ترجمه: نیلوفر قدیری
او و مورالس که زمانی میگفت، برگ درخت کک باید پرچم ملی جدید بولیوی باشد، اکنون در این کشور قدرت را به دست گرفته و سوگند ریاست جمهوری یاد کرده است. مورالس چپگرای 46 ساله در انتخابات ریاست جمهوری ماه گذشته بولیوی با اکثریت آرا پیروزی بزرگی به دست آورد که دلیل این پیروزی اگر فقط و فقط وعدههای او برای قانونی کردن کشت کک در این کشور نباشد، دست کم بخش عمدهای از انگیزه رایدهندگان بولیوی همین بوده است.
بومیان سرخپوست آمریکای لاتین مانند خود مورالس، از سالهای دور به کشت و کار کک مشغول هستند و آمریکا هم از سالهای دور مشغول مبارزه برای ریشهکنی این ماده اصلی تولید کوکائین است. مورالس میگوید از برگ کک مادهای به دست میآید که در فرمول ساخت کوکاکولای معروف آمریکا به کار میرود. شرکت کوکاکولا از اظهار نظر در این مورد خودداری میکند. مورالس میگوید: «این درست نیست که صادرات کک برای کوکاکولا قانونی باشد اما برای تبعه آمریکا غیرقانونی.»
مورالس بخشی از کابوس واشنگتن در آمریکای لاتین است. بولیوی بعد از هائیتی فقیرترین کشور نیمکره غربی دنیاست. اما دولت بوش برای نگرانیهایش از وقایع یک ماه گذشته در این کشور دلایلی دارد. پیروزی مورالس در انتخابات بولیوی موج به قدرت رسیدن چپها و کاندیداهای ضدآمریکایی در آمریکایی لاتین را تقویت کرده است. در سال 2006 که چند روز بیشتر از آن نگذشته است، دست کم 9 انتخابات ریاست جمهوری در این منطقه در راه است و چپها در حداقل پنج انتخابات پیروز خواهند شد.
از جمله مهمترین این انتخابات، رایگیری در دو کشور پرجمعیت و مهم برزیل و مکزیک و البته پرو و اکوادور است، چپها در اروگوئه و هندوراس دولتهای محافظهکار را سرنگون کردهاند و در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری شیلی «میکله بشلت» سوسیالیست پیروز خواهد شد. از همه اینها مهمتر، انتخابات ریاست جمهوری در ونزوئلاست که در پایان سال 2006 برگزار میشود و شواهد حاکی از پیروزی دوباره و ابقای هوگو چاوز در قدرت است. چاوز را اکنون «شهردار خیابان آمریکای لاتین» میخوانند. محبوبیت او نه تنها در سراسر آمریکای لاتین بلکه در شهرهایی از خود ایالات متحده همچون بوستون و نیویورک افزایش یافته است. اینها شهرهایی است که دولت ونزوئلا زمستان امسال در آنها سوخت ارزان توزیع کرده است.
چاوز به عنوان نماد ضدآمریکا در میان تودههای آمریکای لاتین، از فیدل کاسترو هم فراتر رفته و به الگویی برای دیگر رهبران منطقه تبدیل شده است. البته رهبران دیگر کشورها از امتیاز مهمی که چاوز در دست خود دارد برخوردار نیستند و منابع نفتی ونزوئلا را ندارند.
با اوج گرفتن محبوبیت چپها در آمریکای لاتین ستاره اقبال جورج بوش در این منطقه در حال افول است. پاییز گذشته بوش در اجلاس کشورهای قاره آمریکا در آرژانتین با اعتراضهای خشونتآمیز خیابانی روبهرو شد که ناکامی نشست آرژانتین و از بین رفتن رویای تشکیل منطقه تجارت آزاد در قاره آمریکا را دو چندان کرد.
در آرژانتین میزبان این نشست، «نستور کرچنر» رئیسجمهور این کشور و یکی دیگر از رهبران چپ آمریکای لاتین شورش علیه سیاستهای صندوق بینالمللی پول و مورد حمایت آمریکا را رهبری میکرد. در دهه 1990 دولتهای این منطقه از مکزیک تا آرژانتین از اصلاحات بازار آزاد مورد حمایت واشنگتن استقبال میکردند. اما این استقبال اکنون دیگر وجود ندارد. در سال 1998 طبقه ثروتمند آمریکای لاتین که جمعیتی 10 درصدی را تشکیل میدادند 40 درصد درآمد این کشورها را به خود اختصاص میدادند.
در سال 2003 این رقم به 48 درصد رسیده و یک سوم جمعیت این کشور کمتر از دو دلار در روز درآمد دارند. این آمار نشان میدهد که اگرچه دموکراسی و حقوق بشر در کشورهای آمریکای لاتین پیشرفت کرده اما نابرابری اقتصادی و بیکاری همچنان به چشم میخورد. در این کشورها، انگشت اتهام و مسئولیت این شرایط نامساعد اقتصادی به سوی حامیان جهانی شدن و درجه اول آمریکا نشانه میرود.
مشغول شدن آمریکا به موضوع جنگ با تروریسم این شرایط را وخیمتر کرده است. همپیمانان نزدیکی مثل وسنته فاکس رئیسجمهور مکزیک از سوی دولت بوش نادیده گرفته شدهاند و طرحهایی که قرار بود برای آزادسازی مهاجرت به اجرا درآید متوقف شده است. یکی از نزدیکان فاکس میگوید: زمانی بوش رفیق اصلی ما بود، اما حالا حتی جواب تلفنهایمان را هم نمیدهد.
«اندره مانوئل لوپز آبرادور» شهردار سابق و ضدآمریکایی مکزیکوسیتی اکنون از پیشروان انتخابات ریاست جمهوری ماه جولای مکزیک است. این روزها در مکزیک نزدیکی با آمریکا باعث ریزش کاندیداها میشود. او محور تبلیغات انتخاباتیاش را تکیه بر ناکامی سیاستهای آشتیجویانه فاکس در قبال آمریکا قرار داده است. او همچنین شعارهایی در همبستگی با دیگر رهبران چپ آمریکای لاتین میدهد و در سخنرانیهای تبلیغاتی میگوید، چاوز را الگوی موفق مدیریت با مهارت درآمدهای نفتی میداند و با استفاده از این الگو به احیای اقتصاد کشور اقدام میکند.
لوپز همچنین با تمجید از لولاداسیلوا رئیسجمهور برزیل در دستیابی به توافق با اتحادیههای کارگری مکزیک، با مورالس هم اعلام همبستگی میکند و مخالفت دولت آرژانتین با سیاستهای صندوق بینالمللی پول را هم سرمشق خود قرار داده است. در برزیل در اکتبر 2006 انتخابات ریاست جمهوری برگزار میشود و این بار لولاداسیلوا شانسی برای پیروزی ندارد. حزب او به نقض قوانین مالی تبلیغات انتخاباتی متهم است و خودش هم به وعدههای انتخاباتی عمل نکرده است. کاندیداهای دیگر سیاستهای ضدآمریکایی دارند.
در بولیوی، مورالس که رهبر اتحادیه کارگری کشاورزان کک است در سال 2002 هم کاندیدای انتخاباتی بود اما آمریکا تهدید کرد در صورت پیروزی مورالس کمکهای اقتصادیاش را به بولیوی قطع میکند. در آن انتخابات مورالس به دور دوم رفت و با اختلاف اندکی شکست خورد. تظاهراتهای خیابانی که از همان سال شروع شد به استعفای پی در پی دو رئیسجمهور انجامید و سرانجام مورالس با پیروزی در انتخابات رئیسجمهور شد.
مورالس در میان رهبران چپ آمریکای لاتین تندروترین آنهاست. هدف اصلی او احیای اقتصاد و به ویژه خارج کردن منابع گاز این کشور از کنترل شرکتهای خارجی است. بولیوی از این نظر سابقه تاریخی دارد و اولین کشور آمریکای جنوبی بود که در دهه 1930 صنعت انرژی خود را ملی کرد. در سال 1952 هم انقلابی در این کشور صورت گرفت که سازمان دهندگان آن معدنکاران بودند. از همان سالها تاکنون موجی از جنبشهای اجتماعی در این کشور با شعار ملی کردن منابع طبیعی جریان داشته است. آخرین دولتی که در اثر این موج سرنگون شد، دولت گونزالس سانچز دولازادا بود که اواخر سال 2004 و اوائل سال 2005 قربانی «جنگ گاز» شد.
ماه آینده کاستاریکا هم شاهد انتخابات ریاست جمهوری است که 14 کاندیدا در آن شرکت میکنند. «آریاس» رئیسجمهور پیشین این کشور و برنده جایزه صلح نوبل سال 1987 از کاندیداهای پیشروی این انتخابات است. آریاس در دوران ریاست جمهوریاش هیچ گاه همپیمان بیچون و چرای آمریکا نبود و در سالهای اخیر هم از سیاستهای آمریکا بویژه در عراق به شدت انتقاد کرده است.
نتایج انتخابات در بولیوی، جالب توجهترین بازتاب را در پرو داشت. در این کشور قرار است در ماه آوریل انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود و «اولانتا هومالا» سرهنگ بازنشسته و از تحسینکنندگان ناپلئون بناپارت و شارل دوگل، نزدیکترین سیاستها را به مورالس دارد. پیش از انتخابات بولیوی، آرای هومالا در نظرسنجیها 12 درصد بود اما بلافاصله بعد از انتخابات در بولیوی و پیروزی مورالس آرائش به 22 درصد رسید. او در دیدار اخیر چاوز و مورالس در کارکاس حضور داشت و در ردیف نخست جلسه جای گرفته بود. چاوز در این دیدار هومان را تحسین کرد. بعد از این جلسه دولت پرو سفیر ونزوئلا را فراخواند و به او به خاطر «دخالت رهبر ونزوئلا در امور داخلی پرو» اعتراض نمود.
در کلمبیا در ماه مه انتخابات برگزار میشود که البته نتایج این انتخابات دردسر چندانی برای واشنگتن نخواهد داشت. آلوارو ارویبه رئیسجمهور فعلی که همپیمان آمریکاست شانس زیادی برای پیروزی دوباره در انتخابات دارد. از سال 2000 تاکنون واشنگتن سه میلیارد دلار کمک نظامی در اختیار کلمبیا قرار داده تا این کشور با تجارت کوکائین مبارزه کند.
در اکوادور که در ماه اکتبر آینده شاهد انتخابات خواهد بود، از سال 1997 تاکنون شش رئیسجمهور در قدرت بودهاند و بعد در اثر انقلاب، رسوایی و یا بحران قانون اساسی کنار رفتهاند. برای انتخابات ریاست جمهوری امسال هنوز کاندیدایی رسماً اعلام حضور نکرده اما وزیر سابق اقتصاد و از منتقدان سرسخت صندوق بینالمللی پول از جمله کاندیداهای احتمالی است. اوکی تیتوانا نامزد چپگرای این انتخابات است.
و بالاخره در ونزوئلا در دسامبر 2006 انتخابات ریاست جمهوری برگزار میشود. مخالفان چاوز تاکنون نتوانستهاند حتی یک جایگزین برای او و کاندیدایی برای شرکت در انتخابات بیابند. تلاشهای مخالفان تاکن ون با ناکامیهای تحقیرآمیزی روبهرو شده است. از جمله این ناکامیها یک کودتای نافرجام اعتصاب نفتی بینتیجه دو ماهه و شکستهایی در انتخابات محلی بوده است. چاوز اکنون پارلمان را هم در اختیار دارد.
با این انتخابات در سال 2006، باید منتظر رهبران چپگرای بیشتری در منطقه بود. کارشناسان سیاست خارجی آمریکا به دولت بوش توصیه کردهاند با توجه به شرایط کنونی به جای تکیه بر مواضع ایدئولوژیک و موضعگیری بر این اساس، به نزدیکی با دولتهای «پاک» (یعنی دولتهای فارغ از فساد دموکراتیک) اقدام کند. به نظر میرسد بوش با انتخابات توماس شاتون به عنوان معاون جدید وزیر خارجه در امور نیمکره غربی به این توصیه عمل کرده است. شانون سیاستمداری غیرایدئولوژیک است.
با تحلیل سیاستهای چپهای آمریکای لاتین میتوان آنها را به دو دسته تقسیم کرد. یک دسته رهبران و جنبشهای چپی هستند که در کمونیسم و سوسیالیسم یا کاستروئیسم ریشه دارند و دقیقاً به خاطر همین ریشهها و برای خود پایگاهی ساختهاند. آنها دریافتهاند که اشکال و ایراد شوروی سابق و حتی کوبا چه بوده و در گذشته چه مواردی باعث ناکامی در آمریکای لاتین شده است.
نکته دیگر مورد توجه این گروه موانع و محدودیتهایی است که جهانی شدن برای سیاستهای این کشورها ایجاد کرده است. چپها در شیلی، برزیل، اروگوئه و شاید حتی در نیکاراگوئه جزء این دسته هستند. این چپها بر سیاستهای اجتماعی، آموزشی و بهداشتی، مسکن و برنامههای ضدفقر تاکید دارند. اما همه این تاکیدات در یک چارچوب اقتصاد کلان صورت میگیرد. سیاستهای این گروه باعث تقویت و تحکیم نهادهای دموکراتیک میشود اما در مواردی هم این سیاستها بدون هدف پیش میرود.
این سیاستها اغلب در ضدیت با آمریکا قرار میگیرد. شیلی بر سر جنگ در عراق با آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل مخالفت کرد، برزیل سیاست تجاری آمریکا را رد کرد و اروگوئه روابط دیپلماتیک خود را با هاوانا احیا کرده است. اما این مخالفت به ندرت به رویارویی منجر می شود. درست در زمانی که بوش به عراق حمله کرد، شیلی یک توافقنامه تجارت آزاد با آمریکا امضا کرد و لولاداسیلوا در پایتخت برزیل میزبان بوش بود. این گروه از چپها چندان برای واشنگتن دغدغهای ندارند و گاه از وجود آنها استقبال هم میشود.
اما گروه دیگر چپها بسیار متفاوت هستند ویژگی اصلی آنها سیاستها و شعارهایی است که توده مردم را هدف میگیرد. ملی کردن منابع و درآمدهای داخلی و بویژه مخالفت با آمریکا سیاست اصلی این دسته از رهبران است. علاوه بر بولیوی ونزوئلا، در مکزیک و آرژانتین هم رهبران دسته دوم چپها روی کار هستند و در پایان سال 2006 بر تعداد آنها افزوده خواهد شد.
احساسات ضدآمریکایی اکنون بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین را فراگرفته است. مردم این منطقه چه ثروتمند و چه فقیر در برابر سیاستهای یکجانبه گرایانه دولت بوش به شدت موضعگیری میکنند. نظرسنجی سراسری که اخیراً در این منطقه انجام شده نشان میدهد 86 درصد از این مردم سیاست جهانی آمریکا را قبول ندارند. اگرچه در حال حاضر فقط کوبا و ونزوئلا و البته به تازگی بولیوی آشکارا به خصومت با آمریکا پرداختهاند و بقیه دولتهای آمریکای لاتین همچنان در حوزههای مختلف اقتصادی و امنیتی با واشنگتن همکاری نزدیکی دارند اما دیگر رهبران این منطقه همپیمانی با آمریکا را هدف نهایی سیاست خارجی خود نمیدانند.