تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۰  ، 
کد خبر : ۶۹۳۷۸

جایگاه از دست رفته آمریکا در خاورمیانه


نوشته: پاتریک سیل
ترجمه: زینب کامرانی
در گذشته، بعضی از اعراب و مسلمانان دیدگاه خوبی نسبت به آمریکا داشتند. اما امروز، وقتی اسم آمریکا می‌آید، باعث ایجاد ترس می‌شود و همه به نوعی نسبت به این دولت احساس کراهت می‌کنند.
امروز، نسبت به دولت آمریکا به عنوان دولتی که مخالف مصالح عرب و دشمن اسلام می‌باشد، نگاه می‌شود.
دولت آمریکا در سابق از نقد و انتقاد خالی نبود، اما رئیس‌جمهوری آمریکا «جورج بوش» و معاونش «دیک چنی» به همراه وزیر دفاع «دونالد رامسفلد»، با استفاده از نفوذ خود بر نومحافظه‌کاران در داخل و خارج دولت باعث ایجاد برنامه‌های خطرناک و مشکل‌ساز در جهان، مخصوصاً منطقه خاورمیانه شدند. همه اینها باعث شد تا احساس دشمنی همراه با خشونت در جنبشهای اسلامی برانگیخته شود.
اما دولت آمریکا به این حد هم اکتفا نکرد تا جایی که به حد هتک حرمت ساحت دین مقدس اسلام رسید، موضوعی که حتی دوستانش در منطقه مانند مصر و عربستان را هم ناراحت کرد. در همین ارتباط، رهبر دینی عربستان سعودی به نام شیخ «عبدالعزیز آل الشیخ» گفت: غرب نسبت به عقاید اسلامی ما اعلان جنگ داده است.
اینگونه سخنان از سوی هم‌پیمانان آمریکا زنگ خطری برای واشنگتن است. اما تردید وجود دارد که دولت آمریکا، تغییر اساسی در تعاملات خود با دیگر کشورها، به منظور از سرگیری روابط دوستانه به هم‌پیمانانش انجام بدهد.
روشن است که آمریکا عامل اساسی مشکلات خاورمیانه است. این کشور در سایه عملیات «جنگ با تروریسم» با تمام ابزارآلات جنگی به جان مسلمانان افتاده است و با این کار می‌خواهد منطقه خاورمیانه را در خدمت مصالح خود و اسرائیل به خدمت بگیرد.
این طرح آمریکا باعث ویرانی عراق و اتفاقات ناگوار در خاورمیانه شد. همچنین دولت آمریکا در مواجهه با برنامه‌های هسته‌ای دولت ایران، رویه خطرناکی را در پیش گرفته است. اما «آریل شارون» نخست‌وزیر اسرائیل طی چهار سال گذشته شرایط سختی را به صورت یکجانبه بر فلسطینی‌ها اعمال می‌کرد و دولت آمریکا به جای اینکه راه‌حلی براساس عدالت برای پایان دادن به درگیریها میان اعراب و اسرائیلیها جلوی پای آنها بگذارد، به وسیله دخالتهای نظامی و همچنین تشویق و حمایت اسرائیل، عمداً باعث بیشتر شدن آتش درگیریها می‌شد.
علاوه بر این مسائل، کشورهای افغانستان، پاکستان و سوریه نیز از گزند آمریکا دور نماندند و ما می‌بینیم که اوضاع این کشورها هر روز بحرانی‌تر از دیروز شود.
اما این بحرانها به وسیله تهدید، سر و صدا راه انداختن، وارد کردن نیروهای نظامی به صحنه درگیریها و همچنین اعمال مجازات اقتصادی حل نمی‌شود.
در همین حال، در عراق، مقاومت در برابر نیروهای آمریکایی جریان دارد و همچنین بحران بین فسلطین و اسرائیل شدت گرفته است و رویارویی خصمانه در افق آسمان ایران نیز دیده می‌شود و این مسائل، کوشش فوری برای دور کردن فاجعه از منطقه را می‌طلبد. اما آمریکا در ارتباط با این مسائل، بدون در نظر گرفتن استراتژی آنها عمل می‌کند.
آمریکا باید در اسرع وقت از عراق خارج شود و عراقیان را برای سازش و سازندگی در امورشان تنها بگذارد ولی بوش اصرار دارد که نیروهای آمریکایی، تا به دست آمدن پیروزی کامل در عراق حضور داشته باشند.
بوش با این کار خود می‌خواهد بهای دیگری به علاوه بهای سنگینی که به وسیله به کارگیری نیروی نظامی و... در جنگ عراق پرداخته است، بپردازد. این امر انتقاد بیشتر شهروندان آمریکایی را نسبت به وی ایجاد می‌کند.
اما خطای بارزی که بوش در چهار سال گذشته انجام داد، این است که سیاستهای شارون را تأیید کرد. شارون با ایجاد شهرکهای یهودی‌نشین و گسترش آنها، ساخت دیوار تبعیض نژادی و قتل عمدی شهروندان فلسطینی جایگاه منفوری در نزد جهانیان دارد و حال که از صحنه سیاست کنار رفته است، آمریکا باید پس‌مانده‌های مخرب سیاستهای او را جمع کند. شاید تنها راه برای بوش در این دوره ناآرام و دشوار، ایجاد پایه و اساسی برای حل اختلافات و درگیریهای خاورمیانه باشد و همچنین بوش باید برادری‌اش با اسرائیل را، قربانی مصلحت خود کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات