دکتر سیدجلال ساداتیان، کارشناس مسایل بین الملل در تشریح روابط بین اتحادیه اروپا و آمریکا با اشاره به پیشینه تاریخی این روابط می گوید: پس از فروپاشی شوروی بود که اروپایی ها تشکیل خانه مشترک اروپایی را مطرح کردند و با کمک گورباچف در پی ائتلاف و اتحاد مستحکمی بودند که بتوانند اتحادیه اروپا را از قوام بیشتری در مقابل آمریکا برخوردار کنند.
وی ادامه داد: این در حالی بود که پس از فروپاشی شوروی، اروپایی ها شاهد جریانهایی در شبه جزیره بالکان و رخدادهای کوزوو بودند، بر این اساس آمریکایی ها فرصت را غنیمت شمرده و وارد میدان شدند و استدلال آنها نیز این بود که شما (اروپایی ها) قادر به برقراری امنیت نیستید.
وی افزود: در حالی که فرانسویها ادعای دفاع اروپایی را مطرح می کردند، آمریکایی ها با تحقیر اروپایی ها به روسها در فرودگاه سارایوو اجازه تکان خوردن ندادند و سفارت چین را که در این قضیه وارد شده بود بمباران کردند و بعدها ادعا کردند اشتباه شده است.
ساداتیان خاطرنشان می کند: با توجه به این رویدادها اروپایی ها تلاش کردند استقلالشان را با توسعه اروپا، یارگیری بیشتر، ملزم کردن کشورها، توسعه پولی و توسعه سیاست خارجی با تعیین وزیرخارجه اتحادیه اروپا استحکام ببخشند و سیاست خارجی یکسانی را اتخاذ کنند هر چند، هر کشور اروپایی استقلال خاص خودش را دارد برای نمونه شاهدیم انگلیس در پیوستن به پول واحد اروپایی (یورو) مقاومت می کند.
این کارشناس مسایل بین الملل می گوید: روسیه نیز به عنوان کشوری نیمه اروپایی درصدد است اروپایی ها را تحریک کند و در مقابل آمریکایی ها قرار دهد. بخصوص در بحران سپر موشکی آمریکا در لهستان و جمهوری چک نیز شاهد بودیم روسها گفتند ما اروپا را هدف قرار می دهیم و اروپایی ها نیز در واکنش به تهدید روسیه مدعی شدند در کالین گراد سپر موشکی خود را مستقر می کنند.
ساداتیان می افزاید: در این کشمکش است که اروپایی ها از یک سو در وحدت با آمریکا در ناتو و هم در رقابت با آن قرار دارند. به ویژه در مسأله عراق نیز شاهد بودیم که نیروهای انگلیسی، ایتالیایی و اسپانیایی در کنار نیروهای آمریکایی وارد صحنه شدند.
این استاد دانشگاه می گوید: بر این اساس، اروپایی ها در قالب اتحادیه اروپا و نیز در قالب کشورهای مستقل رقابتهای نظامی و سیاسی خود را با آمریکا بخصوص در حوزه خاورمیانه نشان می دهند. در مدت ریاست جمهوری بوش، وی با قلدری و قدرت هژمونیک خاص خود، کم اعتنایی خودش را نسبت به همپیمانان سابقش (اروپایی ها) نشان داد.
وی با اشاره به تحولات جدید در عرصه ریاست جمهوری آمریکا معتقد است: اروپایی ها با شکل گیری وضعیت جدید خواستار آن هستند که حوزه عمل بیشتری داشته و مشارکت فعالتری با آمریکا داشته باشند.
با آمدن اوباما اروپایی ها امیدوارند، سیاستهای نرم تری از سوی دموکراتها در برابر آنان در پیش گرفته شود به طوری که حوزه نفوذ و توسعه فعالیتشان افزایش یابد.
ساداتیان ادامه می دهد: اگر تاکنون راهبرد آمریکا بر این مبنا بود که مقداری سیاست یکجانبه گرایانه خود را حفظ کند، اما شرایط بحرانی که اکنون در خاورمیانه به وجود آمده برای بازگشت شرایط در افغانستان، عراق و فلسطین اروپایی ها انتظار داشتند نقش بیشتری به آنان داده شود. اروپایی ها می خواهند زمینه هایی به وجود آید که بتوانند حوزه فعالیتشان را افزایش دهند.
این کارشناس مسایل بین الملل در پایان می گوید: در شرایط کنونی که روسیه فعالتر شده و اوضاع با اواخر دهه 90 و اوایل سال 2000 متفاوت شده و نیز آرامش نسبی که آمریکا در آن قرار داشت دچار تزلزل شده، آمریکا مجبور است بخصوص در رقابت با روسها، به اروپایی ها نقش بیشتری دهد.
اوباما و فرصت جدید اروپاییها
دکتر ناصر دهقانی کارشناس مسایل بین الملل نیز درباره احتمال تغییر برخی سیاستهای آمریکا در قبال اروپایی ها می گوید: در دوران بوش شاهد سیاستهای یکجانبه گرایانه دولت آمریکا در جهان بودیم، به خصوص در خاورمیانه و جنگ عراق و فلسطین از رویدادهایی است که آمریکا به صورت یکجانبه و مستقل از اروپایی ها رفتار کرد.
وی ادامه می دهد: در عراق نیز شاهد بودیم با وجود موافق نبودن همه اروپایی ها و شورای امنیت سازمان ملل، کشورهای اروپایی با تهاجم آمریکا به عراق موافق نبودند، اما آمریکایی ها به صورت یکجانبه و بدون توجه به جلسه شورای امنیت به عراق حمله کردند و فقط لندن در آن مقطع با آمریکا همکاری کرد.
دهقانی می افزاید: بدین ترتیب آمریکایی ها به عراق، نفت این کشور، بازار تسلیحات، بازار صنایع و بازسازی صنعت این کشور به عنوان یک غنیمت می نگریستند و از آنجا که اروپایی ها در این میدان وارد نشده بودند می گفتند، نتیجه جنگ و غنیمت جنگ از آن ماست.
این استاد دانشگاه معتقد است: به نظر می رسد، سیاست یکجانبه گرایانه آمریکا سبب عقب ماندن اروپا و محروم شدن اروپایی ها از بسترهای اقتصادی مختلف در تمامی نقاط دنیا شده است و بر سر کار آمدن اوباما به عنوان رئیس جمهور جدید آمریکا می تواند این معنی را به همراه داشته باشد که هر وضعیتی به جز شرایط موجود برای اروپایی ها مطلوبیت دارد.
وی پیش بینی می کند: اوباما به عنوان نماینده حزب دموکرات در رویارویی با موضوعات گوناگون مانند فلسطین، سازش اعراب و ایران هسته ای با اروپایی ها تعامل بیشتری خواهد داشت.
دهقانی می گوید: این اشتراک موجب شکل گیری همکاری و مشارکت بیشتری میان دو قاره می شود و اروپایی ها با روی کار آمدن اوباما خواهان شکل گیری شرایط جدید و فرصت جدیدی هستند.
وی ادامه می دهد: بوش و جمهوری خواهان به مسایل مختلف جهان با چشم نظامی - امنیتی می نگریستند، اما اروپایی ها علاقه مند هستند، مسایل جهان را از بعد سیاسی - اقتصادی حل کنند و همین نکته، فصل مشترک همکاریهای آمریکای جدید و اروپا خواهد بود.