مصطفی صادقی
بالاخره نگرانیهای شیخ بر تردیدهایش غلبه کرد.
ماهها بود که عرصه سیاسی کشور در انتظار پاسخ او نشسته بود. و این در حالی بود که او هر بار در پاسخ به دعوت برای حضور و بازگشت این پاسخ را میداد: "اعتقاد دارم که فرد دیگری باید وارد صحنه شود"
اما آنچه که موجب میشد آمدن او را متصور شوند جملهای بود که او همواره در ادامه میآورد: "اگر کسی نیامد که نگرانیهای مرا برطرف کند و منافع نظام ایجاب کند وارد عرصه خواهم شد"
کسی اما نیامد و او در آخرین ساعات روز ثبتنام کاندیداهای نهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری با صدور بیانیهای حضور خود را اعلام کرد.
اما او مگر چه نگرانیهایی داشت؟
اولینبار وقتی با چهرهاش آشنا شدیم که در کنار پیر جماران ایستاد و حکم انتصاب مهندس بازرگان را به عنوان رییس دولت موقت قرائت کرد.
پس از آن نیز بارها در مسئولیتهای مختلف قرار گرفت. به هر جا که بحرانی بود قدم نهاد تا آن را برطرف کند.
آن هنگام که کشور در جنگ به سر میبرد فرماندهی دفاع از کشور را برعهده گرفت. پس از جنگ به صندلی پاستور تکیه زد تا خرابیهای کشور را سامانی بخشد. کشوری که 8 سال را در جنگ به سر برده بود. آنچنان در سازندگی و آبادانی کشور کوشید که لقب سردار سازندگی را به او دادند.
اما پس از 2 دوره ریاست جمهوری گمان برد که کشور را در مسیری درست قرار داده است و آن قدر نیروی متخصص تربیت کرده که بتوانند هدایت کشور را برعهده بگیرند.
امروز شیخ پس از 8 سال نه تنها کشور را منحرف شده از آن مسیر میبیند بلکه میداند که از آن نیروهایی که تربیت کرده دیگر خبری نیست. آنها قربانی بازی بزرگان شدند.
مدیران او آنچنان در کوران برخوردهای سیاسی 8 سال اخیر قرار گرفتند که دیگر یارای ماندن برای اکثر آنها نماند.
اکنون آنها در گوشهای غنودهاند. در تمام سالهایی که او در ساختمان مجاور خاتمی برصندلی مجمع تکیه زده بود 2 جناح تا آنجا که توانستند بر یکدیگر تاختند و فتحهای سنگر به سنگر انجام دادند. آنچنان شد که پس از شکستها و پیروزیها آنها، اکنون، تنها سنگر پاستور برای تصرف محافظهکاران باقی مانده است و کشور در معرض خطر یکدست شدن نظام قرار دارد.
هاشمی میداند که یکدست شدن نظام چه عواقب بدی را به دنبال دارد، آنچنان که او پس از ثبتنام در ستاد انتخابات کشور گفت: اگر یکدست شدن جامعه به معنای این باشد که عدهای از نیروهای جامعه منزوی شوند و از انرژی آنها استفاده نشود این را قبول ندارم و فکر میکنم باید به گونهای باشیم که برای سلیقههای مختلف امکان حضور در حد مقدور قایل باشیم.
هاشمی این جملات را گفت تا در ادامه این را هم بگوید: من از همه سلیقههای مختلف در دولتم استفاده خواهم کرد.
شیخ، خطر اختلافات داخلی را بسیار بیشتر از تهدیدات خارجی میانگارد. چنان که افزایش اختلافات داخلی از مهمترین دلایل اعلام حضور هاشمی بود. از دیگر سو شیخ نیک میداند که یکدست شدن نظام افراط و تفریط به دنبال خواهد داشت او میداند که یکدست شدن، نظام را به سمت رادیکالیسم پیش میبرد.
هاشمی که خود زخم رادیکالیسم را بر سینه دارد هراس آن را دارد که مبادا انقلاب و نظام باز به دست افراطگرایان سپرده شود.
از سوی دیگر کشور با چالشهای سختی در عرصه خارجی روبروست.
آمریکا، اکنون تقریبا در تمامی جهتهای جغرافیایی همسایه ما شده است.
این در حالی است که پرونده رابطهی ایران و آمریکا نیز همچنان مفتوح است و مسالهساز.
بسیاری بر این باورند که هاشمی مشکل رابطه با آمریکا را حل خواهد کرد. چنان که خود او در پاسخ به سوال یک خبرنگار خارجی در این خصوص گفتهبود: من یکی از کسانی هستم که میتوانم این مشکل را حل کنم.
از سوی دیگر پرونده هستهای ایران ماههاست به عنوان اولین دستور کار بر روی میز مقامات ارشد نظام قرار دارد و نیز ماههاست که دیپلماتهای ایران را مشغول به خود کرده است. اروپاییها و آمریکاییها نیز چشم به انتخابات ایران دوختهاند تا ببینند آیا رییسجمهوری آینده ایران میتواند این مشکل را حل کند.
شیخ که لقب پیر سیاست را یدک میکشد برآن است تا با بازگشت بر کرسی پاستور این بحران را پایان بخشد. قدرت مذاکره و اعتبار او چیزی است که غربیها را هم دلخوش توافق با او کرده است.
به هر روی هاشمی رفسنجانی در حالی پا به عرصه انتخابات ریاست جمهوری گذاشته که فضای سیاسی ایران بسیار متفاوت از آن دورهای است که هاشمی در مسند امور قرار داشت.
ولی امروزه گفتمان اصلی جامعه تغییر کرده است و هاشمی نیک این را میداند که هاشمی گذشته، نیاز امروز نیست بلکه هاشمی دیگری را ایران انتظار میکشد.
شیخی که با برنامهها و نگاه جدیدی به عرصه باز میگردد. یعنی همان چیزی که خود وعدهاش را داده بود.
هاشمی برای آمدنش دلایل بسیاری را مطرح کرد اما این که چرا او نمیخواست پا به عرصه رقابت و انتخابات بگذارد قابل توجه است.
هرچند او دلایل تردیدهایش را بارها گفته و در بیانیهاش همآورده اما به گفته خودش: بعضی از عوامل تردید من جنبه محرمانه دارد. اما آنچه گفتنی بود را در بیانیه منتشر کردم.
او اکنون در شرایطی خود را در معرض انتخاب یکایک ایرانیان قرارداده که با 5 رقیب روبروست.
علی لاریجانی وزیر و مدیر سابقاش، محسن رضایی سردار بازگشته از جنگ که همراه او در سالهای دفاع مقدس حضور داشت، محمدباقر قالیباف که روزگاری سکان هدایت پلیس را برعهده داشت، محمود احمدینژاد شهردار آبادگران تهران که علیرغم مخالفت بسیاری پا به عرصه رقابت گذاشته است و نامزدهای اصلاحطلبان که البته اکنون بیشتر به اصولگرایان میمانند.
باید دید آیا هاشمی اینبار نیز خواهد توانست راهی پاستور شود؟!
روزهای مهمی در پیشرو داریم. ولی به نظر میرسد اگر اتفاق خاصی نیفتد اینبار هم راهها به هاشمی ختم شود.