* آقای خرم !واقعیت این است که درخواست تشدید فشارها علیه ایران اگر از سوی اوباما به گروه 1+5 ارایه شود، بسیار راحت تر از طرح آن توسط دولت بوش به توافق جمعی می رسد، اما ظاهراً بوش تمایل زیادی دارد که قبل از ترک کاخ سفید، اقدام دیگری را علیه ایران شکل دهد. در شرایط موجود، چقدر ممکن است این حرکت به نتیجه برسد؟
** قطعاً دولت بوش علاقه دارد هر کاری که از دستش برمی آید در دو ماه باقی مانده انجام دهد و تیم باراک اوباما هم که در مخالفت با رویکردهای نظامی گزینه حمایت از تحریمها و فشارهای اقتصادی را مطرح کرده، مشکلی با این اقدام بوش ندارد. در نتیجه، دست دولت فعلی برای انجام حرکتی جدید، باز به نظر می رسد.دیگر اعضای گروه 1+5 هم وضع مشخصی دارند. اعضای اروپایی که همچنان دنباله رو آمریکا هستند و بسیار مایلند اوباما هم به جورج بوش دیگری در این عرصه بدل شود، این مشخصاً تمایل فرانسه و انگلستان است.
اما در مورد روسیه و چین وضع متفاوت است و آنها مایل نیستند بی جهت متن دیگری تصویب یا رد شود، بلکه اگر در این مقطع نتوانند هیچ امتیاز دندان گیری از آمریکا بگیرند، هیچ انگیزه ای در همراهی با اقدام دیگری علیه ایران ندارند.بنابراین، باید گفت اگر جلسه وزرای خارجه گروه 1+5 در آینده برگزار شود، نتیجه آن بستگی تام به این دارد که قبل از آن چه توافقهای حاشیه ای در جلساتی مثل نشست امروز در پاریس یا دیدارهای دو جانبه مثل سفر برنر به مسکو با هم داشته باشند.
اما یک نکته مهم دیگر در زمینه موضوعی کاملاً متفاوت است که می تواند بر سیاستهای هسته ای آمریکا علیه ایران اثر بگذارد و آن تمایل ویژه بوش به اجرایی کردن بحث تشکیل دفتر حافظ منافع در ایران است.
در واقع، این تردیدی است که آمریکا برای مقابله یا اثرگذاری با مخالفتهای جدی در ایران مقابل تشکیل دفتر حافظ منافع این کشور و عبور از این موانع، بخواهد فشارهای بیشتری را به ایران وارد کنند تا ایران را به عقب نشینی و پذیرش این مسأله وادار کند. امروز طیفی از تحلیلگران معتقدند بوش در حال انجام این کار است.
* اما به لحاظ عرف سیاسی دولت در حال رفتن، علی القاعده، اقدام سلبی یا ایجابی که دست رئیس جمهور آتی را ببندد و او را محدود کند، نباید انجام دهد در حالی که اوباما ایده مذاکره با ایران را مطرح کرده، اقدامهایی که ناراحتی یا واکنش تهران را برانگیزد، ممکن است سدی در برابر ایده اوباما ایجاد کند!
** این مسأله را جور دیگری هم می توان دید. شاید اگر بوش اقدامهای جدیدی را قبل از ترک قدرت انجام دهد، بتواند بازی را برای اوباما ساده تر کند.از این منظر که تلخی ها و تندیها قبلاً انجام شد، و اوباما با این ژست می تواند وارد عرصه شود که وضعیت را بهبود بخشد. در واقع، با این حرکت آمریکا، اهرمها برای ورود اوباما به بازی و اعمال فشار به ایران برای همکاری و همراهی آماده شود.
* یعنی می توان گفت آنچه در حال انجام و شکل گیری است، ممکن است نتیجه اش پس از تحویل قدرت توسط اوباما مشخص شود.
** بله !در واقع به جای آنکه اوباما خود بازی تشدید فشارها به ایران شود، بوش این وظیفه را انجام می دهد و اوباما هنگامی که وارد میدان شود، امکان بیشتری برای معامله یا بازی با ایران خواهد داشت. بنابراین، نباید به طور قطع گفت که این اقدام بر خلاف نظر و دیدگاه اوباما و تیم اوست.البته تأکید دارم که این هم یک احتمال است و ممکن است در وجه مقابل، بوش عامدانه کله شقی می کند تا دست اوباما را هم ببندد و آن گونه که شما گفتید، با تحریک ایران بازی او را بر هم بزند اما این دو گزینه به یک اندازه محتمل هستند.
* با این حال، آمریکا ابزارهای اقناعی جدی و جدیدی برای همراه کردن دیگر کشورها با خود ندارد؛ اگر چه مواضع البرادعی تا حدی پس از پیروزی اوباما متغیر بوده و خواستار وارد کردن ایران به مذاکره وهمکاری شده است، در حالی که نهادهای تحقیقاتی در خود آمریکا در همین مدت اسناد مطالعات ادعایی آمریکا علیه ایران را زیر سؤال برده اند. در این شرایط، بوش با چه برگی قصد بازی دارد؟
** اگر از این منظر نگاه کنیم که موضوع از مدت مسؤولیت بوش گذشته و او باید مسؤولیت را به جانشین خود واگذار کند؛ اگر آمریکا بخواهد با ایران وارد مذاکره شود، سعی می کند قبل از این کار، دست خود را پر کند.یعنی اهرمها و ابزاری را علیه ایران داشته باشد که آن را به کار گیرد. بنابراین، حتی اگر هیچ چیز وجود نداشته باشد، آنها خواهند ساخت واگر رنگ و لعاب دقیقی دارد، آن را غلیظ خواهند کرد. بنابراین، نباید تعجب کرد اگر آنها اتهامها و ادعاهایی را در صحنه بین الملل علیه ما مطرح کنند یا به آن دامن بزنند.