* حوادثی که در بمبئی رخ داده با این سرعت زمینه های خود را آشکار نمی کنند، اما شما به عنوان یک هندی چه نظری دارید؟
** گمان می کنم اولین دریافت ناقص و نادرستی که ما از مدتها پیش به آن رسیده ایم که در هر حادثه ای بی درنگ دست خارجی ها را در این ماجراها می بینیم. بنابراین در خصوص حوادث مومبای نیز این چنین است. حال آنکه به اهداف آنها باید نگاه کرد. دو هتلی که مورد حمله قرار گرفته اند بسیار قدیمی و فرسوده و از هتلهای سنتی و معروف و در عین حال سر پا نگهداشته شده ای هستند که بسیاری از غربی ها آنها را دوست دارند و مورد علاقه و پسند گردشگردان می باشند. هتلهای «تاج محل» و «اوبروی» این روزها از سوی هندیها، بازرگانان، تجار هندی، احزاب سیاسی و حتی برگزارکنندگان مراسم ازدواج مورد استقبال واقع شده است. تا جایی که حتی من قادر نیستم در لابی هتل بنشینم. به دلیل آن که هزینه بسیار گزاف و سرسام آور این دو هتلها، این کار را غیرممکن ساخته است و اگر کسی توان مالی اقامت در آن را ندارد، بی گمان برای یک بار هم شده تلاش می کند دست کم از لابی این هتلها عبور کند.
* بنابراین می خواهید بگویید چنانچه هدف آمریکایی ها یا انگلیسی ها و یا هر یک از شهروندان غربی بود فضاهای بسیاری نیز وجود داشتند؟
** همین گونه است. به عنوان مثال هتلهای ماریوت و هیلتون، یا چهار فصل، به طوری که این هتلهای زنجیره ای متعلق به آمریکایی هاست و همیشه مملو از آمریکایی ها. حال آنکه هتل تاج محل و «اوبروی» تحت مالکیت هندیهاست. بنابراین باور من این است که بسیاری از هندیها در این مسأله دخیل هستند و نیز اینکه باعث بروز اعتراضهای محلی ناشی از اختلافهای طبقاتی شده است.
* گروهی که مسؤولیت این عملیات را برعهده گرفته اند خود را «مجاهدین دکن» نامیده اند. نامی که تا امروز در فهرست متخصصان و کارشناسان تروریسم و حتی در اخبار مربوطه وجود نداشته است. آیا این نام، برای شما مفهوم و معنای خاصی را تداعی نمی کند؟
** به عنوان کلمه خاص «دکن» چیزی را برای من تداعی نمی کند. فقط به لحاظ مکانی و جغرافیایی، که بخشهای مرکزی و جنوبی هند را به این نام می شناسم و آنچه باعث تعجب من خواهد شد اینکه چطور ممکن است افرادی که عملیات تروریستی را به انجام رسانده اند متعلق به این مناطق باشند، زیرا هیچ گونه ویژگی تروریستی و یا تروریسم اسلامی در این منطقه وجود ندارد. به ویژه که این منطقه حتی منطقه ای جدایی طلب نمی باشد.
* هیچ گمانه ای نسبت به اینکه این تروریستها از کجا آمده اند، دارید؟
** یک تاجر هندی می گفت، شنیده است یکی از مهاجمان زمانی که یک جوان هندی با او صحبت می کرده ابراز داشته، من زبان شما را نمی فهم و این بدین معناست که او هندو و اردو بلد نبوده، حال آنکه بسیاری از هندیها، قادر به تشخیص بیشتر زبانهای دنیا هستند، حتی اگر قادر به فهم دقیق آن نباشند. در عین حال بسیاری از هندیها به گویشهایی که در برخی از قسمتهای کشمیر استفاده می شود ناآشنا هستند و آن منطقه یکی از مناطق بزرگ تروریست خیز می باشد. اما من گمان می کنم می توانند این گروه خارج از گروه های جهادی باشند که از میان مسلمانان ناراضی محلی برخاسته باشند.
