تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۴  ، 
کد خبر : ۶۹۲۴۹

پیامدهای انتخاب اوباما بر ایران


انتخاب اوباما به عنوان اولین رئیس جمهور رنگین پوست امریکا بیش از هر چیز بیانگر شکست نومحافظه کاران در دوران ریاست جمهوری جرج بوش است. در دوره جرج بوش عظیم ترین بحران مالی 80 سال گذشته امریکا اتفاق افتاد که این بحران به سراسر جهان گسترش یافته و بازارهای سهام را نیز به سقوط کشانید. این بحران هم اکنون در حال تحت تاثیر قرار دادن حجم تولیدات جهانی و افزایش روند بیکاری و نیز نرخ تورم کالاها است.بسیاری از سران کشورهای جهان در پی آنند که با تدابیری مناسب از گسترش این بحران و تبدیل آن به یک بحران اقتصادی وسیع جلوگیری کنند. هم اکنون رقم بیکاران امریکا به بیش از شش میلیون نفر افزایش یافته و رکود اقتصادی، دامنگیر امریکا و برخی از کشورهای دیگر شده است. سیاست نظامی گری بوش موجب شد علاوه بر زمینگیر شدن ارتش امریکا در افغانستان، عراق و خلیج فارس سالانه بیش از 700 میلیارد دلار از درآمدهای مردم امریکا صرف هزینه های نظامی این کشور شود.در این شرایط اوباما با سر دادن شعار «تغییر» امیدی را در دل بسیاری از رای دهندگان امریکایی اعم از دموکرات و جمهوریخواه پدید آورد تا بتواند اعتبار از دست رفته امریکا در دوران جرج بوش را باز سازی کرده و ایالات متحده را از سراشیبی سقوط نجات دهد.
انتظار از انتخاب اوباما
روی کار آمدن رئیس جمهور جدید در امریکا، طبیعتاً انتظار تغییر در سیاست های شکست خورده ایالات متحده را فراهم می آورد. یکی از مناطقی که بیش از هر جای جهان در دوران محافظه کاران جدید، آماج حملات و اهداف امریکا قرار داشت، منطقه جهان اسلام و کشورهای خاورمیانه بود. بنابراین انتظار برای تغییر راهبردها و روش های امریکا تبدیل به یک آرزو و مطالبه برای مردم این منطقه شده است. شاید بتوان گفت بر اساس چنین انتظاری بود که بسیاری از مردم کشورهای مسلمان و آفریقا در انتظار سپری شدن دوران وحشت زای بوش و وزیدن هوایی تازه بودند و در نظرسنجی ها تمایل بیشتری به روی کار آمدن نماینده دموکرات ها نشان می دادند. ایران هم از این پدیده مستثنی نیست. بسیاری از ایرانیان که نگران یک تهاجم نظامی از سوی جرج بوش در دوران حاکمیت نومحافظه کاران بر کاخ سفید بودند، حال احساس می کنند با روی کار آمدن چهره یی سیاه در کاخ سفید، این خطر برطرف شده و ابرهای تیره تهاجم نظامی احتمالی از فراز خاک ایران، دور شده و حتی چشم اندازی از تغییر احتمالی سیاست های امریکا را در پیش رو می بینند.اصولاً همه کشورهای جهان از نظر تعامل با سایر کشورها و ملت ها در چندین محیط امنیتی متفاوت زندگی می کنند که گستره هر کدام از آنها با یکدیگر فرق می کند. در تعریف عملیاتی محیط، گفته می شود «محیط آن چیزی است که روی ما اثر دارد و ما باید آن را مدیریت کنیم.»به بیان دیگر محیط همیشه در تعریف یک سیستم معنی و تبیین می شود. از این رو می توان گفت «محیط آن چیزی است که روی هر سیستم اثر مشخصی داشته باشد و هر سیستم نیاز به کنترل و مدیریت آن دارد.»
تجدیدنظر در دیدگاه‌های آمریکا
سه حادثه بزرگ در قرن بیستم باعث شد امریکا به سمت تجدید نظر در دیدگاه های منطقه یی و جهانی خود و نیز تغییر رویکرد در شکل دهی و مدیریت جهانی، به سمت یکجانبه گرایی و برقراری نظام هژمونیک در جهان پیش برود. این سه رویداد عبارت بودند از:
1- پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 هجری شمسی.2- فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1369 هجری شمسی.3- و نهایتاً حادثه حمله به برج های دوقلو در20 شهریور سال 1379 هجری شمسی. اگر چه تا قبل از فروپاشی شوروی، نظام موازنه وحشت و جنگ سرد بین نظام دوقطبی شرق و غرب برقرار بود، اما به محض فروپاشی بلوک شرق و از بین رفتن پیمان ورشو، امریکا خود را برابر فرصت بی نظیری یافت که باید از آن بهره می گرفت لذا درصدد شکل دهی به محیط بین المللی جدید برآمد تا خود در راس هرم قدرت جهانی قرار بگیرد. بنابراین ایالات متحده، سیاست یکجانبه گرایی را در مسائل بین المللی در پیش گرفت و تلاش کرد نظامی تک قطبی را در جهان شکل دهد. حادثه 11 سپتامبر فرصتی مناسب و فضای بیشتری را برای اجرایی کردن سیاست های امنیتی امریکا در جهان ایجاد کرد. در این حال رئیس جمهور امریکا و نومحافظه کاران تلاش کردند از این فرصت و فضای ایجادشده، بیشترین استفاده و بهره را ببرند. آنها به افغانستان لشکرکشی کرده و حکومتی همسو با خود را در آن کشور به وجود آوردند سپس به عراق حمله کرده و آن کشور را به اشغال نظامی درآوردند.پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و گسسته شدن حلقه اصلی پیمان سنتو و در نتیجه بروز شکاف در سیاست «سد نفوذ» امریکا در برابر توسعه شوروی، بزرگ ترین ضربه را بر پیکره سیاست جهانی و منطقه یی امریکا وارد ساخت. از این رو، امریکا تلاش های گسترده یی را در طیف های سخت، نیمه سخت و نرم برای برقراری مجدد نظام دوران جهان دو قطبی به عمل آورد. از 1980 تا کنون، سیاست های کلی امریکا در مورد ایران، تقریباً ثابت مانده و تنها تاکتیک های اجرایی آنها یا سیاست های اجرایی آنها، دارای فراز و نشیب هایی بوده است. چه در زمان حاکمیت دموکرات ها و چه در زمان حاکمیت جمهوریخواهان، برخورد و تضعیف جمهوری اسلامی ایران در دستور کار سیاست خارجی دولت امریکا قرار داشته است. به ویژه پس از دست یافتن نومحافظه کاران به قدرت، سیاست های امریکا برابر ایران از عدم انعطاف، خشونت و شدت بیشتری برخوردار شد و بیشتر رنگ و بوی سخت افزاری و نظامی به خود گرفت.
پیامدهای روی کار آمدن اوباما
آنچه در اینجا مهم و مورد توجه است، بررسی رویکرد ها و سیاست های اوباما برابر جمهوری اسلامی ایران است که باید با شعارهای انتخاباتی او و نیز شعار محوری «تغییر» وی، همخوانی داشته باشد. اوباما در سخنرانی های انتخاباتی خود از گفت وگوی بدون پیش شرط با ایران سخن گفته است. گرچه او بعداً تا حدی این گفته خود را تعدیل کرد ولی به هر حال این سخن وی با سیاست محوری «نیاز به تغییر» او نیز تناسب دارد. البته راهبرد مشترک اوباما و مک کین در موضوع هسته یی ایران، «اعمال فشارهای هرچه بیشتر» بر ایران بوده است. اما تفاوت آنها در روش های اجرایی و تاکتیک های مورد نیاز برای اعمال این سیاست است. اوباما در جریان مبارزات انتخاباتی خود بارها تاکید کرد که تاکتیک جمهوریخواهان، کم بها دادن به تاثیر فشار اقتصادی و تلاش برای استفاده از تهدید نظامی علیه ایران بوده است. برای بررسی پیامدهای انتخاب اوباما بر محیط ملی ایران، لازم است چندین محور اساسی مورد توجه و بررسی مختصر قرار گیرند.
واقعیات موجود در انتخاب اوباما
همان طور که قبلاً ذکر شد، در انتخاب اوباما به ریاست جمهوری امریکا، چندین واقعیت در حال حاضر وجود دارد که توجه به آنها می تواند زمینه بهتر تحلیل و نتیجه گیری را فراهم آورد.1- اوباما رئیس جمهوری قانونی و نسبت به بوش مقبول است و اقبال عمومی امریکاییان در جریان مبارزات انتخاباتی، این مقبولیت را رقم زده است.2- حداقل تا این مقطع، وی در سطح افکار عمومی جهانی، نسبتاً مورد توجه است یا به بیانی دیگر، منفور افکار عمومی جامعه جهانی نیست. در حالی که انتخاب بوش از چنین مزیتی برخوردار نبود. استقبال افکار عمومی بسیاری از کشورهای جهان از انتخاب وی، خود بیانگر این محبوبیت نسبی است.3- با شعارهایی که وی در جریان انتخابات خود داده است، انتظار تغییر از سوی وی در تمام سیاست های امریکا به خصوص در سیاست خارجی و سیاست های نظامی گرایانه وجود دارد.
4- او چهره یی نرم و صلح طلب از خود در افکار عمومی به نمایش گذاشته است و لذا امید به توسعه صلح و امنیت جهانی در چنین شرایطی افزایش یافته است.5- وی سیاست خود را در مورد مسائل جهانی، مبتنی بر مذاکره و گفت وگو، حتی با دشمنان امریکا، قرار داده است. 6- می توان گفت اوباما تا این مرحله از انتخاب خود نیز، اعتبار و حیثیت امریکا را تا حدی در سطح جهان افزایش داده است.7- احتمال عملیات نظامی و جنگی امریکا در جهان کاهش یافته است. سیاست به ظاهر نرم اوباما، نویدی بر چنین احتمالی در آینده است. اصولاً در شرایط فعلی هر کس رئیس جمهور امریکا می شد، امکان انجام جنگ جدیدی در سطح جهان را در توان نظامی امریکا نمی دید بنابراین اوباما تلاش کرده است با ارائه تصویری از خود به عنوان سیاستمداری منطقی و طرفدار مذاکره، استفاده از اهرم نظامی برای حل چالش های جهانی را کنار بگذارد. همین نکته باعث شده مردم خسته از جنگ و تنش آفرینی دوران بوش را به خود جذب کند. طبیعتاً اوباما قادر خواهد بود از این ظرفیت مثبت ایجاد شده در افکار جهانیان به سود دیپلماسی جدید امریکا استفاده کند.
سیاست‌های آمریکا در برابر ایران
در مجموع می توان گفت، سیاست های امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در چند محور کلیدی زیر خلاصه می شود.1- جلوگیری از دستیابی ایران به قابلیت ها و ظرفیت های رسیدن به سلاح هسته یی در ابعاد گوناگون نرم افزاری، فناوری و سخت افزاری به گونه یی که ایران از توسعه تاسیسات هسته یی صلح آمیز خود به منظور اعتمادسازی دست بردارد.هدف اصلی امریکا در این مقطع، جلوگیری از غنی سازی اورانیوم در داخل کشور است. لذا شورای امنیت موضوع هسته یی ایران را از روند فنی آن خارج کرده و آن را به یک پرونده سیاسی و امنیتی تبدیل کرده است.2- ایران نباید به قدرتی برتر از اسرائیل در حوزه نظامی خاورمیانه تبدیل شود. در این رابطه، امریکا درصدد جلوگیری از قابلیت های موشکی ایران و محدودسازی حوزه نفوذ و قدرت آن در منطقه است.3- ایران باید با نظام بین الملل در مسائل منطقه یی و جهانی همکاری کند.یکی از ارکان این مساله همکاری با امریکا در مبارزه با تروریسم بر اساس تعریف امریکایی ها از تروریسم است.
4- ایران باید با ارزش های امریکایی یعنی آزادی و دموکراسی هماهنگ باشد. مهم ترین مصداق این سیاست امریکا، هدف قرار دادن مسائل داخلی ایران در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و.... است.
سیاست‌های اصولی ایران
از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران معتقد است باید در برابر نظام سلطه جهانی ایستادگی کرده و اصول ذیل را رعایت کند.1- قوی ساختن ایران در برابر نظام سلطه جهانی .2- اجرای دیدگاه های اسلامی در کشور و نپذیرفتن افکار مغایر با اصول اسلامی .3- قرار گرفتن در کنار مظلومان دنیا و مخالفت با ظلم جهانی .4- مخالفت با اسرائیل به عنوان مظهر تروریسم دولتی.5- داشتن روابط حسنه با همه کشورهای دنیا به جز رژیم اشغالگر قدس.6- ایجاد وحدت بین مسلمانان به منظور ایجاد یک قدرت اسلامی در بین قدرت های جهانی .با توجه به نکات فوق و سیاست های دو کشور ایران و امریکا، حال به تاثیر روی کار آمدن رئیس جمهور جدید در امریکا، از طریق نگاهی به سیاست های اجرایی وی می پردازیم.
جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
برای تحلیل وضعیت امریکا پس از روی کار آمدن اوباما و تاثیر آن بر رفتار وی با ایران، باید به دو مساله اساسی توجه شود. 1- سیاست های پایدار امریکا در محیط بین المللی
2- سیاست های اجرایی اوباما در مورد ایران طبیعی است که کارکردهای سیاست خارجی روسای جمهور امریکا نباید از چارچوب و حوزه عمل منافع ملی، ارزش های اساسی و سیاست های ثابت امریکا فراتر رود. شاید اگر نگاه بدبینانه داشته باشیم، به این نتیجه برسیم که سیاست های اوباما نیز نخواهد توانست در حل معضلات فی مابین ایران و امریکا گشایش مهمی ایجاد کند. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران مسائل بین المللی، شیوه تعامل اوباما با ایران، سرنوشت خاورمیانه یی دولت امریکا را در چهار سال آینده رقم خواهد زد. اما باید این مساله را در دو حوزه اصلی مشاهده و تحلیل کرد.
1- رویکرد فرصت‌محور: برخی معتقدند از آنجا که اوباما اعلام کرده است بدون پیش شرط با ایران مذاکره خواهد کرد و سیاست های تندروانه، خشن و تنش زای دوران بوش را تغییر خواهد داد، بنابراین فرصتی برای ایران ایجاد شده است که باید از آن بیشترین استفاده را به عمل آورد. برای حداکثر بهره برداری از چنین شرایطی، باید سیاستی فعال و برنامه ریزی شده در دستور کار دولت ایران قرار گیرد. بر این اساس لازم است رفتار سیاست خارجی امریکا نسبت به جمهوری اسلامی از سوی ایران مدیریت و کنترل شود.در این رویکرد، ایران می تواند در صورت مشاهده تغییر سیاست های امریکا به صورت عملی و عینی، در فرصت زمانی مناسب و با مشاوره با کارشناسان برجسته سیاست خارجی، برای مذاکره با رئیس جمهور امریکا اعلام آمادگی کرده و دستور کار معینی را برای این منظور تهیه کند. این دستور کار باید بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت و بر مبنای ارزش های انقلاب اسلامی و منافع حیاتی کشور تنظیم شود. باید توجه داشت در شرایط کنونی، امریکا به دلیل بحران اقتصادی و زمین گیر شدن در عراق و افغانستان، در ضعف به سر برده و ایران باید از موضع قوت و عزت، راه جدید خود را انتخاب کند. حاصل چنین رویکرد فعالی از سوی ایران، خلع سلاح امریکا و افتادن توپ به زمین این کشور و از بین بردن بهانه های امریکا و جامعه جهانی نسبت به ایران خواهد بود.
2- رویکرد خطر آفرین: از سوی دیگر نظر برخی از صاحب نظران این است که روی کار آمدن اوباما و حاکم شدن حزب دموکرات بر دولت امریکا در درازمدت، می تواند خطری برای ایران تلقی شود. در صورتی که سیاستی فعال برای شرایط جدید اتخاذ نشود و مدیریت رفتار امریکا از سوی ایران در دستور کار دولت قرار نگیرد، یا تعللی در پیشدستی ایران پدید آید، فرصت نهفته در شرایط فعلی ممکن است به یک تهدید یا خطر علیه ایران تبدیل شود. خلاصه آنکه روی کار آمدن اوباما در کوتاه مدت می تواند برای ایران یک فرصت تلقی شود. ولی چنانچه از این فرصت به طور مناسب بهره برداری نشده و شرایط به درستی مدیریت نشود، در درازمدت می تواند روی کار آمدن دموکرات ها با طرح مسائل جدیدی مانند حقوق بشر و... به خطر جدیدی منجر شده یا حتی از دوران حکومت بوش نیز برای ایران نامناسب تر شود. بنابراین انتظار می رود مسوولان کشور با بررسی تاثیرهای مثبت و منفی روی کار آمدن اوباما، با دوراندیشی، برنامه های کارآمدی در زمینه تحولات جدید امریکا، تدوین کرده و به اجرا در آورند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات