تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۹  ، 
کد خبر : ۶۹۴۶۶

پرسشی مهم در مقابل یک سفر


نادر کریمی جونی
مانند سفر مردادماه گذشته بشار اسد به تهران، سفر اخیر محمود احمدی‌نژاد به دمشق هم در راستا و تداوم سفرهای منظم رهبران ایران و سوریه و در جهت تعمیق روابط سیاسی و اقتصادی دو کشور توصیف شده است. مانند آخرین سفر بشار اسد به ایران، مقامات دو طرف فهرست بلندبالایی از دستور کار در زمینه‌های اقتصادی اعلام کردند که قرار است پیگیری شود. با این حال هیچ تردیدی وجود ندارد که رایزنی‌های سیاسی و توافق‌هایی که در این باره مورد توجه قرار گرفت نسبت به سایر اهداف این سفر، از اهمیت و البته حساسیت بیشتری برخوردار است. میان این نکته که بازی‌کردن با کارت‌های ایران برای سوریه نافع‌تر است و یا ایران در شرایط کنونی به کمک‌های دمشق احتیاج بیشتری دارد، میان تحلیلگران و بالاخص تحلیلگران فرا منطقه‌ای، دیدگاه یکسانی وجود ندارد ولی قدر مسلم آن است که شرایط فعلی نسبت به شرایط مردادماه گذشته تفاوت محسوسی دارد و از این رو به نکات مورد علاقه‌ای که در سفر پیشین رهبر سوری میان مقامات ایرانی و سوری مطرح شد، اکنون نکات دیگری هم اضافه شده است. از جمله این نکات البته می‌توان به افزایش فشارهای غرب بر روی تهران و دمشق اشاره کرد. مقامات سوری نه تنها به خاطر اظهارات اخیر «عبدالحلیم خدام» معاون سابق ریاست جمهوری سوریه که مقامات ارشد کشورش را به دست داشتن در ماجرای ترور رفیق حریری متهم کرده بود، تحت فشار بیشتری گذاشته شده‌اند بلکه قطعنامه‌های شورای امنیت و تقاضاهایی که برای بازجویی از ارشدترین شخصیت‌های سوری مطرح شده، دمشق را در تنگنا گرفتار ساخته است.
در این میان دو متحد سنتی سوریه، مصر و عربستان، اگر چه پادرمیانی کرده و برای برداشتن فشارها از دوش سوریه اقداماتی را انجام داده‌اند اما هیچ تردیدی وجود ندارد که بازگشت اوضاع به شرایط عادی مستلزم پرداخت هزینه‌هایی است که پرداخت آن، بالاخره از سوی دمشق گران تمام خواهد شد. چنانچه در بهترین حالت ممکن است دمشق ناچار شود برای هیمشه به حمایت‌های خود از گروه‌های ضد صهیونیستی مستقر در لبنان خاتمه دهد و از این بابت با کاهش توان استراتژیک خود در گفت و گوهای صلح با اسرائیل مواجه شود. در چنین شرایطی ایران به عنوان یکی از حامیان مبارزان فلسطینی که البته نفوذهایی هم در میان لبنانی‌ها دارد ممکن است بتواند کاهش نقش و توان استراتژیک سوریه در میان جهادگران فلسطینی را به حداقل ممکن تقلیل دهد. ناظران مسائل خاورمیانه دراین باره ابراز عقیده می‌کنند که رایزنی مقامات ایرانی برای جلوگیری از افزایش تنش میان لبنان و سوریه موثر است ضمن آنکه جلوگیری از تضعیف پیوندهای موجود میان دمشق و گروه‌های ضد اسرائیلی، از آنجا که به هر حال به تقویت انتفاضه فلسطین و مبارزات ضد صهیونیستی می‌انجامد به هر تقدیر با اهداف جمهوری اسلامی ایران هماهنگ است. از سوی دیگر تیرگی رو به فزونی میان بغداد و دمشق که در شرایط جاری حد توقفی برای آن متصور نیست، رهبران دمشق را نگران ساخته و روابط گرمی که میان تهران و بغداد وجود دارد این امید را به وجود آورده که تهران بتواند با این گرما، یخ‌های روابط عراق و سوریه را ذوب کند.
از این رو به احتمال زیاد یکی از مباحث مورد توجه دیپلمات‌های ایرانی و سوری، بهره‌گیری از ظرفیت‌های ایران برای بهبود روابط عراق و سوریه است. این امر از آن رو برای دمشق اهمیت دارد که در اوضاع فعلی، به هر حال کاسته شدن از تعداد مخالفان و بالاخص کاهش تنش با همسایگان کمکی بزرگ در رفع معضلات پیش‌روی اسد و همکارانش است و ایران به واسطه دوستی خود با عراقی‌ها می‌تواند به اسد کمک کند. البته ممکن است سفر بلند پایه‌‌ترین مقام ایرانی به دمشق با تحولات مثبت و خوشایندی برای حزب‌الله لبنان همراه باشد. چه در شرایط کنونی اتفاقاً برخی گروه‌های داخلی لبنانی مانند دروزی‌ها از در مخالفت با حزب‌الله بیرون آمده‌اند که ایران ممکن است از دوستان غیرشیعه خود در لبنان و سوریه بخواهد تا از فشارها علیه حزب‌الله بکاهند. در مقابل کمتر می‌توان تردید داشت که سفر احمدی‌نژاد برای ایران نیز منافعی در بر خواهد داشت. تقویت جبهه ضد اسرائیلی به ویژه از آن رو که سوریه در خط مقدم این جبهه قرار دارد برای دولت جدید از اولویت برخوردار است و بالاخص با اظهارات اخیر رئیس جمهوری اسلامی ایران علیه اسرائیل، تهران در شرایط حاضر تصمیم به تقویت این جبهه گرفته است. از سوی دیگر اگر چه وزن سوریه در اتحادیه عرب کاهش یافته و هم‌اکنون مانند سال‌های گذشته رفتار و سیاست‌های دمشق، توجه پسرعموهای عرب را جلب نمی‌کند، اما به هر حال یافتن یک دوست در جهان عرب، آن هم در منطقه خاورمیانه، می‌تواند برای ایران حائز اهیمت باشد و نوعی محور استراتژیک که متضمن همکاری علیه فشارهای غرب باشد را در میان تهران - دمشق به وجود آورد.
در این باره البته می‌توان خوش‌‌بینانه انتظار داشت که دمشق به نفع سیاست‌های کشورمان در میان دوستان نزدیک خود، عربستان و مصر، به تبلیغ بپردازد و بدین‌ترتیب حامیان ایران در میان دوستان خاورمیانه‌ای ایالات متحده، افزایش یابد. در چنین صورتی البته می‌توان تأثیر این حمایت احتمالی را بر مهارشدن بحران پرونده هسته‌ای ایران مشاهده کرد. سوریه همچنین می‌تواند به عنوان پل ارتباطی میان ایران وگروه‌های فلسطینی نقش ایفا کند که این نقش تاکنون نیز ایفا شده. اما با تشدید فشارها علیه سوریه احتمالاً علاقه‌مندی دمشق برای تداوم برقراری ارتباط میان ایران و گروه‌های فلسطینی کاهش خواهد یافت که سفر محمود احمدی‌نژاد در این باره قادر خواهد بود سوری‌ها را برای تداوم ایفای این نقش ترغیب کند. با این همه به روشنی می‌توان دریافت که در شرایط جاری نیازهای ایران به سوریه، در مقابل نیازهای سوریه به ایران از اهمیت بیشتری برخوردار نیست. چه به هر حال ایران در جایگاه و شرایط اقتصادی و سیاسی بهتری قرار دارد و می‌تواند کمک‌های بیشتری را در اختیار دمشق بگذارد. به این دلیل اینکه سوریه چگونه می‌تواند و یا می‌خواهد حمایت‌های باارزش ایران از دمشق- آن هم در برهه حساس کنونی - را پاسخ دهد پرسش مهمی است که اسد و همکارانش باید جواب‌های قانع‌کننده‌ای برای آن داشته باشند. به ویژه نقش سوریه درکنفرانس‌هایی نظیر 2+6 و یا سکوت سوریه در حمایت‌های اتحادیه عرب درباره ادعای امارات متحده عربی، قرائن مهمی است که در تحلیل جواب‌های یاد شده باید در نظر گرفته شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات