به دنبال انتشار یکی از سخنرانیهای اخیر آیتالله مصباح یزدی پیرامون منشا مشروعیت حکومت در نظام اسلامی و میزان اختیارات ولیفقیه، عدهای از شخصیتها و افراد مختلف با شیوههای گوناگون، تصریحاً و یا به طور تلویحی، از مواضع ایشان دفاع کردند. در این میان تعدادی از اشخاص نیز با انگیزههای احیاناً متفاوت واکنش منفی از خود نشان دادند که برای تنویر افکار عمومی خصوصاً فرهیختگان جامعه لازم است، موضوع مورد مناقشه را هر چند به صورت فشرده مورد کاوش قرار دهیم. به ویژه آنکه استاد معظم که از مدافعان راستین نظام مقدس جمهوری اسلامی و بنیانگذار عظیمالشان آن به شمار میرود، بعضاً مورد اتهام تحریف سخنان حضرت امام(ره) در این باب قرار گرفته است.
شگفتانگیز اینکه پس از بررسی و اندکی دقت در موضعگیریهای این افراد به وضوح این نکته آشکار میشود که این اتهام خواسته یا ناخواسته دقیقاً در جهت عکس آن صادق است. به این معنا که هشداردهندگان به تحریف خود دچار آن شدهاند. قبل از بررسی تطبیقی مواضع استاد و نظرات بلند امام راحل(ره) ذکر چند نکته ضروری به نظر میرسد:
1- متاسفانه بسیاری از سایتها و جراید، بیانات آیتالله مصباح را تقطیع کرده و با انواع مغالطات و به ویژه استفاده از مغالطه حذفی در چندین مورد به صورت هدفمند اقدام به جوسازی کردهاند. حتی بخشی از عبارت منقول دستخوش تغییراتی شده است! جالب اینکه برخی از دوستان نیز بدون توجه به این نکته این نقل قول را مطابق با واقع تلقی کرده و به موضع انفعال نشستهاند. به عنوان نمونه این مطلب را به استاد نسبت دادهاند که بنا به نظر ایشان ولیفقیه به مردم دستور میدهد که به فلان شخص رای بدهید! 1
این در حالی است که این نکته در سخنان آیتالله مصباح وجود ندارد. بلکه آنچه ایشان بیان کرده، حاکی از این است که ولیفقیه مثلاً در انتخابات ریاست جمهوری در واقع نظر مردم را از طریق رای دادن میخواهد. به این معنا که آنها چه کسی را برای این سمت انتخاب میکنند و این امر لازمی است. چرا که بدون آن مصالح کشور تامین نمیشود. وقتی مردم نظر دادند با او همکاری بیشتری خواهند کرد و با پشتوانه مردمی امور بهتر پیش میرود، لکن حقیقت این است که با این انتخاب مردم دارند پیشنهاد میکنند و میگویند ما این فرد را میخواهیم اما الامر الیکم؛ شما باید نصب کنید، اگر نخواستید نصب نکنید.
اینکه حضرت امام(ره) میفرماید رئیسجمهور منتخب بدون نصب ولیفقیه طاغوت است، یعنی همین.2 اگر به سخنان استاد در همین بخش کوتاه مراجعه شود، روشن خواهد شد که برخی از سایتها و یا مطبوعات چند قطعه از مطلب را حذف کرده و یا تغییر عبارت دادهاند. نمونه دیگر اینکه جملاتی را که حاکی از توجه ایشان به ضرورت اتکا به آرای عمومی بوده است، به هیچ وجه نقل نکردهاند. مثلاً در مقام عمل بدون مقبولیت مردمی احکام آن [ولایت فقیه] قابل اجرا نیست.3 و یا شرط تحقیق عینی آن [ولایت فقیه] مقبولیت او است. اگر مردم قبول نکنند، تاثیری عینی نمیتواند داشته باشد.4
2- جالب اینجاست که همین رسانهها سعی کردهاند حتی موافقان حضرت استاد را به نحوی در نقطه مقابل نشان دهند. این شگرد زشت ژورنالیستی حاکی از این است که: الف- دستشان از عرضه مطلب حق خالی است. ب- به هر اقدام ناپسندی هر چند رسوا دست مییازند.
ج ـ و بالاخره اینکه همین مدعیان طرفداری از مردم و عقلانیت آنان مردم را نادانتر از این میدانند که این اقدامات واضح و شرمآور را درک کنند.
لطفاً به یک نمونه توجه کنید. برخی از روزنامهها 5 سعی کردهاند بیانات حضرت آیتالله جوادی آملی را در موضوع مورد بحث پاسخی به حضرت استاد القا کنند، ولی زمانی که به سخنان آن بزرگوار در همان روزنامه و در همان مطلبی که به دنبال مخدوش کردن چهره استاد هستند، توجه میشود، به وضوح روشن میشود که اصولاً سخن هر دو عالم عظیمالشان یکی است!!
همان گونه که نقل کردیم، کلام استاد این است که مشروعیت حاکم اسلامی از ناحیه خدای متعال و مقبولیت او ناشی از مردم است و برای تحقق عملی حکومت، مقبولیت مردم لازم و اجتنابناپذیر است. اکنون ببینیم نظر مبارک حضرت آیتالله جوادی آملی چیست و چگونه ممکن است در تعارض با سخنان حضرت استاد باشد. ایشان میفرمایند: مقبولیت رهبر در حکومت اسلامی ناشی از اراده مردم است، ولی مشروعیت حاکم اسلامی از سوی خداوند است.6
3- منتقدان نوعاً موضوعات را با هم خلط کردهاند. مثلاً در این موارد:
- بین مباحث تئوریک محض و روند خاص برخی از امور در مقابل عمل
ـ بین احکام اولیه و احکام ثانوی
ـ بین مصلحتسنجی به معنای عدم اعتقاد و یا بار منفی و مصلحت که در فقه مطرح است و یکی از عناوین ثانویه در اسلام است. [و اساساً مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان بازوی مشورتی ولایت فقیه در این راستا قابل ارزیابی است و استفاده از واژههای مصلحت، مصالح، مصلحت نظام، مصالح نظام، مصالح اسلام و نظیر اینها در سخنان حضرت امام(ره) و یا مواضع آیتالله مصباح در مبحث اخیر دقیقاً در این چارچوب قرار دارد]
ـ بین مقام ثبوت و مقام اثبات
ـ بین «مشروعیت» به مفهوم شرعی بودن و همین واژه به معنای قانونی بودن
ـ و موضوعات و موارد متعدد دیگر.
البته هر یک از موارد فوق جای بحث دارد و از حوصله این نوشتار خارج است، گرچه برخی از آنها استطراداً در مطالب آتی خواهد آمد.
4- عجیب و البته قابل انتظار اینکه برخی از اشخاص و روزنامههایی که این روزها و در این موضوع برای دفاع! از حضرت امام(ره) و جمهوری اسلامی سینه سپر کردهاند، پروندهای لبریز از هجمههای صریح و یا موذیانه علیه اسلام، انقلاب، راه امام و رهبری داشته و دارند، وضعیت روزنامهای که برای فقط یک روز توقیف شدن آن در چند سال قبل شخص جورج بوش صریحاً و فوری به میدان میآید و از آن دفاع میکند، روشن است. آیا ممکن است که این روزنامه و امثال آن برای منافع ملت عزیز ایران گام بردارند و غمخوار راه امام (ره) باشند و در عین حال فرد خونخوار و پست و ملعونی مانند رئیسجمهور آمریکا از آنها حمایت صریح کند؟
(قابل توجه وزارت اطلاعات و دستگاه قضایی و مسئولان دلسوز) و یا گروهک غیرقانونی و آمریکایی و مطرود حضرت امام(ره) در این ایام، سینه چاک دفاع از نظرات امام شده است(؟!) در این میان موضعگیری تند و بعضاً اهانتآمیز برخی از کسانی که در جرگه نیروهای طرفدار نظام شمرده میشوند، به بهانه اظهار ناراحتی از شکسته شدن حرمت امام(ره) قابل تاسف و تامل است چگونه است که طی سالهای اخیر که تحت عنوان اصلاحات! بدترین توهینها به حضرت امام(ره) آن هم به شیوههای گوناگون شد، دم فرو بستید؟
مگر دوستان نزدیک و حتی هم حزبی شما کاریکاتور بسیار توهینآمیز امام(ره) را در نشریه خود منتشر نساختند؟! شما چه کردید؟ مگر همفکران شما بسیاری از محکمات فرمایشات ایشان را علناً زیر پا نگذاشتند؟ شما چه کردید؟ و... و بالاتر از اینها اینکه: مگر در این سالها بدترین جسارتها توسط جبهه به اصطلاح اصلاحات شما آقایان به خدای تبارک و تعالی پیامبر مکرم اسلام(ص)، مولی امیرالمومنین(ع)، حضرت زهرا(س) حضرت سیدالشهدا، حضرت ولیعصر(عج)، احکام مسلم قرآن و صدها خیانت و جنایت دیگر واقع نشد؟ شما چه کردید؟
مگر شما در برخی از جلساتتان در سالهای پایانی دهه 60 (پس از رحلت امام(ره)، صریحاً نگفتید که فانی در بین مردم ریشه کرده است و دیگر نمیتوانیم کاری بکنیم، باید به سراغ آقای ..... برویم!! شما که طرفدار مردم هستید، چرا اینگونه سخن گفتید؟ مگر برخی از آن مواضع در آن جلسه شوم، خلاف شرع مقدس، قانون اساسی، فرمایش صریح حضرت امام(ره) به درد آمده است؟! برخی از شما آقایان با این وضعیت چگونه است که تحمل سخنان یک نظریهپرداز بزرگ اسلامی را ندارید؟! آیا واقعاً موضوع همین است که مطرح میکنید؟!
آیا شما واقعاً برای مردم ارزش قائلید؟ پس چرا سالها برخلاف خواستههای صریح و شفاف مردم که حتی با اعتراف خودتان همراه شد، عمل کردید؟! خواستههای واقعی مردم چه بود و شما چه کردید؟! شما واقعاً دلتان برای حرکت رای مردم سوخته است؟ چگونه باور کنیم؟ آیا شما اسلامشناس هستید و از مبانی فکری حضرت امام(ره) آگاهی دارید یا شخصیت عظیمالشانی که رهبر معظم انقلاب در مورد ایشان فرمودند:
الف- مبانی فکری اسلامی دست بزرگانی از قبیل آقای مصباح است. ب- بنده نزدیک به چهل سال است که جناب آقای مصباح را میشناسم و به ایشان به عنوان یک فقیه، فیلسوف، متفکر و صاحبنظر در مسائل اساسی اسلام ارادت دارم. ج- اگر خدای متعال به نسل کنونی ما این توفیق را نداد که از شخصیتهایی چون علامه طباطبایی و شهید مطهری استفاده کند، ما به لطف خدا این شخصیت عزیز و عظیمالقدر، خلا آن عزیزیان را در زمان ما پر کرده است. د- جناب آقای مصباح منبع فکر و اندیشه معارف اسلامی و حقیقتاً یکی از وجودهای مبارک و مغتنم در دوره ما هستند.
ه- و بالاخره این جمله که آن را با دقت بشنوید: یک نفر مثل جناب آقای مصباح که حقیقتاً این شخصیت عزیز جزء شخصیتهایی است که هم دلسوزان انقلاب و معارف اسلامی از اعماق دل بایستی قدردان و سپاسگزار این مرد عزیز باشند، مورد هجوم تبلیغات قرار میگیرد... حرف رسا و نافذ، منطق قوی و مستحکم هر جایی که باشد، آنجا را دشمن زود تشخیص میدهد چون حسابگر است، دشمن آنجا را میشناسد و به مقابلهاش میآید. با مرحوم شهید مطهری هم همین جور برخورد کردند.
بنابراین ابتدا سعی کنید مطالب تحریف نشده استاد را با حسن نیت مورد مطالعه قرار دهید و آن را به فهم خود نزدیک کنید، آنگاه اگر مشکلی بود با رعایت موازین اخلاقی و در چارچوب و روال مباحث کارشناسی نظر و سئوال خود را طرح کنید و بیش از این با دشمنان اسلام و مردم همنوا نشوید.
بررسی تطبیقی مواضع استاد و اندیشههای تابناک حضرت امام(ره) گرچه بیانات اعلام شده از سوی حضرت استاد دارای پشتوانه عمیق علمی چه از بعد نقلی و چه از زاویه عقلانی است اما به دلیل پرهیز از اطاله کلام و به جهت نوع موضعگیری منتقدان، در این بخش سعی میکنیم نظرات آیتالله مصباح که مورد اعتراض عده کمی از افراد واقع شده است و آن را خلاف دیدگاههای امام عظیمالشان اعلام می کنند از جهت تناسب آن با افکار و اندیشههای رهبر کبیر انقلاب مورد بررسی قرار دهیم تا روشن شود حقیقت چیست:
1- منشا مشروعیت ولایت فقیه و حاکم اسلامی نظر آیتالله مصباح
- مشروعیت حکومت فقط از طرف خدا است حاکم را خدای متعال تعیین میکند که این در واقع نظریه انتصاب است [توجه: واژه «مشروعیت» دارای دو معنا است یکی به مفهوم شرعی بودن و دیگری به معنای قانونی بودن و در این نوشتار عموماً به مفهوم نخست است.]
- حقیقت آن است که آنها [مردم در انتخابات ریاست جمهوری] دارند پیشنهاد میکنند و میگویند که ما این فرد را ]مثلاً] میخواهیم اما الامر الیکم شما باید نصب کنید نخواستی نصب نکن. اینکه حضرت امام میفرماید رئیسجمهوری منتخب بدون نصب رولیفقیه، طاغوت است یعنی همین.
اکنون ببینیم حضرت امام(ره) چه نظری دارند:
- خدا او [فقیه] را ولی امر قرار داده است. اسلام او را ولی امر قرار داده است (صحیفه نور، ج11، ص 133، 07/10/1358)
- ولایت فقیه یک هدیه الهی است. (همان، ج10، ص 8 و 9، 08/08/1358)
- قضیه ولایت فقیه چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد، ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است. همان ولایت رسولالله است، اینها از ولایت رسولالله هم میترسند. (همان، ج1، ص 26)
استاد معتقد است که دیگر مسئولان نظام هم مانند رئیسجمهور که منتخب مردم است، مشروعیتشان به واسطه نصب ولیفقیه [مستقیم یا غیرمستقیم] به اسلام برمیگردد. و اما نظر امام(ره) اگر رئیسجمهور به نصب ولیفقیه نباشد، غیرمشروع است، وقتی غیرمشروع شد، طاغوت است، اطاعت او اطاعات طاغوت است... طاغوت وقتی از بین میرود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود. (همان، ج9، ص253، 12/07/1358)
اگر رئیسجمهوری در مملکت اسلامی وجود پیدا بکند، این اسلام است که او را رئیسجمهور میکند، قانون خدا حکمفرما است. (همان، ج7، ص1 و4، 20/04/1358)
نتیجه بحث: در یکی از اساسیترین محورهای جنجال اخیر برعکس کسانی ک به استاد اتهام میزنند، نظر ایشان کاملاً با فرمایشات حضرت امام یکسان است. جالب اینجا است جناب آقای کروبی که این روزها فعالانه وارد صحنه شده است در مصاحبه با روزنامه شرق و به عنوان حمایت از امام(ره) و تخطئه آیتالله مصباح میگوید: «مشروعیت، فقط و فقط براساس رای مردم است»!! 7 حال ببینید کدام نظر با مواضع امام(ره) هماهنگ است!
2- وضعیت مقررات کشور از جمله قانون اساسی نظر آیتالله مصباح
- به نظر ما تمام مقرراتی که در کشور اسلامی ایران اجرا میشود، همه اعتبارش به امر ولایت فقیه و امضای او است. اگر بدانیم در جایی راضی نیست، هیچ اعتباری ندارد. اگر امام(ره) قانون اساسی را امضا نکرده بودند، حتی اگر تمام مردم هم رای میدادند هیچ اعتبار شرعی و قانونی نداشت و اکنون نظر مبارک امام راحل(ره) در این خصوص به غیر از آنچه در فوق بیان شد، خواندنی است.
- فقهای جامعالشرایط از طرف معصومین(ع) نیابت در تمام امور شرعی و سیاسی و اجتماعی دارند. (همان، ج19، ص 237، 01/08/1364)
- ایشان در نامهای خطاب به حضرت آیتالله خامنهای در تاریخ 16/10/1366 ضمن تشریح ولایت همه جانبه و مطلقه فقیه در تمام امور، حتی فراتر از چارچوب احکام اولیه اسلام مینویسند: حکومت میتواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است، در موقعی که قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، یک جانبه لغو کند و میتواند هر امری را چه عبادی و یا غیرعبادی که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن مادامی که چنین است جلوگیری کند. (همان، ج20، ص 451)
- اسلام، اطاعت فقیه را [بدون محدود بودن در اموری خاص] واجب داشته است. (همان، ج10، ص 44، 02/08/1358)
- ایشان خطاب به نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی [که منتخبان مردم هستند] میفرمایند: همه شما هم اگر چنانچه [در جریان تدوین قانون اساسی] یک چیزی بگویید که برخلاف مصالح اسلام باشد، وکیل نیستید، از شما قبول نیست، قبول نیست، ما به دیوار میزنیم حرفی را که برخلاف مصالح اسلام باشد. (همان، ج9، ص 12 و 53، 02/07/1358)
نتیجه بحث: ولایت چون مطلقه است (که در بازنگری قانون اساسی هم به آن تصریح شده) میتواند در تمام امور وارد شود و اطاعت فقیه واجد شرایط در هر موردی واجب است. اعتبار همه چیز به امضا و رضایت او است. جالب اینک فرمایش حضرت امام همان گونه که روشن است ـ اگر شدیدتر و با تاکید بیشتر از مواضع استاد نباشد، قطعاً کمتر نیست ولی با این وصف به آیتالله مصباح این گونه حمله میشود. در مورد قانون اساسی هم همین طور: استاد میگوید اعتبار قانون اساسی به امضا و رضایت ولیفقیه است ولی چنان که ملاحظه کردید حضرت امام(ره) همین معنا را با شدت و صراحت بسیار بیشتر مورد تاکید قرار میدهند.
3- نسبت بین جمهوریت و اسلامیت نظام
در واقع روی دیگر سکه در این مورد به یک معنا همان بحث مشروعیت و مقبولیت است، اسلامیت با مشروعیت و همچنین جمهوریت با مقبولیت متناظرند. نظر آیت الله مصباح هدف اسلام است و جمهوریت نقش قالب را دارد.
- جمهوریت قالبی است که در این زمان برای تحقق محتوا یعنی حکومت اسلامی در نظر گرفته شده است.
- مشروعیت حکومت از جانب شارع مقدس است اما تا کمک مردم نباشد، فعالیتهای اجتماعی و به طریق اولی کار حکومت به سامان نمیرسد. دولت سالم خواه اسلامی باشد و خواه سکولار باشد باید اتکایش به قدرت مرد باشد. 8
"نظر مبارک حضرت امام(ره):
- رژیم جمهوری اسلامی... تمام مقصدش این است که احکام اسلامی را در این کشور پیاده کند. (صحیفه نور، ج15، ص 107، 03/06/1360)
- این شکل حقوقی رژیم نیست که اهمیت دارد. بلکه محتوای آن مهم است. طبیعتاً میتوان یک جمهوری اسلامی را در نظر گرفت. جمهوری، فرم و شکل حکومت را تشکیل میدهد و اسلامی یعنی محتوای آن فرم که قوانین الهی است. (همان، ج2، ص 22 و 9، 01/07/1357 و ج4، 25/03/1358)
نتیجه بحث: چه فرقی بین مواضع استاد مصباح با حضرت امام(ره) وجود دارد که این گونه مظلومانه باید آماج هتاکیها و اتهامات قرار گیرد. آیا جز این است که باز هم جملات حضرت امام حتی از بیانات استاد شدیداللحن تر و صریحتر است؟
مواضع آیتالله مصباح کجا و تحریف اندیشههای الهی امام کجا! اتفاقاً افرادی که در این ایام از تحریف تفکرات امام(ره) سخن میگویند، خود خواسته دچار همین گناه بزرگ و جفا در حق امام(ره) شدهاند. جالب اینجا است که خرده گرفتهاند که چرا استاد میگوید در وصیت نامه شهدا تکیه روی اسلام است. توجه به نظر امام(ره) در این مورد هم خالی از لطف نیست: مردم برای جمهوری نمیآیند به شهادت برسند، مردم برای اسلام میگویند ما شهید میخواهیم بشویم الان هم میگویند، کفن میپوشند برای اسلام نه کفن برای جمهوری. (همان، ج11، ص 6 و 10، 10/10/1358)
عجیب این است که این آقایان از کجای مباحث فوق از حضرت استاد این گونه فهمیدهاند که ایشان مخالف جمهوریت و رای دادن مردم هستند؟ آیا این تحریفات جفا در حق امام(ره) و آیتالله مصباح نیست؟ مگر نه این است که ایشان تاکید دارند حضور مردم در صحنه برای انتخابات و.. ضروری است؟ آیا اینکه بگویند جمهوریت فرم و قالب است و امری لازم برای تحقق نظام اسلامی است، تائید و تاکید به رای مردم است یا عکس آن؟ اصولاً ایشان علاوه بر نکته فوق معتقدند که اطاعات از ولیفقیه در همه امور واجب است (مانند نظر امام ره) و لذا شرکت در کلیه رایگیریها نه تنها به حکم عقل که بیان شد بلکه یک تکلیف شرعی است. به این چند نمونه از بیانات ایشان در این مورد توجه کنید:
- باید بدانیم شرکت در انتخابات مثل نماز واجب است. 9
- اصل مشارکت در انتخابات یک واجب و تلاش برای شناخت کاندیدای اصلح واجب دیگری است. 10
- در فرهنگ اسلامی مشارکت و اهتمام به مصالح مسلمین واجب است و باید تلاش کنیم اصلح را تشخیص دهیم. 11
- «لا رای لمن لا یطاع»12 و امثال این فرمایشات همگی بیانگر نقش مردم در پیدایش حکومت الهی است، خواه حکومت رسولالله(ص) و امام معصوم(ع) و خواه حکومت فقیه در زمان غیبت باشد. 13 آیا این تهمت و ظلم نیست که در مورد حضرت استاد بگویند که آقای مصباح میگوید: مردم پشتیبان نظام نیستند و اصلاً هم این پشتیبانی مهم نیست!!14
خوانندگان نوشتار به وضوح میبینند سخنان و مواضع استاد با این اتهامات اصلاً هیچ تناسبی ندارد اما با تاسف میتوان ادعا کرد لااقل تعدادی از منتقدان که بعضاً هتاکانه سخن راندهاند، قطعاً در حق اسلام، نظام و ولایت فقیه، جفاهای بسیاری مرتکب شدهاند و برخی از آنها اساساً اعتقادی به آنچه بیان کردهاند، ندارند! چنان که مردم هوشیار ما حداقل بخشی از این رفتارهای نامناسب و گاهی خلاف شرع را مشاهده کردهاند. انشاءالله اگر توفیقی دست دهد، زوایای دیگری از مبحث را ادامه خواهیم داد.
در پایان ذکر دو نکته قابل توجه و تامل است:
1- در این آشفته بازار مطبوعاتی و سایتهای آنچنانی یکی از روزنامههای پرسابقه که خدمات زیادی هم به انقلاب اسلامی عرضه کرده است سخنی را از رهبر معظم انقلاب در موضوع مورد بحث که مربوط به اسفند ماه 1380 است، درج کرده 15 و با انتخاب یک تیتر و دو سرتیتر در صفحه نخست خود از یک سو و نگارش توضیحاتی به عنوان یادداشت در مقوله مورد بحث از سویی دیگر به قول خود تلاش کرده است که به این جنجالهای مطبوعاتی پایان دهد.
منتها دوستان عزیز ما در این روزنامه از این نکته نه تنها طرفی نبستند بلکه ناخواسته باعث شدند هیزم بیار معرکه شارلاتانیسم مطبوعاتی برای همان هتاکان شوند چرا که [با عرض معذرت] با انتخاب و چینش مطالب رهبر بزرگوار انقلاب در صفحه اول مترصدان فرصت طلب را با جسارت به سوءاستفاده از کلام مبارک معظم له برای مقاصد خود ترغیب کردند و عدهای هم که با حسن نیت سخنان گوهر بار رهبر عزیز انقلاب را ملاحظه نمودند.
با توجه به آنچه گفته شد و نوع تفسیر مستقیم و غیرمستقیم این روزنامه خودی بعضاً دچار ابهام شدند. در حالی که اگر کسی آشنا به مبانی فقهی و فکری اسلامی باشد، سخنان مقام عظمای ولایت را تنها تعبیر دیگری از بیانات امام(ره) و حضرت استاد خواهد دانست که در این نوشتار اجمالاً به برخی از گوشههای آن پرداختیم. امید است دوستان ما در آن مطبوعه با مطالعه مطلب حاضر، شناخت بهتری از مقوله ما نحن فیه پیدا کنند.
2- بسیاری از سران درجه یک جریانی که خود را اصلاح طلب میداند، نکات زیبایی را در چارچوب تفکرات حضرت امام در باب مشروعیت حکومت اسلامی، منشاء مشروعیت و رابطه آن با جمهوریت در سالهای حیات حضرت امام(ره) بیان کردهاند که منطبق با نظرات ایشان و استاد مصباح است که ذکر آنها در فرصت آتی جالب توجه خواهد بود. نکته مهم آنکه چرخش بعضاً یک صد و هشتاد درجهای برخی از این آقایان در سالهای اخیر در این مواضع جای داشته، سوال برانگیز است!