تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۹  ، 
کد خبر : ۶۹۱۸۵
سیاست خارجی و دنیای پرتلاطم‌

اوباما و سیاست خارجی آمریکا


 دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور
انتخاب باراک اوباما بعنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور آمریکا، بی‌تردید تحولی بزرگ، شگفت‌انگیز و معنی‌دار در عرصه مناسبات داخلی آمریکاست. ویژگی‌های فردی و سوابق خانوادگی، نژادی و اداری، متن پرشکاف کنونی جامعه آمریکا و شرایط به غایت پیچیده، بغرنج و پرچین سیاست بین‌الملل، انتخاب اوباما را نسبت به سایر انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، متفاوت می‌سازد. این انتخابات، معنا و مفهوم خاصی به همراه می‌آورد. معنای آن در عرصه مناسبات مربوط به نئومحافظه‌کاران است که می‌خواستند دنیای جدیدی را براساس دیدگاه‌های خود و با استفاده از قدرت نظامی آمریکا مهندسی کنند. آنها نه تنها به اهداف خود نرسیدند، بلکه شکست‌ها و ناکامی‌های آنها، بحران‌هایی برای آمریکا آفرید که چندان مورد مشابهی را برای آنها نمی‌توان در تاریخ معاصر آمریکا یافت. در پی پندارها، گفتارها و کردارهای نئومحافظه‌کاران، آمریکا در دنیا با بحران جدی مشروعیت و مقبولیت بین‌المللی روبرو شد و نئومحافظه‌کاران نتوانستند چالش ایجاد شده و نرم‌افزاری در نگاه جهانیان به آمریکا را مدیریت کنند و علیرغم اختصاص میلیاردها دلار برای امور رسانه‌ای، تبلیغاتی و دیپلماسی عمومی، وجهه جهانی آمریکا آسیب دیده باقی ماند.
انتخاب اوباما، با در نظر گرفتن ویژگی‌های فردی و مخصوصا ریشه‌های مهاجرتی، سیاهپوست بودن و آفریقایی تبار بودن، به خودی خود بسیاری از چالش‌های نرم‌افزاری آمریکا در جهان را حل می‌کند. بعبارت دیگر، با انتخاب آمریکا و بدون هزینه، بخشی از چهره آمریکا در انظار جهانیان دگرگون شده و این خود یکی از پی‌آمدها و دستاوردهای انتخاب اوباما از نظر سیاست خارجی است. پدیده فوق در پیوند با بعد دیگر سیاست خارجی آمریکا و برآمدن اوباما قرار می‌گیرد و آن نیاز به تغییر در سیاست خارجی آن کشور است. شعار محوری اوباما تغییر است. این شعار، سیاست خارجی را نیز در برمی‌گیرد، ولی سوال این است که اوباما چه اندازه می‌تواند تغییر ایجاد کند؟ در پاسخ باید گفت که سیاست خارجی آمریکا، برآیند نیروهای گوناگونی است که بعضا بسیار ساختاری و جاافتاده و برخی نیز محصول شرایط و موقعیت‌های در حال دگرگونی ، در پاسخ به رخدادها و جریان‌های بیرونی هستند، اما در این میان، ایده و اندیشه سیاستگذاران و سهم آنها در تعیین جهت و سکانداری دستگاه دیپلماسی آمریکا، حائز اهمیت است.
به عبارت دیگر، سیاست خارجی آمریکا نتیجه کنش و واکنش بین ساختارها، متن‌های متحول سیاسی، ایده‌پردازی‌ها و نحوه رفتار نهادهای بوروکراتیک است. با این دید، اوباما نخواهد توانست برخی از بنیادهای ساختاری سیاست خارجی آمریکا را دگرگون کند و اصلا بنایی هم در این رابطه ندارد. او مهاجرزاده‌ای است که به موقعیت متولی سیستم رسیده است. او نه قصد دارد و نه می‌تواند چارچوب‌های بنیادین سیاست خارجی را دگرگون سازد. تکیه بیش از حد به تغییر، در عین حالی که تا به حال برای جلب آراء، یکی از نقاط قوت اوباما محسوب می‌شد، از این به بعد می‌تواند نقطه آسیب‌پذیری وی قلمداد شود. او نخواهد توانست همه انتظارات مربوط به تغییر را برآورده کند. ذکر دو نکته مستند در اینجا سودمند است.
یکی مقاله‌ای است که او بیش از یک سال پیش در بحبوحه و گرماگرم مبارزات انتخاباتی در شماره ژوئیه و اوت 2007 (مرداد و شهریور 1386 ) در مجله معروف امور خارجی ‌‌Foreign Affairs با عنوان <دوباره برپایی رهبری آمریکا> درج کرد. متن و محتوای این مقاله اوباما نشان می‌دهد که در ارزیابی تهدیدات جهانی علیه آمریکا، او هیچ تفاوتی با دیگر نخبگان آمریکایی ندارد و ارزیابی‌های اجماعی نخبگان سیاست خارجی را تغییر نخواهد داد. تفاوت او در شیوه‌های اجرایی و تاکتیکی است، نه بنیادهای استراتژیک. مورد دوم، سخنرانی پیروزی او بعد از اعلام دستیابی به اکثریت آراء در شامگاه سه‌شنبه چهارم نوامبر (14 آبان 1387) در شیکاگوست. او با ظرافت خاصی گفت که انتظارات از او به حدی است که شاید در یک دوره ریاست جمهوری، قابل تحقق نباشد.‌
اما آنچه که ذکر شد، بدین معنی نیست که اوباما سیاست خارجی آمریکا را بدون تغییر ادامه خواهد داد. اوباما علیرغم فقدان تخصص و تجربه سیاست خارجی، یکی از قوی‌ترین تیم‌های سیاست خارجی را در دوران مبارزات انتخاباتی گردآورد. همراهی ژوزف بایدن، مرد کهنه‌کار سیاست خارجی کنگره بعنوان کاندیدای معاونت ریاست جمهوری، در کنار افرادی نظیر <سوزان رایس‌> ‌Susan Rice و <آنتونی لیک‌ > ‌Anthony Lake، مادلین آلبرایت و همچنین بهره‌مندی از پیران سیاست خارجی دمکرات‌ها نظیر برژینسکی و شاید مهم‌تر از همه، تمایل اوباما به گوش دادن به مشاورین، روشن‌کننده این واقعیت است که سیاست خارجی اوباما نسبت به بوش، متفاوت، متحول و حرفه‌ای‌تر خواهد بود. در دستورالعمل سیاست خارجی او، فهرستی طولانی از موضوعات، مشکلات و بحران‌ها قرار دارد، ولی به نظر می‌رسد که او در مسیر هدایت سیاست خارجی، چندجانبه‌گرا، هماهنگ‌تر با متحدین اروپایی، نرم‌افزاری‌تر و منسجم‌تر خواهد بود.‌
آیا اوباما می‌تواند سیاست خارجی آمریکا را بهینه و سامان‌یافته کند؟ جواب چندان روشن نیست. هرچه هست، برآمدن او، تحولی در سیاست خارجی آمریکا و چالشی برای دیگر بازیگران بین‌المللی است که با انبانی از بیم و امید، از آمریکا می‌خواهند که مسیر و جهت دیگری را در سیاست خارجی برگزیند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات