تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۷  ، 
کد خبر : ۶۸۸۵۱
انتخابات باچلت به عنوان اولین رئیس‌جمهور زن تاریخ شیلی

گامی در راه تحقق وحدت ملی


ترجمه: آرش نهاوندی
جامعه شیلی، 15 سال پس از سقوط سایه مخوف دیکتاتوری، تحولات بسیاری را از سر گذرانده است.
از جمله این تحولات می‌توان به پذیرش آداب و رسوم جدید و کنار گذاشتن برخی از سنن دست و پاگیر اشاره کرد.
در شیلی امروزی انسان بودن و داشتن تفکر انسانی مدنظر است؛ در واقع مردم دیگر صرفا فردی را به خاطر ویژگی‌های ظاهری‌اش و در چارچوب قواعد کهن انتخاب نمی‌کنند؛ که با توجه به سوابق و پیشینه مدیریتی و سیاسی‌اش وی را برای مقام ریاست جمهوری برمی‌گزینند.
پیروزی میشل باچلت در انتخابات شیلی، یک پیروزی تاریخی در کشوری بود که در زمان پینوشه از دیکتاتوری نظامی و خفقان سیاسی و اجتماعی رنج برده بود. در واقع مردم، باچلت را بیشتر به آن دلیل انتخاب کردند که برخاسته از صف مبارزان علیه دیکتاتوری بود و می‌توانست همان‌گونه که خود نیز می‌گوید مردم و آرمان مردمی را بیش از هر سیاستمدار صرفا سیاست پیشه‌ای درک کند، زیرا او در زمره تبعیدی‌هایی بود که به همراه مادر خویش در آلمان شرقی به سختی گذران زندگی کرده بود. او نیز همچون بسیاری دیگر، پدر خود را که ژنرال بلندمرتبه نیروی هوایی بود در زمان پینوشه و در سیاهچال‌های مخوف رژیم وی از دست داد.
باچلت نیز مانند مردم کشورش رنج کشیده و طعم تلخ ناکامی‌های اجتماعی را چشیده است؛ از همین روست که می‌خواهد بدون انجام تغییراتی در اوضاع اقتصادی، تحولات شگرفی را در عرصه اجتماعی ایجاد کند. او آمده است تا شیلی را با گذر از دالان تاریخ به عصری جدید راهنمایی کند. اهمیت انتخاب تاریخی اولین رئیس‌جمهور زن شیلی، آشنایی با وی را بیش از پیش ضروری ساخته است.
پیروزی تاریخی
میشل باچلت، اولین رئیس‌جمهوری زن شیلی است که علاوه بر شکستن این رکورد، رکورد دیگری را نیز از آن خود کرده است؛ او نه تنها یک زن است که خود را سوسیالیست نیز می‌داند و مادر مجرد (باچلت از دو همسر قبلی خود طلاق گرفته است) یک دختر 12 ساله و دو فرزند بزرگسال‌تر است.
شاید از همین روست که خود وی با اذعان به این نکات می‌گوید: «چه کسی پنج سال پیش می‌توانست تصورش را هم بکند که شیلی دارای یک رئیس‌جمهوری زن بشود؟»
انتخاب میشل باچلت به مقام ریاست دولت شیلی از آنچنان اهمیتی برخوردار است که ریکاردو لاگوس ـ رئیس‌جمهوری کنونی که به زودی قدرت را باچلت واگذار خواهد کرد ـ پیروزی وی را تحت عنوان «یک پیروزی تاریخی» توصیف کرده است. در واقع پیش از رقم خوردن این رویداد سیاسی بزرگ و شگفتی‌ساز، بسیاری جامعه شیلی را جامعه‌ای مردسالار فرض می‌کردند. در این کشور، تنها 4 درصد سناتورهای عضو مجلس سنا زن هستند و طلاق (طلاق در مذهب کاتولیک ممنوع است) تنها یک سال است که از نظر قانونی مورد پذیرش قرار گرفته است.
اما میشل باچلت معتقد است که این تنها گوشه‌ای از تحولات به وقوع پیوسته در جامعه امروزی شیلی است.
او پس از اطلاع یافتن از پیروزی در انتخابات، اوضاع کنونی جامعه شیلی را این چنین تشریح کرد: «ما جامعه‌ای دموکراتیک با نگرش کاملاً‌ خردگرایانه داریم؛ جامعه‌ای که معتقد به مسئولیت‌پذیری یکسان از سوی زنان و مردان است.» ناگفته نماند که در مرحله اول مبارزات انتخاباتی شیلی، میشل باچلت دو کاندیدای مرد را پیش‌روی خود داشت که می‌بایست با آنان به مبارزه می‌پرداخت!
خواکین لاوین، کاندیدای منتخب محافظه‌کاران بود که در دور قبل نیز با فاصله اندکی انتخابات را به رقیب خویش «لاگوس» واگذار کرده بود، اما در این انتخابات از شانس چندانی برخوردار نبود و در دور اول از رقابت‌ها به دلیل کسب آرای پایین کنار رفت.
دیگر رقیب باچلت، سباستیان پینیرا ـ تاجر میلیاردر شیلیایی ـ بود؛ او در ماه مه پس از آن که عدم توافق میان احزاب ائتلاف محافظه‌کاران به شکاف میان آنها منجر شد، به رقابت‌های انتخاباتی پای گذاشت.
او در دور دوم انتخابات و پس از آنکه میشل باچلت موفق به کسب 53 درصد آرای مردمی شد، شکست را پذیرفت و با کسب 46 درصد از آرا، کرسی ریاست جمهوری را به میشل باچلت واگذار کرد.
همگان باید از مزایا منتفع شوند
از سوی دیگر میشل باچلت 54 ساله پس از آنکه سوالدادالوآر ـ زن دیگری که او نیز برای شرکت در رقابت‌های ریاست جمهوری خود را آماده می‌کرد و کاندیدای دیگر ائتلاف چپ میانه بود ـ از رقابت‌های درون حزبی و جناحی کنار رفت، به تنهایی از طرف چپ‌های میانه، پای به عرصه انتخابات شیلی گذاشت. ائتلافی که باچلت به نمایندگی از آن خود را کاندیدای ریاست جمهوری کرده بود، کنسرتاسیون نام داشت. این ائتلاف از زمان سقوط دیکتاتوری و روی کار آمدن مجدد نظامی مبتنی بر دموکراسی، قدرت را در شیلی در دست داشت.
از همین روست که میشل باچلت به رغم وعده انجام تغییرات گسترده در بخش خدمات اجتماعی، متعهد به حفظ وضعیت اقتصادی نسبتاً مطلوب شیلی، مبتنی بر اقتصاد بازار آزاد شده است.
باچلت ـ که قرار است در ماه مارس، سوگند ریاست جمهوری به جای آورد ـ طی سخنانی اعلام کرده که قصد دارد شکاف موجود میان اغنیا و فقرا را پر کند.
این در حالی است که اقتصاد شیلی طی سالیان پس از سقوط نظام دیکتاتوری، روند رو به رشدی داشته است. این روند صعودی تعجب بسیاری از کارشناسان اقتصادی را برانگیخته است تا آنجا که آنان لقب «معجزه آمریکایی لاتین»‌را به شیلی با رشد اقتصادی سالانه معادل 5 درصد داده‌اند.
با توجه به همین شرایط مطلوب اقتصادی است که باچلت می‌گوید: «ما باید از این مسئله که همگان از مزیت‌های رشد اقتصادی برخوردار می‌شوند، اطمینان خاطر پیدا کنیم.»
ریشه‌های سوسیالیستی
انتخاب میشل باچلت به عنوان رئیس‌جمهوری شیلی، لزوم آشنایی بیشتر با زندگی و سوابق سیاسی وی را بیش از گذشته ضروری ساخت.
میشل باچلت چهارمین فردی خواهد بود که از سوی ائتلاف کنسرتاسیون (جناح چپ میانه) بر کرسی ریاست جمهوری تکیه خواهد زد. او همچنین از نظر کارشناسان، تندروترین رئیس‌جمهوری از این ائتلاف محسوب می‌شود.
او از زمان کودتای خونین سال 1973 که منجر به روی کار آمدن ژنرال آگوستو پینوشه شد، رفته‌رفته وارد دنیای سیاست شد. پدرش یکی از ژنرال‌های خوشنام نیروی هوایی شیلی بود که به دلیل مخالفت با حکومت نظامیان به زندان افتاد و در همانجا نیز درگذشت. او در جوانی برای «سیوسیالیست‌های جوان» به طور زیرزمینی به فعالیت می‌پرداخت. همین عامل سبب شد تا طی مدت کوتاهی محل فعالیت‌های وی شناسایی شود. متعاقب آن نیز باچلت به همراه مادرش چند هفته‌ای را در زندان به سر بردند تا اینکه در سال 1975 به آنها جواز خروج از مملکت داده شد.
باچلت نیز مانند لاگوس ـ رئیس‌جمهوری کنونی شیلی ـ عوض حزب سوسیالیست این کشور است، با این تفاوت که باچلت علاقه بیشتری به بحث درباره بیشه‌های سوسیالیستی خود دارد: «می‌توانم بگویم سوسیالیستی هستم که کلاه‌های بسیاری بر سر می‌گذارم.» این جملات نیز میزان تعلق خاطرش به سوسیالیست‌ها را بیش از پیش آشکار می‌سازند: «وزیر سوسیالیست‌ها نبودم؛ من وزیر ملت شیلی بودم. در آینده نیز رئیس‌جمهور همه شیلیایی‌ها خواهم بود.»
باچلت که تحصیلکرده رشته پزشکی بود، به مدت 5 سال و پس از پذیرفتن سمت‌هایی در وزارت بهداشت و سمت وزیر دفاع در دولت لاگوس، وجهه عمومی یافت و مردم فرصت پیدا کردند تا به بررسی عملکرد وی در سمت‌های مختلف بپردازند. این در حالی است که طبق قانون اساسی شیلی، لاگوس باید پس از یک دوره ریاست جمهوری کنار می‌رفت تا باچلت و کاندیداهای دیگر بتوانند بخت خویش را برای کسب مقام ریاست جمهوری بیازمایند.
به هر تقدیر بسیاری از کارشناسان مسائل سیاسی بر این باورند که شخصیت گیرا و شاید بتوان گفت کاریزماتیک باچلت از عوامل جذب رای‌دهندگان شیلیایی به وی شده است. همین مسئله نام وی را حتی پیش از انتخابات ریاست جمهوری در صدر لیست موسسات نظرسنجی قرار داده بود.
مسئله پینوشه
اما هنگامی که درباره آگوستو پینوشه از میشل باچلت سئوال می‌شود، چهره وی در هم می‌رود و با جدیت به بحث درباره دیکتاتور سابق کشورش می‌پردازد.
آگوست پینوشه در حالی تحت بازداشت خانگی قرار دارد که در سال‌های پس از دیکتاتوری، مبارزه قانونی برای آزادی خود را سر لوحه اقدامات خویش قرار داده است. مصونیت سیاسی پینوشه لغو شده و به راحتی می‌توان وی را تحت پیگرد قانونی قرار داد.
البته نباید از نظر دور داشت که دیکتاتور پیشین شیلی به دلیل اتهاماتی نظیر تقلب مالیاتی و سایر موارد جنایی مرتبط با میلیون‌ها دلار حساب بانکی، تحت پیگرد قرار گرفته است. شایان ذکر است که اغلب این مبالغ به حساب‌های بانک «ریگز» در واشنگتن واریز شده‌اند.
اکنون پینوشه بیمار است و دستگاه قضائی شیلی احتیاط را در باب وی پیشه کره است؛ احتیاطی مصلحت‌آمیز. اما باچلت دیدگاهی دیگر دارد؛ او معتقد است که پینوشه مانند یک بازیگر سیاسی در حال ایفای نقش است. در صورت مرگ پینوشه و براساس قوانین شیلی، جنازه وی طبق تشریفات مرسوم برای یک رئیس‌جمهوری سابق، تشییع خواهد شد.
با توجه به وضعیت جسمانی پینوشه احتمال مرگ وی در زمان ریاست باچلت می‌رود، در نتیجه مسئله تشییع جنازه پینوشه به یکی از مسائل سیاسی حال حاضر شیلی بدل شده است. باچلت می‌گوید: «به رغم آنکه به تمامی قوانین و مقررات احترام خواهم گذاشت، باید بگویم که برگزار کردن تشییع جنازه دولتی برای فردی که دست به ارتکاب جنایات بشری زده و مسئله حساب‌های غیرقانونی وی نیز در بانک دیگر مطرح است، بسیار بی‌رحمانه و غیرمنصفانه است.»
زندگی خصوصی
اما هنگامی که از باچلت درباره زندگی خصوصی وی سوال می‌شود، او با رویی باز و بدون هرگونه پنهان‌کاری پاسخ می‌دهد: «من مادر سه فرزند هستم و در حال حاضر همسری اختیار نکرده‌ام.»
او مجرد بودن خویش را، نه برای زمانیکه سمت وزارت دفاع را به عهده داشت و نه زمانی که بر کرسی ریاست جمهوری تکیه خواهد زد، مسئله‌ای می‌داند.
اما این به آن معنا نیست که او می‌خواهد برای همیشه مجرد بماند؛ «امیدوارم زمانی برسد که فرصتی برای رسیدگی به وضعیت فرزندان و خانواده‌ام پیدا کنم و اگر نامزدی نیز پیدا کردم که چه بهتر وگرنه مسئله‌ای نیست و می‌توانم با همین وضع به حیات ادامه دهم.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات