومت آنها متزلزل شود. در ادامه به موقعیت تشیع در دوران حکومتهای بنی امیه و بین عباس پرداخته و در نهایت به شکوفایی شیعه در دوران حکومت فاطمیان می‌پردازیم.           ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات