لیلی الرحبانی ـ الثبات
تردیدی نیست که دیدار میشل عون از تهران سوالات و اتهامات زیادی را در عرصه سیاسی لبنان و جهان عرب و در سایه برخورد میان کشورهای فعال منطقهای ایجاد میکند. دیدار عون از تهران در شرایطی صورت میگیرد که پیش از این بارها از وی برای این سفر دعوت به عمل آمده بود و او شرایط کنونی را برای سفر به تهران مناسب تشخیص داد هر چند که بحث و جدلهای زیادی نیز صورت گرفته است و ناظران آگاه نیز چنین پیشبینی کرده بودند. اگر ناظری باانصاف بخواهد ابعاد سفر عون به تهران و منافع آن برای لبنان و به خصوص جریان آزاد ملی را بررسی کند میتواند دلایل زیر را ذکر کند:
ـ تاخیر بیش از این در پذیرش دعوت تهران میتوانست عون را در آستانه انتخابات پارلمانی قرار دهد که در این زمان امکان سفر به تهران وجود نداشت، چرا که همه مشغول نبرد انتخاباتی هستند و سفر به تهران ارزش و اهمیتی در راستای اعمال فشار بر روند انتخابات نمیتواند داشته باشد.
ـ جریان آزاد ملی همواره خواستار بهبود روابط با تمامی کشورهایی بوده که به نوعی به لبنان کمک کرده بودند. در این زمینه سفر به تهران و تمامی کشورهای عربی و خارجی که همراه لبنان بودهاند، برای تمامی رهبران لبنانی امری واجب مینماید. فرهنگ لبنان همواره برخاسته از محبت و گشایش بوده و هیچگاه گوشهگیری و انزوا در آن راهی نداشته است.
ـ سفر عون به تهران در این شرایط اهمیت خاصی یافته است. هشدارهایی که پیش از این در مورد روند مجبور کردن مسیحیان به مهاجرت از شرق به گوش میرسد، صحیح از آب درآمده است، به گونهای که شاهد مهاجرت بیسابقه مسیحیان عراق ظرف پنج سال گذشته بودیم. این روند به جایی رسید که ظرف دو روز 930 خانواده مسیحی شهر موصل عراق را ترک کردند و مسیحیان در عراق اکنون زیر شدیدترین فشارها از سال 2003 به بعد قرار دارند.
با توجه به این نکات به نظر میرسد سفر یک نماینده مسیحی لبنانی به ایران امری کاملا طبیعی و حاوی اهمیت استراتژیک برای مسیحیان شرق باشد. عراق و فلسطین اکنون شاهد مهاجرت اجباری مسیحیان هستند و به موازات آن برخی سعی دارند مسیحیان لبنان را از سلاح مقاومت بترسانند و آنها را در مواجهه مستقیم با این سلاح قرار دهند. اقدام عون در سفر به ایران در راستای گزینههای استراتژیک جریان آزاد ملی در دعوت از مسیحیان لبنانی و مسیحیان شرق برای گشایش در برابر تمامی کشورهای فعال در عرصه منطقه و دوستان لبنان است. این در حالیست که پیش از این شاهد نبردها و تنشهای زیادی میان مسیحیان بودیم که از آن به عنوان «جنگ به نمایندگی از دیگران» نیز یاد میشد.