* به نظر می رسد این جملات دارای انگیزه های متفاوتی از آنچه در سالهای اخیر رخ داده را در برگیرد، چرا؟
** یکی از داستانهای ناگفته هندوستان این است که جمعیت مسلمانان این کشور هرگز در آنچه طی ده سال اخیر رخ داده شریک نبوده اند و هرگز در پستهای بزرگ و مهم و کلیدی از مسلمانان استفاده نشده و آنها همواره به حاشیه رانده شده اند به طوری که همچنان تبعیضات ساختاری و پیگیریهای حقوقی و قضایی مطالبات مسلمانان بی پاسخ مانده است. روحیه سرخوردگی واز خود بیگانگی، درمیان محلی ها تا آنجا پیش رفته که آنها را به سوی توطئه و بحران سوق داده است که شما نمونه هایی از آن را در انفجارهای مادرید «اسپانیا» تا کازابلانکای «مغرب» و بالی «اندونزی» مشاهده می کنید اما به تازگی به مهاجمان انتحاری تبدیل شده اند حال آنکه در گذشته تنها یک بمب گذار بودند اما رخدادهای امروز بمبئی بسیار استثنایی است که مشاهده می کنیم.
* درخصوص تحلیل سیاسی منطقه ای بویژه تنش میان هند و پاکستان، آیا گمان می کنید، هندیها انگشت اتهام را متوجه همسایه خود خواهند نمود؟
** اگر بخواهید براساس تئوری توطئه به موضوع بنگرید، این پیش فرضها به وجود می آیند، زیرا عناصری از داخل سازمان اطلاعات و امنیت پاکستان بسیار مایلند هند را بیش از پیش در اختلافها و مسأله کشمیر غرق کنند. همین مسأله تندروهای قبایلی در پاکستان را از حمله به حکومت پاکستان به سوی حمله و یورش به دولت هند را طراحی کنند. اما من هرگز به چنین نگاهی از زاویه تئوری توطئه اعتقاد ندارم. اما آنچه بیشتر به ذائقه من خوش می آید این است که تمام این گروه ها به نوعی از سوی پاکستان حمایت مالی و آموزشی دارند. اما این عملیات را نمی توان به طور قطع و مستقیماً به پاکستان نسبت داد.
* آیا ظن و گمان به حضور القاعده در این ماجرا دارید؟
** در این مورد تردید دارم. حس درونی ام به من می گوید که کانون اصلی و مرکزی القاعده یعنی بن لادن و ایمن الظواهری طی چندین سال گذشته کاملاً ضعیف شده است و به نظر می رسد وضعیت آنها مشابه وضعیت لشکر طیبه کشمیر باشد. آنها سازمان و موقعیتی دارند که فقط مراقبت از آن را برعهده دارند. بویژه که القاعده در تمام حملاتش در محدوده فعالیتها و عملیات تروریستی کاملاً ناموفق و شکست خورده است. حتی در حملات انتحاری مقابل سفارت آمریکا در کابل چیزی به دست نیاوردند، البته این احتمال که از هندوستان به عنوان یک «هدف نرم» و مشخص بهره برداری کنند، وجود دارد، زیرا اگر هم اکنون به یک هتل 5 ستاره در پاکستان بروید مانند یک «دژ» محکم می باشد، به گونه ای که دو نوع تدابیر امنیتی وجود دارد. مثلاً شما اغلب مجبورید از در ورودی اصلی، خودرو خود را پارک کنید، سپس با خودرو دیگری به در ورودی هتل وارد شوید. لذا پاکستان مانند هند، کشوری دموکراتیک با جامعه باز و آزاد نیست که شما هر وقت اراده کنید بتوانید به هر جایی بروید.
* واکنش دولت هند در این خصوص چگونه خواهد بود؟
** تصور می کنم هند، خویشتنداری برجسته ای از خود نشان دهد. آنها خیلی راحت به زندگی تجاری و بازرگانی و فعالیتهای اقتصادی خودشان می پردازند. آنها در نظر داشتند بازار بورسی را افتتاح کنند که از هتل تاج محل فاصله چندانی ندارد اما آنها سرانجام تصمیم گرفتند به علت مسافت راه پلی را در آن محل میان هتل تاج و بازار بورس احداث کنند تا مردم را بیش از پیش به سوی فعالیتهای اقتصادی تشویق نمایند و این بهترین مؤلفه برای یک جامعه باز می باشد و در نهایت آنها به ارایه چهره و تصویری خویشتندار از خود در میان جامعه بین المللی اصرار دارند.