استیو بریمن*
ترجمه: جمشید سلمانیان
هر دو کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از تخصیص نیروها. پول وتجهیزات بیشتر برای پیروزی در جنگ افغانستان حمایت می کنند فـرضی که پشت این توصیه قرار دارد این است که اهمال جرج بوش ر ئیس جمهورکنونی ایالات متحده درباره افغانستان باعث باز پس گیری بیشتر نقاط آن کشور توسط طالبان ودیگرگروههای شورشی شده است.
براساس این فرض، اگر آمریکا و ناتو به اعمال فشارنظامی در افغانستان ادامه مدادند (وبه گفته باراک اوباماکاندیدای حزب دموکرات.اگر صدام حـواسشان را پرت نکرده بود)، اسامه بن لادن اسیر شده بود. دولت حامد کرزی رئیس جمهور افغانسـتان مناطقی بیش ازکابل تحت کنترل می داشت، غیرنظامیان کمتری کشته می شدند،تریاک کمتری در آن کشورکاشته می شد وغیره.
تردیدی نیست که بوش به نحوی شرم آور، پول نا چیزی برای بازسازی افغانستان ازسال 2003میلادی به این سو اختصاص داد واینکه همین عمدتا به باز گشت طالبان کمک کرد .اما اصلا ،روشن نیست که اقدام نظامی بیشتر ویا گسترده تر آینده بهتری را برای افغانستان رقم میزد که یکی ازفقیر ترین .توسعه نیافته ترین وخراب ترین کشورهای جهان است.
پس چه کار باید کرد ؟ اجرای برنامه شش ماده ای زیر ممکن است در افغانستان اوضاعی به وجود بیاورد که ناتو و ایالات متحده بتوانند درآن کشورادعای پیروزی کنند. اما این پیروزی ازآن پیروزی هایی نخواهد بود که درآن دشمن کاملا مغلوب شود، بلکه با توجه به شرایط کنونی، پیروزی واقع گرایانه تری خواهد بود.
اول اینکه؛ نباید حضور نیروهای رزمی ناتو و آمریکا درافغانستان افزایش یابد.اعزام نظامیان بیشتر درافغانستان مساوی است با تیر نشانه بیشتر برای طالبان. افغانستان در سال 2007 شاهد افزایش قوای نظامی خارجی بود که راه به جایی نبرد.
جنگ افغانستان به مهفوم متعارف، جنگی قابل پیروزی نیست، چون جنگ درآن کشور یک جنگ متعارف نیست. درعوض این جنگ همان طوری که جنگهای ایرلند شمالی، گواتمالا، السالوادور ونیکاراگوئه ازطریق مذاکره وتوافقات سیاسی میان طرفین درگیر قابل پیروزی است .
آیا هنوز برای همه معلوم نشده است که افغانستان جایی است که درآن امپراتوری هاشکست می خورد ؟ نکته ای که ما باید ازشکست اسکندرکبیر، انگلیس دراوج قدرت استعماری اش ویا شوروی مخوف در افغانستان ،پند بگیریم –اما نمی گیریم –چیست؟
دوم اینکه؛ جنگ نباید به پاکستان سرایت داده شود،با اینکه کوبیدن مقر های طالبان درآن سوی مرز توسط هوا پیماهای بدون سرنشین و یا از طریق حملات کماندوئی برای فرماندهان نظامی اغوا به نظر می رسد،اما مشخص است که منافع بسیار اند ک ا ین تاکتیکها درمقابل هزینه های گزافی که این کار برای دیپلماسی عمومی دارد، بسیار نا چیز است. آیاحمله زیر جلدی به شخصی ثالثی مبهم درخاک یکی از متحدان دیرینه آمریکا منطقی است ؟
با توجه به اینکه این متحد .سلا ح ها ی هسته ای .یک دولت بی ثبات .وکمترازپول یک ماه خرید نفت دارد این کار قطعا بازی با آتش است، (هر چند گزاریشها ی پرسوزو گداز ازاسلام آباد.صداقت ندارد.)
سوم اینکه؛ مذاکرات رسمی و مستقیم با طالبان باید فوری آغازشود،[که دور اول آن انجام شده ]حکومت بوش از اینکه دولت کرزی اخیرا درعربستان سعودی با نمایندگان طالبان ملاقات کرد، یکه خورد؛چطوراست که وزارت خارجه بوش کره شما لی را از فهرست کشور های حامی تروریسم برمی دارد اما نمی تواند با طالبان مذاکره کند؟ این کار چه خد متی به منافع آمریکا ویا افغانستان می کند ؟
چهارم اینکه؛ عملیات آزادی بادوام باید به پروژه های توسعه اساسی معطوف شود و نه به گشت های رزمی. هربار مدرسه ای منفجر می شود باید با استفاده ازمصالح ونیروی انسانی محلی دوباره و چندباره بازسازی کرد هزینه های کار ازهزینه جنگیدن کمتر است.بله درست است که نبود امنیت درافغانستان همچنان یک معضل است اما اگر وضع بهداشت و درمان .آموزش وپرورش واقتصاد این کشور بهبود یا بد، اگر آمار تلفات بمباران ها ی آمریکا کاهش یابد، آنگا از تعداد نیروهای تازه نفسی که خود به خود جذب طالبان می شود به سرعت کاسته خواهد شد .
پنجم اینکه؛ باید با فساد در افغانستان مبارزه شود. این کار با توجه به هرج و مرج حاکم بر بیشتر نقاط این کشور و طغیان مجدد کشت خشخاش، فوق العاده دشوار است، با این حال این کار گامی مهم درجهت کسب دوباره اعتماد افغان ها است. کرزی باید موضوع اعتبار قانونی دادن، قاعده مند ساختن و مالیات بستن به کشت خشخا ش را مورد توجه وملاحظه قرار دهد، این کار نفوذ تبهکا ران سازمان یافته، شورشیا ن و جنگ سالاران را کاهش می دهد، این کار جریان عواید بزرگی رابرای دولت به وجود آورده و به محبوبیت آن در مناطق روستایی خواهد افزود.
و ششم اینکه؛ باید برای خروج آمریکا و ناتو از افغانستان مهلتی تعیین شود. واشنگتن و بروکسل می توانند تصمیم بگیرند که عقب نشینی مرحله ای نیروهایشان از افغانستان به مذاکره با طالبان ربط داشته باشد یا نه. رئیس جمهورجدید آمریکا باید با اصرار بر این تفکر که میتواند در افغانستان بهتر از بوش عمل کند، نگذارد که این جنگ بی دلیل برای چهار یا هشت سال دیگر ادامه یابد. دیگر نمی توان به سیاستهای سال2002- 2001 در مورد افغانستان بازگشت.
هیچ کدام ازاین برنامه ها مانع تلاشها برای دستگیری و مجازات تروریستها در دادگاههای بین المللی و یاحفاظت از برنامه های زیر ساخت و توسعه از طریق عملیات شبه نظامی پلیس نخواهدبود. اجرای این برنامه در واقع قبول یک واقعیت مشکل و نا خوشایند افغانی و تنظیم استراتژی ما (امریکای ها) با آن است. این تنظیم استراتژی حتی قبل ازسقوط مالی آمریکا وغرب منطقی به نظرمی رسید .با توجه به این اوضاع وشرایط کنونی امریکا،رئیس جمهور بعدی این کشور باید کمتر از هر زمان دیگری این کشور رادرگیر جنگهای خارجی کند.