تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۹  ، 
کد خبر : ۶۹۰۲۱

تجربه جنگ سرد، تنش‌زدایی و امنیت ملی ایران


هنگامه شهیدی
روش متداول و تجربه شده نومحافظه کاران و به عبارتی کلی تر، حاکمان کاخ سفید در ادوار گوناگون برای توجیه رویکرد تهاجمی و مداخله گرانه خویش و تمهید «فشارهای چندلایه» علیه کشور و بازیگر هدف، طرح بهانه ها و اتهاماتی است که این رویکرد را موجه و مشروع نشان دهد. در این شیوه که هدف، توجیه تقابل است، مسوولیت و عواقب «وضعیت تخاصم آمیز» با استفاده از روش ها و تکنیک های «جنگ روانی» متوجه کشور و سوژه هدف می شود. چنین رویکردی طی دو سال منتهی به حمله ایالات متحده به عراق در مارس 2003 کاملاً مشهود است.
امریکایی ها با اتخاذ چنین رویکردی چند هدف اصلی را به طور همزمان مورد توجه قرار می دهند. در بعد داخلی، با بزرگ نمایی «تهدید دشمن»، تلاش می کنند از یک سو، افکار عمومی را برای هرگونه اقدام آماده و از سوی دیگر، نظر قانونگذاران کنگره را برای تامین هزینه های جنگی جلب کنند. در بعد خارجی و بین المللی، ایالات متحده با تکرار ادعاهای غیرمستند، سعی دارد ضمن تخریب وجهه کشور هدف، از آن چهره یی مخرب و چالش گر در «جامعه جهانی» ترسیم کند. در ابعاد چندجانبه، با تبلیغات و تهدید به استفاده از سازوکارهای سخت افزاری، سعی می کند جامعه جهانی و بازیگران منطقه یی را برای همراهی با سیاست های نرم افزاری و مهار کشور و بازیگر هدف، متقاعد و در برخی موارد مجبور کند. در بعد دوجانبه نیز تلاش امریکا در مرحله اول، مرعوب سازی و وادار کردن سوژه - بدون کاربرد ابزارهای نظامی - به «تغییر رفتار» و در مرحله دوم «تغییر رژیم» است.
مطالعه و واکاوی تجربه دوران «جنگ سرد»1 حاوی نکات راهبردی و آموزنده برای سیاستمداران و دولتمردان عصر حاضر است. یکی از شگردهای رایج امریکا در این دوران، «بزرگ نمایی توانایی ها و تهدیدات دشمن» بود. در ایالات متحده گروهی موسوم به «سلحشوران جنگ سرد» وظیفه داشتند با انتشار مطالبی در سطح رسانه های ارتباط جمعی، همواره افکار عمومی و نخبگان امریکایی را در معرض «تهدیدات ویرانگر» اتحاد جماهیر شوروی و کمونیسم قرار دهند. این سلحشوران با داستان سازی و جعل «اخبار فریب» بستر لازم را برای هرگونه اقدام، آماده می کردند.
طی چند سال اخیر با حاکمیت و تسلط کارشناسان دوران جنگ سرد در «دستگاه رهبری»امریکا (رایس در راس وزارت خارجه و رابرت گیتس در کسوت ریاست پنتاگون) شاهد بازتولید روش های مرسوم دوران جنگ سرد علیه کشورمان هستیم؛ که در کمال تاسف با «غفلتی استراتژیک»، شاهد برخی رفتارها و مواضع اعلامی هستیم که مقوم فرآیند «ایران هراسی» و «سیاست مهار» دشمنان و رقیبان ایران و جمهوری اسلامی است.
نویسنده در مقام انتقاد از دولت نیست؛ بلکه به عنوان پژوهشگر ایرانی که به سرنوشت و بالندگی این مرز و بوم می اندیشد و به ناعادلانه بودن سازوکارهای حاکم بر نظام بین الملل اذعان دارد، در تلاش است یافته های علمی و مطالعاتی خود را برای صیانت و اعتلای ایران و اسلام بیان کند.«هرزوگ» در کتاب «استقرار جنگ - صلح» در توصیف «واقع گرایی» به نقل از گوردون هارلند می نویسد؛ «واقع گرایی چیزی جز پذیرش این نکته نیست که حقایق سیاست، همان حقایق قدرت است و جواب زور، زور است و اینکه مبنای عملکرد تمام گروه ها و دولت ها، منافع فردی است.» (1963؛ ص88) «جان بیلیس» در کتاب «Contemporary Strategy :Theories and policies» در دفاع از «واقع گرایان» می گوید؛ «آنها با جهان خشن و بی رحمی که توصیف می کنند، موافق نیستند، بلکه آن را به شکل واقعیتی مسلم می شناسند؛ چیزی که قبل از هر نوع پیشرفتی باید مورد توجه قرار گیرد.» (1975؛ 14) «هانس مورگنتا» از بنیانگذاران مکتب واقع گرایی در کتاب «Politics Among Nations »نوشته است؛ «در حالی که از منظر عقلایی جهان معاصر کاستی های زیادی دارد، اما به هر حال نتیجه نیروهایی است که در طبیعت انسان وجود دارند. اصلاح دنیا مستلزم کار با این نیروهاست نه علیه آنها.» (1956 ؛ 4)
در هنگامه یی که منطق حاکم بر نظام بین الملل، «منطق قدرت» است، ضرورت و واقعیت دنیای معاصر ایجاب می کند تا ضمن خودباوری و حفظ «ارزش های ملی و حیاتی» با ارائه تعریف و «برآوردی واقعی» و پرهیز از «برآورد بیش از حد» از امکانات، محذورات، فرصت ها، «آسیب پذیری های ملی»2 و «تهدیدات ملی»3، مولفه های «قدرت ملی»4 خود و حریفان را شناخت و با تکیه بر «مزیت های نسبی» خودی، تمهیدات لازم و کافی را برای تامین و تضمین «امنیت ملی»، «منافع ملی»، «اهداف ملی»، «ارزش های ملی»5 و «اقتدار ملی»6 فراهم آوریم.
بر اساس نظریه «جوزف نای»7 «قدرت» دو بعد «نرم» و «سخت» دارد و «قدرت» به معنای توانایی تاثیرگذاری بر دیگران برای به دست آوردن نتیجه دلخواه است. «قدرت سخت» از طریق اجبار و تطمیع (سیاست چماق و هویج) و «قدرت نرم» از طریق همکاری و جذب افراد اعمال می شود. بر اساس واقعیات موجود، اکثر صاحب نظران بر این باورند که «مزیت های نسبی» جمهوری اسلامی ایران در مقایسه با ایالات متحده امریکا، در بعد «نرم افزاری قدرت» است، نه جنبه «سخت افزاری» آن. در چنین هنگامه یی به نظر می رسد اهتمام جدی به «سیاست تنش زدایی» و رعایت الزامات آن، تامین کننده منافع، امنیت و مصالح ملی ایران در کوتاه، میان و بلندمدت خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات