تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۳  ، 
کد خبر : ۶۹۴۲۶
حزب کارگران سازندگی

در توهین به پیامبر تساهل جایی ندارد

مقدمه: گروه سیاسی: شبکه ماهواره‌ای تلویزیونی هما با عطاء‌الله مهاجرانی عضو شورای مرکزی کارگزاران سازندگی در خصوص چاپ کاریکاتورهای اهانت‌آمیز نسبت به پیامبر اسلام گفت‌و‌گو کرد.

*آیا اکنون هم قائل به توطئه بودن انتشار کاریکارتورهای مزبور هستید؟
**در مورد کاریکاتورهایی که اینک در نشریات اروپایی منتشر شده، به نظرم این قضیه تصادفی نیست. داستان از این قرار بوده که نویسنده دانمارکی یک کتاب در مخورد پیامبر اسلام می نویسد و بعد از آن جست و جوی کسی است تا در مورد کتابش کاریکاتور بکشد در این فرآیند با افرادی مواجه می شود که از انجام این کار استنکاف می ورزند. نهایتا اتحادیه نویسندگان دانمارکی وارد صحنه شده و به روزنامه «پلاندز بوستن» سفارش این کار را می دهد.م این روزنامه هم از مدیر فرهنگی اش دعوت می کند تا 40 کاریکاتوریست، طرح هایی را با موضوع پیامبر اسلام بکشند نهایتا دوازده نفر از این کاریکاتوریست ها موضوع را پذیرفته و اقدام به کشیدن کاریکاتورهای مخزبور کرده موضوع به اینجایی می رسد که در حال حاضر شاهد آن هستیم.م مخا وقتی مخجمخوعه این اطلاعات را کنار هم می گذاریم به نظرم می رسد نمی توان آن را یک تصادف تلقی کرد بلکه امری است که می تنواند برخوردار از تدبیر و طراحی باشد. خصوصا که می بینیم با اعتراض مسلمانان، کاریکاتورها درنروژ نهایتاً اکثر کشورهای اروپایی به صورت همزمان منتشر می شوند.
*در مطلب اخیری هم که جنابعالی در خصوص این کاریکاتورها منتشر کردید، فرجام این عمل را شیرین دانستید اولا منظورتان از این شیرین فرجامی چیست و ثانیاً با توجه به اینکه فرمودید کلیت این قضیه را می توان به عنوان یک توطئه تلقی کرد، حال پرسش قابل طرح آن است که توطئه گران چه هدفی را در لوای این قائله دنبال می‌کنند؟
**البته در عین استفاده بنده از تعبیر شیرین فرجامی اما طبیعی است مسئله اهانت به پیامبر اسلام مسئله بسیار تلخی است. اما من به لحاظ نتیجه کار و اینکه روندی که شروع شد به کجا خواهد انجامید، آن تعبیر را به کار بردم. از این جهت بنا به مثال معروفی که چه بسا یک امر زیان آور که درصورت ظاهر پوسته ای تلخ دارد ولی نهایتا ما را به یک مقطع مطلوب و شیرین می‌رساند، در این مورد هم شاهدیم که موجی در سراسر جهان اسلام اتفاق افتاد و توجهی به پیامبر اسلام شد که می توان آن را به عنوان یک امر مثبت و نتیجه بخش تلقی کرد. شاید هم کسانی که این طراحی را انجام دادند و آن کاریکاتورها را چاپ کردند گمان نمی کردند چنین واکنش گسترده و عمیقی را در سراسر جهان اسلام شاهد شوندم. نکته دیگری که قابل توجه است آن است که در جهان اسلام نسبت به پیامبر اسلام یک توجهی پیدا شد. مسلمانان احساس کردند که شخصیت محوری کانون اصلی دین و هویت دینی آنها که پیامبر است مورد اهانت و تهاجم قرار گرفته. از طرفی کسانی هم که مسلمان نیستند، وقتی مجموعه واکنش مسلمانان را می بینند (همان طور که این روزها ما شاهد بودیم بیشتر از هر نامی نام پیامبر اسلام از تمام رسانه های دنیا مطرح می شود) بالطبع این پرسش ذهن ایشان را خواهد گزید که محمد چه کسی است که این کاریکاتورها او را به این شکل مطرح کرده و موضوعی جهانی و هر روزه شده؟ کوتاه ترین راه برای این پرسش این است که کتاب آسمانی ما را بخوانند وطبعا چنانچه مسیحی باشند وقتی قرآن ما را می خوانند می بینند سوره هایی که از حضرت مسیح و مریم و پیامبراین ابراهیمی و موسی در قرآن است خیلی درخشان تر از کتاب مقدس خودشان است.
*آیا می توان مناقشه مزبور را طلیعه برخورد تمدن‌های وعده داده شده هانتینگتون تلقی کرد؟ چرا که ظاهرا دیدگاه هانتینگتون نزدیک تر به واقعیت است تا مبحث گفت و گوی تمدن های جناب آقای خاتمی که بیشتر نمایه یک خواست یا آرزوی آرمانی بود؟
**به نظر من این رویارویی پیش از واقعه 11 سپتامبر بود.منتها واقعه 11 سپتامبر موجب شد تا چهره این رویارویی روشن تر و آشکارتر شود. وقتی می بینیم غرب و آمریکا در برخورد با جهان اسلام با لهجه و اعمال اراده فرادستانه صحبت می کنند، نمی توانیم از چنین رویه ای میل به گفت و گو اسنتاج کنیم. چنین رویه ای به آن معنا است که یک طرف می گوید و طرف دیگر صرفا باید بپذیرد! گفت و گوی تمدن هایی که به صورت یک نظر در مقابل نظریه هانتینگتون مطرح شد به واقع زمانی قابل تحقق است که زمنیه و شرایط و ظرفیت لازم برای چنین کاری موجود باشد. اما اکنون جهان در شرایطی قرار گرفته که یک طرف با تکیه بر مجموعه ابزارهای خود بیشتر سعی در اعمال نظریه و اراده خود دارد. طبیعی است در چنین گویش ناعادلانه ای وقتی در نقطه مقابل یک بیداری اتفاق بیفتد یعنی مسلمان ها نسبت به هویت دینی خودشان توجه پیدا کنند، واکنش نشان خواهند داد. دوران خواب زدگی مسلمانان تمام شده و ایشان اکنون وارد صحنه شده و اتفاقا از همان ابزار آزادی و دموکراسی غربی ها هم استفاده می کنند.
*می توانم این تلقی را از صحبت‌های شما داشته باشم که افق آینده نمی‌تواند چندان امیدوارکننده از حیث غالب شدن گفت‌و‌گوی تمدنی باشد؟
**به نظر من این یک امر دو وجهی است. یعنی از یک طرف نمی تواند باشد مگر اینکه کسانی که این رئوش ها را اتخاذ کرده اند، تجدید نظر کنند. کما اینکه شاهد بودیم سولانا در سفری که به مصر رفت و در گفت و گو با «طنطاوی» مفتی بزرگ مصر اعلام کرد که چاپ کاریکاتورها به ویژه تکرار آن در دیگر نشریات اروپایی یک اشتباه بود. اگر اینگونه باشد که غربی ها در گفت و گوی با شرق و مسلمانان رعایت مقدسات ایشان را کرده و از زبان اهانت استفاده نکنند، در آن صورت این بهترین زمینه گفت و گو است. یعنی این ماجرا می تواند به مثابه امری تلخ تلقی شود که اتفاق افتاده اما از این تلخی مانند ویران کردن یک بنای کلنگی که بر روی آن ساختمانی جدید می سازند، می توان بهره برداری مناسب کرد.م اگر معنای اقدامی که پیشامد آن باشد که غربی ها متوجه شدند مسلمانان نسبت به اهانت به پیامبرشان اهل سهل انگاری نیستند، طبیعی است آنها نیز خود را مجهز به زبان جدی و روشن و مودبانه ای برای گفت و گو با مسلمانان خواهند کرد.
*شما به نوعی مبدع نظریه تسامح و تساهل در دوران معروف به اصلاحات در ایران بودید. اکنون تصور می کنید مسلمانان بر اساس نظریه تساهل تسامح باید چه نوع واکنشی نسبت به توهین به مقدسات شان از خود نشان دهند؟
**اهانت نسبت به پیامبر اسلام متفاوت با مسائل دیگر است. وقتی به سیاست و سیاستمداران کشورهای اسلامی اهانت می شود، آن امر دیگری است. ولی وقتی نسبت به پیامبر اسلام اهانت می شود، بالطبع نمنی وشد این را ساده گرفت و سهل انگارانه با آن برخورد کرد، چرا که مسلمانان همه هویت و شخصیت خود را مورد تهدید می‌بینند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات