محسن میردامادی از دانشجویان پیرو خط امام در جریان تسخیر سفارت آمریکا در سال 1358 و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی دوره ششم مجلس شورای اسلامی درباره مسائل سیاست خارجی ایران و پرونده اتمی با خبرگزاری دانشجویان ایران گفت و گو کرده است. میردامادی در این گفت و گو پیشنهادهایی ارائه کرده و از توان غیرمتعهدها در پرونده اتمی ایران، طرح روسیه، وضعیت منطقهای ایران و دیپلماسی عصر خاتمی سخن گفته است. میردامادی میگوید که چالش بین ما و غرب در بحث هستهای مانند بازی شطرنج است که هم آنها میدانند ما دنبال چه هستیم و هم ما میدانیم که آنها میخواهند ایران چرخه سوخت کامل نداشته باشد. مهم این است که در این صحنه شطرنج چطور بازی کنیم که بازی خیلی زود تمام نشود. در دولت گذشته و همچنین مجلس ششم این نگاه وجود داشت که موضوع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت ارجاع نشود. باید توجه داشته باشیم که شرایط بینالمللی امروز پایدار و دائمی نیست و باید مسیری را ادامه دهیم تا به شرایط مناسب برسیم.
وی درباره طرح روسیه میگوید که این طرح میتواند خلاء موجود را پر کند و پلی میان ما و طرفهای مذاکره اروپایی در شرایط فعلی باشد. طرح روسیه میتواند با نکاتی که تعهدات دائمی برای ما ایجاد نکند قابل مذاکره باشد هر چند که در شرایط عادی طرح روسیه طرح مطلوبی نیست. رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم میگوید: ما در پرونده هستهای با بیشتر برگهایی که میتوانیم بازی کنیم بازی کردهایم. برای مثال در بحث غیرمتعهدها به عنوان مجموعهای که در شورای حکام هستند هر کاری که توانستهایم انجام دادهایم اما اگر شورای حکام نشست اضطراری تشکیل دهد گمان نمیکنم تصمیمی اتخاذ شود که ما متضرر نشویم همچنان که در نشست ما قبل آخر شورای حکام با وجود آنکه چین و روسیه رای ممتنع دادند اما برخی از کشورهای غیرمتعهد از جمله هند که نزدیکی بیشتری به ما دارد رای مثبت داد و در نهایت مصوبه علیه ما تصویب شد. توان غیرمتعهدها محدود است و بعضی اقدامات ما آنها را در شرایط محدودتری قرار میدهد و آنها همانطور که به ما نزدیکی دارند، برخی از آنها نزدیکی بیشتری با آمریکا دارند.
میردامادی توصیه میکند ایران در گام اول باید تلاش کند که طرح روسیه به نتایج مثبتی برسد، شروع اقدامات جدید تا قبل از اینکه مسائل ما با روسیه به جایی برسد که بحث شورای امنیت کاملاً منتفی شود کاری عجولانه است و میتواند برای ما مشکل ساز باشد. میردامادی درباره سیاست خارجی عصر خاتمی میگوید: دوره آقای خاتمی در عرصه بینالملل کاملاً متفاوت با دورههای قبل است. آقای خاتمی با شعارهای جدیدی وارد شده بود که در سطح بینالملل مقبولیت داشت. شعارهایی مانند تقویت و گسترش نهادهای مدنی، آزادیهای عمومی در عرصه سیاست داخلی و تنشزدایی در سیاست خارجی و ایشان اولین کسی بود که در ابتدا به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری و پس از آن به عنوان رئیسجمهور چنین شعارهایی را مطرح میکرد و در دروان ریاست جمهوری ایشان این باور در عرصه بینالملل ایجاد شد که وی بر گفته خود مصر و جدی است و در این دوران اقبال بینالمللی به ایران گستردهتر از دورههای قبل بود و ایران شأن و جایگاه جدیدی پیدا کرد.
میردامادی میگوید: کسب این موفقیتها عمدتاً مربوط به نیمه اول دوران آقای خاتمی بود و از نیمه دوم شرایط به نحوی طی شد که این سیر به صورت نزولی پیش رفت. با وجود آن که در دوره آقای خاتمی تحولات مثبت داخلی نیز به وجود آمد اما این باور در سطح بینالمللی به تدریج تقویت شد که آقای خاتمی دیدگاههای خوبی دارد اما در داخل کشور گروههای مخالف نمیگذارند این سیاستها به پیش برود. هر چند شرایط باز هم مانند شرایط پایان دوره آقای هاشمی نبود، اما موقعیت ممتاز سالهای اول دولت آقای خاتمی را نیز دارا نبودیم و این تردید وجود داشت که تا چه میزان سیاستهای ایران میتواند اعتمادساز باشد. وی با اشاره به اقدامات دولت جدید گفت: ما امروز سیاستهایی را دنبال میکنیم که کاملاً در جهت عکس اعتمادسازی است و اگر شرط لازم برای سیاست خارجی موفق را اعتمادسازی در عرصه بینالملل بدانیم، در ماههای اخیر برخی اظهارات غیرمسئولانه در جهت عکس آن بوده است. وی اعتقاد دارد که اگر تنشزدایی یک مقدمه بوده است، امروز سیاست مقابل آن یعنی نوعی تنشزایی در سیاست خارجی تحت عنوان سیاست تهاجمی مورد پذیرش نیست. چنین سیاستی در دورانی مانند دوران جنگ سرد ممکن بود در برخی موارد راهگشا باشد اما در شرایط فعلی نظام بینالملل، این نوع سیاستها جواب نمیدهد. در سالهای اول انقلاب هم به دلیل شرایط خاص بعد از انقلاب و هم به دلیل نظام بینالمللی دو قطبی، این سیاست تهاجمی میتوانست در مواردی نتیجه مثبت داشته باشد، اما امروز نظام بینالملل متفاوت است.
مردامادی درباره وضعیت فعلی ایران درمنطقه میگوید: امروز برای کشور ما اعتمادسازی یک شرط ضروری در سیاست خارجی برای بازی کردن در صحنه بینالملل است. همچنین باید توجه داشته باشیم که امروز از نظر منطقهای در موقعیت ممتازی قرار گرفتهایم و صاحب امتیازاتی هستیم که هرگز در گذشته نداشتهایم. در طول 50 سال گذشته همیشه عراق برای ما یک تهدید در غرب کشور و افغانستان از زمانی که نیروهای شورو.ی وارد افغانستان شدند و به خصوص در زمان طالبان یک تهدید جدی در شرق کشور ما بوده است، در شمال در دوران جنگ سرد و وجود اتحاد جماهیر شوروی با تهدیدات جدی مواجه بودهایم و امروز تنها دورهای است که با تهدید خارجی از طرف همسایگان مواجه نیستیم و شرایط منطقه به گونهای است که اگر با تهدید خارجی مواجه نباشیم در شرایطی که آرامش در منطقه باشد، به عنوان بزرگترین و غنیترین کشور، نه صرفاً به لحاظ اقتصادی بلکه به لحاظ فرهنگی و تمدنی میتوانیم تاثیرگذارترین کشور منطقه باشیم.
اما بسیاری به دلیل جلوگیری از همین تاثیرگذارترین کشور منطقه باشیم. اما بسیاری به دلیل جلوگیری از همین تاثیرگذاری میخواهند کشور ما آرامش لازم را نداشته باشد. اکنون در عراق با وجود این که با اشغال نظامی آمریکاییها مواجه بود، اما انتخاباتی برگزار شد که اگر بر فرض محال ما میخواستیم حکومتی را در عراق تشکیل دهیم یا افرادی را در عراق روی کار بیاوریم بهتر از ترکیب فعلی نمیتوانستیم در نظر داشته باشیم که منافع ما نیز تامین شود. همچنین در افغانستان دولت این کشور خواستار تعدیل روابط خود با همسایگان است. میردامادی معتقد است هر اقدام سیاست خارجی که منجر به از دست دادن این شرایط استثنایی برای کشورمان شود این فرصتها را از ما میگیرد و چه بسا آنها را به تهدید تبدیل کند و آثار طولانی مدت و ماندگاری به جای خواهد گذاشت.